امام زمان از دیدگاه مذاهب اسلامی و سایر ادیان(۵)

download (1)

اگر بخواهیم تمام روایات منقوله از کتب دانشمندان از مورخین و محدثین اهل سنت و اظهار عقاید و اعترافات آنها را برا اثبات وجود و حقانیت امام زمان حجت بن الحسن عسکری مهدی ذکرکنیم  کتابی بسیار مفصل خواهد شد.

علاوه بر این کتابهایی که در بخشهای قبل ذکر نمودیم سایر علمای مهم اهل تسنن و از جمله  بخاری(که معتبرترین دانشمندان اهل سنت میباشد)از سه طریق و مسلم از نه طریق و أبی داود از سه طریق و ترمذی از یک طریق و حمیدی از سه طریق نقل نموده اند که رسول اکرم (ص) فرمود ؛ ((خلفاء و امامان بعد از من دوازده نفرند تمام آنها از قریش اند و در بعض از آنها اخبار است که کلهم من بنی هاشم=تمام آنها از بنی هاشم هستند)).

ابن صلاح در مقدمه‌اش چنین ذکر می‌کند: بخاری و مسلم، همه احادیث صحیح را در کتاب‌های خود جمع آوری نکرده‌اند و به این مسأله هم پای بند نبوده‌اند. از بخاری روایت شده که گفته است:حدیثی را در کتابم وارد نکردم، جز این که صحیح بوده و خیلی از احادیث صحیح را به دلیل طولانی نشدن کتاب حذف کردم. و از مسلم برای ما نقل شده که گفته است: چنین نیست که هر حدیثی نزد من صحیح باشد، آن را در اینجا بیاورم، بلکه هر آنچه مورد اجماع و توافق بوده است را ذکر کردم وابن حجر عسقلانی در مقدمه فتح الباری به شرح صحیح بخاری می‌نویسد: اسماعیل از بخاری روایت کرده که گفته است :من در این کتاب، جز حدیث صحیح ذکر نکرده‌ام، ولی آنچه از احادیث صحیح که نیاورده‌ام، بیشتر است.

نووی نیز در مقدمه شرحش بر کتاب مسلم آورده است: آن دو (بخاری و مسلم) ملتزم نشده‌اند تمام احادیث صحیح را نقل کنند بلکه آنان تصریح کرده‌اند که همه احادیث را جمع آوری نکرده‌اند و تنها قصد جمع آوری تعدادی از احادیث صحیح را داشته‌اند همان گونه که نویسنده کتاب فقه، جمع آوری تمام ابواب و احکام فقه را در نظر ندارد، بلکه پاره‌ای از آن را بحث می‌کند.

یکی دیگر از شواهدی که این موضوع را مستدل می‌کند این است که حاکم نیشابوری، که خود از محدثان بزرگ و معروف اهل سنت است، در کتاب المستدرک علی الصحیحین، صدها حدیث را ذکر کرده و در آن تصریح می‌کند که بر اساس شرایط و اصول بخاری و مسلم، یا دست کم طبق اصول یکی از آن دو، این احادیث، صحیح هستند، در حالی که این احادیث در صحیحین یافت نمی‌شوند.

 

روایاتی که پیرامون نهضت جهانی حضرت بقیّه الله الاعظم- أرواحنا لتراب مقدمه الفداء- در منابع معتبر اهل تسنّن آمده است دست کمی از روایات شیعیان ندارد، و حتی در «صحاح ششگانه» ای که صحیح ترین کتب اهل سنت است، در باب های مختلف، روایات مربوط به قائم- عجل الله فرجه الشریف- آورده شده است.

۱- صحیح بخاری: کتاب الأحکام و باب نزول عیسی بن مریم (علیه السلام)
۲-
صحیح مسلم: باب الفتن، اشراط السّاعه، و باب نزول عیسی بن مریم (علیه السلام).
۳-
سنن ابن ماجه: باب خروج المهدی (علیه السلام).
۴-
سنن ابی داود در کتاب المهدی (علیه السلام).
۵-
سنن ترمذی باب ما جاء فی المهدی (علیه السلام).

