انس با قرآن و زندگی معنوی(به کوشش سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری)

انس با قرآن و زندگی معنوی(به کوشش سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری)

قرآن برنامه جامع زندگی انسان:

به طور معمول همه انسانها به دنبال یک نوعی زندگی آرام و همره با طمانینه و خاطری آسوده هستند و از هر راهی تلاش می کنند تا به این گونه از زندگی مورد مطالبه خود برسند اما گاه مشاهده می شود که برخی از آنها در این مسیر به اشتباه راهی نادرست را می پیمایند و خود را ار راه درست وصحیح منحرف می سازند و به هیچ نتیجه مطلوبی نیز نمی رسند.

اما آنچه که می تواند به عنوان راه رسیدن به مطالبه فطری انسان معرفی شود تنها توجه به قرآن کریم و این کتاب قانون اساسی دین اسلام است چرا که او یعنی قرآن کریم بزرگ ترین و ماندگار ترین و موثر ترین کتاب آسمانی نازل شده از سوی خدای عزوجل است که حاوی جامع ترین برنامه برای زندگی و حیات بشریت در دنیا و آخرت می باشد.

 

بهترین زندگی و زندگی مطلوب کدام است؟

فی حدیث معراج النبی …….قال الله تعالی: ….یا أحمد هل تدری أی عیش أهنأ وأی حیاه أبقى ؟ قال : اللهم لا ، قال : أما العیش الهنئ  فهو الذی لا یفتر صاحبه عن ذکری ولا ینسى نعمتی ولا یجهل حقی ، یطلب رضای فی لیله ونهاره . بحار الأنوار ج ۷۴ ،  ص ۲۸٫

در حدیث معراج وقتی پیامبر اسلام با خداوند مواجه می شود و صدای آنحضرت را از نزدیک می شنود ، خداوند از او می پرسد: ای احمد! ایا می دانی کدام شیوه زندگی به عنوان گوارا ترین نوع زندگی به شمار می آید؟ و کدام زندگی ماندگار تر خواهد بود؟

گفت: خدایا! نمی دانم.

خداوند فرمود: بهترین نوع زندگی آن است که اهل آن زندگی و خانواده در همه امور زندگی از یاد من غافل نشوند و نعمت های مرا به فراموشی نسپارند و نسبت به حق من نادانی و جهالت نورزند و مداوم به دنبال تحصیل رضایت من باشند.

پر واضح است که توجه دایمی انسان به قرآن در زندگی ، یکی از ارههای بسیار مهم برای دوری از غفلت و فراموشی از یاد خداوند است یعنی هر کسی که همیشه با قرآن مانوس باشد هرگز از یاد خدا غافل نخواهد بود.

طراوت وتازگى زندگی در پناه ارتباط و انس همیشگی با قرآن

نشراین کتاب مقدس وترویج‏و تبلیغ آن در گذر زمان طراوت وتازگى آنرا بیشتر مى‏کند.زیرا خداوند آنرا براى زمان ومردم خاصى نازل نفرموده و در هر زمان ونزد همه مردم تازه وبا طراوت است .

از این رو بشریت می تواند با روی آوردن به آن و توجه نمودن به آن در زندگی فردی و اجتماعی و سایر ابعاد حیات بشری،  حال و آینده ی بهتری را برای خود و همچنین برای عصر ها و نسلهای پس از خود رقم زند.

یعقوب بن السکّیت النحویّ قال: سألت أبا الحسن علیّ بن محمّد بن الرضا:: مابال القرآن لا یزداد على النشر والدرس إلّا غضاضه؟

 قال(ع):  إنّ اللّه تعالى لم یجعله لزمان دون زمان، ولا لناس دون ناس، فهو فی کلّ زمان جدید، وعند کلّ قوم غضّ إلى یوم القیامه .

الأمالی: ۵۸۰، ح ۱۲۰۳٫ عنه البحار: ۱۵/۸۹، ح ۹٫  أعلام الدین: ۲۱۱، س ۸٫  تنبیه الخواطر: ۳۹۱، س ۱۶٫

یعقوب بن  سکیت نحوى نقل مى‏کند: از امام هادى پرسیدم چگونه است که قرآن بر اثر ترویج وتبلیغ و نشر هر روزه آن ، چیزی جز تازگى بر او نمى‏افزاید؟

 فرمود: زیرا خداوند عزوجل قرآن را براى زمان ویا مردم خاصى نازل نکرده بلکه قرآن در هر زمانى جدید وتا روز قیامت نزد هر قومى تازه است .

قرآن تنها راهنمای مسیر زندگی:

و قرآن تنها راه  مسیر تعیین زندگی انسان به شمار می رود و هیچ کسی یارای معرفی راهی دیگر برا ی زندگی نیست چرا که قرآن معجزه جاودان پیامبر در طول روزگار است و هیچ کس را توان آن نیست که مثل قرآن‏را بیاورد و خود قرآن در طول سالیان دراز و متمادى با صداى بلند ورسا دیگران را به مبارزه طلبیده است که اگر مى‏توانند سوره‏اى مانند آن را بیاورند .

شهید مطهری در باره اعجاز قرآن می نویسد:

 قرآن کتاب آسمانی ما و معجزه جاوید پیامبر ماست.این کتاب در طول بیست و سه سال تدریجا بر رسول خدا نازل گشت. قرآن کریم که هم کتاب پیغمبر اکرم است و هم مظهر اعجاز او، نقشی صدها بار بزرگتر داشت از نقش عصای موسی و دم عیسی.پیغمبر اکرم آیات قرآن را بر مردم می خواند و جاذبه این آیات، افراد را به سوی اسلام می کشید.تاریخچه های مربوط به این موضوع در تاریخ اسلام از حد احصاء خارج است. مجموعه آثار استاد: ج ۲٫

إبراهیم بن هاشم، عن الریّان بن الصلت قال: قلت للرضا(ع):  یا ابن رسول اللّه ماتقول فی القرآن؟ فقال(ع): کلام اللّه لاتتجاوزوه، ولاتطلبوا الهدى فی غیره فتضلّوا.

