شب قدر، فراتر از ادراک

ghadr2_37341شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.

شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.

آیه شریف (و ما ادرئک ما لیله القدر؛ و تو چه دانی که شب قدر چیست؟)، به روشنی بر این نکته دلالت دارد که دست یافتن به معنای حقیقی شب قدر، بسیار دشوار و فراتر از سطح ادراک توده های مردم است. روشن است که وقتی مخاطب این آیه، پیامبر(ص) باشد، پرسش موجود در آیه، نشان دهنده عظمت و جایگاه والای شب قدر است. عالم ربانی آیت الله میرزا جواد آقاملکی تبریزی در پاسخ این سؤال که: «معنای دیدار شب قدر و لذت آن چیست؟»، می گوید:

دیدار شب قدر، عبارت است از: کشف فرود آمدن امر آسمانی به زمین در این شب، آن گونه که برای امام زمان(عج) آشکار می شود.(۱)

دیدن آن حقیقت و توفیق یافتن به این دیدار و شهود، کاری بس عظیم و والاست، همان گونه که امام صادق(ع) آن را چنین توصیف فرموده است: ان القلب الذی یعاین ما ینزل فی لیله القدر لعظیم الشأن؛(۲)

دلی که آنچه را در شب قدر فرود آورده می شود، می بیند، بسی والاست. اما اسلام، مردم را در همین سطح به خود وانگذارده است و برای آن که توده مردم نیز شناختی اجمالی از معنای شب قدر دریابند، روایات دینی، تصویری از آن حقیقت را در ضمن بیان ویژگی ها و فضایل آن شب ارائه داده اند که نوشتار حاضر در مقام بیان نمونه هایی از آن می باشد. امید است مورد استفاده خوانندگان محترم قرار گیرد۱.- برنامه ریزی سال

در بسیاری از روایات، به عنوان نخستین ویژگی شب قدر، بر این تأکید شده است که تقدیر امور مردم و سامان بخشی اوضاع و احوال آنان در طول سال، در این شب رقم زده می شود؛ شبی که سرنوشت و فیصله یافتن همه کارهایی که تا سال آینده پیش خواهد آمد، در این شب فرود می آید. شاید نزول قرآن در شب قدر نیز به لحاظ همین جهت باشد؛ کتابی که برنامه زندگی انسان را ارائه می کند.

از همین جاست که انسان می تواند با بهره گیری از برنامه ای که قرآن آن را ترسیم نموده، سرنوشت خود و زندگی اش را در شب قدر عوض کند و برای سال آینده خویش، بهترین سرنوشت و برای خویش سودمندترین کسب و کار را تحقق بخشد.

در این جا دو مطلب مهم است که شایان توجه اند:

▪مطلب اول. رقم خوردن سرنوشت انسان در شب قدر، در چارچوب مقدرات او در علم ازلی خداوند است. به دیگر سخن، به گفته روایات اهل بیت(ع)، آنچه در علم حضرت حق، درطول سال برای مردم مقدر است، به صورت برنامه ای نوشته شده آشکار می شود که فرشتگان، آن را می نویسند و به امام عصر(عج) تحویل می دهند. و این، به تناسب کاری است که انسان در شب قدر انجام می دهد.

▪مطلب دوم. براساس شماری از روایات، تعیین سرنوشت انسان در شب قدر و رقم خوردن آنچه در یک سال کامل بر او خواهد گذشت، به معنای آن نیست که او به طور کامل در برابر این سرنوشت، بی اختیار باشد، بدان سان که برای تغییر آن، هیچ کاری از او برنیاید؛ بلکه می تواند در سایه دعا و توسل و با کارهای شایسته، مقدرات حتمی خود در شب قدر را نیز تغییر دهد. از این رو، امام باقر(ع) فرموده است:فما قدر فی تلک الیله و قضی فهو من المحتوم و لله فیه المشیه ؛(۳)

آنچه در آن شب، مقدر و معین شده، حتمی است و خدا می تواند در آنها، آن گونه که بخواهد، عمل کند.

با توجه به ساختار و مضمون این گونه روایات و افزودن آن به ادله قطعی، که بر «اجابت دعا در طول سال بخصوص در عرفات و حرم های مطهر» دلالت دارند، نمی توان ظاهر برخی روایات را پذیرفت که: مقدرات شب قدر، هرگز تغییر یافتنی نیست.

