حوزه علمیه و علمای مشهد در گفتگو با: آیت الله دِ هِشت چرا حوزه ای که آن عظمت را داشت؛ حالا این طور شده است

ضرورت اقدامی اساسی برای بازگرداندن نشاط علمی در حوزه علمیه مشهد و توجه به اخلاق و پرهیز دادن حوزه و حوزویان از مدرک گرایی و مادی گرایی و توجه به مؤلفه های تبلیغ از جمله موضوعاتی بود که آیت الله غلامرضا دِهشت در این گفتگو آن را مورد توجه قرار داد.

درباره اداره حوزه های علمیه رویکرد ها و دیدگاه های گوناگونی مطرح است(از سنت گرایی تا نو گرایی و به روز شدن کتب درسی) آنچه در ادامه می خوانید نظرات آیت الله دهشت در رابطه با ان موضوع است.

حوزه علمیه خراسان از چه زمانی شکل گرفته و چه علمایی باعث تقویت حوزه بوده اند؟

حوزه علمیه مشهد سابقه زیادی دارد. در دوران رضاشاه فترتی پیش آمد. بعدها دوباره رونق گرفت و مدارس علمیه ای تاسیس شد. مانند مدرسه نواب که آیت الله خامنه ای و برادرانش آن جا بودند. مدرسان بزرگی مانند مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی، حاج شیخ مجتبی قزوینی، مرحوم آمیرزا جواد آقا تهرانی، حاج میرزا حسنعلی تهرانی و میرزا حسنعلی مروارید، که الان فرزندانشان هستند، در آن جا بودند.

حوزه امروز مشهد را در مقایسه با حوزه سابق که آن نشاط علمی را داشته، چطور ارزیابی می کنید؟

حوزه علمیه قطعاً در حال صعود نیست. عوامل مختلفی باعث بوده است. علمای بزرگی در این جا بودند و خیلی نقش داشتند. بعد از انقلاب قم محور شد. البته در حال افول هم خیلی نیست ولی رونق سابق را ندارد.

برای بهبود ورونق آن  چه باید کرد؟

باید انقلابی بشود تا بتوانند موفق شوند. باید کاری کنیم که ادبیات در صحنه بیاید. بنده به مدرسان گفته ام که سعی کنند ادبیات را مطرح کنند و آنچه را که می خوانند به طلبه ها یاد بدهند تا آن ها یاد بگیرند و بدان عمل کنند. انجام ندادن این چیزها باعث می شود حوزه افول پیدا کند. البته این یک قضیه است. قضیه دیگر مادیت و زندگی اشرافی است. به مبلغان شبی پنج تومان می دادیم و خیلی هم خوشحال بودند. حالا اصلاً این حرف ها نیست. کلاس هایی می گذاشتیم که با رغبت در این کلاس ها شرکت می کردند. امتحان می گرفتیم. سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات فعال بود. ولی حالا این فعالیت را ندارند. در واقع سرد شدند. جمعی باید بنشینند و این مسائل را بررسی کنند. چرا حوزه ای که آن همه عظمت داشت حالا این طور شده است؟!

یعنی دستگاه های مختلف، علما و مدیران حوزه باید دست به دست هم بدهند وکاری بکنند؟

بله مدیران حوزه، دفتر تبلیغات و سازمان تبلیغات باید در این باره کار کنند. حرف های خوب زیاد گفته می شود ولی عمل نیست. در جایی صحبت از سید جمال الدین اسدآبادی بود. من گفتم ایشان در مصر یک سخنرانی کرد که عده ای غش کردند. سخن اصلی اش هم این بود: «یا ایها الذین آمنوا لاتکونوا کالذین نسواالله فانسیهم انفسهم». بعد می گفت: «ای و حقک اللهم نسیناک فانسیتنا انفسنا». ایشان در ده ماه انگلستان را از پا درآورد. حزب «الوطنی» را تشکیل داد. به افراد دفترچه هایی داد که در طول هفته به مناظره و بحث بروند. خواسته بود همه اتفاقات را بنویسند. یکی از اعضا رفته بود پورت سعید. محاکمه و جریمه اش کردند. گفتند: «تو نباید به این سفر می رفتی. حالا که وقت این حرف ها نیست.»

عده ای باید وارد صحنه شوند و فعالیت کنند تا این حوزه روبراه شود، و الا همین طور رو به انحطاط است. قم هم همین طور است. منتها شدت و ضعف دارد.

