پیرامون جمهوری اسلامی

در این مقاله به ارائه خلاصه ای از کتاب «پیرامون جمهوری اسلامی» تألیف استاد شهید مطهری(رحمه الله)، می پردازیم. این کتاب از شش بخش تشکیل شده است که خلاصه سه بخش مهم آن تقدیم می شود.

مقدمه:

در این مقاله به ارائه خلاصه ای از کتاب «پیرامون جمهوری اسلامی» تألیف استاد شهید مطهری(رحمه الله)، می پردازیم. این کتاب از شش بخش تشکیل شده است که خلاصه سه بخش مهم آن تقدیم می شود.

بخش اول: مصاحبه

دو هفته قبل ازشهادت استاد مطهری، مصاحبه ای با ایشان انجام شد که خلاصه جوابها به شرح ذیل است:

سؤال: آینده انقلاب اسلامی را چگونه می بینید؟

استاد: مسائل اجتماعی پیچیده تر از آن است که یک نفر بتواند وضع جامعه را پیش بینی کند؛ اما وضع حاضر بسیار امیدوار کننده است که انقلاب اسلامی در آن جهت خودش به آن ثمر اسلامی ای  که باید برسد، در آینده -انشاءالله – خواهد رسید.

سؤال: یعنی منظورتان این است که انقلاب اسلامی ایران درآینده می تواند الگویی برای کشورهای دیگر باشد؟

استاد: این چنین ما فکر می کنیم. ما فکر می کنیم که می تواند الگویی باشد، البته بعد از آنکه وضع داخلی خودش را سامان بدهد.

سؤال: به نظر شما چه شرایطی برای تداوم انقلاب لازم است؟

استاد: اگر این انقلاب اسلامی بخواهد سلب کننده آزادیها باشد، این یک آفتی است در آن، و اگربخواهد نسبت به عدالت اجتماعی  به معنی دقیق کلمه حساسیت کافی نداشته باشد، به خطر خواهد افتاد. اگر تحت تأثیر مکتبهای ماتریالیستی، معنویت را کوچک و ضعیف بشمارد و گرایش مادی زیاد پیدا بکند، باز به خطر خواهد افتاد. اگراستقلال را، چه استقلال سیاسی، چه استقلال اقتصادی و چه استقلال مکتبی؛ یعنی  اینکه اسلام رابه عنوان یک مکتب مستقل بشناسد و معرفی بکند، نه اینکه ازمکتبهای دیگر قسمتهایی را بگیرد و مخلوط بکند، کوچک بشمارد، باز در خطراست.یک نهضت مذهبی ضرورتاً باید در آن  خلوص حکم فرما باشد و اگر نوعی ناخالصی، هوا، هوس، طمع، بالخصوص دررهبران نفوذپیدا بکند، نهضت مذهبی زود از بین خواهد رفت. قرآن به گونه ای، تهدید می کند که بعد از این از من  بترسید؛ یعنی از اینکه کاری بکنید که عقوبت الهی طبق سنت الهی شامل حال  شما بشود و شما دیگر این لیاقت واستحقاق را از دست بدهید، بترسید که  آن وقت طبق سنت الهی – که اگر – مردمی از نظراخلاق و روحیه فاسد شدند، خدای  متعال هم وضع اجتماعی آنها را تغییر می دهد.

سؤال: به نظر می رسد که نسل جوان نیازمبرمی به  دانستن و فرا گرفتن اسلامی دارد و استقبال بی نظیری می کند. آیا به نظرشما برای اقناع این نسل از نظر فلسفه و احکام و دستورات اسلامی، معارف صرفاً مجالس سخنرانی در محافل و مساجد کافی است؟ و یا بایستی برای این کار مرکزی به همین منظور تأسیس  شود؟