۲- آغاز تقدیرسال

آغاز سال، به اعتبارهای مختلف، متفاوت است. روایاتی که «شب قدر» را آغاز سال می دانند- که به برخی از آنها در کتاب اشاره شد- به اعتبار سال برنامه ریزی امور مردم و سامان بخشی وضع آنان و آنچه پیش خواهد آمد، صادر شده اند. با همین اعتبار، شب قدر، پایان سال نیز به شمار می رود؛ یعنی پایان سال برنامه ریزی شده ای که سپری شده و اول سال برنامه ریزی شده نو است.

۳- اختصاص داشتن به امام زمان

سومین ویژگی شب قدر، این است که خدای سبحان، کامل ترین و شایسته ترین و برتری انسان را از برنامه ریزی و حکم خود، آگاه می سازد.

تفسیر القمی، در ذیل آیه (تنزل الملئکه و الروح فیها؛ در آن شب، فرشتگان و «روح» به فرمان پروردگارشان درپی هر کاری فرود می آیند)، چنین آمده است:

تنزل الملائکه و روح القدس علی امام الزمان، و یدفعون الیه ما قدکتبوه من هذه الامور؛ (۴)

فرشتگان و روح القدس بر امام زمان فرود می آیند و از این امور، آنچه را نوشته اند، به او تقدیم می کنند.

این نکته، هرچند که با صراحت به امام معصوم نسبت داده نشده؛ لیکن جمع بندی مضمون همه روایاتی است که دراین باب آمده است. پس می توان گفت: از ویژگی های شب قدر، اختصاص داشتن آن به امام مهدی(عج) است.

از این رو، توسل به آن امام دراین شب خاص، نقش موثری در گشایش کارهای انسان و گشودن آفاق در پیش او دارد و می تواند سرنوشت او را در جهتی که دست آوردهای بیشتری را درسال آینده نصیب او سازد، تنظیم کند.

۴- بهتر از هزار شب؛

به تصریح قرآن کریم (لیله القدر خیر من الف شهر؛ شب قدر، بهتر از هزار شب است) و این نشانگر استثنایی بودن این برهه خاص زمانی و برکاتی است که دربردارد، به نحوی که کار شایسته در آن، با کار شایسته در عمری طولانی (بیش از هشتاد سال) برابر است. از این رو، در تفسیر این آیه آمده است:

العمل الصالح فیها من الصلاه والزکاه و انواع الخیر، خیر من العمل فی الف شهر لیس فیها لیله القدر؛(۵)

کار شایسته در آن شب (از قبیل: نما، زکات و انواع نیکی ها) بهتر از عمل در هزار ماهی است که شب قدر نداشته باشد.

این برکات گسترده و سرشار شب قدر، تفسیر کننده تاکید و تشویق پیامبر(ص) و امامان(ع) است که مسلمانان را بر بهره بردن از لحظه لحظه شب قدر فراخوانده اند، تا آن جا که پیامبر(ص) از خوابیدن در شب بیست و سوم نهی فرموده است و به همین جهت، فاطمه زهرا(ص)، دختر گرامی پیامبر(ص) نمی گذاشت که در آن شب، کسی از اهل خانه اش بخوابد.

آری! کسی که از نعمت ایمان به قرآن برخوردار است و می داند که عمل در یک شب، از نظر برکات، برابر با حیات جاوید او و بهره مندی در طول حیات ابدی است، نمی تواند این فرصت گران بها و موهبت بی نظیر را رایگان از دست بدهد.

۵- تداوم شب قدر

بررسی آیات سوره قدر و تأمل در روایات دینی، نشان می دهند که شب قدر، ویژه زمان نزول قرآن و دوران پیامبر(ص) نیست؛ بلکه همیشگی است و از آغاز آفرینش انسان بوده و تا پایان جهان و وجود انسان در آن نیز تداوم خواهد داشت؛ به چند دلیل:

یکم: شب قدر، ظرف نزول قرآن است و ظرف باید پیش از مظروف وجود داشته باشد.

دوم: در سوره قدر، فعل مضارع «تنزل (فرود می آیند» به کار رفته و بر استمرار، دلالت می کند. همچنین جمله اسمیه: (سلم هی حتی مطلع الفجر؛ آن شب تا دمیدن سپیده، ایمن است)، مفهوم تداوم دارد.