عیون أخبار الرضا۷: ۵۶/۲ ح ۲۰۹٫  أمالی الصدوق: ۴۳۸، المجلس ۸۱ ح ۱۳٫  التوحید: ۲۲۳ ح ۲٫

ریّان بن صلت گوید: از امام رضا(ع) در باره‌ی قرآن پرسیدم که فرمود:
قرآن سخن خداست؛ از آن فراتر نروید و راه هدایت و رستگارى را در چیزى جز آن مجویید که گمراه می‌شوید.
محمّد بن موسى الرازیّ قال: حدّثنی أبی قال: ذکر الرضا(ع) یوماً القرآن فعظّم الحجّه فیه والآیه والمعجزه فی نظمه؛ قال: هو حبل اللّه المتین، وعروته الوثقى، وطریقته المثلى، المؤدّی إلى الجنّه، والمنجی من النار، لایخلق على الأزمنه، ولایغثّ على الألسنه، لأنّه لم‏یجعل لزمان دون زمان؛ بل جعل دلیل البرهان والحجّه على کلّ إنسان (لَّایَأْتِیهِ الْبَطِلُ مِن‏م بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ‏ى تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ).

عیون أخبار الرضا:  ج ۲ ص ۱۳۰ ح ۹٫ بحارالانوار: ج ۱۷ ص ۲۱۰ ح ۱۶، وج ۸۹ ص ۱۴ ح ۶.

پدر محمد بن موسى رازى گوید: امام رضا(ع) روزى از قرآن یاد کرد و شیوه‌ی استدلال و چگونگى بیان آیات و معجزات نظم قرآنى را بااهمیّت شمرد و فرمود:
قرآن ریسمان محکم خداوند
و رشته‌ی استوار او
و راه درستى است که به بهشت می‌انجامد
و از دوزخ رهایى می‌بخشد.

و  از آن جا که براى زمانى خاص پدید نیامده است، در گذر روزگاران کهنه نمی‌شود.
و به خواندنِ فراوان، برآیند خود را از دست نمی‌دهد، بلکه حجّت و برهان همه‌ی نسلها است.
باطل را به پس و پیش آن راهى نیست
و فرستاده‌اى از جانب خداى دانا و ستوده است.

همراهی با قرآن عامل برقراری انس و برطرف کننده هر گونه اضطراب و نگرانی:

عن الزهری قال : قال علی ابن الحسین ( علیهما السلام ) : لو مات من بین المشرق والمغرب لما استوحشت بعد أن یکون القرآن معی . الکافی  ج ۲  ص ۶۰۲ ح ۱۳٫

زهری روایت می کند که امام زین العابدین(ع) فرمود: چنانچه همه انسانها از مشرق تا مغرب بمیرند و من تنها بمانم ، هرگز احساس وحشت زدگی نخواهم نمود چرا که قرآن با من است.

مقصود امام از بیان این جمله این است که تنهایی بدون قرآن وحشت آفرین است ولی وقتی همکراه قرآن باشیم هیچ گونه وحشتی در انسان راه ندارد چرا که با قرآن تنهایی معنا ندارد.

البته احتمال این نیز وجود دارد که مقصود ا ز مرگ ، مردن اصطلاحی نباشد بلکه جدایی و جهالت مردم نسبت به مقام  امام زمانشان باشد یعنی چنانچه همه مردم از روی نادانی از من امام جدا شوند ، چون قرآن با من است هرگز احساس تنهایی نخواهم نمود.

 

قرآن یگانه مونس انسان در زندگی:

استوصى رجل أمیر المؤمنین علیه السلام عند خروجه إلى السفر فقال علیه السلام ان أردت الصاحب فالله یکفیک وإن أردت الرفیق فالکرام الکاتبون تکفیک وإن أردت المؤنس فالقرآن یکفیک وإن أردت العبره فالدنیا تکفیک وإن أردت العمل فالعباده تکفیک وإن أردت الوعظ فالموت یکفیک وإن لم یکفک ما ذکرت فالنار یوم القیامه تکفیک .  جامع أحادیث الشیعه  ج ۱۶  ص ۴۸۷٫

شخصی هنگام مسافرت به محضرت امام امیرالمومنین علی(ع) رسیده و از آنحضرت تقاضا نمود تا او را سفارش و نصیحت کند.

امام(ع) فرمود: اگر به دنبال همراه و مصاحب هستی بدان خداوند برای تو کافی است. و اگر به دنبال رفیق و همسفر هستی باز هم کرام الکاتبین تو را کفایت می کند. و اگر به دنبال مونس می گردی قرآن به عنوان مونس برایت کفایت می کند و چنانچه می خواهی عبرت بگیری ، دنیا برای عبرت آموزی بس است  و اگر عمل را طلب می کنی بندگی و عبادت برای تو خوب است و چنانچه نصیحت می خواهی ، مرگ بهترین نصیحت کننده است و اگر هیچ کدام ازاینها برایت کفایت نکرد بدان که آتش دوزخ د رروز قیامت برایت کفایت می کند.

 

انس را در همراهی با قرآن بجویید:

مجموعه الشهید رحمه الله علیه : روی عن مولانا جعفر الصادق ( علیه السلام ) ، أنه قال :  وطلبت الانس فوجدته فی قراءه القرآن ….. مستدرک الوسائل  ج ۱۲  ص ۱۷۳٫

از امام صادق(ع) روایت شده که در بخش از حدیث طولانی فرمود: من به دنبال انس می گشتم و. آنرا مطالبه نمودم ، پس به قرآن که رسیدم انس را د راو یافتم.

