گزارشى از خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها)

در مدینه منوره، شهر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، تنها یک خانه بود که رسول الله(صلی الله علیه و آله) به آن عشق مى‏ورزید و اهلش را به شدت دوست مى‏داشت. در و دیوار و فضاى این خانه از معنویت و نورانیتى خاص حکایت داشت…

درآمد

در مدینه منوره، شهر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، تنها یک خانه بود که رسول الله(صلی الله علیه و آله) به آن عشق مى‏ورزید و اهلش را به شدت دوست مى‏داشت. در و دیوار و فضاى این خانه از معنویت و نورانیتى خاص حکایت داشت.
این خانه روز و شب محل نزول و عروج فرشتگان الهى بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله)‏ آن قدر به این خانه احترام مى‏گذاشت که بدون اجازه وارد آن نمى‏گردید، هر صبح و شام به آنجا مى‏رفت و پس از کوبیدن در آن، با صداى بلند بر اهلش سلام مى‏داد.
هنگام خارج شدن از شهر، آخرین نقطهٔ توقفش در مدینه آن خانه ‏بود و پس از مراجعت، اول به سراغ همان خانه ‏مى‏رفت. آن خانه، خانهٔ فاطمه(سلام الله علیها) بود که این نوشتار کوتاه به وصف آن خواهد پرداخت.
ویژگیهاى خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
۱- موقعیت جغرافیایى
این خانه در طرف شرق مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله)، هم ردیف دیگر حجره‏ هاى رسول الله(صلی الله علیه و آله) و در وسط آنها قرار داشت. به گفته برخی صاحب‌نظران: «با توجه به دیگر گفته‏ هاى ثبت ‏شده، مسلم است که خانه فاطمه(سلام الله علیها) بین مربع قبر و ستون تهجد بوده است.» (۱)
مردى به «عبد الله بن عمر» گفت: «درباره على بن ابى‌طالب(علیه السلام) برایم سخن بگو. عبد الله گفت: اگر مى‏خواهى بدانى که مقام و منزلت على(علیه السلام) نزد رسول الله(صلی الله علیه و آله) چه اندازه بوده، پس نظر کن به خانه ‏اش نسبت‏ به خانه‏هاى پیامبر(صلی الله علیه و آله)، سپس با دست‏ خود به خانهٔ على و فاطمه(علیه السلام) اشاره کرد و گفت: این خانهٔ اوست که در وسط خانه‏ هاى پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) قرار گرفته است.» (۲)
۲- مساحت ‏خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
بتنونى مى‏نویسد: «طول خانه فاطمه(سلام الله علیها) از طرف جنوب ۵/۱۴، از طرف شمال ۱۴ و از طرف شرق و غرب ۵/۷ متر بوده است.» (۳)

۳- اهدایى خدا و رسول(صلی الله علیه و آله)
پیامبر بزرگوار(صلی الله علیه و آله) از همان ابتداى ورود به مدینه در فکر احداث چنین حجره‏اى براى حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بود. بدین جهت زمانى که حجره‏هایى را در طرف شرق مسجد براى همسران خود احداث کرد، براى فاطمه(سلام الله علیها) این حجره را ساخت.
ام سلمه در روایتى که درباره عروسى حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است، مى‏گوید: «…آن گاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) دختر خود، فاطمه(سلام الله علیها) و همچنین على(علیه السلام) را پیش خود خواند و دست على(علیه السلام) را در دست راست و دست فاطمه(سلام الله علیها) را در دست چپ گرفت و به سینهٔ خود گذارد و میان دو چشم آن دو را بوسه زد. آن گاه به على(علیه السلام) فرمود: على جان! خوب همسرى دارى. و به فاطمه(سلام الله علیها) فرمود اى فاطمه! تو هم خوب همسرى دارى. سپس از جاى برخاسته و پیشاپیش آن دو راه افتاد تا اینکه آن دو را به خانه‏ اى که از پیش براى آنها ساخته بود، وارد کرد.
سپس هنگام خروج از خانه، در حالى که دستگیره در را گرفته بود، فرمود: «طَهَّرَکُمَا اللهُ وَ طَهَّرَ نَسْلَکُمْ…؛ (۴) خداوند شما و نسلتان را پاک گرداند.»
۴- موقعیت درِ خانهٔ حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
از دیگر ویژگیهاى این خانه این بود که هیچ گونه راهى به بیرون جز از طریق مسجد نداشت. بدون شک در این کار عنایتى بود. شاید راز این عمل براى مسلمانان آشکار نگردید.
سید محمد باقر نجفى مى‏نویسد: «همگى مورخان اذعان دارند که خانه على(علیه السلام) در دیگرى جز آنچه که به سوى مسجد باز مى‏شد، نداشت.» (۵)
۵- خانه رفیع و پر نور
از دیگر ویژگیهاى این خانه این است که همانند دیگر مساجد و خانه ‏هاى پیامبران، از نورانیت، جلال و شکوه خاصى برخوردار و از خانه‏ هایى بود که قرآن مجید دربارهٔ آنها فرمود:
(( فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُه؛ )) (۶)؛ «در خانه‏هایى که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت‏ یابد و نامش در آنها یاد شود.»
در روایتى که در ذیل آیه فوق آمده است، «انس» از «بریده» نقل مى‏کند: «هنگامى که پیامبر(صلی الله علیه و آله) این آیه را تلاوت مى‏کرد، مردى از جاى برخاست و گفت: مقصود از این خانه ‏ها کدام خانه ‏هاست؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: خانه ‏هاى پیامبران.»
ابوبکر گفت: «هَذَا الْبَیْتُ مِنْهَا وَ أَشَارَ إِلَى بَیْتِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ(علیه السلام) قَالَ: نَعَمْ، مِنْ أَفْضَلِهَا؛ در حالى که با دست‏خود به خانه على و فاطمه(علیه السلام) اشاره مى‏کرد، گفت: آیا این خانه از جملهٔ آن خانه‏ها است؟ حضرت فرمود: آرى؛ بلکه افضل از همهٔ آنها است.» (۷)

