برای ایجاد تحول نیازمند افکار حوزویان هستیم/ در اتاق فکر مدیر حوزه همه سلایق حوزوی حضور داشته باشند

حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد واعظ موسوی

اگر همان روش های سنتی و سنت های حسنه حوزه که محوریت تدریس، تعلیم و مباحثه در حوزه بود را به نحوی احیا کنیم، خدمت بزرگی به حوزه ها کرده ایم.

خبرگزاری حوزه، پیرامون ضرورت تحول در حوزه علمیه، اظهارداشت: بحث تحول، مساله ای مهم در مدیریت کلان، نه تنها حوزه علمیه قم، بلکه همه حوزه های علمیه است که امیدواریم با توجه به علمکرد مثبت آیت الله اعرافی در جامعه المصطفی(ص)، این موفقیت در حوزه علمیه نیز جاری باشد.

امروز اهمیت جایگاه مدیریت حوزه های علمیه بر کسی پوشیده نیست، مجموعه ای با برکت که از ده ها هزار نخبه تشکیل شده و معتقدم اداره کردن چنین مجموعه عظیمی، اگر از اداره کردن یک کشور سنگین تر و سخت تر نباشد، آسان تر نخواهد بود، به طوری که همیشه دست اندرکارانی که در صدد انتخاب مسئولین مختلف در حوزه هستند، تمام توان خود را به کار می بندند و از تمام پتانسیل موجود استفاده می کنند تا بهترین گزینه را برای تصدی چنین مسئولیت خطیری برگزینند.

*مدیرحوزه های علمیه باید دارای اولویت هایی باشد

آیت الله اعرافی با توجه به سابقه مدیریتی موفق و به روزی که در جامعه المصطفی(ص) داشته، کارآمدی خود را نشان داده است.

سالها توفیق حضور در متن حوزه را دارم و با مجریان مختلف در سطوح گوناگون در ارتباط بوده و محسنّات و مشکلات این امور را به خوبی لمس می کنم، لذا برای اداره مجموعه منسجمی مانند حوزه اولویت هایی باید در خصوص مدیر مورد نظر باشد که قطعا مورد توجه قرار گرفته است.

مدیر باید برخاسته از متن مجموعه باشد و با عناصر مختلف مجموعه هماهنگ شود زیرا بروز کمترین ناهماهنگی در مجموعه مدیریتی لطمات جبران ناپذیری به مجموعه مدیریتی وارد می کند که الحمدلله این نکته در انتخاب مدیر حوزه وجود دارد و ایشان محصول و مولود حوزه هستند.

مدیریت جدید همواره با حوزه ارتباط تنگاتنگ داشته و به تدریس درس خارج مشغول بوده و در ارتباط روزانه با فرهیختگانی از حوزه به عنوان استاد و شاگرد بودن، باعث به چشم آمدن این امتیاز در وی است.

*توانمندی مدیر حوزه در شیوه ارتباط گیری با سه ضلع حوزه است

مدیریت جدید در عین حال که از این مجموعه برخاسته، باید با طبقات مختلف این مجموعه نیز آشنایی کامل داشته باشد، به طوری که حوزه علمیه در یک نگاه، از ۳ رکن اساسی تشکیل شده: «فضای عمومی حوزه» یعنی طلاب و فضلایی که قاطبه افراد حوزه را تشکیل می دهند، مجموعه نسبتا محدودتر شامل « اساتید و مدرسان حوزه »  و سوم قله های این منشور که « رهبر معظم انقلاب و مراجع معظم تقلید » می باشند، بذا باید یک مدیر توانمند با هر سه ضلع این مجموعه در ارتباط تنگاتنگ باشد.

توانمندی های یک مدیر حوزوی با نحوه و مقدار ارتباط با این سه ضلع سنجیده می شود، علی الخصوص در سال های اخیر که حوزه علمیه می رود تا نظم خاصی پیدا کند و از مدیریت منسجم برخوردار شود، قوت و ضعف مدیر در توانمندی او در ایجاد ارتباط با طلاب، اساتید و مراجع و نخبگان حوزوی است.