 

توجّه به قرآن موجب سعادت دنیوى، اخروى مى‏شود:

 قال رسول الله: ان اردتم عیش السعداء و موت الشهداء و النجاه یوم الحسره و الظلّ یوم الحرور والهدى یوم الضلاله، فادرسوا القرآن فانّه کلام الرحمن و حرز من الشیطان، و رجحان فى المیزان.    بحار: ۱۹/۸۹٫

پیامبر گرامی اسلام فرمود: چنانچه به دنبال زندگی سعادتمندانه  و مرگ همراه با شهادت و رهایی یافتن در روز حسرت و نگرانی ها و برخوردار بودن از سایه در آنروز گرم و سوزان(قیامت) و به دست آوردن هدایت در روز گمراهی و ضلالت هستید پس به تعلیم و تعلم قرآن بپردازید چرا که آن سخن خدای رحمان و حرزی در برابر شیطان و عامل سنگینی ترازوی اعمال آدمی است.

یکی از ملازمان امام راحل نقل می کند : وقتی غذای امام را داخل اتاق می بردم وارد اتاق که می شدم می دیدم قرآن را بازکرده اند و مشغول قرائت قرآن هستند مدتی این مسئله (کثرت قرائت قرآن)ذهنم را مشغول کرده بود تا اینکه روزی به امام عرض کردم: حاج آقا شما سراپای وجودتان قرآن عملی است دیگر چرا اینقدر قرآن می خوانید؟

امام مکثی کردند و فرمودند:  هر کس بخواهد از آدمیت سر در بیاورد و آدم بشود باید دائم قرآن بخواند. پابه پای آفتاب  ج ۲  ص ۱۵۷٫

 

روشنگری قرآن در جامعه تاریک زندگی:

یکی از اهداف نزول قرآن برای بشریت را می توان به ضرورت وجود عنصری روشنگر و و راهنمای همیشگی در جامعه معرفی کرد که قرآن نیز این نکته را در حقیقت وجود خود دارا است و برای همیشه جامعه را و مردم جامعه را روشنگری میکند و چراغ هدایت افراد جامعه می گردد.

عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) قال : إن هذا القرآن فیه منار الهدى ومصابیح الدجى فلیجل جال بصره ویفتح للضیاء نظره فإن التفکر حیاه قلب البصیر ، کما یمشی المستنیر فی الظلمات بالنور .

امام صادق (ع) فرمود: به ذرستی که در قرآن ابزار روشنگری و چراغ هدایت جامعه نهفته است پس با قرآن چشمان خویش را جلا و نورانیت بخشید و بینایی نگاهتان را فزونی دهید زیرا که اندیشه و تفکر مایه حیات و زندگی قلب انسان اهل بصیرت است همانطوری که انسان چراغ به دست در تاریکی با نور چراغ حرکت می کند و راه می رود.

قال أبو عبد الله ( علیه السلام ) : کان فی وصیه أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) أصحابه : اعلموا أن القرآن هدى النهار ونور اللیل المظلم على ما کان من جهد وفاقه  .

امام صادق روایت می کند که در وصیت نامه امیرالمومنین به اصحاب و یارانش چنین آمده  که بدانید! همانا قرآن هدایتگر روز و روشنی بخش شبهای زندگی در برابر تلاشهای آدمی است .

 

 قرآن وسیله نجات از گرفتارى‏ها:

 قال رسول الله: فاذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل لمظلم فعلیکم بالقرآن…   کافى: ۵۹۸/۲٫

پیامبر اکرم فرمود: هرگاه در فتنه های روزگار همانند شب تاریک و ظلمانی گرفتار آمدید پس به سوی قرآن روی آورید تا مایه خروج شما از گرفتاری ها فراهم آید.

 

فضیلت حاملان، قاریان، و معلمان قرآن:

 قال رسول الله: حمله القرآن هم المحفوفون برحمه الله، الملبوسون نورالله، یا حمله القرآن تحببوا الى الله بتوقیر کتابه، یزدکم حبا، و یحببکم الى خلقه، یدفع عن مستمع القرآن شرّ الدنیا، و یدفع عن تالى القرآن بلوى الآخره….. بحار: ۱۹/۸۹٫

پیامبر اعظم فرمود: حاملان قرآن کسانی هستند که  رحمت الهی آنان را در خود پیچیده  است . به لباس های از نور الهی ملبس گردیده اند.

 ای حاملان قرآن ! خود را به بزرگداشت کتاب الهی (قرآن) محبوب خداوند  قرار دهید تا بر محبیوبیت شما افزوده شود و در میان مردم و مخلوقان خدا نیز محبوب گردید.

خداوند  شر و بدی دنیا را از  شنونده و مستمع قرآن دفع می کند و بلایای آخرتی را نیز از تلاوت کننده این کتاب الهی دور خواهد ساخت.

 

 توجّه به قرآن و برخى از پى آمدهاى مثبت آن در زندگی معنوی

 قال رسول الله: یا سلمان! علیک بقراءه القرآن فانّ قراءته کفاره للذنوب و ستر فى النار، و امان من العذاب، و یکتب لمن یقراه بکلّ آیه ثواب مائه شهید، و یعطى بکلّ سوره ثواب نبى، و ینزل على صاحبه الرحمه و یستغفر له الملائکه و اشتاقت الیه الجنّه، و رضى عنه المولى.

 و انّ المومن اذا قرء القرآن نظرالله الیه بالرحمه،… یا سلمان المومن اذا قرء القرآن فتح الله علیه ابواب الرحمه… .

رسول گرامی اسلام فرمود: ای سلمان! بر تو باد که قرآن بخوانی چرا که قرائت قرآن کفاره همه گناهان و پوششی در برابر آتش دوزخ و امانی برای عذاب الهی است و خداوند برای کسی که یک ایه از کتاب خداوند را بخواند پاداش یکصد شهید را می نویسد و برای قرائت یک سوره پاداش پیامبری را قرار خواهد داد و بر صاحب آن قرائت رحمت خویش را نازل کرده و ملائکه و فرشتگان برای او طلب مغفرت می نمایند و بهشت برین مشتاق او خواهد شد و مولایش ا ز او راضی می گردد.

و همانا شخص مومن وقتی قرآن می خواند خداوند با نگاه رحمت و مهربانی به او می نگرد.