۶- محل نماز و عبادت پیامبر(صلی الله علیه و آله)
خانه فاطمه(سلام الله علیها) استراحت‏گاه موقت پیامبر(صلی الله علیه و آله) هنگام دیدار از یگانه گوهرش بوده. جاى جاى این خانه قدمگاه، محل نشستن، نماز، عبادت و سجده‏ گاه وجود مقدس نبى اکرم(صلی الله علیه و آله) بود.
حضرت على(علیه السلام) فرمود: «روزى پیامبر(صلی الله علیه و آله) به دیدار ما آمد، ما نیز حریره‏اى (۸) برایش آماده کردیم و ام ایمن هم ظرفى از ماست، کره و مقدارى خرما به ما هدیه کرد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) از جاى برخاست، وضو ساخت، به سوى قبله ایستاد و مدتى دعا کرد. آن گاه با چشمانى پر از اشک، سر به سجده گذارد.
هیبت و عظمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) مانع شد که علت گریه‏اش را بپرسیم. فرزندم حسن(علیه السلام)، از جاى جست و گفت: پدر جان! کارهایى را دیدم انجام دادى که پیش از این انجام نداده بودى. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: فرزندم! من امروز با دیدن شما آن قدر خوشحال شدم که پیش از این، چنین شادمانى به من دست نداده بود. اینک جبرئیل آمد و به من خبر داد که همهٔ شما کشته خواهید شد و محل دفن شما هم دور از یکدیگر خواهد بود.
با شنیدن این خبر براى شما دعا کردم. امام حسین(علیه السلام) عرض کرد: اى رسول خدا! با این وصف که قبرهاى ما از هم جدا مى‏باشد، پس چه کسى به زیارت قبور ما مى‏آید؟
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: گروهى از امتم که کمک و صلهٔ مرا دوست مى‏دارند. پس در روز قیامت‏ به زیارت این دسته خواهم رفت و بازوانشان را گرفته و آنها را از گرفتاریها و سختیهاى روز قیامت نجات خواهم داد.» (۹)
۷- زادگاه امام حسن و امام حسین(علیه السلام)
تردیدى نیست که زادگاه امام حسن، امام حسین، زینب کبرى و ام کلثوم(علیهم السلام) در این خانه است؛ اما نسبت ‏به سایر امامان(علیهم السلام) بعید به نظر مى‏رسد که زادگاهشان در خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بوده باشد؛ زیرا در زمان «عبد الملک بن مروان» که حسن بن حسن(علیه السلام) در آنجا سکونت داشت، او را از خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بیرون نمودند و خانه را به بهانهٔ توسعه مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله)، ویران کردند. (۱۰)
همچنین بعید است که امام زین العابدین(علیه السلام) هم در آنجا دیده به جهان گشوده باشد؛ زیرا آن حضرت در سال (۳۸ ه. ق) به دنیا آمد و پدرش امام حسین(علیه السلام)، در آن سال همراه حضرت على(علیه السلام) در کوفه بود. بنابراین به نظر مى‏رسد که امام سجاد(علیه السلام) در کوفه به دنیا آمده باشد؛ اما چنین سخنى را کسى نگفته است.
بنابراین احتمالها که حضرت امام سجاد(علیه السلام) در سال (۳۴، ۳۵ یا ۳۶ ه. ق) به دنیا آمده باشد، مى‏توان گفت:‏حضرت در مدینه به دنیا آمده؛ اما باز هم بعید است که در خانهٔ حضرت فاطمه(علیه السلام) بوده باشد؛ زیرا امام حسین(علیه السلام) در آن وقت در خانهٔ حضرت فاطمه(علیه السلام) زندگى نمى‏کرد.