*مدیرحوزه به گرفتن مشورت از دوستان خاص اکتفا نکند

مدیر جدید حوزه با قطع نظر از سلیقه شخصی و توصیه های خاص که برخی از افراد پیرامونی به ایشان می دهند، تلاش خود را مصروف ایجاد ارتباط با همه اقشار حوزه و بدنه این مجموعه نموده و به گرفتن مشورت از تعداد خاصی از دوستان، اکتفا نکند، حوزه مجموعه ای از نخبگان و فرهیختگان است و ایشان قطعاً می داند هر کدام از این شخصیت های حوزوی از طلاب مبتدی و متوسط گرفته تا اساتید، ممکن است پیشنهادات و راه کارهایی ارائه کنند که ضمن گره گشایی در ایجاد تحول در حوزه و برداشتن گام های مفید و موثر نقش آفرینی کنند.

زمان حاضر بسیار حساس و دقیق است، دشمنان ما از نظر فرهنگی کارهای بزرگی انجام می دهند و در مقابل دوستان تمام امید و توقع شان از حوزه علمیه است، در حالی که ما آن گونه که باید، اهتمام لازم را در این زمینه به کار نمی بندیم و در صدد هستیم با خطی، جناحی یا سلیقه ای کردن برخی از مسائل مدیریتی حوزه، چشم را بر افکار مترقّی موجود در حوزه ببندیم.

با این چشم بستن، بعد از گذشت مدت مدیریت متوجه می شویم کاری که شایسته حوزه قوی و قدیم تشیع بوده، انجام نشده، اما زمان گذشته و دیگر نمی توان جبران مافات کرد.

*با تشکیل اتاق فکر می توان بهترین بهره را برد

مدیر جدید حوزه های علمیه با تشکیل اتاق فکری متشکل از نخبگان حوزوی به معنی اخص، بدون در نظر گرفتن سلیقه شخصی خودش می تواند در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های خود از افکار مختلف بهره گیرد و با پیوند دادن و امتزاج اندیشه های مختلف، بهترین راه را انتخاب و بر اساس آن سرمایه گذاری و مسائل مدیریتی حوزه را پیش ببرد.

*عده ای ارتباط با بدنه حوزه را نقص می دانند

ممکن است خیلی از همکاران ارتباط با بدنه حوزه را نقص بدانند در حالیکه فکر می کنم یکی از رموز موفقیت یک مدیر قوی، ارتباط تنگاتنگ با بدنه حوزه، طلاب و اساتید شاغل در حوزه است، که مسلماً این طبقه متوسط یعنی اساتید از یکسو، روزانه با طلاب در ارتباط هستند و از سوی دیگر، زمینه برای ارتباط با مسئولین اجرایی و تصمیم گیرندگان برای آنها راحت از طلاب مهیّا می شود.

اگر به دنبال تحول، تغییر و پیشرفت هستیم و بخواهیم افق پیش رو را روشن تر ببینیم، باید از افکار و اندیشه های نابی که در حوزه وجود دارد و تا کنون به صحنه عمل وارد نشده، به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم.

رک گویی ما به خاطر مصالح حوزه و تعلق خاطری است که به حوزه داریم و برای اعتلای این حوزه مبارک با کسی تعارف نداشته و آنچه مفید و لازم است را بیان می کنیم.

*حوزه امروز پژوهش محور نیست

شرایط موجود حوزه مطلوب نیست، واقعا رمز موفقیت مجموعه های علمی با مقدار پژوهشی که در آن مجموعه ها صورت می گیرد، سنجیده می شوند، اگر بخواهیم دلسوزانه بگوییم، متاسفانه حوزه علمیه فعلی پژوهش محور نیست.

