نکته‌هایی درباره حضرت زهرا(سلام الله علیها)

سوره کوثر که در شأن و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نازل شده، داراى ویژگى ژرف و شگرفى است، به گونه‏اى که تمام کلمات کلیدى آن؛ یعنى «أعطینا»، «کوثر»، «فصلّ»، «انحر»، «شانى‏ء» و «أبتر»، فقط یک بار در کل قرآن به کار رفته‏اند…

۱٫ سوره کوثر که در شأن و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نازل شده، داراى ویژگى ژرف و شگرفى است، به گونه‏اى که تمام کلمات کلیدى آن؛ یعنى «أعطینا»، «کوثر»، «فصلّ»، «انحر»، «شانى‏ء» و «أبتر»، فقط یک بار در کل قرآن به کار رفته‏ اند.

۲٫ در زبان عربى هنگامى که گفته می شود: «قامَ لَها»، یعنى این مرد به احترام آن زن از جاى خود برخاست؛ ولى هنگامى که گفته می شود: «قامَ اِلَیها»، یعنى این مرد به احترام آن زن از جاى خود برخاست و به جهت احترام ویژه‏اى که براى آن زن قائل بود، چند قدمى نیز به طرف او حرکت کرد. در بحار الانوار گفته شده است که هرگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها) نزد پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) می آمدند «قامَ اِلَیها»، (۱) یعنى پیامبر(صلی الله علیه و آله) نه فقط به احترام حضرت زهرا(سلام الله علیها) از جاى خود برمی خاستند؛ بلکه به جهت احترام ویژه‏اى که براى حضرت زهرا(سلام الله علیها) قایل بودند، چند قدمى نیز به طرف او حرکت می کردند و سپس حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در جاى خود می نشاندند.

۳٫ گاهى حضرت امیرمؤمنان على(علیه السلام) براى تبیین سخنان خود به دیگران، به گفتار و رفتار حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) استناد و استشهاد می کردند. شاید این کار حضرت بدین سبب بوده است که به مخاطبان خود بگویند: دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) که در دامان وحى پرورش یافته‏اند نیز این سخن را گفته و این کار را کرده‏اند.

۴٫ هرگاه امام باقر(علیه السلام) دچار تب می شدند، از پارچه‏اى که با آب سرد مرطوب شده بود استفاده می کردند و براى شفاى خویش به مادرشان حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) توسل می جستند و با صداى بلند می گفتند: «یا فاطمه بنت محمّد!».

۵٫ امام صادق(علیه السلام) به شخصى که نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمودند: حالا که نام او را فاطمه گذاشته‏اى، مبادا که دشنامش دهى یا نفرینش کنى و یا کتکش بزنى!.
البته این سخن بدین معنى نیست که کارهاى ناپسند مذکور را نسبت به دختران دیگر روا بدانیم؛ بلکه نشان دهندهٔ احترام ویژه براى دخترانى است که نامشان همسانِ نام حضرت فاطمه(سلام الله علیها) است.

۶٫ هنگامى که امام جواد(علیه السلام) همسرى براى خویش برگُزیدند، مَهر حضرت زهرا(سلام الله علیها) را مَهر همسرشان قرار دادند. شایان توجه است که مَهر حضرت زهرا(سلام الله علیها) پانصد درهم نقره و حدوداً معادل یک کیلو و دویست و پنجاه گرم نقره است.

۷٫ پس از رحلت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) نخستین شهید از خاندان رسالت، حضرت محسن(علیه السلام)، فرزند حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود که هنگام هجوم به خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) و بر اثر فشار در از سوى ظالمان و در شش ماهگى سِقط شد. شهید کردن حضرت محسن(علیه السلام) در حقیقت باعث به شهادت رسیدن ۳۱ سادات جهان؛ یعنى سادات محسنى شد. توجه دادنى است که انتخاب نام محسن از سوى شخص رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و پیش از تولد حضرت محسن(علیه السلام) صورت پذیرفته است.

۸٫ از فرزند محدّث قمى(ره) پرسیدند: چه چیز باعث شد که مردم این همه از کتاب پدرتان «مفاتیحُ الجِنان» استقبال کنند و آن را در خانه خود داشته باشند؟ وى در پاسخ گفت: یکى اخلاص پدرم و دیگر اینکه ایشان ثواب همه این کتاب را به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) هدیه کرده بود.

