حکمت و بصیرت امام راحل

خمینی

آنچه در این منماسبت‏ها بیشتر مورد توجه است و محوریت این مناسبت‏ها را تشکیل مى‏دهد، موضوع حضرت امام راحل است، که نقش آفرینى او در میام ملت ایران و انقلاب اسلامى بسیار چشم گیر بوده و هست، و در حقیقت به فرموده مقام معظم رهبرى ریشه انقلاب اسلامى ایران است، و جدا کردن انقلاب از امام راحل یعنى بریدن درخت انقلاب از روى زمین که در آن صورت معلوم نیست چه بر سر آن خواهد آمد.

 امام راحل داراى شخصیت بسیار ممتازى بودند، که پرداختن به آن در فرصتى کوتاه نا ممکن خواهد بود، و ابعاد شخصیتى ایشان فراتر از ابعاد وجودى یک فرد عادى بوده است، و شاید پس از عصر معصومین کسى را به این جامعیت سراغ نداشته باشیم و نتوانیم بیابیم.

 حکمت و بصیرت امام راحل:

 یکى از ابعاد شخصیتى امام که ایشان را از دیگران ممتاز نموده است را مى‏توان به حکمت و بصیرت امام اشاره نمود.

 به طور معمول عرصه سیاست، یکى از پیچیده‏ترین عرصه‏ها و تو در توترین عرصه‏ها به شمار مى‏آید، و به همین جهت تحلیل و پیش بینى در آن یکى از سخت‏ترین فعالیت‏هاى ممکن خواهد بود، و به همین دلیل است که در میان سیاسیون دنیا از خصوصیات مهم و تاثیر گذار هر شخصیت سیاسى مطرحى، میزان تحلیل سیاسى او و میزان توان او در پیش بینى مسایل سیاسى است.

 و به طور معمول در این عرصه، میزان توان تحلیل سیاسى و پیش بینى را به دانش سیاسى مرتبط مى‏کنند.

 امّا گاهى در بررسى شخصیت‏هاى سیاسى به مواردى بر مى‏خوریم که توان تحلیل سیاسى آنها و قدرت پیش بینى و فهم مسایل سیاسى در آنها، تعجب آور است و مى‏توان مدعى شد بدون ارتباط با دانش سیاسى صورت مى‏گیرد.

 حضرت امام راحل از معدود افرادى بودند که تحلیل‏هاى ایشان و پیش بینى‏هاى ایشان متفاوت با سیاسیون دیگر جهان بود.

 در این جا دو دیدگاه مطرح مى‏شود:

 الف) اینکه این چنین تحلیل‏ها و پیش بینى‏هاى حیرت‏انگیز محصول توانایى‏هاى فردى خارق العاده برخى نخبگان است که حاصل شخصیت منحصر به فرد آنان خواهد بود.

 البته این نظریه که بیشتر برخاسته از تفاسیر نخبه گرایى است کمتر قابل پذیرش است.

 ب) اینکه این تحلیل‏ها و پیش بینى‏ها محصول بینش و بصیرتى است که خداى متعال به خاطر تلاشهاى صادقانه و مخلصانه آنان، به آنان عطا کرده است، مطابق این تحلیل و تفسیر، چنین موضع‏گیرى‏هاى محیرانه، محصول همان »فرقان« و بصیرتى است که در اثر تقوا براى ایشان حاصل شده است. (یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا)

{P  () الأنفال: ۲۹/۸٫ P}

 براى آشنایان به مسایل پیش بینى شده ا زسوى امام رحل بسیار روشن است که این نظریه در رابطه با ایشان کاملا قابل پذیرش است.

 این پیش بینى امام راحل در ابعاد سیاسى جامعه و آینده نگرى ایشان برخاسته از همان جمله مناجات شعبانیه است که »وانر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک«.

 آغاز انقلاب اسلامى و نحوه عملکرد ایشان در آن.

 مطرح کردن شعار شاه باید برود در سال آخر انقلاب.

 جبهه‏گیرى حضرت امام در برابر سازمان مجاهدین (منافقین).

 پیش بینى امام راحل نسبت به فرو پاشى شوروى سابق.

 اینها همه نمونه هایى از موارد و پیش بینى‏هاى امام راحل در مسایل سیاسى به شمار مى‏آید.

 در اولین ماه‏هاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى، یکى از معضلات اساسى، خلع سلاح گروه‏هاى شبه نظامى بود، که در ماجراى انقلاب، انبارهاى اسلحه ارتش را تخلیه نموده بودند.این معضل زمانى جدى شد که برخى از این گروه‏ها حاضر شدند براى جلوگیرى از خلع سلاح در برابر جمهورى اسلامى بایستند و با نیروهاى جمهورى اسلامى در گیر بشوند.

 سازمان مجاهدین خلق از جمله این سازمانها بود، که تلاش مى‏کردند تا مسلح باقى بمانند، و از شیوه‏هاى گوناگونى استفاده کرده و در نهایت به مبارزه مسلحانه روى آوردند.

 نکته اساسى اینکه بعدها در اسناد و خاطرات مشخص گردید که در یک جلسه مخفى براى سیاستگذارى خود چنین برنامه ریزى کردند، که حضرت امام را در یک وضعیت بغرنج قرار دهند تا از این طریق بتواند اسلحه خود را حفظ کنند.

 آنان چنین برنامه ریزى کردند که در گیر و دار مباحث داغ خلع سلاح از حضرت امام تقاضاى ملاقات کنند، پیش بینى آنها این بود که این امر یک پیشض نهاد غیر قابل رد است، چرا که رد درخواست  ملاقات باعث مى‏شد در نزد افکار عمومى براى مخالفت خویش با خلع سلاح توجیهى داشته باشند.

 و از سوى دیگر در صورت پذیرش درخواستشان، به صورت مسلحانه به محل دیادار بروند و به این ترتیب در عمل، امکان برگزارى جلسه را منتفى کنند، چرا که مطمئن بودند از ورود مسلحانه آنان جلوگیرى خواهد شد.

 تصور آنان این بود که امام در سر یک دو راهى قرار مى‏گیرد که هر سوى آن شکست امام و پیروزى آنان خواهد بود.

 از این رو با این تصور در خواست ملاقات را دادند، امّا آنچه اتفاق افتاد براى رهبران منافقین قابل تصور نبود، زیرا امام در جوابى بسیار ساده که در آن نوعى شکسته نفسى هم به نظر مى‏رسید فرمود: آقایان اسلحه خود را تحویل مراجع قانونى بدهند، من هر جا که بخواهند به دیدارشان خواهم رفت.

 این جواب به ظاهر ساده باعث شد نقشه منافقین با یک شسکت کامل مواجه شود، و اثرى کاملا به عکس خواسته آنها داشته باشد، و حالا این منافقین بودند که در برابر یک پیشنهاد غیر قابل رد قرار گرفته بودند!!!






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 + 3 =