ویژگی های شخصیتی حضرت زینب(س)

ویژگی های شخصیتی حضرت زینب(س)

از این جهت که مجموعه اهل البیت(ع) به عنوان الگوهای تربیتی و شخصیتی در زندگی جامعه مطرح هستند و سعادت بشریت نیز در تبعیت و پیروی از این الگوها و اسوه های بی نظیر تاریخ قرار گرفته است ، ضروری ترین نکته برای جامعه امروزی شناخت و آشنایی بیشتر با ابعاد شخصیتی آنها است چرا که الگو پذیری و تاسی نمودن به الگوها زمانی تحقق پیدا می کند که مردم الگوها را به خوبی بشناسند.

حضرت زینب اگر چه در زمره حضرات معصومین به عنهوان ۱۴ معصوم نیست و در زمره ۱۲ امام نیز نمی باشد ولی با توجه به جایگاه کرامتی و ارزشی وی که در خاندان وحی و رسالت و امامت و ولایت پرورش یافته از جمله الگوهایی است که خداوند برای همیشه بشریت ذخیرع سازی نموده است .

از این رو در این مختصر به معرفی برخی از  ابعاد شخصیتی حضرت زینب(س) خواهیم پرداخت.

۱ شخصیت برخاسته از وجود پیامبر اسلام:

شخصیت وراثتی حضرت زینب همانند سایر فرزتدان از اهل البیت (ع) از سرچشمه نبوّت و ولایت، نشأت گرفته و  جدش خاتم پیامبران(ص) است و حضرت زینب از خمیره ذات او آفریده شده است.

رسول خدا(ص) فرمود: «وُلْدُ فاطِمَهَفَانَا وَ لِیُّهُم وَ عُصبَتُهُم، و هُم خُلِقُوا مِن طِینَتِی… ؛ فرزندان فاطمه(حسن، حسین، زینب، و امّ کلثوم) که من ولی و سرپرست نَسَبی آن ها هستم، از طینت و خمیره ذات من آفریده شده اند…» بنابراین حضرت زینب(س) ژِن رسول خدا را در وجود خود دارد و او وارث خاتم پیامبران می باشد و شخصیت او از شخصیت رسول اللّه ریشه گرفته است.

از همین جهت او را شبیه ترین افراد به حضرت خدیجه دانسته اند.

۲ کودکی حضرت زینب همراه با تربیت نبوی:

حضرت زینب ا زهمان آغاز ولادت که در سال ۵ و یا ۶ هجرت در مدینه بوده که پیامبر اسلام در همان سالی که با صلح حدیبیه به مدینه باز می گردد با تولد وی نیز مواجه می شود و مایه خوشنودی وی می گردد ، همراه با توجه و تربیت پیامبر اسلام رشد کرده است.

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در مراسم نامگذاری حضرت زینب سلام الله علیها که با توجه خود پیامبر اسلام انجام گرفت و نام زینب از سوی خداوند برای وی انتخاب شد ، فرمود: «به حاضران و غایبان وصیت و سفارش می کنم که احترام این دختر را پاس دارند، همانا این دختر، شبیه حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ است». ریاحین الشریعه: ۳/۳۸٫

در زیارت نامه آن بانوی گرانسنگ نیز می‏خوانیم: السَّلامُ عَلی مَن رَضَعت بِلُبانِ الاِیمان ؛ سلام بر کسی که از پستان ایمان شیر نوشید.

۳ حضرت زینب نماد کامل ایمان و حیاء و حجاب و عفاف بود:

یکی از وجوه شخصیتی حضرت زینب(س)  حیاء و ایمان و حجاب و عفاف وی بود که برای همگان بسیار روشن ،  و در دوره حیات وی نیز زبانزد بوده است.

یحیی مازنی می گوید: «من در مدینه، مدت زیادی همسایه علی(ع) بودم، سوگند به خداوند، در این مدت، هرگز زینب را ندیدم و صدایش را نشنیدم.»