در مسند احمد بن حنبل، پیشوای حنبلی ها و دیگر سنن و جوامع اهل تسنّن، روایات حضرت مهدی (علیه السلام) مشروحاً آمده است. (۱)

در این جا یادآوری این نکته لازم است که در کتاب های اهل سنّت به غیر از این که روایات کلی در خصوص «مهدی موعود (علیه السلام)» آورده اند، به اوصاف و خصوصیات آن حضرت نیز پرداخته اند.
مثلاً در سی و پنج کتاب از دانشمندان آنان تصریح کرده اند که آن حضرت، فرزند بلافصل امام حسن عسکری (علیه السلام) می باشد. (۲)
و در روایات متعدد، اوصاف و نشانه های آن حضرت را آورده اند، برای اطّلاع بیشتر چند حدیث نبوی از کتاب های آنان، می آوریم:

مسلم از جابربن سهره نقل می کند که پیامبراکرم فرمود: « این دین و اسلام عزیز و آسیب ناپذیر می ماند مادامی که دوازده خلیفه رهبری آن را به دست گیرد.»(صحیح مسلم، باب امارت و خلافت، ج۶، ص۳ و ر.ک: بحوث فی الملل و النحل، شیخ جعفر سبحانی، ج۶، ص۵۸-۶۱)
سلیمان قندوزی یکی از دانشمندان اهل سنت می گوید: روایاتی که حاکی از آن است که جانشینان پیامبر پس از او دوازده نفرند، گذشت زمان و آشنایی با جهان، روشن ساخته است که مقصود پیامبر از این دوازده خلیفه همان امامت دوازده گانه اهل بیت اوست، زیرا نمی توان احادیث را بر خلفای راشدین تطبیق کرد، چون تعداد آنان را از دوازده تا کمتر است و نمی توان بر خلفای اموی تطبیق کرد چون بیش از دوازده نفرند، و همگی عمربن عبدالعزیز ظالم و ستمگر بوده اند از این گذشته در برخی روایات آمده که این دوازده نفر از دودمان هاشمند نه امیه و همین طور بر خلفای بنی عباس هم قابل تفسیر نیست زیرا آنان هم بیش از دوازده نفر بودند و پیوسته با خاندان پیامبر در جنگ بوده اند.
لا تذهب الدنیا حتّی یملک العرب، رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی؛ (۳) دنیا از بین نمی رود تا آن که مردی از اهل بیت من، عرب را مالک شود و نام او مساوی نام من است
لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم، لطوّل الله ذلک الیوم حتی یلی رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی؛ (۴) اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، البته خداوند آن روز را طولانی می کند تا مردی از اهل بیت من که همنام من است، (رهبری) آن را به دست گیرد
یخرج رجل من أهل بیتی یواطیء اسمه اسمی و خلقه خلقی فیملأها قسطاً و عدلاً؛ (۷) مردی از اهل بیت من خروج می نماید که همنام من و اخلاقش، اخلاق من است، و زمین را پر از عدل و داد می کند
لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد، لطوّل الله ذلک الیوم حتّی یبعث رجلاً اسمه اسمی؛ (۸) اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نماند، خداوند آن را طولانی می کند تا مردی را برانگیزد که هم نام من است.
یلتفت المهدی و قد نزل عیسی بن مریم کأنّما یقطر من شعره الماء، فیقول المهدیّ: تقدّم صلّ بالناس، فیقول: انّما أقیمت الصلوه لک، فیصلّی خلف رجل من ولدی؛ مهدی ملتفت می شود که عیسی بن مریم فرود آمده است؛ مانند این که از موهایش، آب می چکد. مهدی به او می گوید: جلو ایستاده برای مردم نماز بخوان. می گوید: یقیناً نماز به خاطر تو اقامه شده است، پس پشت سر مردی از اولاد من، نماز می گذارد
منّا الّذی یصلّی عیسی بن مریم خلفه؛ (۹) از ماست کسی که عیسی بن مریم پشت سرش نماز می خواند
لاتقوم الساعه حتّی یملک رجل من أهل بیتی القسطنطنیه و جبل الدیلم، ولو لم یبق إلاّ یوم، لطوّل الله ذلک الیوم حتّی یفتحها؛ (۱۰) قیامت بر پا نمی شود تا مردی از اهل بیت من بر «قسطنطنیه» و «کوه دیلم» غالب شود و اگر بیش از یک روز (از عمر دنیا) نماند، خداوند آن یک روز را به قدری بلند می کند تا دنیا را فتح نماید
انّ خلفائی و اوصیائی و حجج الله علی الخلق بعدی، الإثنا عشر اوّلهم علیٌ وآخرهم المهدی؛ (۱۱) جانشینان و اوصیای من و حجت های خدا بر مردم بعد از من دوازده نفرند اولشان علی و آخر آن ها مهدی است