استاد:ابداً سخنرانی و مقاله و امثال اینها کافی نیست. مراکزی برای این منظور لازم است. دانشکده ها و احیاناً وجود یک دانشگاه که در آن به سبک کلاسیک تدریس بشود، لازم است. دانشگاهی که در آن علوم و معارف اسلامی تدریس  بشود وعلوم دیگر هم – تا آنجا که مربوط به علوم و معارف اسلامی می شود، مثل  مسائل روانشناسی، جامعه شناسی، مکاتب فلسفی و بالخصوص فلسفه مادی –در آن در آخرین حد وآخرین نظریه اش تدریس بشود؛ و اسلام باید به صورت فنی وعلمی و کلاسیک رسماً تدریس بشود، والا سخنرانی که یک کار آزاد و متفرقه  است، هرگز کافی نخواهد بود.

سؤال: وزارت امر به معروف و نهی از منکر چه خواهد بود و یا چه باید باشد؟ آیا با این دانشگاه هایی که شما فرمودید، ارتباطی می تواند داشته باشد؟

استاد: اگر اسمش را وزارت بخواهیم بگذاریم، معنایش این  است که  دستگاهی وابسته به دولت باشد و از بودجه دولت هم استفاده بکند و قهراً تحت مقررّات و ضوابط دولتی باشد؛ بلکه مقصودشان یک مؤسسه مستقل و وابسته به روحانیت است و این نظریه بر اساس نظریه دیگری است که درباره روحانیت دارند؛ که روحانیت باید مستقل بماند. اینکه روحانیت شیعه توفیق پیدا کرده که چندین نهضت و انقلاب را درصد ساله اخیر رهبری بکند، به دلیل استقلالش از دستگاه های حاکمه وقت بوده است و نه افرادی از روحانیین بیایند پستهای دولتی را به  جای دیگران اشغال کنند؛ بلکه روحانیت باید همان پست خودش را که ارشاد وهدایت و نظارت و مبارزه با انحرافات حکومتها و دولتهاست، حفظ بکند.

سؤال: آیا قدرت اجرایی هم می توانند داشته باشند؟

استاد: امر به معروف و نهی از منکر به حسب اصل قانون  می تواند قدرت اجرایی هم داشته باشد.

بخش دوم: وظایف حوزه های علمیه

حوزه های علمیه مسئول پاسداری از ایمان جامعه اسلامی  و اصول و فروع دین مقدس اسلام از دیدگاه مذهب شیعه، و تعلیم وتبلیغ آنها، و عهده دار پاسخگویی به نیازهای مذهبی مردم مسلمانند.همان طور که در حدیث «شریف کافی» آمده است: «العالم بزمانه لا یهجم  علیهاللوابس» آشنایی با اوضاع و جریانات زمان و شناخت عوامل  دست اندرکار اجتماع، امکان پیش بینی می دهد و با پیش بینی ها می توان به  مقابله با حوادث ناگوار شتافت.

امروز به طور مستمر ازطریق دبستانها، دبیرستانها، دانشگاه ها، مؤسسات آشکار و پنهان نشرکتاب، وسایل ارتباط جمعی و از طریق  مسافرتها به کشورهای خارج، هزاران نوع اندیشه به این جامعه وارد می شود، که اگر اندیشه هایی که از حوزه های علمیه دینی و یا به وسیله شخصیتهای مبرّز مذهبی در خارج این  حوزه ها صادر می شود – با اینکه نسبت به گذشته در سطح بالاتری قرار گرفته  است – با آنچه از جاهای دیگر وارد می شود، مقایسه شود، رقم ناچیزی را تشکیل  می دهد ومی توان گفت، نزدیک به صفر است.حتی خود حوزه های علمیه ما هم اکنون یکی ازبازارهای پررونق اندیشه  هایی است که از کانونهای غیر مذهبی و یا ضد مذهب واردمی شود.اینجا است که هر فرد متدین آگاه، ضرورت تجدید نظر در برنامه های  حوزه های علمیه را شدیداً احساس می کند.