۹٫ عالِم ربّانى و عارف صمدانى، مرحوم آیت اللّه‏ ملاعلى معصومى همدانى، فرموده بودند که براى برآورده شدن حاجات و توسل به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، ۵۳۰ بار بگویید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَهَ و أَبیها و بَعلِها و بَنیها بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُکَ؛ خدایا! به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد، بر فاطمه و پدر و همسر و فرزندانش درود فرست.» یا ۵۳۰ بار بگویید: «إِلهى بِحَقِّ فاطِمَهَ و أَبیها وبَعلِها وبَنیها والسِّرِّ الْمُسْتَودَعِ فیها؛ خداى من! به حق فاطمه و پدر و همسر و فرزندانش و آن راز به ودیعه نهاده شده در وجود او، [حاجاتم را برآورده کن].» شایان توجه است نام مبارک فاطمه که حرف پایانى آن تاء گِرد عربى است، طبق حساب حروف اَبجَد با عدد ۵۳۰ برابر است. همچنین طبق همین حساب، نام «زهراء» با عدد ۲۱۴ و «یا زهراء» با عدد ۲۲۵ برابر است.

۱۰٫ شمارى از حدیث پژوهان عقیده دارند اینکه گفته می شود: عبارتِ «لَولاکَ لَما خَلَقتُ الأَفلاکَ و لَولا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُکَ ولَولا فاطِمَهُ لَما خَلَقْتُکُما؛ اگر تو نبودى، هستى را نمی آفریدم و اگر على(علیه السلام) نبود، تو را نمی آفریدم و اگر فاطمه(سلام الله علیها) نبود، تو و على(علیه السلام) را نمی آفریدم»، حدیث قدسى و از سوى خداوند بزرگ و خطاب به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بوده، در کتابهاى معتبر حدیثى و جوامع مستند روایى دیده نشده است. از این رو، هم معنى و دلالت این حدیث را باید دوباره پژوهید و هم سند و مدرک آن را؛ به ویژه نباید این حدیث را به گونه‏اى معنى و تبیین کنیم که از آن، برترى مقام و منزلت حضرت امیرمؤمنان على(علیه السلام) نسبت به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و برترى مقام و منزلت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نسبت به آن دو برداشت شود.

۱۱٫ شنیده و یا خوانده‏ اید هنگامى که حضرت زهرا(سلام الله علیها) را میان کفن گذاشته و فرزندانشان کنار ایشان بودند، ناگهان حضرت ناله‏اى کردند و دستان خود را از میان کفن بیرون آوردند و امام حسن و امام حسین(علیه السلام) را در آغوش گرفتند و…. گفتنى است مرحوم علامه مجلسى(ره) هنگام نقل این حدیث می فرمایند: این حدیث را در برخى از کتابهایى دیدم که معتبر نیستند و نمی توان به آنها استناد کرد؛ ولى دوست داشتم که این حدیث رابیان کنم. (۲)

از این رو، همهٔ ما و به ویژه سخنوران و مداحان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، در نقل و بیان این گونه احادیث، خصوصاً براى مخاطبانى که پذیرش فرا عقلى و ماوراى طبیعى‏شان کم‌تر است، دقت و تحقیق بیش‌ترى کنیم و سپس با دلیلهاى معتبر علمى و استنادهاى صحیح حدیثى، به نقل و بیان آن بپردازیم؛ زیرا: «رُبَّ مَشهورٍ لاأَصلَ لَهُ؛ چه بسا چیزهاى مشهورى که بى‏پایه و ریشه‏اند.»

۱۲٫ یکى از القاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) حانیه (با حرف حاء) است، نه هانیه (با حرف هاء). شایان توجه است که حانیه به معناى زن دلسوز و مهربان (نسبت به همسر و فرزندان) و اما هانیه به معناى زن خدمتکار است. از این رو، هنگام نامگذارى دختران و گرفتن شناسنامه براى آنان، به تلفظ و املاى درست این کلمه توجه داشته باشیم.

۱۳٫ میان برخى از مردم، معروف است صدقه دادن به فقیرهایى که سید و از فرزندان حضرت زهرا(سلام الله علیها) هستند حرام است و بدین جهت نباید به آنها صدقه داد. گفتنى است که صدقه بر دو نوع است: یکى صدقهٔ واجب، مانند زکات مال و زکات فطره و دیگرى صدقه مستحب، مانند کمک کردن و پول دادن به فقیران. آنچه از نظر شرعى و فقهى حرام است، فقط دادن زکات مال و زکات فطره از سوى افراد غیرسید به سید است. پس دادن زکات واجب از سوى سید به سید و نیز دادن صدقه مستحب از سوى غیرسید به سید اشکالى ندارد.

پی نوشت :

۱)بحار الانوار، ج ۳۷، ص ۷۱٫
۲) بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۷۴٫

عبدالرحیم موگهی






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


9 + = 18