ای سلمان! وقتی مومن قرآن می خواند خداوند درهای رحمتش را به سوی وی می گستراند.

 

انس با قرآن موجب درمان زنگار دلها:

وقال رسول الله صلى الله علیه وآله :…. إن هذه القلوب تصدأ کما یصدأ الحدید . قیل : فما جلاؤها ؟ قال : ذکر الله ، وتلاوه القرآن . الدعوات  ص ۲۳۷٫

پیامبر اسلام (ص) فرمود: همانا دلهای آدمی مبتلا به زنگار می شود همانند اینکه آهن زنگار می گیرد.

شخصی پرسید؟  پس جلا دادن و صیقل دادن آن به چه سببی حاصل می شود؟

فرمود: ذکر خداوند و تلاوت آیات قرآن کریم.

 

انس با قرآن،  درمان بیماری های جسمانی و روانی:

عن  السکونی ، عن أبی عبد الله ، عن آبائه ( علیهم السلام ) قال : شکا رجل إلى النبی ( صلى الله علیه وآله ) وجعا فی صدره فقال ( صلى الله علیه وآله ) : استشف بالقرآن فإن الله عز وجل یقول : ” وشفاء لما فی الصدور ” . کافی: ج ۲ ص ۵۹۷٫

اما م صادق (ع) از پدرانش روایت می کند که شخصی برای شکوه از درد سینه اش به نزد پیامبر گرامی اسلام آمد و وقتی شکوه و گلایه اش را نقل کرد پیامبر اعظم به وی فرمود: از قرآن شفای بیماری ات را طلب کن زیرا خداوند فرموده است: قرآن شفا است برای آنچه که در سینه آدمی وجود دارد.

عن حمران قال: کتبت إلى أبی الحسن الثالث(ع):…رجل من موالیک به حصر البول، وهو یسألک الدعاء أن یلبسه اللّه العافیه،…. فأجاب(ع): کشف اللّه ضرّک،… وألحّ علیه بالقرآن، فإنّه یشفی إن‏شاءاللّه تعالى.

مکارم الأخلاق: ۳۶۵، س ۱۸٫

ابو نصر طبرسى  از حمران نقل مى‏کند که گفت: به امام هادى (ع) نامه‏اى نوشتم و پرسیدم: مردى از دوستان شما بیمار است واز شما مى‏خواهد دعا کنید تا خداوند او را شفا دهد.

 امام (ع) در پاسخ نوشت : خداوند گرفتارى شما را رفع کند. او را به انس با قرآن توصیه کن که قرآن شفابخش است  »ان شاءالله«

قرآن برخوردار از قدرت نفوذ در دلها و عامل جذب آنان

قرآن دارای نوعی جاذبه‏ی قوىو معنوی می باشد که قلب‏ها به آن وابسته وجانها و روحها مشتاق آن و با ارتباط با آن به یک مرحله ای از انس و آرامش می رسند که هرگز راضی به جدایی از آن نخواهند گردید.

و همین جاذبه قوی یکی از نکاتی است که در جذب و گرایش مردم به یک مکتب و یا یک نظریه و یا یک فرد و شخصیت موثر واقع می شود و موجب توجه نمودن به محتوای گفته های آن مکتب خواهد شد. چرا که مردم حقیقت جو به طور طبیعی به دنبال شنیدن سخنانی هستند که با طبیعت و فطرت آنان همخوانی داشته باشد و به عبارتی دیگر ا زجان و دل آنان گفته شود و بر دل آنان نیز بنشیند.

از این رو پیامبر اسلام که توانست در دوره کوتاه رسالت خویش تاثیر بالایی بر جامعه و مردم دوران جاهلی بگذارد و افراد بسیاری را به خود و دعوت های خود جذب نماید ، به خاطر وجود علت های گوناگونی بود که یکی از آنها برخورداری آنحضرت از متن قانون اساسی اسلام (قرآن) با محتوای بسیار بالا و بلند بوده است.

مردم آنروز قبل از آنکه مجذوب پیامبر شوند مجذوب محتوای و قالب قرآن پیامبر و اسلام پیامبر می شدند و از آن راه به پیامبر می رسیدند اگرچه شخصیت پیامبر و رفتار وی نیز موثر بوده است.

افراد و نمونه های فراوانی د رتاریخ اسلام وجود دارند که به رغم دشمنی های فراوان و مانع تراشی های گوناگون علیه اسلام ، به خاطر جذابیت قرآن به اسلام گرایش پیدا کردند و مسلمان شدند و به سبک زندگی اسلامی روی آوردند.

مردم زمان پیامبر نیز با شنیدن صدای قرآن و توجه به محتوای زیبا و بی نظیر آن به تعجب می آمدند و از زیبایی و بلندای محتوای آن به شگفت می آمدند و بر اثر آن آثار معنوی بوجود آمده در نفس آنها، به سوی اسلام گرایش می یافتند.

عن الامام علی(ع): افضل الذکر القرآن ، به تشرح الصدور و تستنیر السرایر. غررالحکم: ۳۲۵۵٫

امام علی(ع) فرمود: بهترین ذکر همان قرآن است، به سبب قرآن انسان برخوردار از شرح صدر می شود و با قرآن باطن آدمی نورانی خواهد گردید.

رسول الله(ص): الا من اشتاق الی الله فلیستمع کلام الله. کنزالعمال: ۲۴۲۷٫

پیامبر اسلام (ص) فرمود: همانا آگاه باشید ! هرکس مشتاق و علاقه مند به رسیدن به مقام قرب خداوند است و دلش برای خدا پرواز می کند ، به شنیدن صورت قرآن روی آورد.

تاثیری که انسانها از شنیدن و توجه نمودن به قرآن کریم می پذیرند به گونه ای است که در هیچ شنیدنی دیگر غیر ا ز قرآن ، برایشان حاصل نمی شود.، زیرا وقتی قرآن به گوش آدمی اصابت می کند ، لذتی و شیرینی و حلاوتی در قلب او احساس و ایجاد می شود که در هیچ حال دیگری رخ نخواهد داد.