نکته ای که ضرورت دارد از آغاز مورد توجه قرار گیرد این است که هر گونه  تجدید نظر و تحوّل در برنامه های حوزه های علمیه باید بر اساس همان  فرهنگ غنی و قدیم اسلامی و ادامه همان راه وتسریع در حرکت آن و آفت  زدایی از آن بوده باشد. لازم به تأکید است که هر گونه تجدید نظر مبنی بر جایگزین ساختن یک  فرهنگ دیگر به جای فرهنگ اصیل هزار و سیصد ساله اسلامی، خیانت به اسلام  و مسلمین است و نتیجه ای جزکشاندن امت اسلامی به دامن فرهنگ و تفکر بیگانه شرقی یا غربی، چپ یا راست، ندارد.

وظایف حوزه های علمیه:

الف) وظایف اصلی:

مهم ترین عناوین سخنرانی استاد مطهری به شرح ذیل است:

۱٫ احیای تمام علومی که هماکنون جزء علوم اسلامی محسوب می شود، ازتفسیر، حدیث، درایه، رجال، فقه،اصول، ادبیات، تاریخ اسلام،تاریخ ملتهای مسلمان، کلام اسلامی، فلسفه اسلامی، عرفان اسلامی، اخلاق  اسلامی، منطق اسلامی، که با توجه به سیر تحولی وتاریخی آنها و مشخص ساختن  نقش شخصیتهایی که در پیشبرد این علوم مؤثر بوده اند، تاریخ تحول این علوم نیز دقیقاً مشخص می شود.

۲٫ حفظ، نگهداری و نگهبانی مواریث فرهنگی اسلامی، اعم از علمی و فنی  از طریق فهرست کردن وگردآوردن در حدّ امکان.

۳٫ برقراری رابطه علمی با تمام مراکز علمی اسلامی درکشورهای عربی،آفریقایی، آسیایی، اروپایی و اطلاع از فعالیتهای اسلامی درآن مراکز.

۴٫ تقویت و ترویج زبان عربی در حدّ مکالمه کامل و استفاده وافی ازهرنوع کتاب عربی به زبان معاصر.

۵٫ آشنایی هر فرد لااقل با یک زبان خارجی، در حدّ استفاده از کتابها وسخنرانیها.

۶٫ ادبیات فارسی در جنبه های ارتباط با فرهنگ اسلامی و شناختن زبان  فارسی به عنوان زبان دوم اسلامی.

۷٫ آشنایی با علوم انسانی جدید از قبیل: روانشناسی،جامعه شناسی،جغرافیای جهانی، تاریخ جهانی، در حدّ بیگانه نبودن.

۸٫ اطلاع بر فلسفه اخلاق، تعلیم و تعلّم مکاتب اخلاقی گوناگون قدیم وجدید ومقایسه با اخلاق اسلامی، در حدّ اجتهاد و تخصّص.

۹٫ اطلاع بر فلسفه تاریخ وتعلیم مکاتب مختلف این فلسفه و روشن ساختن  فلسفه تاریخ از نظر قرآن، در حدّ اجتهاد و تخصّص.

۱۰٫ اطلاع بر مکاتب و سیستمهای اقتصادی جهان و تعلیم و تعلّمآن مکاتب  و روشن ساختن اصول اقتصاد اسلامی، در حدّ تخصص و اجتهاد.

۱۱٫ شناخت ماهیّت تمدّن و فرهنگ اسلامی، توأم با مقایسه با   تمدّنها و فرهنگ های دیگر و روشن ساختن اصالت آن و ممیّزات آن و معرفی  روح این فرهنگ.

۱۲٫ تاریخ ادیان در حدّ آشنایی و بیگانه نبودن و احیاناً در حد تخصّص  و اجتهاد.

۱۳٫ تعلیم مکتبهای رایج الحادی معاصر به صورت بسیار دقیق از قبیل:  مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم، نهیلیسم و غیره، و نقد آنها با موازین  اسلامی.

۱۴٫ تعلیم مکاتب حقوقی قدیم و معاصر و مقایسه با حقوق اسلامی به عنوان  حقوق تطبیقی.