 برخی طلاب عموماً چه در سطح یک و چه بعد از آن که وارد دروس آزاد می شوند، فقط به دنبال یادگیری برخی اصطلاحات و گذراندن برخی از واحدهای درسی و طی کردن پایه ها و رسیدن به پایه های بالاترند، کم نیستند طلاب فاضلی که ۱۰- ۱۲ سال طلبگی در حوزه متاسفانه روش پژوهش را بلد نیستند و یا نمی توانند با منابع پژوهشی ارتباطی برقرار کنند.

این طلاب اگر قرار باشد تحقیقی را انجام دهند، باید به شکل یک طلبه مبتدی دستش را گرفته، مواد اولیه تحقیق را در اختیارش قرار داده و نحوه استفاده از مواد را هم بعد از چندین سال آموزش به او یاد دهیم تا یک تحقیق را انجام بدهد.

*امروز احیای روش های سنتی حوزه ضروری است

اگر همان روش های سنتی و سنت های حسنه حوزه را که محوریت تدریس، تعلیم و مباحثه در حوزه بود را به نحوی احیا کنیم، خدمت بزرگی به حوزه ها کرده ایم به طوری که یکی از ویژگی های برجسته حوزه علمیه که در هیچ مرکز آموزشی دیگر در سطح دنیا دیده نمی شود و بسیاری از دانشگاه ها تا اینجایی که سراغ داریم به نبال اجرایی کردن این ویژگی خوب حوزوی هستند، سنت حسنه مباحثه بین هم درس ها است.

مع الاسف این سنت در بین اکثر طلاب به فراموشی سپرده شده؛ در حالی که در گذشته وقتی درسی از استاد گرفته می شود، طلبه خود را موظف به مطالعه دقیق آن می دانست و مهیای ارائه برای هم درس خود بود، با این شرایط گاهی در همان سال های اولیه طلبگی هم زمینه تدریس برای افراد فراهم می شد، اما وقتی ما آمده ایم حوزه را با آموزش و پرورش و یا دانشگاه اشتباه گرفتیم و افرادی را به عنوان اساتید مشخص شده و شاگردانی را لیست کرده یکجا نشانده ایم، با وجود دغدغه ها و کثرت برنامه های آموزشی و عدم اعتنا از سوی برنامه ریزان، سنت ها به فراموشی سپرده می شود.

لذا باید با استفاده از برنامه ریزی مطلوب و بهره از متخصصین فن، سنت های حسنه گذشته را در حوزه احیا کنیم تا طلبه ای که با مباحثه مانوس می شود، سپس تقریرات بحث را صورت مبتدی و بعد از مدتی به صورت فنی تر می نویسند و احساس می کنند درسی را که از استاد یاد گرفته اند، می توانند تدریس کنند، به خودی خود زمینه رجوع به حواشیح، شروح و انجام تحقیق و پژوهش برای او فراهم می شود.

*با همه انتقاداتی که به حوزه داریم، این نهاد بهترین نظام آموزشی است

طلبه ما تا زمانی که به دنبال، مدرک، واحد و ترم باشد، قطعاً به این محسنّات نخواهد رسید، من مخالف نظم در حوزه نیستم؛ قطعاَ ابتدا باید صرف، نحو و سپس سراغ منطق، معانی، بیان و مراتب بالاتر برود، گفتار من بدین معنا نیست زحمت هایی که در گذشته کشیده شده و یک انسجام و نظمی ایجاد شده، همه را به هم بریزیم، بلکه مقصود آن است که با حفظ محسنات، در صدد رفع ایرادات و معایب باشیم.

با همه انتقادهایی که به حوزه علمیه داریم، این نهاد موفق ترین نظام آموزشی در بین نظام های آموزشی است، اما به این مقدار نباید اکتفا کرد و قانع شد، بلکه باید به فکر تعالی بیشتر و پیشرفت روزافزون در زمینه های آموزشی، پژوهشی، اخلاقی و معنوی حوزه های علمیه باشیم و تمام توان را بکار ببندیم تا نتیجه هر سال بهتر از سال قبل باشد.