خداوند فرمود: لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْءَانَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ‏و خَشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَهِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثَلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ )الحشر:۲۱/۵۹).

اگر این قرآن را بر کوهى فرومى‏فرستادیم، یقیناً آن ]کوه[ را از بیم خدا فروتن ]و [از هم‏پاشیده مى‏دیدى. و این مَثَلها را براى مردم مى‏زنیم، باشد که آنان بیندیشند.

د رجایی دیگر فرمود:

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَبًا مُّتَشَبِهًا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ ذَ لِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِى بِهِ‏ى مَن یَشَآءُ وَ مَن یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ‏و مِنْ هَادٍ )الزمر:۲۳/۳۹).

خدا زیباترین سخن را به صورت کتابى متشابه، متضمّن وعد و وعید، نازل کرده است. آنان که از پروردگارشان مى‏هراسند، پوست بدنشان از آن به لرزه مى‏افتد، سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم مى‏گردد. این است هدایت خدا، هر که را بخواهد، به آن راه نماید، و هر که را خدا گمراه کند او را راهبرى نیست.

به همین خاطر بود که جبیر بن مطعم چون به محضر پیامبر اسلام رسید و شنید که آنحضرت آیات سوره طور را می خواند و تا به اینجا رسید: (ان عذاب ربک لواقع) .

جبیر تا این آیه شریفه را شنید به خود گفت ترسیدم که عذاب الهی مرا دریابد و در تعبیر دیگر دارد که جبیر گفت: قلبم د رحال پرواز کردن است. البرهان فی علوم القرآن(زرکشی): ۲٫۱۰۶٫

 

تاثیر پذیری فضیل بن عیاض از قرآن کریم:

فضیل بن عیاض سارق مسلحی بود که راه را بر مردم می بست و اموال مردم را سرقت می کرد دچار انحرافهای دیگری نیز بود. روزی دربازار فردی پارسا و مومن را دید به او گفت خانه خود را مهیا کن امشب می خواهم خانه تو بیایم و هرکار که دلم می خواهد بکنم.
این مرد پارسا خیلی نگران شد ازیک سو نگران تعرض به دختران و همسرش بود ازسوی دیگر عرض وآبرویش و اموالش شب شد نردبان آماده بود که عیاض که معمولا عادت داشت از دیوار خانه وارد شود بالای پشت بام آمد مرد پارسا خانواده را جمع کرد و شروع کرد به خواندن قرآن .
هنگامی که عیاض به قصد گناه از پشت بامها می*گذشت صوت قرآن را از خانه*ای شنید لحظه ای گوش فرا داد شخصی این آیه را تلاوت می کرد أَلَمْ یَأْنِلِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَانَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنقَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌمِّنْهُمْ فَاسِقُونَ.الحدید/۱۶٫

 آیا براى کسانى که ایمان آورده اند هنگامِ آن نرسیده است که دل هایشان به یاد خدا و آن کتابِ سراسر حقى که از جانب خدا نازل شده است خاشع شود و مانند کسانى نباشند که قبلاً به آنان کتاب آسمانى داده شد و زمان بر آنان به درازا کشید ، پس دل هایشان سخت شد و بسیارى از آنان عبادت خدا را رها کردند و به گناهان روى آوردند و فاسق شدند ؟
فضیل ناگهان به خود آمد فریاد زد آری آن زمان فرا رسیده است و از همان لحظه از کلیه اعمال خلاف خویش توبه کرد و دیگر گرد گناه نگشت و از زاهدان و عارفان روزگار خویش شد.

جذابیت قرآن برای بیگانگان:

جذابیت قرآن به خاطر زیبایی و تاثیر گذاری آن در دلها و جانهای انسانها بوده است و این امر بر همگان بسیار عجیب جلوه می نماید چنانکه شهید مطهری در این باره نگاشته است:

عجیب این است که زیبایی قرآن زمان و مکان را در نوردیده و پشت سر گذاشته است.بسیاری از سخنان زیبا مخصوص یک عصر است و با ذائقه عصر دیگر جور در نمی آید و یا حد اقل مخصوص ذوق و ذائقه یک ملت است که از فرهنگی مخصوص برخوردار می باشند، ولی زیبایی قرآن نه زمان می شناسد و نه نژاد و نه فرهنگ مخصوص.

همه مردمی که با زبان قرآن آشنا شدند آن را با ذائقه خود مناسب یافتند.هر چه زمان می گذرد و به هر اندازه ملتهای مختلف با قرآن آشنا می شوند، بیش از پیش مجذوب زیبایی قرآن می شوند.  مجموعه آثار استاد: ج۲ .

در این جا به طرح نمونه ای از تاثیر گذاری قرآن در وجود بیگانگان و جذابیتش در نگاه آنها می پردازیم:

ناپلئون بناپارت، سردار مشهور و امپراتور مغرور فرانسوی، نامی آشنا در میان فاتحان نامدار تاریخ است، بناپارت، ترقی سیاسی خویش را در ارتش فرانسه آغاز کرد وی در هیأت یک افسر عالی رتبه ارتش فرانسه، به مصر لشکر کشید و با درهم شکستن قوای عثمانی، برای مدتی این کشور را اشغال کرد.
اقامت ناپلئون در مصر، دیری نپایید. وی علاوه بر افسران نظامی، یک قشون خاورشناس و مستشرق نیز همراه داشت تا مردم مسلمان مصر را برای پذیرش تمدن! تربیت کند.
ناپلئون در هنگام اقامت خویش در مصر از برخی بناها و مراکز دیدنی مصر از جمله یکی از کتابخانه های مهم آن دیدن کرد.
ناپلئون هنگام بازدید از این کتابخانه، با اشاره به یکی از کتابها، از مترجم خواست کتاب را از قفسه بیرون آورد و قسمتی از آن را برای او بخواند و ترجمه کند. مترجم کتاب را بیرون آورد، اتفاقاً  قرآن بود. آیاتی چند برای ناپلئون خواند و ترجمه نمود. مطالب کتاب، توجه ناپلئون را به خود جلب کرد که پرسید این چه کتابی است؟
ناپلئون خواست تا چند سطر دیگر از قرآن را برای او بخوانند. و این درخواست او چند بار تکرار شد.
آنگاه، ناپلئون این سخن مهم و قابل توجه را بر زبان راند که:
“وای به حال ما اگر مسلمانان این کتاب را بخوانند و بدان عمل کنند! و وای به حال مسلمانان اگر ما ، میان آنها و این کتاب جدایی بیندازیم.  همای سعادت، ۱، ۷۰٫