۱۵٫ فلسفه تطبیقی بر اساس تعلیم زنده‌ترین مکاتبفلسفی معاصر ومقایسه با فلسفه اسلامی.

۱۶٫منطق تطبیقی بر اساس تعلیم روشهای منطقی جدید، بالخصوص منطق  سمبولیک ومقایسه با منطق اسلامی.

۱۷٫ سیره نبوی و ائمّه اطهار(علیهم السلام)به صورت تحلیلی وتفسیری.

۱۸٫ مسائل قرآنی شامل: تاریخ نزول آیات و سور،اعجاز قرآن، محکم ومتشابه قرآن، ناسخ و منسوخ قرآن، معارف قرآن و غیره.

۱۹٫ نقش اساسی شیعه در علوم و فرهنگ اسلامی.

۲۰٫ تاریخ جهادهای علمی واخلاقی و اجتماعی شیعه.

۲۱٫ بحثهای مربوط به امامت، خصوصاً با توجه به انحرافات جدید.

۲۲٫ اثبات امامت به طور عامّ و امامت هر یک از ائمّه به نحو خاص(جزء کلام است.).

۲۳٫ مسائل مربوط به وحی و نبوت و اثبات علمی بودن وحی(جزء کلام  است)

۲۴٫ مسائل مربوط به معاد (مندرج در کلام است.).

۲۵٫ مسائل مربوط به توحید (مندرج در کلام است.).

۲۶٫ رشته‌ای وتخصّصی شدن به علوم و ادبی، تاریخی، اصول دینی،فروع دینی و غیره.

وظایف فعلی:

۱٫ کلام جدید: با توجه به اینکه در عصر ما شبهاتی پیدا شده که درقدیم نبوده وتأییداتی پیدا شده که از مختصّات پیشرفتهای علمی جدید است  و بسیاری از شبهات قدیم در زمان ما بلاموضوع است، همچنان که بسیاری ازتأییدات گذشته ارزش خود را از دست داده، از این رو لازم است کلام  جدیدی تأسیس شود.

در کلام جدید حداقل مسائل زیر مورد بحث قرار می گیرد:

الف) فلسفه دین: علل پیدایش آن ازنظر روانشناسان و جامعه شناسان،نظریات مختلفی که در این زمینه داده شده و همه نقض و طرد شده است، مسئله فطرت دینی و بحث عمیق انسانی درباره فطرت و فطریّات، آینده دین  و مذهب، مهدویّت در اسلام.

ب) وحی و الهام از نظر علوم روانی جدید (مسئله نبوّت):

ج) بررسی مجدّد ادله توحید با توجه به ایرادات و شبهاتی که مادییّن  جدید بر براهین توحید از جمله: برهان نظم، برهان حدوث و برهان وجوب  و امکان و غیره کرده‌اند و با توجه به تأییدات جدید در تمام آن زمینه ها،و همچنین بحث اساسی درباره شبهات مادییّن در تمام زمینه ها خصوصاً درزمینه عدل و عنایت الهی.

د) بحث امامت و رهبری از جنبه اجتماعی با توجه به مسائل مهمّی که  امروزه در زمینه مدیریت و رهبری گفته شده است و باتوجه به  مسائل مربوط به جنبه معنوی امامت و انسان کامل در هر زمان.

هـ) مسائل خاص حضرت رسول(صلی الله علیه وآله)و قرآن و شبهاتی که در این زمینه شده است.

۲٫ فلسفه تاریخ با توجه به مکاتب قدیم و جدید از نظریه «ابن خلدون»  گرفته تا نظریه «توئنبی» در زمان حاضر و مخصوصاً نظریه مارکسیسم. در این  بخش، از اسلام و مقتضیات زمان نیز بحث می شود.

۳٫ فلسفه اخلاق، مشتمل بر بیان تمام فلسفه‌های اخلاق قدیم و جدید،مذهبی و غیر مذهبی، و تدوین یک فلسفه اخلاق متقن اسلامی و به طورکلّی بحثی درتعلیم و تربیت اسلامی.