برنامه های حوزه علمیه خراسان وعملکردمدیران را در زمینه آموزشی، پژوهشی و حتی اخلاقی چگونه  می بینید؟

از مسائلی که آن زمان ها کمابیش وجود داشت و حالا کم شده مسئله اخلاق است. از نظر من اخلاق مثل روغنی است که در اتومبیل ریخته می شود. وقتی روغن ریخته می شود همه دستگاه ها را به کار می اندازد. اخلاق باید در رأس امور باشد. علمای سابق اول، وسط و آخر درس یک حدیث اخلاقی می گفتند. یادم است مرحوم آیت الله میلانی، که سال ها درس ایشان می رفتم، احادیثی در باب اخلاق می خواند. به هر تقدیر اخلاق نه به عنوان درس جنبی بلکه باید به عنوان درس اصلی مطرح شود. بارها گفتم که باید برنامه ای بریزیم و به افرادی که به آنچه می دانند عمل می کنند جایزه دهیم. این کار موفقیت آمیز است. باید روی حوزه علمیه خیلی کار شود.

سیره علمای گذشته در مباحث اخلاقی و برخورد با طلبه ها و متقابلاً برخورد طلاب و فضلا با اساتید چطور بود؟ الان چرا آن روابط از حوزه رخت بربسته است؟

عوامل مختلفی مانند ماده گرایی و مدرک گرایی وجود دارد. به نظر من این کار غلطی است. حوزه چه ربطی به مدرک دارد. مدتی مقایسه ای بود. یعنی درس های حوزه را با دکترا مقایسه و معادلسازی کنیم. این رشته ای مستقل است. مثل این که بخواهیم دکترها را با مهندس ها مقایسه کنیم. هر کدام رشته خاصی دارد. ما الان محدث کم داریم یا شاید هم نداریم. مفسر و همین طور انواع متخصصین را نیز کم داریم. بچه که بودم مشهد چندین مرجع تقلید داشت. مرحوم آقای آسید یونس اردبیلی و آقای سبزواری بودند. الان دیگر خبری از آن ها نیست. این حوزه علمیه شکست خورده است. دلیل عمده اش هم مادی گرایی و مدرک گرایی است. لذا لازم است انقلابی عمومی صورت بگیرد. در رأس این انقلاب هم علما هستند.

چه کار باید کنند؟

اختلافات را کنار بگذارند. البته انشاءالله اختلاف ها سلیقه ای است. اختلاف علمی سر جای خودش ولی بقیه اختلافات را کنار بگذراند و مشورت کنند. هر کس با فکر خودش کار نکند. معایب را پیدا کنند، راه حل معایب را پیدا کنند و در صدد اصلاح باشند.

یک بخش از پیشرفت حوزه ها مرهون طلاب وفضلای ساعی وکوشاست. در دوره شما برنامه ریزی درسی طلبه ها چطور بود؟

پیش مطالعه داشتند. یعنی درس امروز را دیشب دقیق مطالعه می کردند، مباحثه می کردند و یادداشت بر می داشتند. یادم است آقای خامنه ای برای چهلم مرحوم آیت الله بروجردی به تهران دعوت شده بود. در آن جلسه استاد جلال همایی سخنران بود. ایشان مزایای حوزه بر دانشگاه را برشمرد. می گفت یکی از مزایای حوزه این است که برخلاف دانشگاه انتخاب استاد به دست خود طلبه است، در حوزه برخلاف دانشگاه مباحثه می کنند. در حوزه تدریس می کنند که برای به یاد ماندن مطالب خیلی مهم است. انتخاب استاد در حوزه اختیاری است ولی در دانشگاه اجباری است.

متإسفانه الان حوزه شبیه دانشگاه شده. انتخاب استاد اجباری است. همین پایه هایی که الان درست کردند اشتباه است.

با این شرایط آینده حوزه را چطور ترسیم می کنید؟

اگر به داد حوزه نرسند وضعش خراب می شود. دلسوزان باید به حال حوزه فکری کنند.

مدیران حوزه و دستگاه های حوزوی در راستای علم و عالم پروری چه وظایفی دارند؟

باید تلاش کنند، با هم باشند و اختلافات شخصی را کنار بگذارند. مسائل مادی نباید مطرح و هدف باشد. «و لا تجعل الدنیا أکبر همنا ولا مبلغ علمنا» این جزء دعاهای پیغمبر و لیالی نیمه شعبان است.