 

انس با قرآن در سیره پیامبر اسلام و امامان معصوم(ع)

از آن جهت که  خانه پیامبر و اهل البیت (ع) محل نزول قرآن کریم است و آنها به فهم قرآن و انس با قرآن و عمل به آن بیشتر آشنایی دارند و به جهت اینکه آنها الگوهای عملی برای مردم در زندگی هستند ، پس انس با قرآن را بایستی در سیره آنها بیش از دیگران مشاهده نمود و قطعا بیان و استخراج آن برای آیندگان نیز الگویی مناسب خواهد بود.

حضرات معصومین (ع) یکی پس از دیگری در طول زندگی فردی و اجتماعی شان با قرآن کریم به شدت مانوس بوده اند و هرگز خود را جدای از قرآن نمی دانستند و همیشه سخنان خود را با قرآن آمیخته و برای مخاطبان خویش عرضه می کردند تا این مفهوم ارتباط با قرآن در جامعه حفظ شود.

از این رو با اندک ملاحظه ای به تلاوت قرآن و ختم کامل تلاوت آن در زمانی بسیار محدود در سیره آنها قابل مشاهده است.

روزی پیامبر اسلام  صلی الله علیه وآله وسلم  به سلمان فرمود:
یا سَلمانُ علیکَ بِقَراءَهِ القُرآنِ فَاِنَّ قرائَتَهُ کفّارهٌ لِلذِّنُوبِ وَ سَترٌ فی النارِ وَ اَمانٌ مِنَ العذاب. مسترک الوسایل: ۴/۲۵۷٫
ای سلمان، بر تو باد که قرآن بخوانی؛ زیرا تلاوت آن گناهان را پاک و باعث نجات از دوزخ خواهد شد.
روزی رسول اکرم  صلی الله علیه وآله وسلم  به عبدالله بن مسعود که از قاریان معروف بود، فرمود: «قدری قرآن بخوان تا گوش کنم.»

ابن مسعود مصحف خویش را گشود و آیاتی چند از سوره نساء خواند. هنگامی که به آیه «فکیف اذا جئنا من کلّ امهٍ بشهیدٍ و جئنا بک علیهولاء شهیداً) سوره نساء: ۴۱٫  رسید، چشمان رسول اکرم  صلی الله علیه وآله وسلم  پر از اشک شد و فرمود: «دیگر کافی است.» مجمع البیان، ج ۳، ۸۹٫
کان الرضا ـ علیه السلام ـ یکثر باللّیل فی فراشه من تلاوه القرآن فاذامرّ بآیهٍ فیها ذکرُ جَنّهٍ او نارٍ بَکی و سألَ الله الجنه و تعوَّذَ بهمن النار.» فضائل القرآن، ص ۴۳٫

امام رضا  علیه السلام  شب هنگام در بستر خویش، بسیار قرآن تلاوت می کرد و هنگامی که به آیه ای درباره بهشت یا دوزخ می رسید، می گریست، از خدا بهشت می طلبید و از دوزخ به او پناه می برد.
حتی آنهایی که به جهت وضعیت زمانی و موقعیت سیاسی اجتماعی زمان خود به ناچار برای القاء و ترویج فضای معنوی و هدایت  مردم همانند امام سجاد(ع) به موضوع دعا روی آوره اند نیز در دعاهایشان به همین انس با قرآن تصریح کرده و در دعاها گنجانده شده است.

از ادعیه صحیفه سجادیه چنین به دست می آید که امام زین العابدین علیه السلام قرآن را تلاوت و آن را بارها ختم می کرده است و در دعای ۴۲ صحیفه به همین نکته تصریح می کند ،  چنانکه در طلیعه آن عرضه می دارد: أَللَّهُمَّ إنَّکَ أَعَنْتَنِی عَلَى خَتْمِ کِتَابِکَ…  با خدایا، تو مرا یاری کردی تا تلاوت کتابت را به پایان برم.

در برخی روایات نیز نقل شده است که آن حضرت صوتی نیکو داشت: کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ص أَحْسَنَ النَّاسِ صَوْتاً بِالْقرآن (کلینی، ۱۳۶۵، ج۲، ص ۶۱۶).

و در برخی از دعاها از ایات متعدد قرآن استفاده کرده و آنهارا به عنوان بخش مهمی از دعا به شمار آورده یعنی دعاها را با قرآن آمیخته نموده تا برای خواننده و کسی که می خواهد دعا بخواند به طور نا خود آگاه با قبرآن نیز انس و ارتباطی برای برقرار شود.

در همین مسیر گاهی به کلام الهی بودن آیه قرآن اشاره کرده است مثلا می خوانیم: فَقُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ الاصْـدَقُ وَأَقْسَمْتَ وَقَسَمُکَ الاَبَرُّ الاَوْفى: (وَفِی آلسَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ) ثُمَّ قُلْتَ: (فَوَرَبِّ السَّمَاءِ وَالاَرْضِ إنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّکُمْ تَنْطِقُوْنَ). (دعای ۲۹ بند ۴ و ۵).

 پس چنین گفته ای  و گفتارت حق و صادق ترین است و سوگند یاد کرده ای و سوگندت راست ترین و رسا ترین است «و روزی شما و آنچه بدان وعده داده شده اید، در آسمان است»، سپس فرموده ای:  « پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین، همانگونه که شما سخن می گویید، این گفته حق است.»