۴٫ اقتصاد اسلامی با تبیین مشخصات اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد سوسیالیستی و وجوه اشتراک و افتراق اقتصاد اسلامی با هر یک از آنها.

۵٫ فلسفه اجتماع از نظر تطبیقی و بیان اصول اجتماعی اسلام و جامعه ایده  آل اسلامی.

بخش سوم: زنان و انقلاب اسلامی

نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران

استاد در این مقاله سهم و نقش بانوان را در انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار می‌دهد. ایشان معتقد است که بانوان سهم عمده‌ای را در این مقطع تاریخی به خود اختصاص داده‌اند. بنابراین، ضرورت ایجاب می‌کند که این مسئله مورد بررسی قرار گیرد.

مهمترین نکاتی که استاد مطهری(رحمه الله)در این مقاله به آن اشاره کرده‌اند،عبارتند از:

۱٫ رهبر انقلاب شرکت بانوان را در مراسم انقلابی واجب و لازم شمردند.

۲٫ بانوان با ایمان ما، پس از آنکه از فرمان رهبر آگاه شدند با حفظ اصول  و موازین اسلامی از هیچ گونه فداکاری در راه به ثمر رساندن انقلاب خودداری  نکردند، پا به پای مردان راهپیمایی کردند، شعار دادند، درتظاهرات  شرکت کردند، شهید دادند، زندان رفتند، شکنجه کشیدند، آواره خانه وخانواده شدند، دربه دری کشیدند، محرومیتها متحمّل شدند.

۳٫ این چنین نقش تاریخی برای زن در جهان بی سابقه است.

۴٫ زنان در طول تاریخ تنها پرورش دهنده جسم مردان نبوده‌اند؛ بلکه الهام بخش و نیرودهنده و مکمل جوانمردی آنها نیز بوده‌اند،زنان از پشت صحنه و از پشت جبهه جنگ همواره به مردان مردانگی می بخشیده ‌اند.

۵٫ زن نقش سازندگی غیرمستقیم تاریخی خود را مدیون حیا، عفاف و تقوای زنانه خویش است. آنجا که زن خود را به ابتذال کشانده، این نقش تاریخی را از دست داده است.

۶٫ داشتن حیا برای زن و پشت جبهه بودن برای او تعارضی ندارد و قابل جمع است و آن یک راه باریک و ظریفی است که اگر زن رعایت نماید کرامت و عزت زنانه خود را حفظ می‌کند.

۷٫ زنان از نظر نقش تاریخی دوره‌های سه گانه‌ ای را طی کرده‌اند:

الف) در برخی  دوره‌ها زن جز در اندرون خانه  کاری ندارد و نمی‌تواند داشته باشد و صرفاً یک کالای اندرونی است.

ب) در برخی جوامع زن خانه را رها کرده و وارد اجتماع شده است و در این جوامع زن «شخص بی بها» است… .[۱]

نقش زن در جمهوری اسلامی

۱٫ انسان دو بال دارد که می‌تواند با آن حرکت کند:

الف) بال علم و آگاهی؛

ب) بال اخلاق، پاکی، طهارت و اراده، احساس شرف و کرامت ذات واینکه من انسان هستم؛

۲٫ یک طلبه (امام خمینی(رحمه الله)) توانست بدون هیچ امکاناتی در آگاهی بخشی به ملتهای مسلمان در کشورهای مختلف نسبت به اعمال، افکار و نقشه‌های مستبدها و استعمارگرها نقش مفیدی داشته باشد.

۳٫ از روزی که دیدند آگاهی تدریجاً دارد پیدا می شود، نمی‌شود جلوی آگاهی را گرفت و مردم را برای همیشه در بی‌خبری گذاشت، گفتند: حالا وقت این است که آن بال دیگر را از مردم بگیریم و آن بال اخلاق، بال  پاکی و طهارت است. اینجا بود که به مسئله اشاعه انواع فساد اخلاقی به  عنوان یک مخدر و یک امر تخدیر کننده پرداختند. همان را هم به نام تمدن می گفتند، به نام پیشرفت، به  نام آزادی.