المهدیّ طاوس أهل الجنّه؛ (۱۲) مهدی طاوس اهل بهشت است
حافظ جعانی با سند خود از امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود: «نحن فلک الجاریه فی اللجج یأمن من رکبها و یغرق من ترکها، و إن الله تبارک و تعالی أخذ میثاق من یحبّنا وهم فی أصلاب آبائهم، فلایقدرون علی ترک ولایتنا لأن الله عزّوجلّ جبلتهم علی ذلک؛ (۱۶) ماییم کشتی های جریان یافته در دریاها (و طوفان ها)، هر کس به آن سوار شود در امان است و ترک کننده آن غرق می شود، خدای تبارک و تعالی پیمان دوستداران ما را اخذ کرده، در حالی که آنان در صلب های پدران خود بودند. پس قادر نیستند ولایت ما را ترک نمایند؛ زیرا خدای عزّوجلّ محبّت ما را در فطرت آن ها قرار داده (و خمیره ی وجود آن ها را با ولایت ما عجین کره) است…»
شیخ حموینی در فرائد السمطین از سلیمان بن اعمش از امام علی بن حسین (علیهما السلام) فرمود: «… نحن أمان لأهل الأرض کما أنّ النجوم أمان لأهل السماء، و بنا یمسک السماء أن تقع علی الأرض الا بإذنه، و بنا ینزّل الله الغیث و تنشر الرحمه و تخرج برکات الأرض، ولولا ما علی الأرض منّا لساخت بأهلها، ثمّ قال: و لم تخل الأرض منذ خلق الله آدم (علیه السلام) من حجّه الله فیها، إمّا ظاهر مشهور أو غائب مستور، و لا تخلوا الأرض إلی أن تقوم الساعه من حجّه فیها، ولولا ذلک لم یُعبد الله…؛ (۱۷) ماییم سبب امنیّت برای اهل زمین، آن گونه که ستارگان امان اهل آسمان هایند و با ما آسمان از فرو ریختن نگه داشته می شود، مگر به اذن خدا و به سبب ما خداوند باران را نازل و رحمتش را پخش و برکات زمین را بیرون می آورد.اگر کسی از ما نبود، زمین اهلش را فرومی برد! سپس فرمود: زمین از زمان خلقت آدم (علیه السلام) از حجت خالی نمانده است و حجّت، یا ظاهر و مشهور بوده و یا غایب و مستور و زمین تا روز قیامت خالی از حجت نخواهد ماند، اگر این نبود خدا پرستش نمی شد…»
مأمون در ضمن نامه ای جواب مفصلی به خویشان و اقربای خود نوشت: «… ثمّ نحن و بنوعلیّ کنّا یدأ واحده حتی قضی الله الأمر إلینا، ضیّقنا علیهم قتلناهم أکثر من قتل بنی أمیه إیّاهم. هیات! إنّه من یعمل مثقال ذرّه شرّاً یره. هیهات! ما لکم إلاّ سیف یأتیکم الحسینی الثائر، فیحصدکم حصداً و یحصد السفیانی المرغم القآئم المهدی، و عند قآئم المهدی تحقن دمائکم…؛ (۱۸) سپس ما و فرزندان علی یک دست و (متّحد) بودیم تا قضای الهی سلطنت را به سوی ما کشاند، ما (زندگی دنیا را) به آن ها تنگ گرفتیم و بیش از بنی امیّه ایشان را به قتل رساندیم. هیهات! هرکس کوچک ترین عمل شّری نماید جزایش را می بیند.هیهات! برای شما نخواهد بود، مگر شمشیر «حسینی». انقلابی می آید، پس شما را درو می کند درو کردنی و قائم مهدی، سفیانی را نیز درو می نماید و نزد او پوزه اش را به خاک می مالد، خون شماها محفوظ می ماند…»
از این نامه ی مأمون و سخنان جدّش منصور درباره ی قائم (علیه السلام) و اخبار زیادی از این قبیل، معلوم می شود که مسأله ی حضرت مهدی موعود (علیه السلام) از مسایل جا افتاده و مسلّمات و مورد قبول آن زمان بوده است.
ابن حجر در کتاب الصواعق المحرقه می گوید: «… لو لم یکن فی الآتین- أی فی نسل علیّ و فاطمه- إلاّ الإمام المهدی لکفی؛ (۱۹) اگر کسی در آینده از نسل علی و فاطمه نبود، مگر امام مهدی، کفایت می کرد
ابی سعید خدری گوید: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بالای منبر فرمود: « إنّ المهدیّ من عترتی من أهل بیتی یخرج فی آخر الزمان، تنزل له السماء قطرها و تخرج له الأرض بذرها، فیملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملأها القوم ظلماً و جوراً؛ (۲۰) مهدی از عترت من و از اهل بیتم است که در آخرالزمان خروج می کند. آسمان قطراتش را به او فرو می ریزد و زمین تخم هایش را می رویاند. پس زمین را از عدل و قسط لبریز می نماید، آن گونه که از ستم و بیداد پر شده است

