درس های خوشبختی در کلام امام سجاد (ع)

در ادامه مبحث جست وجوی خوشبختی از دو منبع آیات و روایات، این هفته درس های خوشبختی را با الهام از رساله حقوق امام سجاد (ع)  به شما همراهان صمیمی تقدیم می کنم .

۱٫ باید زبانم را به گفتن کلمات خوب و مفید عادت دهم و واداره اش کنم که با ادب سخن بگوید و باید از زیاد گفتن و بی خود چرخیدن در دهان منعش کنم تا به سکوت آراسته شود ؛ مگر در جایی که نیاز به گفتن باشد و سخن گفتن سودی برای دنیا و آخرتم داشته باشد چرا که آرایه عاقل ، درستی و خوبی گفتار اوست .

۲٫ گوش راهی به سوی دل است یعنی دروازه سخن به سوی قلب است پس آن را برای شنیدن مطالب خوب و مفیدی که در قلبم خیری ایجاد کند آماده می سازم زیرا گوش راه انتقال انواع معانی به قلب است .

۳٫ بی دلیل به هر طرف و هر چیز نگاه نکنم مگر آن که پند ، عبرت ، بیداری و بصیرتی داشته باشد زیرا چشم دروازه پند و عبرت است .

۴٫ پا در راهی که سبب سبکی و زبونی من است نگذارم .

۵٫ در خوردن اعتدال را رعایت کنم بخورم تا تقویت شوم ؛ به فکر پر کردن شکم نباشم و دیگران را نادیده نگیرم . پرخوری موجب تنبلی و کسالت است و مرا از خیر، صلاح، نیکوکاری و رفتار شایسته باز می دارد .

۶٫ در بزرگداشت و احترام استادم کوتاهی نکنم محفلش را بزرگ شمارم . گفتارش را در کلاس درس به خوبی گوش دهم . با روی باز، از گفتار و درسش استقبال کنم . برای آن که در آموزش من موفق شود با او همکاری کنم . در درس و شنیدن سخنان استاد ذهنم را کاملا آماده، دقیق و متمرکز کنم . دلم را برای پذیرش آن چه می شنوم پاک گردانم . هنگام درس خاطراتم را فراموش کنم و به لذایذ فکر نکنم . آن چه می آموزم به دیگران نیز بیاموزم .

۷٫ از علمی که خداوند به من عطا کرده است با مهربانی به دیگران بیاموزم و در نصیحت و راهنمایی آنان با صبر و حوصله قدم بردارم و برای نجات جامعه از جهل و نادانی از اندوخته دانشم که خدا در اختیارم گذاشته انفاق کنم .

۸٫ مادر مرا نه ماه حمل کرد و از شیره جانش به من خوراند ، در حالی که کسی حاضر نیست این کار را انجام دهد و با تمام وجودش از من مواظبت کرد و این کار را از روی شوق و عشق انجام داد . رنج، درد و غم و گرفتاری دوران بارداری را به خاطر من تحمل کرد . مادر بود که حاضر بود گرسنه بماند تا من سیر شوم . تشنه بماند تا من سیراب شوم . در آفتاب بنشیند تا من در سایه اش آرام استراحت کنم . ناراحتی را تحمل کند تا من در نعمت و آسایش به زندگی ادامه دهم و با نوازشش به خواب راحت دست یابم . شکمش خانه و آغوشش گهواره ام بود . سردی و گرمی دنیا را تحمل می کرد تا من در آسایش و ناز و نعمت زندگی کنم . پس باید شکرگزار مادر باشم .

۹٫ پدر اصل و ریشه من است و من فرع و شاخه او هستم .

۱۰٫ فراموش نکنم که فرزند من ، از من است . پس در ادب و تربیتش عاقلانه و زیرکانه بکوشم.

سید مهدی واعظ موسوی

www.vaezmousavi.org

vaezmousavi@gmail.com






پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


7 + 6 =