سلسله جلسات تفسیر استاد قرائتی (مدرسه نواب مشهد)-۴

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ الْعَصْرِ(۱)

إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ(۲)

إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ‏ِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ(۳)

 نکات:

  1. در گفتار باید به دنبال اثرگذاری باشیم و یکی از شیوه‌های آن استفاده از قسم است.
  2. در اثر گذاری باید از شیوه‌‌های گوناگون و متنوع  بهره برد مثلا در یک جا از بیان الگو و در جای دیگر از قسم استفاده کرد.
  3. در قسم باید از چیزهایی استفاده کرد که مردم با آن انس و آشنایی دارند.
  4. بین آن چیزی که می‌خواهیم مردم را متوجه آن کنیم و آن قسم باید تناسب باشد مثلا در اینجا می‌گوید که همه مردم دارند سرمایه را از دست می‌دهند که سرمایه ما همین عمری است که با طی شدن زمان داریم آن را از دست می‌دهیم حال قسم به لحظه‌لحظه‌های زمان که ما داریم سرمایه را از دست می‌دهیم.
  5. برای اصلاح افراد باید به آن‌ها تلنگر زده شود تا زمینه حرکتشان فراهم شود لذا در اینجا ابتدا می‌گوید تمام انسان‌ها در خسران هستند تا فرد خودش را در این موقعیت ببیند و بعد زمینه حرکت را فراهم کند با اینکه می‌توانست مستقیما بگوید کسانی که ایمان و عمل صالح دارند در خسران نیستند.

از این شیوه‌های گفتاری خداوند در جاهای دیگر هم استفاده کرده:

* إِنَّ الْانسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا(۱۹)إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا(۲۰)وَ إِذَا مَسَّهُ الخَْیرُْ مَنُوعًا(۲۱)إِلَّا الْمُصَلِّینَ(۲۲) سوره معارج

محمد بن العباس، قال: حدثنا محمد بن القاسم بن سلمه، عن جعفر بن عبد الله المحمدی، عن أبی صالح الحسن بن إسماعیل، عن عمران بن عبد الله المشرقانی، عن عبد الله بن عبید، عن محمد بن علی، عن أبی عبد الله (علیه السلام)، فی قوله عز و جل: إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ، قال: «استثنى الله سبحانه أهل صفوته من خلقه حیث قال: إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا بولایه أمیر المؤمنین علی (علیه السلام) وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أی أدوا الفرائض وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ أی بالولایه وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ أی وصوا ذراریهم و من خلفوا من بعدهم بها و بالصبر علیها».( البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏۵، ص: ۷۵۳)

 ۶٫آمنوا به صورت مطلق آمده پس به همه امور دین باید ایمان داشته باشد.

۷٫نگفته ثم عملوا الصالحات بلکه گفته و عملوا الصالحات که همراهی را بفهماند

۸٫تواصوا باب تفاعل است که دلالت بر مشارکت می‌کند کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیه

۹٫صرف ایمان تنها یا عمل صالح کفایت نمی کند.

۱۰٫انسان ها چهار صورت داردند ایمان با عمل – بدون ایمان و بدون عمل- ایمان بدون عمل – بدون ایمان با عمل

۱۱٫انسانیت در خسران است

۱۲٫تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر دلالت بر ذکر خاص بعد از عام است که دلالت بر اهمیت امر به معروف و نهی از منکر است و ما اعمال البر کلها … الا کنفخه فی بحر لجی

۱۳٫الا الذین آمنو منظور خود سازی است و تواصوا بالحق منظور جامعه سازی است

۱۴٫در جای دیگر آمده و تواصوا بالمرحمه یعنی بین حق و صبر و مرحمه تناسب است.

۱۵٫تواصوا بالحق دلالت می‌کند بر اینکه فرق ندارد که افراد کوچک باشند یا بزرگ

۱۶٫انسان نباید به خوب بودنش اکتفا کند بلکه باید رشد کند و تواصی به حق و صبر داشته باشند.

۱۷٫اینکه به صورت خاص مواردی آورده مثل این است که در کنکور بارم برخی درسها بیشتر است.

۱۸٫الصالحات:نیت داشته باش که تمام اعمال صالح را انجام دهی ولی در مرحله عمل آن مقدار که می توانی انجام بده

۱۹٫حق یعنی آنچه باید باشد نه واقعیتی که الان هست.

۲۰٫تواصی به حق یعنی اگر کسی توصیه به حق داشت انسان باید بپذیرد.

۲۱٫ایمان مانند موتور ماشین و عمل صالح مانند چرخ‌های آن است.

۲۲٫انسان هر چند که از قوه عاقله برخوردار باشد ولی باز هم برای رسیدن به سعادت باید از ایمان و عمل صالح برخوردار باشد.

۲۳٫برای رسیدن به خوبیها باید برنامه داشت.

۲۴٫ایمان مقدم بر عمل صالح است.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


3 + = 8