چند سال قبل شخصی به نام ابومحمد از کشور «کنیا» سؤالی درباره ی ظهور مهدی منتظر (علیه السلام) از «رابطه العالم الاسلامی» که از متنفذترین مراکز مذهبی حجاز و مکّه است، کرد. دبیر کل رابطه، محمّد صالح القزّاز در پاسخی که برای او فرستاده است، ضمن تصریح بر این که «ابن تیمیه» مؤسس مذهب «وهّابی ها» نیز احادیث مربوط به ظهور مهدی را پذیرفته، متن رساله کوتاهی را که پنج تن از علمای معروف فعلی حجاز در این زمینه تهیه کرده اند، برای او ارسال داشته است.
در این رساله پس از ذکر نام حضرت مهدی (علیه السلام) و محل ظهور او، یعنی مکه چنین می خوانیم:… به هنگام ظهور، فساد و کفر و ستم، جهان را فرا می گیرد، خداوند به وسیله ی او، جهان را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.
او آخرین خلفای راشدین دوازده گانه است که پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) خبر آن ها را در کتب صحاح داده است. احادیث مربوط به مهدی را بسیاری از صحابه پیامبر نقل کرده اند، از جمله عثمان بن عفان، علی بن ابی طالب، طلحه بن عبیدالله، عبدالرحمن بن عوف، عبدالله بن عباس، عمار بن یاسر، عبدالله بن مسعود، ابوسعید خدری، ثوبان، قزه بن اساس مزنی، عبدالله بن حارث، ابوهریره، حذیفه بن یمان، جابربن عبدالله، ابو امامه، جابر بن ماجد، عبدالله بن عمر، انس بن مالک، عمر بن حصین، و ام سلمه. این ها بیست نفر از کسانی هستند که روایات «مهدی» را نقل کرده اند و غیر از ایشان، افراد دیگری نیز وجود دارد.
سخنان فراوانی نیز از خود صحابه نقل شده است که در آن بحث از ظهور «مهدی» شده که آن ها را نیز می توان در ردیف روایات پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) قرار داد؛ زیرا این مسأله از مسایلی نیست که بتوان با اجتهاد، چیزی پیرامون آن گفت، بنابراین ایشان نیز مطلب را از پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) شنیده اند.
سپس اضافه می کند هم احادیث بالا که از پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) نقل شده و هم شهادت و گواهی صحابه در این جا در حکم حدیث است، این احادیث در بسیاری از کتب معروف اسلامی، و متون اصلی، اعم از سنن و معاجم و مسانید آمده است که از جمله ی آن ها کتب ذیل می باشند:
سنن ابوداود، سنن ترمذی، ابن ماجه، ابن عمرو الدانی، مسند احمد، ابن یعلی، بزار، صحیح حاکم و معاجم طبرانی، (کبیر و متوسط)، رویانی، دار قطنی، ابونعیم در «اخبار المهدی»، خطیب در تاریخ بغداد، ابن عساکر در تاریخ دمشق و…
سپس اضافه می کند که بعضی از دانشمندان در این زمینه کتاب های مخصوص تألیف کرده اند از جمله، ابونعیم در «اخبار المهدی»، ابن حجر هیثمی در «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر»، شوکانی در «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر، والدجال، و المسیح»، اوس عراقی مغربی در «المهدی»، ابوالعباس بن عبدالمؤمن المغربی در «الوهم المکنون فی الردّ علی ابن خلدون» و آخرین کسی که در این زمینه بحث مشروحی نگاشته، مدیر دانشگاه اسلامی مدینه است که در چندین شماره ی مجله ی دانشگاه مزبور در این مضمون، بحث نموده است.
عدّه ای از بزرگان دانشمندان قدیم و جدید اسلام نیز در نوشته های خود تصریح کرده اند که احادیث در زمینه ی «مهدی» در سر حدّ تواتر است (و به هیچ وجه قابل انکار نمی باشد) از جمله السّخاوی در «کتاب فتح المغیث»، محمّد بن احمد السناوینی در «شرح القصیده»، ابوالحسن الأبری در «مناقب الشافعی»، این تیمیه در کتاب «فتاوایش»، سیوطی در «الحاوی»، اوس عراقی در تألیفی در زمینه «مهدی»، شوکانی در «التوضیح فی تواتر ماجاء فی المنتظر»، محمّد جعفر کنانی در «نظم المتناثر»، ابوالعباس بن عبدالمؤمن در «الوهم المکنون…»
تنها ابن خلدون است که خواسته، احادیث مربوط به مهدی را با احادیث بی اساس و مجعولی مانند: «لامهدیّ الاّ عیسی» مهدی جز عیسی نیست، مورد ایراد قرار دهد. البته بزرگان پیشوایان و دانشمندان اسلام گفته ی او را رد کرده اند، به خصوص «ابن عبدالمؤمن» در ردّ گفتار او کتاب ویژه ای نوشته است که از سی سال قبل در شرق و غرب انتشار یافته است.
حافظ احادیث و دانشمندان بزرگ احادیث نیز تصریح کرده اند که احادیث مهدی مشتمل بر احادیث « صحیح» و «حسن» است و مجموع آن «متواتر» می باشد؛ بنابراین اعتقاد به ظهور مهدی (بر هر مسلمانی) واجب است و این جزء عقاید اهل سنّت و جماعت محسوب می شود و جز افراد نادان وبی خبر یا بدعت گذار، آن را انکار نمی کند.
در این جا لازم می دانیم که چند گفتار دیگر از چند نفر از علمای معروف اهل سنت بر آن چه گذشت بیافزاییم.