و گاهی بدون اشاره به  متن آیه قرآن، آنرا در بین جملات دعا  به کار برده است، مثلا در دعای اول می خوانیم: قَبَضهُ إلَى ما نَدَبَهُ إلَیْهِ مِنْ مَوْفُورِ ثَوَابِهِ أَوْ مَحْذُورِ عِقَابِهِ، لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَساءُوا بِمَا عَمِلُوا، وَ یَجْزِىَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى عَدْلاً مِنْهُ (دعای ۱ بند ۶)، به سوی آنچه فرا خوانده، از پاداش فراوان یا عذاب دردناک، راهی می سازد، تا از سر عدالت خود، آنان را که بد کرده اند به مقدار کردارشان کیفر دهد و آنان را که نیکی کرده اند، به نیکویی پاداش بخشد.

و این شیوه انس همیشگی با قرآن در قالب عمل به ایات الهی نیز در دعاهای آنحضرت تبلور یافته است

مثلا قرآن کریم می فرماید: إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا (احزاب:۵۶).

 و از همین رو ما در جای جای صحیفه سجادیه ملاحظه می کنیم  که حضرت دعاهای خود را با صلوات آمیخته است و کمتر صفحه ای یافت می شود که صلوات بر محمد و آل محمد در آن نباشد.

این توجه ویژه به قرآن کریم در سیره امامان معصوم ما را به فهم دقیق تر این بیان امام صادق(ع) می رساند که فرمود: هر  جوانی که قرآن بخواند و شاید مقصودشان این باشد که استمرار به قرائت قران داشته باشد ،  قرآن با گوشت و خون آن مختلط خواهد شد و در همه موارد از قرآن استفاده می کند  مَنْ قَرَأَ الْقرآن وَ هُوَ شَابٌّ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقرآن بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ. کلینی، ۱۳۶۵، ج۲، ص ۶۰۳٫

 

مراحل انس با قرآن:

انس با قرآن و ایجاد یک زندگی معنوی همانند سایر امور مربوط به حیات بشری دارای مراتب و مراحل گوناگونی است که هر کسی می تواند به اندازه توان و تلاش خود به آن مرحله دست یابد از این رو هیچ کسی نمی تواند مدعی شود که از انس با قرآن محروم خواهد ماند.

علت این تقسیم بندی و دارای مراتب بودن نیز این است که قرآن دارای مراتب گوناگونی از فهم و ارتباط است.

در روایتى از امام صادق(ع) نقل شده  که فرمود: کتاب اللّه على أربعه: العباره للعوام, الاشاره للخواص, اللطائف للأولیاء, والحقائق للأنبیاء.۴
کتاب خداوند دارای چهار مرتبه است ۱ – عبارات . ۲ – اشارات. ۳ – لطایف. ۴ – حقایق.

عبارات قرآن مربوط به عموم مردم است و از اشارات قرآن تنها خواص برخودار خواهند بود و اولیای الهی به لطایف آن و انبیای الهی به حقایق آن دست پیدا خواهند  نمود.

از این رو می توان انس با قرآن را نیز به همین مراتب و یا بیشتر تقسیم نمود و برای انس بیشتر با قرآن از راههای گسترده ای نیز استفاده نمود که به فهرست برخی ها اشاره می نمایم.

الف) نگاه  به قرآن.
در روایتی از پیامبر(ص) آمده است: اُعطوا أعینکم حظّها من العباده», قالوا: «وما حظّها من العباده؟», قال: النظرفى المصحف والتفکّر فیه والاعتبار عند عجائبه. میزان الحکمه: ۳/۲۴۶۴٫
چشمانتان, بهره اى از عبادت دارند که باید به آنها ببخشید». سؤال کردند: «نصیب آنها از عبادت چیست؟». فرمود: نگاه کردن به قرآن و فکر کردن در آن و پند گرفتن از شگفتى هاى آن.

ب) حضور در جلسات قرائت قرآن و گوش دادن به صدای  قرآن:
اگر کسى به هر دلیل از قرائت قرآن ناتوان است, مى تواند به آن گوش فرا دهد. پیامبر(ص)  فرمود:
من استمع الى آیه من کتاب اللّه تعالى کتب له حسنه مضاعفه, و من تلاها کانت لهنوراً یوم القیامه. مسند احمد: ۲/۳۴۱٫
هرکس به آیه اى از کتاب خدا گوش فرا دهد, خداوند براى او حسنه مضاعف مى نویسد و هرکس آن را تلاوت کند, آیات آن همچون نورى در قیامت برایش جلوه خواهد کرد.

ج) تلاوت قرآن
یکی از راههای برقراری ارتباط با قرآن کریم و ایجاد انس با این کتاب مقدس ، تلاوت و قرائت آیات آن است که در قرآن و روایات نیز بسیار مورد توصیه واقع شده است و برای آن پاداش فراوانی را نیز بیان داشته اند.

در قرآن کریم خداوند فرموده است:
ان الّذین یتلون کتاب اللّه و أقاموا الصلاه وأنفقوا مما رزقناهم سرّاً وعلانیهیرجون تجاره لن تبور لیوفیهم أجورهم و یزیدهم من فضله انّه غفور شکور. فاطر: ۲۹

در حقیقت، کسانى که کتاب خدا را مى‏خوانند و نماز برپا مى‏دارند و از آنچه بدیشان روزى داده‏ایم، نهان و آشکارا انفاق مى‏کنند، امید به تجارتى بسته‏اند که هرگز زوال نمى‏پذیرد.
در روایتی نیز پیامبر اکرم(ص) فرمود:
ان البیت اذا کثر فیه تلاوه القرآن کثر خیره واتّسع أهله و أضاء لأهل السماءکما تضىء نجوم السماء لأهل الدنیا. کافی: ۲/۶۲٫

خانه ای که در آن قرآن بسیار تلاوت شود خیر آن خانه زیاد خواهد شد، اهل آن خانه از وسعه روزی برخوردار خواهند شد، و از آن خانه نوری ساطع خواهد شد که اهل آسمان را روشنی بخشد همانگونه که ستارگان اهل دنیا را روشنی می بخشند.
و نیز در روایتى دیگر, امام صادق(ع) فرمود:
القرآن عهد اللّه الى خلقه ینبغى للمرء المسلم أن ینظر فى عهده وأن یقرأ منه فىکلّ یوم خمسین آیه. کافی: ۲/۶۰۹٫
قرآن, میثاقى است بین خالق و مخلوق و شایسته است یک مسلمان, هر روز به این عهدنامه نظر کند و حداقل پنجاه آیه از آن را بخواند.