۸- محل رفت وآمد فرشتگان
امام باقر(علیه السلام) فرمود: «خانه على(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) بخشى از حجرهٔ پیامبر(صلی الله علیه و آله) است و سقف آن خانه، عرش پروردگار و محل فرود وحى و رفت و آمد فرشتگانى که هر صبح و شام، و هر ساعت و لحظه، با آوردن پیام در حال آمد و شد هستند. آنجا خانه‏ اى است که هرگز رفت و آمد فرشتگان در آن پایانى ندارد. گروهى فرود مى ‏آیند و گروه دیگر بالا مى‏روند. پروردگار عالمیان پرده را از آسمانها براى حضرت ابراهیم(علیه السلام) کنار زد و به نور باصره‏ اش قوت بخشید، تا نگاهش به عرش افتاد. همچنین خداوند به دید چشم محمد، على، فاطمه، حسن، حسین(علیهم السلام) قدرت بیش‏ترى داد، و آنها عرش پروردگار را از خانه‏هاى خود مى ‏دیدند و هرگز سقفى براى خانه‏هایشان جز عرش پروردگار نمى‏دیدند….» (۱۱)
آرى، بسیارى از آیات الهى به وسیلهٔ امین وحى در همین خانه بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل گشت. جریان «حدیث کساء» و آمدن جبرئیل نیز در همین خانه بود. (۱۲)

۹- سلام پیامبر(صلی الله علیه و آله) بر اهل خانه
پس از آنکه آیهٔ: (( وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها ))؛ (۱۳) «ترجمه» بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل گشت، آن حضرت چهل روز (۱۴)، شش ماه (۱۵)، هشت ماه (۱۶) یا نه ماه (۱۷) در هر صبح و شام به سوى خانهٔ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مى‏ رفت و دستگیره در خانه را مى ‏گرفت و پس از سلام بر اهل آن خانه، به دستور آیه عمل مى‏ نمود و م ى‏فرمود: «الصلاه! یَرْحَمُکُمُ اللَّه» (۱۸) و سپس این آیه را تلاوت مى ‏فرمود: (( إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا ))؛ (۱۹) « ترجمه»
ابو الحمراء مى‏گوید: «چهل روز پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دیدم که هر روز صبح به طرف در خانهٔ على و فاطمه(علیه السلام) مى‏آمد و دستگیره در را مى‏ گرفت و مى ‏فرمود: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ اهل البیت وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه الصَّلَاهَ یَرْحَمُکُمُ اللَّهُ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً؛ (۲۰)
«قندوزى» حنفى پس از ذکر این حدیث، مى ‏گوید: «این حدیث از ۳۰۰ نفر از صحابه و یاران پیامبر روایت ‏شده است.» (۲۱)

۱۰- بسته شدن در خانه‏ها جز در خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
آن‌گاه که یاران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى‏بینند در خانه على(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) به مسجد باز مى‏شود، هر یک از خانهٔ خود درى به مسجد باز مى‏ کنند. دیرى نگذشت که فرمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد که تمام درها باید بسته شود، جز در خانه على(علیه السلام). موج اعتراض بالا گرفت؛ اما پیامبر(صلی الله علیه و آله) قاطعانه بر موضوع پافشارى کرد و تمام درها؛ حتى پنجره‏ها، جز برای خانهٔ على(علیه السلام) را بست.
«زید بن ارقم» مى‏گوید: «برخى از یاران از حضرت خواستند که اجازه دهد درها همچنان باز بماند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) از جاى برخاست و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: به من دستور داده شد که تمام درها، جز در خانهٔ على(علیه السلام) را ببندم. حال مى‏بینم که برخى از شما سخن گفته‏اید؛ اما این را بدانید که سوگند به خدا! این من نبودم که در خانه‏اى را بسته یا باز کرده باشم؛ بلکه دستورى بود که من از آن پیروى کردم.» (۲۲)
حدیث‏ یاد شده از احادیث مسلم شیعه و سنى است و تاکنون کسى بر صحت آن اشکال نگرفته، جز «ابن جوزى» که آن را در ردیف احادیث موضوعه و ساختهٔ رافضیها خوانده است؛ اما «ابن حجر عسقلانى‏» در کتاب «فتح البارى؛ فی شرح صحیح البخارى‏» در رد گفته ابن جوزى اظهار مى‏ دارد:
«اخطأ فى ذلک شنیعاً فانه سلک فى ذلک رد الاحادیث الصحیحه بتوهّمه المعارضه؛ وى دراین کتاب خطاى زشتى را مرتکب شده است؛ زیرا به بهانهٔ تعارض، بسیارى از احادیث صحیح را رد کرده است.» (۲۳)