۴٫ برای آنکه جوانها اعم از پسر و دختر فیلشان یادهندوستان سیاست نکند، سرشان گرم عیاشی وعشق بازیها و معشوقه‌ گیریها و بوی فرند و گیر فرند و امثال اینها بشود وآنچنان سرگرم و بی حس این مسائل بشوند که دیگربه فکر سیاست نیفتند، سینماها را حمایت کردند، امکانات و تسهیلات دادند، حتی کنار بعضی مساجد، سینما بنا کردند.

۵٫ همین خاندان پهلوی، اینهایی که هروئین وارد می کردند، جهت عمده این بود که این اعتیادها مردم رابی‌حس می کند، مردم را بی روح می کند، مردم را بی اراده و بی‌تصمیم  می کند، از انسانیت و اخلاق انسانی ساقط می کند. مسئله آزادی زن را مطرح کردند. اینها که یک ذره به مردها حاضر نیستند آزادی بدهند، دیدند جلوی آگاهی مرد و زن، هیچ کدام را نمی‌شود گرفت. بالاخره نمی‌شود ایران مدرسه  نداشته باشد. باید داشته باشد تا کلاس شش هم بخوانند چشمهایشان بازمی شود، دیپلمه شوند بیش تر چشمهایشان باز می شود؛ ولی باید این عنصر را ازنظر اخلاقی فاسد کردکه آگاهی نه تنها به او نتیجه ندهد؛ بلکه نتیجه معکوس  بدهد. آن وقت آمدند دبیرستانهای مختلط تأسیس کردند.

۶٫ ولی در این بین جریانهای دیگری رخ داد وآن اینکه با این فساد اخلاق  مبارزه شد. مبارزه عجیب و شدید منطقی در میان آمد که خود منطق اسلام بود.

۷٫  زنها با حجاب و حیا می‌توانند وارد صحنه شوند.  شما دیدید که در طول این چند سال کم کم قشری به وجود آمد از خانمهای  تحصیل‌کرده، بدون آنکه در دام فساد اخلاق گرفتار شوند؛ یعنی قشری خانم به  وجود آمد، هم آگاه و هم پاک، در پسرها هم همین طور.

۸٫ دشمن خوب احساس خطر می کرد. چندسال پیش، اول سال تحصیلی یک دفعه از طرف مأمورین ساواک که پستهای عالی  در وزارت آموزش و پرورش داشتند، ریختند در مدارس دخترانه، بی خبر داخل کلاسها شدند و روسریها را از سر محصلین کشیدند.احساس خطر می کردند. از نظر آنها دبیرستانها کانون خطر بود.

همه این صحبتها مقدمه ای بود برای این حرف: کسانی که در این ایام اخیرکه مسئله پوشش اسلامی مطرح شد، باز به نام آزادی و حقوق زن شروع کردند به  داد و فریاد کردن که آزادی ما از بین رفت، چه کسانی بودند؟ اینها همان افرادی بودند که در دوره سابق  رهبری خواهرهای شاه را پذیرفته بودند. آیا آنها برای زن آزادی می خواستند؟همینهایی بودند که در دو سه ماه پیش به عنوان حمایت از قانون اساسی  داشتند میتینگ می‌دادند، راهپیمایی می کردند. چه کسانی مبارزه کردند؟آیا پوشش اسلامی دارها بودندیا بی‌پوششهای اسلامی بودند؟ چه کسانی بودند که جلوی گلوله رفتند و شهیدشدند؟ اینها بودند یا آنها؟این بود که این آگاهی‌ای که در طول این ده بیست سال به مردم داده شد،این اسلام راستینی که واقعاً راستین به مردم تفهیم شد، نقش اساسی داشت.