همه این موارد بیانگر مقدار تاثیر گذاری تلاوت قرآن در روح و جان آدمی است که مایه ارتباط و انس خواهد بود.

امام علی(ع) :  من أنس بتلاوه القرآن لم یوحشه مفارقه الاخوان .  عیون الحکم والمواعظ  ص ۴۳۷٫

کسی که باتلاوت قرآن انس بگیرد، دیگر تنهایی هایی که از جدایی دوستان حاصل می شود او رابه وحشت نخواهد انداخت.

د) حفظ قرآن:

حفظ قرآن یکی از راهکارهای مهم برقراری ارتباط با قرآن است که شامل همگان و در همه جا نیز می شود یعنی انسان می تواند برای حفظ قرآن از همه زمانها و مکانها و همه افراد استفاده کند و پس از حافظ شدن نیز در همه جا از ارتباط با قرآن بهره ببرد چرا که سینه او می شود جایگاه حمل قرآن و او حامل قرآن خواهد بود.

قال الامام الصادق(ع): الحافظ للقرآن العامل به مع السفره الکرام. وسایل الشیعه: ۶/۱۷۶٫

امام صادق فرمود:  حافط قرآن که به آن عمل کند او همراه و همنشین سفیران بزرگ باکرامت الهی خواهد بود.

و البته وظیفه حکومت اسلامی نیز فراهم نمودن زمینه های گوناگون برای برقراری رابطه عموم مردم با قرآن است و توصیه ها یمقام معظم رهبری در باره ترویج مساله حفط قرآن نیز در همین مسیر قابل ارزیابی است که نهضت انس با قرآن در جامعه پدید آید.

 

ه) تدبّر در قرآن
از آنجا که قرآن اثری عمیق و دارای مفاهیمی بسیار ژرف و قابل تعمق و تامل است بایستی بیش از هر چیزی دیگر مورد تدبر و بررسی برا ی فهم درست و صحیح و بکار گیری در امور زندگی قرار گیرد ازاین رو خود قرآن نسبت به تدبر در آن تاکید ورزیده است چرا که تدبر یکى از عالى ترین مراحل ارتباط با قرآن, اندیشیدن در آیات الهى است:
أفلا یتدبّرون القرآن ولو کان من عند غیر اللّه لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً. نساء: ۸۲٫
روایاتى نیز وجود دارند که در آنها توصیه شده از قرائت آیات رحمت, مسرور و از قرائت آیات مشتمل بر وعده عذاب, محزون شوید.

از ابوذر نقل شده  که پیامبر(ص) یک ثلث شب, این آیه را تکرار مى کرد که: ان تعذّبهمفانّهم عبادک وان تغفر لهم فانّک أنت العزیز الحکیم. (مائده: ۱۱۸) . بحارالانوار: ۱۶/۲۹۳٫

 از امام على(ع) نقل شده است که قرآن را به سرعت قرائت نکنید و در پى آن نباشید که سوره را به آخر برسانید; قلوبتان باید به خشوع درآید. نهج البلاغه, خطبه ۱۱۰

قال ابوعبد الله(ع): ینبغی لمن قرا القرآن اذا مر بآیه من القرآن فیها مساله او تخویف ان یسال الله عند ذالک خیر ما یرجوا و یساله العافیه من النار و من العذاب. وسایل الشیعه: ۶/۱۷۱٫

امام صادق فرمود: برای قار یقرآن شایسته و سزاوار است که هرگاه به هنگام قرائت به آیه ای از آن برخورد می کند که در آن درخواست و یا تهدیدی باشد از خداوند بهترین چیزی که امید به آن دارد را طلب کند یعنی عافیت از آتش و سلامت از عذاب را بخواهد.

 

و) توجه به تفسیر قرآن:

بدان جهت که قرآن برای ما نازل شده ولی به قدر فهم ما نازل نشده بلکه بالاتر از فهم انسانهای عادی نازل شده است نیازمند تفسیر و بیان واقعیت ها و بطون قرآن است چرا که هر چه در قرآن غور بیشتری صورت بگیرد قابلیت این را دارد که مورد بهره برداری بیشتر قرار گیرد.

و پرده های فراوانتری از روی فهم آن برداشته شود و به معارف قوی تر دست یافته شود البته تفسیر را بایستی از اهل فن و اهل تفسیر جستجو کرد چرا که بدون استفاده ا زاهل فن و ابزار صحیح و روش های درست انسان ممکن است به تفسیر به رای منجر شود که بسیار خطر ناک است.

ز) عمل به قرآن.

بدان جهت که قرآن قانون اساسی است که برای عمل کردن و بکار بستن برای انسان نازل شده است بهترین نوع برقراری ارتباط با آن همان عمل کردن به مضمون و دستورات آن خواهد بود.
در روایتى امام على(ع) فرمود:
یا حمله القرآن! اِعملوا فان العالم من عمل بما علم و وافق عمله علمه و سیکونأقوام یحملون العلم لایجاوز تراقیهم, یخالف سریرتهم علانیتهم. کنز العمّال, ج۹, ص۲۹۴٫
اى کسانى که عالِم به قرآن هستید, به آن عمل کنید; چون عالم کسى است که به آنچه مى داند, عمل مى کند و عمل او مطابق علمش است. به زودى مردمى خواهند آمد که علمشان از گلوهاى آنها تجاوز نمى کند و باطنشان با رفتار ظاهر آنها مخالف است.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 + 7 =