۱۱- احترام ویژهٔ امامان
گرچه در زمان معصومین(علیهم السلام) به ویژه از اواخر زمان امام سجاد(علیه السلام) به بعد، خانهٔ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را به بهانهٔ توسعهٔ مسجد ویران کردند؛ اما جایگاه خانه معلوم و مشخص بود و مردم بدون هیچ تقیه‏اى، نسبت ‏به خانهٔ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) احترام ویژه‏اى قائل بودند.
امام جواد(علیه السلام) هر روز مقارن اذان ظهر، نخست ‏به زیارت رسول الله(صلی الله علیه و آله) مى‏رفت، سپس به طرف خانهٔ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مى ‏رفت و کفشهاى خود را بیرون مى ‏آورد و وارد خانهٔ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مى‏ گشت و در آنجا نماز مى‏ گذارد. (۲۴)
نگاهى دیگر
نگاه دیگرى که به این خانه مى‏افکنیم، حیرتمان بیش‌تر مى‏شود؛ چرا که در این خانه هرگز از زخارف دنیا و تجمل‏گرایى چیزى یافت نمى‏شود؛ خانه‏اى بسیار ساده، نه فرش قابل ذکرى دارد و نه وسایل گران قیمتی. اشتباه نشود، خیال نکنید که حضرت على(علیه السلام) فقیر و تهى‏دست بود؛ بلکه آورده‏اند که از دسترنج ‏خود هزار بنده را آزاد کرد. این خانواده نمى‏خواستند غیر از زندگى زاهدانه راه دیگرى را در پیش گیرند، بدین جهت آنچه داشتند یا وقف فقرا و تهیدستان مى‏کردند یا به دیگران مى‏دادند و خود در نهایت ‏ساده‌زیستى زندگى مى‏ کردند. (۲۵)
اینک به وسایل این خانه – که در حقیقت همان جهیزیه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بود و در آن چند سال هیچ به آن اضافه نگشته بود – نیم‌نگاهی خواهیم داشت.
در این خانه علاوه بر چوبى که حضرت على(علیه السلام) به دو طرف اطاق جهت آویزان کردن لباس نصب کرده بود، یک پوست گوسفند که در کف اطاق انداخته، یک بالش که داخلش را از لیف خرما پر کرده بود، چیز دیگرى جز جهیزیهٔ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نبود و ریز آن به قرار زیر است:

۱- یک قواره پیراهن به قیمت هشت درهم.
۲- یک عدد روسرى بزرگ به قیمت چهار درهم.
۳- یک حولهٔ سیاه خیبرى.
۴- یک تخت‏خواب که با برگ درخت‏ خرما بافته شده بود.
۵- دو عدد تشک کتانى از کتانهاى مصر که در درون یکى از آنها لیف خرما و دیگرى از پشم گوسفند پر شده بود.
۶- چهار عدد بالش از پوست میش مکه که از گیاه خوشبویى به نام اذخر پر شده بود.
۷- یک تخته پرده پشمى.
۸- یک قطعه حصیر.
۹- یک عدد دستاس.
۱۰- یک طشت مسى براى شستن لباس.
۱۱- یک عدد مشک چرمى براى آبکشى.
۱۲- یک بادیه بزرگ براى دوشیدن شیر.
۱۳- یک ظرف چرمى براى آب.
۱۴- یک آفتابه گلى لعابى شده.
۱۵- یک سبوى گلى سبز.
۱۶- دو عدد کوزه سفالین.
۱۷- یک قطعه پوست چرمى براى فرش.
۱۸- یک چادر از پارچه‏هاى بافت قطر. (۲۶)