سوم: قرآن کریم بارها تاکید کرده که سنت الهی در تدبیر جهان، تغییر ناپذیر است. از این رو، این سنت الهی که مربوط به تدبیر امور انسان ها و سرنوشت آنان است، همه امت ها و اقوام گذشته و حال و آینده را دربرمی گیرد.

چهارم: روایات فراوان (شاید درحد تواتر) تداوم شب قدر را پس از پیامبر خدا می رسانند. شماری از این روایات، استمرار این شب را از آغاز خلقت و همراه انسان تا پایان عمر جهان، تأیید می کنند.

پس، آنچه در تفسیر الدر المنثور، از پیامبر(ص) روایت شده که: «خداوند، شب قدر را به امت من بخشید و آن را به پیشینیان عطا نکرده بود»، علاوه بر ضعف سند، در برابر قرائن و دلایل گذشته، قابل اعتماد نیست.

۶-تعیین شب قدر

قرآن کریم، از یک سو، نزول قرآن را در ماه رمضان می داند: (شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن؛ ماه رمضان، ماهی که قرآن در آن نازل شده است) و از سویی با صراحت، نزول آن را در شب قدر می داند: (انا انزلنه فی لیله القدر؛ آن را در شب قدر نازل کردیم). مقتضای جمع میان این دو آیه، آن است که شب قدر، حتماً در ماه رمضان باشد.

این، درحالی است که در روایات اهل سنت، در بیان این که شب قدر، کدام شب از شب های ماه رمضان است، اختلافات فراوانی است، به گونه ای که جمع میان آنها ممکن نیست.

روایاتی که از اهل بیت(ع) در تعیین شب قدر نقل شده، به پنج دسته قابل تقسیم اند:

▪دسته اول: روایاتی که شب قدر را در دهه آخر ماه رمضان تعیین می کنند.

▪دسته دوم. روایاتی که می گویند: شب قدر را در یکی از سه شب: نوزدهم، بیست ویکم و بیست و سوم بجویید.

▪دسته سوم. روایاتی که می گویند: شب قدر، در یکی از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم است.

▪دسته چهارم. روایاتی که شب بیست و سوم را به طور معین، شب قدر می دانند.

▪دسته پنجم. روایاتی که دلالت می کنند بر این که شب های:نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، هر کدام به گونه ای در تعیین سرنوشت انسان ها و امور آنان نقش دارد؛ ولی نقش اساسی و نهایی، مربوط به شب بیست و سوم است.تأمل در این پنج دسه از روایات، نشان می دهد که نه تنها میان آنها تعارضی نیست، بلکه مؤید یکدیگرند.

توضیح، این که: از دید روایات اهل بیت(ع) و شمار قابل توجهی از روایات اهل سنت، شب قدر، شب بیست و سوم است. از این رو، ابن بابویه صدوق (م۳۸۱ق) می فرماید:

اتفق مشاخنا ]فی لیله القدر[ علی انها اللیله الثالثه و العشرون من شهر رمضان؛ (۶)

بزرگان ما درباره شب قدر، همه یک سخن اند که: شب بیست و سوم ماه رمضان است.

روایات دسته اول، دوم و سوم که برای درک فضیلت شب قدر، به احیا و کارهای خوب در دهه آخر ماه رمضان توصیه دارند، همچنین روایاتی که به احیای شب های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم سفارش دارند، همگی به دو نکته برمی گردند:

نخست. مسلمانان از شب زنده داری شب های ماه رمضان، بیشترین بهره را از عطایا و دستاوردهای آن داشته باشند.

از این رو، در روایتی که راز پوشیده بودن شب قدر را میان شب ها بیان می کند، آمده است:

ان الله انما یسترها عنکم نظراً لکم؛ (۷)

خداوند، آن را از شما پنهان داشته تا عنایت بیشتری به شما کند.

دوم. گرچه شب قدر شب بیست و سوم است، اما به آن معنا نیست که آن دو شب، دیگر هیچ نقشی نداشته و در تقدیر امور و سرنوشت انسان، بی اثر باشند.

۷- شب قدر در مناطق مختلف

یکی از مسائل مهم درباره شب قدر، این است که شب قدر در مناطق مختلف، یکی است یا متفاوت است؟ بررسی این موضوع، به چند نظریه می انجامد که به آنها اشاره می شود:

۱- نظریه منسوب به مشهور فقهای شیعه که معتقدند آغاز ماه های قمری در همه شهرها، یکسان نیست؛ بلکه اتحاد افق، شرط ثبوت هلال است. بنا بر این نظریه، شب قدر، در همه مناطق و شهرها یکی نخواهد بود.