برخی  معتقداند که حوزه نهال فروشی می کند. یعنی قبل از این که یک طلبه به ثمربنشیند دستگاه های دولتی او را می ربایند. شما با اشتغال طلبه ها موافقید؟ اگر پاسخ مثبت است چه باید کرد تا معلوماتشان به روز بماند؟

اولاً باید نیازهای جامعه را بررسی کرد و متناسب با نیاز افراد را تربیت کرد. در صورتی که چنین نیست. این مشکل بزرگی است. ما در جامعه چند جامعه شناس یا روانشناس می خواهیم. این ها را تربیت کنیم و با برگزاری دوره های آموزشی مشکلشان را رفع کنیم. الان برای انوع بیماری های بدنی پزشک متخصص داریم و روان پزشک دلسوز. باید افراد را برای زمینه های مختلف تربیت کرد و اشکالات آن ها را گرفت. آن ها هم باید در صدد اصلاح باشند.

توصیه تان به طلبه های جوان وعلاقمند به تبلیغ چیست؟ از چه پایه ای وارد تبلیغ شوند؟

اولاً باید با ادبیات و زبان عربی آشنا شوند تا حدیث و آیه بتوانند بفهمند. بعد هم زیر نظر یک استاد و نه خودسرانه تمرین کنند. تمرین سخنرانی و تمرین تبلیغ بسیار مهم است. آشنایی بیشتر با کتب حدیث و تفسیر هم لازم است. شناختن دین و بیان کردن راه معرفی دین لوازمی دارد که لازم است مبلغین ما به آن توجه داشته باشند. به سخنان زید و عمر و چپ و راست توجه نکنند. عقیده ام این است که باید در هر سخنرانی یکی دو مسئله شرعی مورد نیاز مردم گفته شود. خیلی ها از این مسئله ابا دارند. باید برای مبلغین کلاس بگذارند که این مسائل برای مردم گفته شود. اگرنه مردم از کجا یاد بگیرند. اگر بنا باشد همه واعظ شهیر شوند پس چه کسی این مسائل مورد نیاز را به مردم یاد دهد. در هر صورت مسئله اول دانستن احکام است. دانستن عقاید نیز لازم است. خواندن صحیح حدیث و آیه هم مهم است. دیگر سخن گفتن متناسب با مستمع و مقتضای حال است.

مبلغین از کجا باید دینشناسی را آغاز کنند؟

از قرآن و حدیث و قبل از همه ادبیات. مثلاً باید یک دوره رساله عملی را برای طلبه ها گفت و از آن ها سؤال کرد. من حدود هجده سال مسئول مدرسه شهید مطهری استان خراسان بودم. بین دو نماز یکی دو مسئله و یک حدیث می خواندم. همان را هم از بچه ها سؤال می کردم. البته مسائل را گزینش می کردم نه همین طور رساله را بگیرم و بروم جلو. این مسائل باید برای مردمی که اطلاع ندارند مطرح شود.

رسالت علمای ما در عرصه تبلیغی یکی از محبت های خدادادی بوده. با این حال تبلیغ در حوزه مظلوم واقع شده. پیشنهاد شما به اولیای امر چیست؟

باید رشته های تخصصی داشته باشیم. باید افرادی متخصص را تربیت کنیم. بعضی ها به درد تبلیغ می خورند بعضی ها نه. این دو را باید از هم جدا کنیم و امکانات تبلیغ از جمله استاد را در اختیار کسانی که به درد این حیطه می خورند قرار دهیم.

عرصه تبلیغ نسبت به دوران گذشته چه  تفاوتی کرده است؟ مبلغین امروز چقدر می توانند از سبک های سلیقه ای استفاده کنند؟ اساساً سلیقه چقدر در ارائه منبر و تبلیغی خوب مؤثر است؟

مبلغ نباید با مسائل روز بیگانه باشد یا احیاناً نباید با آن مخالف باشد ولی محور سخنش نباید مسائل روز باشد. محور باید آیه و حدیث باشد. قاعدتاً به مناسبت مسائل روز مطرح خواهد شد. این به نظر من درست است.

منبع:شبکه مجازی آستان






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


9 + = 15