سرنوشت‏ خانهٔ حضرت فاطمه(سلام الله علیها)
متأسفانه این خانه و ساکنانش پس از رحلت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، مورد بى‏ مهرى امت قرار گرفت و دست‏خوش حوادث ناگوارى شد.
خانه ‏اى که از در و دیوارش بوى رسول الله(صلی الله علیه و آله) به مشام مى‏رسید و زمین و محرابش یادآور سجده‏ هاى طولانى یگانه یادگار پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بود، نه تنها فقط در آن خانه را بستند و بر خلاف سفارش آن حضرت مردم را از فیض برکات آن خانه و اهلش محروم ساختند؛ بلکه براى بیعت گرفتن از على(علیه السلام) مورد هجوم ناجوانمردانهٔ عده‏اى کینه‏ توز و فرصت‏ طلب قرار گرفت و سرانجام در زمان عبدالملک بن مروان، به بهانهٔ توسعه مسجد، ساکنان آن را بیرون کردند و خانه را ویران ساختند.
تعجب اینجا است که آنها با مشاهدهٔ آن همه عطوفت و مهرورزیها و احترام فوق العادهٔ پیامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت‏ به اهل‌بیت ‏خود، به ویژه نسبت‏ به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) چگونه مردان کینه‏توز و فرصت‏طلب را جهت ‏بیعت گرفتن از على(علیه السلام) روانهٔ خانه فاطمه(سلام الله علیها) ساختند؟ آنان مگر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را نمى‏شناختند که با بردن آتش (۲۷) هم در خانه را سوزاندند (۲۸) و پهلو (۲۹) شکستند (۳۰)، هم حرمت صاحب خانه را زیر پا نهادند. (۳۱)
در این خانه که آن را هاله‏اى از غم و مظلومیت فرا گرفته، دو قبر مجهول و گمشده و یک محراب قرار دارد. قبر اول، قبرمحسن، پنجمین فرزند حضرت على و فاطمه(علیه السلام) است وگویا در پاى درِ خانه دفن گردید. قبر دوم، ‏احتمالاً قبر فاطمه(سلام الله علیها) و یک محراب است که براى همگان قابل رؤیت می‌باشد و روزى این محراب محل نماز، سجده و دعاى حضرت فاطمهٔ زهرا(سلام الله علیها)‏ بود.
جاى بسى تعجب است که آن خانه‏اى که در زمان عبد الملک بن مروان به بهانهٔ توسعه مسجد پیامبر خراب مى‏شود، امروزه در محاصرهٔ نرده‏هاى آهنین قرار گرفته است.

پی نوشت :

۱) . مدینه‏شناسى، ص۷۳٫
۲) . سفینه البحار، ج‏۱، ص۱۱۵٫
۳) . الرحله الحجازیه، ص۳۲۷٫
۴) . مناقب خوارزمى، ص۲۴۷٫
۵) . مدینه‏شناسى، ص۱۱۹ و تفسیر فرات کوفى، ص۱۲۵٫
۶) . نور/۳۶٫
۷) . سفینه البحار، ج‏۱، ص۱۱۴ و مجمع البحرین، ص۱۳۸٫
۸) . غذایى است که با آرد و شیر یا روغن مى‏پزند. فرهنگ جدید، ص۹۱٫
۹) . بشاره المصطفى(ص) لشیعۀ المرتضی(ص)، ص۱۹۵؛ عوالم العلوم و المعارف، ج‏۷، ص۱۲۳ و کامل الزیاراه، ص۵۸٫
۱۰) . سفینه البحار، ج‏۱، ص۱۱۵٫
۱۱) . همان.
۱۲) . سند حدیث ‏شریف کساء، ص۶٫
۱۳) . طه / ۱۳۲٫
۱۴) . امالى طوسى، ص۲۵۱٫
۱۵) . سیر اعلام النبلاء، ج‏۲، ص۴۳۴٫
۱۶) . بحارالانوار، ج‏۴۳، ص۵۳٫
۱۷) . ینابیع الموده، ص۱۷۴ و مناقب خوارزمى، ص۲۳٫
۱۸) . امالى طوسى، ص۲۵۱٫
۱۹) . بحارالانوار، ج‏۴۳، ص۵۳٫
۲۰) . ینابیع الموده، ص۱۷۴٫
۲۱) . همان.
۲۲) . ذخائر العقبى، ص۷۷٫
۲۳) . مدینه‏شناسى، ص۱۱۷٫
۲۴) . سفینه البحار، ج‏۲، ص۳۷۵٫
۲۵) . همان، ص۵۴٫
۲۶) . زندگانى حضرت فاطمه(س)، ص۵۶٫
۲۷) . العقد الفرید، ج‏۵، ص۱۳ و الامامه و السیاسه، ص۲۰٫
۲۸) . اثبات الوصیه، ص۱۲۴٫
۲۹) . همان.
۳۰) . تفسیر عیاشى، ج‏۲، ص۶۷٫
۳۱) . بحارالانوار، ج‏۵۳، ص۱۴٫






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


7 + = 10