محمّد شبلنجی دانشمند معروف مصری در کتاب «نورالأبصار» می نویسد: در اخبار متواتری از پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) آمده است که «مهدی» از خاندان او است او همهی زمین را پر از عدل خواهد کرد.
شیخ محمّد صبّان در کتاب «اسعاف الرّاغبین» چنین می گوید: اخبار متواتری که از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله و سلّم) نقل شده است که گواهی می دهد «مهدی» (سرانجام) قیام می کند و او از خاندان پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) است و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.
ابن حجر در کتاب «الصواعق المحرقه» از ابوالحسن آمری چنین نقل می کند: اخبار متواتر و فراوانی از پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) نقل شده که سرانجام «مهدی» ظهور می کند و از اهل بیت پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلّم) است و … زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.
نویسنده ی کتاب «التّاج» پس از اشاره به کتاب (شوکانی) عالم معروف اهل سنت که تمام آن پیرامون تواتر احادیث مربوط به «مهدی» و خروج دجال و بازگشت مسیح است، بحث مشروحی در زمینه ی تواتر احادیث مربوط «مهدی» دارد که می گوید: (هذا یکفی لمن کان عنده ذرّه من الإیمان و قلیل من الإنصاف» آن چه که گفته شد برای کسانی که یک ذرّه ایمان و کمی انصاف دارند، کافی است.

