امام صادق (ع) از دیدگاه دیگران

۱-ابو حنیفه، نعمان بن ثابت کوفی(۱۵۰ هـ)

«ابو حنیفه» معروف به«امام اعظم» امام مذهب حنفی، یکی از مذاهب چهارگانۀ اهل سنت ،

ابن خلدون می‌گوید:«امروز اهل عراق و مسلمانان هند و چین و ماوراء النهر و شهرهای عجم، همگی از اتباع ابو حنیفه به حساب می‌آیند».[۱]

مولوی محبی، از عالمان بلوچستان می‌نویسد:

«امام ابو حنیفه مصاحبت با امام باقر و امام صادق۷ را از بیشترین قربات دانسته و مرتب از این موهبت بهره می‌بردند. این امام ابو حنیفه بود که به نفع حضرت زید، بر ضد منصور، خلیفه وقت، فتوا صادر کرد و با مال شخصی خود، زید را یاری رساند و در اثر همین حمایت بود که مورد غضب منصور قرار گرفت و به زندان انداخته شد و در نتیجه در همان زندان مسموم و شهید از دنیا رفت».[۲]

        او دربارۀ امام صادق۷ چنین می‌گوید:

«ما رأیت أفقه من جعفر بن محمّد لما اقدمه المنصور بعث الیّ فقال: یا ابا حنیفه ان الناس قد افتتنوا بجعفر بن محمّد فهیی له من المسائل الشداد فهیّأت له اربعین مسأله ثم بعث الیّ ابو جعفر و هو بالحیره فاتیته فدخلت علیه و جعفر بن محمّد جالس عن یمینه، فلما ابصرت به دخلتنی من الهیبه لجعفر بن محمّد الصادق ما لم یدخلنی لأبی جعفر،…».[۳]

«من هرگز فقیه‌تر از جعفر بن محمّد ندیده‌ام. چون«منصور» خلیفۀ عباسی به این حدود آمد، دنبال من فرستاد و گفت: مردم به جعفر بن محمد۷ علاقمند شده‌اند میل دارم برای او مسائلی که بسیار مشکل باشد، در نظر بگیری. من هم چهل مسأله از مسائل مشکل را جمع آوری کردم بعد منصور که در«حیره» بود، به دنبال من فرستاد و به نزد او رفتم. و داخل مجلس شدم دیدم جعفر بن محمّد طرف راست او نشسته است و چون نظرم به او افتاد هیبت جعفر بن محمد۷ بیش از منصور وجودم را فراگرفت و سلام کردم. منصور محلی را به من نشان داد نشستم سپس رو به جعفر بن محمد۷ کرد و گفت: یا ابا عبدالله این مرد«ابو حنیفه» است.

جعفر بن محمد۷ فرمود: بلی او را می‌شناسم. سپس منصور به من گفت: ای ابوحنیفه از مسائلی که داری بر ابو عبدالله عرضه کن من یک یک آن مسائل را طرح کردم و او جواب می‌داد و می‌گفت: شما در این مسأله این طور می‌گوئید و اهل مدینه این طور و ما این طور می‌گوئیم. در بعضی از مسائل ممکن است تابع شما و در بعضی دیگر نظر اهل مدینه را بپذیریم و احیاناً‌ ممکن است مخالف نظر یکی از شما و اهل مدینه یا هر دو شویم. من تمام آن چهل مسأله را طرح کردم و حتی یکی از آنها را بلا جواب نگذارد».

«ثم قال ابو حنیفه: السنا روینا أن أعلم الناس أعلمهم باختلاف الناس»؟

«سپس ابو حنیفه گفت: مگر نه آن است که هرکس به اختلاف آرای مردم آگاهتر است اعلم مردم است؟!».

«ابو حنیفه» می‌گوید:

«لو لا السنّتان لهلک نعمان»: «اگر آن دو سال نبود، نعمان هلاک می‌شد».

«هذا ابو حنیفه و هو من أهل السنه یفتخر و یقول بأفصح لسان لو لا السنتان لهلک نعمان».