اگر مدعی وجود پیشرفت در نظام آموزشی حوزه باشیم، مسلماً مسئول اصلی و بلاواسطه همه این برنامه ریزی ها، مدیریت کلان حوزه است که می تواند با القای افکار نو، پیشرفته و سازنده به زیرمجموعه خودش زمینه را برای پیشرفت و تعالی فراهم کند.

*رهبر معظم انقلاب از جزئیات فعالیت حوزه مطلع هستند

آنچه باید بدون مواهمه عرض کنم، آن است که هر ناظر منصفی متوجه است که مقام معظم رهبری در مسائل حوزه نیز همانند همه مسائل دیگر جامعه اشراف و احاطه کامل دارند، نه فقط در کلیات، بلکه از جزئیات آنچه در حوزه می گذرد نیز کاملا مطلع است.

معظم له با توجه به ذهن نقاّدی که دارند، قطعا این موارد را تحلیل هم می کنند و با توجه به اطلاعاتی که از مسائل کشوری و بین المللی دارند، جایگاه ایده آل حوزه و جایگاه فعلی آن را به خوبی می بینند، بنابراین مطالبات و خواسته هایی دارند که مطرح می کنند، نه به عنوان مطالبات و خواسته های شخصی و نفسی، بلکه همه مصالح کلی حوزه و جهان اسلام است.

هر چند گاهی که دیدارها و ملاقات هایی که با معظم له شکل می گیرد، مصلحت می بینند و برخی از مسائل حوزه را در قالب مطالباتی که از حوزه می توان داشت، مطرح می کنند تا تلنگری بر همه حوزویان اعم از مجریان و تصمیم گیران و بدنه حوزه باشد.

*به مطالبات رهبری جامه عمل پوشانده نشده است

قطعا آنچه بیشتر در این مولفه مورد نظر است و می تواند به این مطالبات جامه عمل بپوشاند، تصمیم گیران و مجریان حوزه هستند وگرنه بدنه عمومی حوزه جزء اینکه در عمل شخصی خود راه کارهای ارائه شده از سوی رهبر معظم انقلاب را به عنوان یک راه مناسب اتخاذ کنند، چیز دیگری از دستشان بر نمی آید.

متاسفانه آن گونه که شایسته است، به این مطالبات جامه عمل پوشانده نمی شود و پس از صحبت های معظم له کمیته های پیگیری تشکیل می شود، همایش هایی شکل می گیرند، بروشورها، تراکت های تبلیغاتی و بنرهایی چاپ و پخش می شوند، اما در یک بایکوت عملی عمیقی قرار می گیرد؛ گویا ما فقط برای شعار دادن، شعارنوشتن، تشکیل کمیته و همایش اینجا هستیم.

به دنبال پیگیری منوّیات، پرداختن به مباحث تحولی حوزه در نظام آموزشی و هم پژوهشی و تحقیقاتی، رسیدگی به امور مختلف طلاب و ساماندهی مسائل مالی طلاب می تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد.

مسئولیت در حوزه بسیار ارزشمند، و حساس است، پذیرفتن چنین مسئولیتی خواب راحت را از شخص می گیرد و قطعا نیازمند صرف همه توان و گذشتن از تفریحات و آرامش هاست، تا ان شاءالله قدم ها و گام های موثری در راستای اعتلای این نظام آموزشی و رسیدن به جایگاه واقعی حاصل شود.

اگر مدیر حوزه بودم در راستای ایجاد ارتباط وثیق و صادقانه با همه طبقات حوزوی و استمداد از همه طبقات برای کمک کردن در برداشتن این بار سنگین و رساندن به سر منزل مقصود با عملیاتی کردن منّویات قله های افتخار حوزه، یعنی رهبر معظم انقلاب و مراجع معظم تقلید گام بر می داشتم.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


7 + = 14