۲- شماری از محققان بر این عقیده اند که آغاز ماه های قمری، در همه مناطق، یکی است و اگر در یک منطقه، هلال ماه رمضان دیده شود، در مناطق دیگر هم ماه رمضان آغاز می شود. براساس این نظریه، شب قدر در همه مناطق، یک شب معین خواهد بود.

.۳ شب قدر، عبارت است از: یک دوره کامل شب در همه کره زمین. پس فرقی نیست که آغاز ماه های قمری در همه مناطق و سرزمین ها، یکی باشد یا مختلف.

توضیح، آن که: «شب، همان سایه نیم کره زمین است که بر نیم کره دیگر می افتد و می دانیم این سایه، همراه با گردش زمین در حرکت است و یک دوره کامل آن، در بیست و چهار ساعت انجام می شود.

بنابراین، ممکن است شب قدر، یک دوره کامل شب به دور زمین باشد؛ به این معنا که مدت بیست و چهار ساعت تاریکی (که تمام نقاط زمین را زیر پوشش خود قرار می دهد) شب قدر است که آغاز آن از یک نقطه شروع می شود و در نقطه ای دیگر پایان می گیرد.»

براین اساس، جداکردن حکم شب قدر از حکم روز اول ماه، درست نیست، که اگر استدلال نظریه سوم را بپذیریم و شب قدر را یک «بیست و چهار ساعت» بدانیم، با همین محاسبه می توان نسبت به روز اول ماه نیز برخورد کرد و آن را در همه مناطق و سرزمین ها یکی شمرد، بخصوص که اطلاق روایات هم مؤید این می شود. در نتیجه، این نظریه با نظریه دوم یکی می شود.

باری! به نظر ما، نظریه دوم، به ظواهر قرآن و احادیث و به مقتضای عقل و اعتبار، نزدیک تر است. و افزون بر همه استدلال هایی که برای تعین و وحدت لیله القدر شده، می توان گفت که اهمیت فوق العاده این شب بزرگ، اقتضا می کرد که اهل بیت(ع)- بخصوص هنگامی که در اثر فتوحات بزرگ، اسلام تا اقصی ممالک جهان پیشرفت کرده بود- متعدد بودن شب قدر را تذکر دهند.

لیکن با این حال، با عنایت به نظریه مشهور، رعایت احتیاط، بی تردید، موجب بهره گیری بیشتر از برکات ماه رمضان خواهد شد.

و خوشا آنان که از این نعمت برخوردارند که برای شناخت و تعیین شب قدر، نیازی به این گونه حرف ها ندارند و با چشم دل، حقایق شب قدر و فرود فرشتگان و «روح» را می بینند و از برکات آن به بهترین شکل، بهره های سرشار می برند. نعمتی که اینان از آن برخوردارند، تنها شناخت شب قدر نیست؛ بلکه در تعیین اول ماه نیز چنین اند و نیازی به استهلال و گواهی شاهدان و بهره گیری از ابزار علمی و نجومی ندارند. عارف بزرگوار و فقیه وارسته، سیدابن طاووس(ره)، این حالت را چنین توصیف می کند:

بدان که وقتی خداوند بخواهد مراد خود را به بندگانش بفهماند، راه، آن منحصر به ادراک عقلی یا نگاه شرعی نیست؛ چراکه خداوند، قدرت ذاتی دارد و می تواند هرچه راهروقت اراده کند، به بندگانش بشناساند.

من، کسی را به یقین می شناسم که اول ماه ها را می داند، بی آن که به هلال بنگرد، یا شاهدان پیش اوگواهی دهند، یا به روایاتی که گذشت عمل کند، یا به سخن منجم یا به استخاره یا به گفته اهل عدد و یا به خواب تکیه کند؛ بلکه او براساس فضل پروردگار جهان- که به او فروغ خرد بخشیده است، بی آن که خواسته باشد؛ و علم به بدیهیات را به او عطا کرده، بی آن که آن را طلبیده باشد- می داند؛ لیکن تنها خود او مکلف به آن یقینی است که به نحو معین به آن رسیده است.»