حجاب و عفاف زینب به گونه ای بوده است که علامه مامقانی در این باره می نویسد: زَیْنَبُ و ما زَیْنَبُ؟وَ ما اَدریکَ ما زَیْنَبُ؟
هِیَ عَقیلَهُ بَنی هاشِمٍ وَ قَدْ حازَتْ مِنَ الصِّفاتِ الْحَمیدَهِ مالَمْ یُحزْها بَعْدَ اُمِّها أحَدٌ حَتی حَقَّ اَنْ یُقالَ هِیَالصِدّیقَهُ الصُغْری، هِیَ فِی الْحِجابِ والْعفّافِ فریدَهٌ لَمْ یرشَخْصَها أحَدٌ مِنَ الرِّجالِ فی زَمانِ اَبیها وَ اَخَویها الاّ یَومَطَّفِّ وَ هِیَ فِی الصَّبْرِ وَ الثَّباتِ وَ قُوَّهِ الایمانِ وَالتَّقویوَحیدَهٌ وَ هِیَ فِی الْفَصاحَهِ وَ الْبَلاغَهِ کَاَنَّها تَفْرَغُ عَنْلِسانِ أمیرِالمؤمنین علیه السلام …»؛

زینب! کیست زینب؟! تو چه دانی که کیست زینب؟ او بانوی بنی هاشم است که در صفات ستوده، برترین است و کسی جز مادرش بر او افتخار و برتری ندارد، تا جایی که اگر بگوییم او (صدیقه صغری) است، حق گفته ایم.

در پوشیدگی و حجاب، چنان بود که کسی از مردان در زمان پدر و برادرانش او را ندید، جز در واقعه کربلا. او در صبر و قوّت ایمان و تقوا منحصر به فرد بود و در فصاحت و بلاغت، گویا از زبان امیرالمؤمنین علیه السلام سخن می گوید.
رجال مامقانی ج ۳، ص ۷۹ ،  فصل النساء.

۴ عبادت و بندگی حضرت زینب به درگاه خداوند:

عبادت از رفیع ترین مقامات آدمی است و ائمه(ع) هر کدام مرتبه اعلای این مقام را دارا بودند و با خدای خویش انس و الفت ویژه داشتند. حضرت زینب نیز  نهایت عبادت و تعظیم را در برابر پروردگار خویش ابراز می نموده است.

زینب از نیایش و نمازهای پیامبر با خبر بود، و همچنین  نمازهای مادرش زهرا و پدرش علی را شاهد بود، او نیایش های امام مجتبی(ع) را در دل شب ها و روزها دیده بود، عبادت و مناجات های حسین(ع) را به ویژه در شب و صبح عاشورا به تماشا نشسته بود و هر یک برای او درس و الگوی عبادت و مناجات بود.

حضرت زینب کبری(س) شب ها به عبادت می پرداخت، و در دوران زندگی هیچ گاه تهجّد را ترک نکرد و آن چنان اشتغال به عبادت ورزید که ملقّب به«عابده آل علی» شد.

شب زنده داری زینب، حتی در شب دهم و یازدهم عاشورا، با آن همه اندوه و مصیبت ها ترک نشد.

فاطمه دختر امام حسین(ع) می گوید: «در شب عاشورا، عمه ام پیوسته در محراب عبادت ایستاده بود، نماز و نیایش داشت و پیوسته اشک های او سرازیر می شد». امام زین العابدین(ع) که هم سفر زینب در کوفه و شام بود ، می فرماید: «اِنَّ عَمَّتی زینب(س)کانَت تؤدّی صلاتها، من قیام الفرایض و النوافل عند مسیرنا من الکوفه الیشام و فی بعض المنازل کانت تصلی من جلوسٍ لشده الجوع و الضعف… لانّهاکانت تقسّم ما یصیبها من الطعام علی الاطفال…»؛

«عمه ام زینب در طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می داد و در بعضی از منزل گاه ها می دیدم که وی بر اثر ضعف و گرسنگی، نماز خود را نشسته می خواند، چرا که سهمیه غذای خود را میان کودکان تقسیم می کرد و دیگر توان ایستادن نداشت.»