«آلوسی» می‌گوید:«این امام اعظم ابو حنیفه است که افتخار می‌کند و با زبان فصیح می‌گوید: اگر آن دو سالی که در خدمت امام جعفر صادق۷ نشستم، نبود نعمان بن ثابت- یعنی خودش- هلاک می‌شد».[۴]

۲-احمد بن حنبل(ت: ۲۴۱هـ.ق)

احمد بن حنبل در سال ۱۶۴ هجری متولد شد و از شانزده سالگی به فراگیری حدیث پرداخت.

از ویژگی‌های احمد بن حنبل تعصب مذهبی و سختگیری در امور دینی بود و با مخالفان خود به شدت برخورد می‌کرد. احمد بن حنبل در سال ۲۴۱ هجری در سن ۷۷ سالگی درگذشت.

او شاگردان بسیاری پرورش داد که از آن جمله می‌توان به:

ابو داوود سجستانی، صاحب سنن ابی داوود،

محمّد بن اسماعیل بخاری نویسنده‌ی صحیح بخاری،

مسلم بن حجاج صاحب صحیح مسلم،

ابو حاتم رازی صاحب کتاب الجرح و التعدیل اشاره کرد.

در روضات از کتاب التبر المذاب تألیف سید احمد بن خافی حسینی نقل می‌کند که وی در آن جا که فضائل امیرالمؤمنین را می‌شمارد گفته‌ است:

«دارندگان همه علوم، علم خود را از حضرت امیرالمؤمنین۷ گرفته‌اند. مثلاً فقهای چهارگانه اهل سنت، فقهشان را از ابوحنیفه گرفته‌اند و ابو حنیفه شاگرد حضرت امام جعفر صادق بن محمّد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب است و شافعی شاگرد محمّد بن حسن شیبانی است، که او شاگرد ابو حنیفه بوده. پس شافعی نیز با واسطه علوم را از جعفر بن محمّد صادق گرفته است.

مالک نیز از دو نفر اخذ علوم کرده است، یکی از ربیعه که شاگرد عکرمه و او شاگرد ابن عباس بود و او شاگرد علی۷ است؛ و دیگر از حضرت امام جعفر صادق۷٫ احمد حنبل هم شاگرد شافعی است، که گفتیم با واسطه علم خود را از امام ششم گرفته است.[۵] مع الوصف اینان هر یک در عصر ائمۀ طاهرین صاحب مسند و منصب و مرجع و مفتی مسلمین بودند، ولی امام جعفر صادق۷ و سایر ائمۀ همیشه تحت نظر و محدود بودند!!![۶]

جهان را عادت دیرینه این است                 که با آزادگان دائم به کین است

او در تعلیقۀ خود بر سندی که در آن امام صادق۷وجود دارد، می‌گوید:«لو قرأت هذا الإسناد علی مجنون لبرئء من جنته»؛[۷] «اگر این سند بر مجنونی قرائت شود از جنونش بهبودی می‌یابد».

حجه الاسلام یعقوب مومنی

 


[۱] مقدمۀ ابن خلدون، ج۱، ص۴۴۸، الفصل السابع فی علم الفقه.

[۲] رساله التقریب(ماهنامه مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی)، ش۳٫

[۳] مناقب ابی حنیفه، للموفق، ج۱، ص۱۷۳؛ جامع اسانید ابی حنیفه، ج۱، ص۲۲۲؛ تذکره الحفاظ ذهبی، ج۱، ص۱۵۷٫

[۴] التحفه الإثنی عشریه، ص۸٫

[۵] ابن ابی الحدید معتزلی نیز در مقدمۀ شرح نهج‌البلاغه به همین گونه فقهای مذاهب اربعۀ عامه را بدون واسطه و با واسطه شاگرد حضرت امیرالمؤمنین۷ می‌داند.

[۶] روضات الجنات، ج۷، ص۲۶۰٫

[۷] الصواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، ص۳۱۰٫






یک نظر برای امام صادق (ع) از دیدگاه دیگران

  1. رضا گفت:

    سلام خیلی خوب بود استفاده کردم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 + 3 =