به نظر می رسد که در متن یادشده، اشاره سید ابن طاووس به خودش باشد وبرای پرهیز از خودستایی، به آن تصریح نکرده است.

۸-بهترین اعمال در شب قدر

محدث بزرگوار، ابن بابویه(ره) در مجلس ۹۳ از کتاب الأمالی، پس از بیان نوافل شب های ماه رمضان و صد رکعت نماز برای هریک از شب های بیست و یکم و بیست و سوم، می گوید:

و من أحیا هاتین اللیلتین بمذاکره العلم فهو أفضل؛(۸)

هرکس این دو شب را با گفتگوی علمی احیا بدارد، بهتر است.

به نظر می رسد که این مطلب، برگرفته از سخن پیامبر خدا به ابوذر است که در آن، برتری علم را بر عبادت به تفصیل، بیان، و در پایان آن فرموده است:

یا أبا ذر الجلوس ساعه عند مذاکره العلم خیر لک من عباده سنه صیام نهارها و قیام لیلها؛(۹)

ای ابوذر! یک ساعت نشستن برای گفتگوی علمی برای تو، از عبادت یک سال که روزش را روزه بداری و شبش را به نماز بایستی، بهتر است.

افزون بر این حدیث، منابع حدیثی، روایات بی شماری از اهل بیت(ع) را نقل کرده اند که می رساند آموختن دانش، به مراتب، برتر از عبادت است؛ لیکن برای روشن تر شدن این موضوع، توجه به چند مطلب ضروری است:

الف- کدام علم و کدام عبادت؟

از دیدگاه فقهی، «آموختن علم»، احکام پنجگانه را دارد و بررسی متن احادیث فراوانی که علم را برتر از عبادت می دانند، به روشنی می رساند که مقصود، برتری آموختن واجب یا مستحب بر عبادات مستحب است.

ب-نقش عبادت در پیدایش نور علم

از نگاه متون اسلامی، عبادات، نقشی بنیادی در پیدایش و تداوم فروغ علم دارند. از این رو، هدف احادیثی که علم را برتر از عبادت می داند، تضعیف یا انکار نقش سازنده عبادت در کنار علم نیست؛ بلکه تأکید بر همراه ساختن عبادت با علم و برحذر داشتن از عبادت ناآگاهانه است که نه تنها بی ارزش، بلکه خطرآفرین است.

ج-سیره اهل بیت(ع)

بررسی و تأمل در سیره عملی اهلبیت(ع) درباره شب قدر و عنایت ویژه آنان به عبادت و ذکر در شب های: نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، و توجه به رهنمودها و سفارش هایی که به بهره گیری بیشتر از این شب ها داشته اند، همگی به روشنی نشان می دهند که این شب ها، جز در موارد استثنایی، باید صرف عبادت و ذکر و نیایش و انس باخدای سبحان شوند.

البته این، بدان معنا نیست که نتوان بخشی از شب قدر را به تألیف یا بیان معارف و علومی پرداخت که سطح آگاهی و معرفت مردم را بالا می برد؛ بلکه مقصود، هشداردادن به این نکته است که به بهانه و به استناد روایاتی که علم را بر عبادات ترجیح می دهند، نباید در شب قدر، از برکات انس با خداوند و بهره بردن ازتضرع در پیشگاه او، غافل شد.

.۱ المراقبات: ص.۱۳۷

.۲ بصائر الدرجات: ص۲۲۳ ح۱۴، بحارالأنوار: ج۹۷ ص۲۰ ح.۴۵

.۳ ثواب الأعمال: ص۹۲ ح۱۱، بحارالأنوار: ج۹۷ ص۱۹ ح.۴۱

.۴ تفسیر القمی: ج۲ ص۴۳۱، بحارالأنوار: ج۹۷ ص۱۴ ح.۲۳

.۵ ثواب الأعمال: ص۹۲ ح۱۱، بحارالأنوار: ج۹۷ ص۱۹ ح.۴۱

.۶ الحضال، ص۵۱۹ ح۷، بحارالأنوار ، ج۹۷، ص۱۶

۷-شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۱۵۴، بحاراأنوار، ج۹۷، ص۵

۸-الامالی صدوق، ص۷۴۷

۹-جامع الأخبار، ص۱۰۹، بحارالأنوار، ج۱، ص۲۰۳



« (خبری قبلی)



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 6 = 14