امام سجّادعلیه السلام فرمود: إنَّ عَمَّتی زَینَبَ مَعَ تِلکَ المَصائبَ و المِحَنِ النّازِلَهِ بِها فیطَرِیقِنا إلَی الشّامِ ما تَرَکَتْ [تَهَجُّدَها] لِلَیلَهٍ
عمّه‏ام ، زینب ، با وجود همه مصیبت‏ها و رنج‏هایی که در مسیرمان به سوی شام به او روی آورد ، حتّی یک شب اقامه نماز شب را فرو نگذاشت. وفیات الأئمه ، ص ۴۴۱ .

ارتباط زینب با خداوند آن گونه بود که حضرت سید الشهدا(ع) در روز عاشورا، هنگام وداع به خواهرش فرمود: «یا اختی لا تنسانیفی نافله اللیل»؛ «ای خواهر! مرا در نمازهای شب، فراموش نکن.

۵ توجه به حضرت زینب همانند توجه به امام حسن و امام حسین(ع) است:

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله : مَن بَکى عَلى مُصابِ هذِهِ البِنتِ (زَینَبَ بَنتِ عَلِیٍّ سلام الله علیها) کانَ کَمَن بَکى عَلى أخَوَیهَا الحَسَنِ و الحُسَینِ سلام الله علیهما.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : هر کس بر مصیبتهاى این دختر (زینب سلام الله علیه) بگرید، همانند کسى است که بر برادرانش، حسن و حسین سلام الله علیهما، گریسته باشد.
۶ کرامتی شنیدنی از توجه امام عصر (ع) به حضرت زینب(س):

در مقدمه کتاب خصایص الزینبیه  داستانى آمده است که یکى از وعاظ توانمند نقل مى کند: روزى به محضر یکى از علماى بزرگ و مجتهد مقدس ‍ و مهذب ، حاج ملاعلى همدانى مشرف گشتم و از او درباره مرقد حضرت زینب جویا شدم ، او در جوابم فرمود: روزى مرحوم حضرت آیت الله الغظمى آقا ضیاء عراقى (که از محققین و مراجع تقلید بود) فرمودند: شخصى شیعه مذهب از شیعیان قطیف عربستان به قصد زیارت حضرت امام رضا (ع ) عازم ایران مى گردد. او در طول راه پول خود را گم مى کند. حیران و سرگردان مى ماند و براى رفع مشکل متوسل به حضرت بقیه الله امام زمان (عج ) مى گردد. در همان حال سید نورانى را مى بیند که به او مبلغى مرحمت کرده و مى گوید: این مبلغ تو را به سامره  مى رساند.
چون به آن شهر رسیدى ، پیش وکیل ما حاج میزا حسن شیرازى  مى روى و به او مى گویى : سید مهدى مى گوید آن قدر پول از طرف من به تو بدهد که تو را به مشهد برساند و مشکل مالى ات را برطرف سازد. اگر او نشانه خواست ، به او بگو: امسال در فصل تابستان ، شما با حاج ملاعلى کنى طهرانى ، در شام در حرم عمه ام مشرف بودید، ازدحام جمعیت باعث شده بود که حرم عمه ام کثیف گردد و آشغال ریخته شود. شما عبا از دوش گرفته و با آن حرم را جاروب کردى ! و حاج ملاعلى کنى نیز آن آشغال ها را بیرون مى ریخت … و من در کنار شما بودم .
شیعه قطیفى مى گوید: چون به سامرا رسیدم و به خدمت مرحوم شیرازى شرفیاب شدم جریان را به عرض او رساندم . بى اختیار در حالى که اشک شوق مى ریخت ، دست در گردنم افکند و چشمهایم را بوسید و تبریک گفت و مبالغى را برایم مرحمت کرد.
چون به تهران آمدم ، خدمت حاج آقاى کنى رسیدم و آن جریان را براى او نیز تعریف نمودم . او تصدیق کرد، ولى بسیار متاءثر گشت که اى کاش این نمایندگى و افتخار نصیب او مى شد.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


+ 2 = 4