۹٫ البته در اینجا رهبری رهبر (امام خمینی(قدس سره))فوق العاده مؤثر بود. ایشان با آن تیزهوشی ای که دارند، صریحاً و اکیداً گفتند: شرکت خانمها در تظاهرات و راهپیماییها، ولو با منع صریح پدران وشوهرانشان مواجه شوند، واجب است. شوهرها و پدرها حق ندارند که مانع  شرکت اینها بشوند.

۱۰٫ امام برنامه دیدار خانمها را تعطیل نکردند و فرمودند: من  برنامه را تعطیل نمی‌کنم. در اعلامیه اخیرشان فرموده‌اند که زنان هم دوش  مردان، برابر با مردان در این انقلاب سهیمند؛ بلکه جلوتر از مردان، که  این یک واقعیت است؛ ولی ما باید کوشش بکنیم که این را از دست ندهیم. صراط مستقیم باریک  است کمیاز این طرف برویم، پرت می شویم، کمی از آن طرف برویم هم پرت  می شویم. اندکی به نام عفت و عصمت و پاکی، زن را بکشانیم به گوشه صندوق خانه‌ها، پرت شده‌ایم، یک ذره به نام دخالت خانمها دراجتماعات و فعالیتها حریم را بشکنیم نیزاز آن طرف افتاده‌ایم.

۱۱٫ پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)به زنها اجازه می دادبه مسجد مدینه می آمدند.مردها را هم اجازه می داد می آمدند زنها را منع نکرد؛ ولی یک دفعه فرمود: ای  کاش ما برای خانمها در دیگری از مسجد باز بکنیم که بعد «باب النساء» را ساختند.

۱۲٫ شرکت زن در فعالیتهای اجتماعی ملازم این است که در شرایطی که  فتنه انگیز است، مثل ازدحامها، اختلاط نباشد و حریم رعایت شود.

۱۳٫ پیغمبراکرم(صلی الله علیه وآله)زنها را در جنگها شرکت می داد؛ ولی آنها کاری را که بیش ترمتناسب با زنها بود، انجام می دادند. احیاناً در یک مواقع شدت، زنها هم  شمشیر بر می داشتند؛ ولی رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)حتی  الامکان زنها را به کارهای متناسب باخودشان مثل پانسمان کردن می گماشت.

۱۴٫ منطق اسلام یکمنطق معتدل است. بعد از این هم جامعه اسلامی و جمهوری  اسلامی بدون شرکت زنها قابل دوام نیست. در پیش نویس قانون اساسی برای  زنها موقع بسیار بجا و مناسبی پیش بینی شده است.

۱۵٫ امام فرموده بود که زنها حق رأی دادن و حق رأی گرفتن دارند که یک دفعه در یک مصاحبه که  خبرنگاران اطلاعات و کیهان هر دو رفته بودند پاریس و با ایشان مصاحبه  کرده بودند، این قسمت افتاده بود. بعد، از آنجا به خود من تلفن شد که  این قسمت را حتماً در مصاحبه بگنجانید.

۱۶٫ زن و مرد ازنظر حقوق متساویند؛ ولی متشابه نیستند.تساوی توجه به کمیت است. ارزش کمی حقوق زنو مرد برابر با یکدیگر است؛  بلکه من ثابت می کنم که ارزش کمّی حقوق زن بیش تر از مرد است و باید هم  به یک دلیل خاص بیش تر باشد؛ ولی از نظر کیفی چطور؟ از نظرکیفی این طورنیست. وظایف کیفی این دو در یک قسمتهایی متفاوت است. حقوق اینها ازنظر کیفیت از یک جنبه‌هایی متفاوت است. مجازاتهای اینها از نظر کیفی دریک مواردی متفاوت است. تساوی حقوق زن و مرد و تشابه حقوق زن و مرد نباید با یکدیگراشتباه شود. یکی از افتخارات حقوق اسلامی این است که حقوق  زن و مرد را متساوی می داند؛ ولی متشابه نمی‌داند.


پی نوشت
[۱]. افسوس که منافقان فرصت نگارش بقیه مقاله را به استاد ندادند.






پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


2 + 5 =