پی نوشت ها :

۲٫ در سُنن ابن داوود، دیگر کتاب حدیثی معتبر اهل سنت از قول پیامبر آمده است: «اگر از عالم جز روزی باقی نمانده باشد، خداوند مردی از اهل بیت مرا خواهد برانگیخت تا دنیا را پر از عدل و داد کند؛ چنان‌که از ستم پر شده است».[۲]
۳٫ در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان از کتب علمای شافعی‌مذهب، باز هم از قول پیامبر نقل شده است:«مهدی موعود از عترت من و اولاد فاطمه(س) است».[۳]
۴٫ شیخ محمد عبده، عالم اهل سنت و از روشنفکران معاصر می‌گوید: خاص و عام می‌دانند که در اخبار و احادیث، ضمن شمرده شدن نشانه‌های قیامت، آمده است مردی از اهل بیت پیامبر خروج می‌کند که نام او مهدی است. او زمین را پس از آنکه از جور و بیداد آکنده باشد، از عدل و داد آکنده می‌سازد.[۴]
[۱] . صحیح ترمذی، ج ۹، باب «ما جاء فی المهدی».
[۲] . سنن ابی‌داوود، ج ۲، ص ۲۰۷٫
[۳] . همان، ص ۶۴٫
[۴] . تفسیر المنار، ج ۶، ص ۵۷٫

پی نوشت :
[۱] . صحیح ترمذی، ج ۹، ب ما جاء فی المهدی، ص ۷۴، ینابیع الموده، تألیف شیخ سلیمان، طبع سال ۱۳۸۰، ج ۲، ص ۱۸۰، البیان فی اخبار صاحب الزمان، تألیف محمد بن یوسف شافعی، طبع نجف، ص ۵۷٫
[۲] . مسند احمد، ج ۳، ص ۲۸، در باب مسندات ابی سعید الخدری احادیثی راجع به مهدی ذکر شده، ینابیع الموده، ج ۲، ص ۲۲۷٫
[۳] . کتاب نزهه النظر تألیف احمد بن حجر عسقلانی، ط کراچی، ص ۱۲٫
[۴] . کتاب فتوحات الاسلامیه، ط مکه، ط اولی، ج ۲، ص ۲۰۵٫
[۵] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره، دار احیاء کتب العربیه، ۱۹۶۰، ج ۷، ص ۹۴، و ج ۱۰، ص ۹۶٫
[۶] . این مطلب را همه علمای شیعه در کتب خود آورده اند به عنوان نمونه شیخ عباس قمی، در منتهی الآمال، علمای اهل سنت نیز این موضوع را نقل کرده اند مانند شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع الموده، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج ۳، ب ۷۱، ص ۸۲٫
[۷] . این حدیث به عبارات گوناگون نزدیک به ۱۸ متن از علمای شیعه و سنی که همه از نظر مفهوم نزدیکند نقل شده و علمای اهل سنت آن را متواتر ذکر کرده اند و ناقلان از اهل تسنن فقط ۷۰ مورد می باشد که به عنوان نمونه بعضی نقل می شود، ۱ـ مسند ابو داوود، سلیمان بن داوود (طیالسی)، م ۲۰۴٫ ۲ـ نقض العثمانیه نیز از اسکافی ص ۱۱ و ۱۲ و به نقل ازابن ابی الحدید، ج ۱۳، ص ۲۴۲٫ ۳ـ مسند احمد بن حنبل، م ۲۴۱، ج ۲، ص ۸۳ و ۱۵۴ و ص ۱۱۱، از ابن عمر و ص ۲۹۶ از ابوهریره.
[۸] . ابن حجر هیثمی، در الصواعق المحرقه، ط ۲، قاهره، ۱۳۵۸ ه . ق، ص ۲۰۸، شبراوی الاتحاف بحب الاشراف، ط ۲، قم ، منشورات الرضی ، ۱۳۶۳ ه . ش. ص ۱۷۹٫
[۹] . ترمذی، سنن.
[۱۰] . صواعق المحرقه، همان.
[۱۱] . حافظ ابو نعیم احمد بن عبدالله مناقب المهدی.
[۱۲] . تاریخ یعقوبی، نجف منشورات، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۴ ه . ق، ج ۲، ص ۲۰۶٫

یکی از بزرگان علمای اهل سنت به نام شیخ الاسلام حموینی در فرائد السمطین از محدث فقیه شافعی ابراهیم بن یعقوب کلابادی بخاری و خواجه کلان شیخ سلیمان بلخی حنفی در ینابیع الموده از جابر بن عبدالله انصاری نقل مینماید که رسول اکرم (ص) فرمود((من أنکر خروج المهدی فقد کفر بما انزل علی محمد صلی الله علیه و سلم=کسیکه منکر خروج حضرت مهدی باشد محققا کافر است بآنچه نازل گردیده بر محمد صلی الله علیه وآله و سلم.)).






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


4 + = 10