هزینه‏ هاى امر به معروف و نهى از منکر از دیدگاه امیرمؤمنان (ع)

امر به معروف و نهی از منکر به دلیل ماهیت «بازدارندگی » خود می تواند تنش هایی را در پی داشته و یا منافع افراد یا گروه هایی را مورد تهدید قرار دهد…

بر این اساس عمل به امر به معروف و نهی از منکر می تواند عکس العمل هایی را از سوی مخاطبان برانگیزد و هزینه هایی را بر آمر و ناهی تحمیل کند.
در مقابل چنین فرآیندی وظیفه امر و نهی ساقط نمی شود و جامعه دینی و شهروندان آن موظف به پرداخت این هزینه ها هستند. از این رو امام علی علیه السلام می فرماید: «لا حاجه لله فیمن لیس لله فی ماله و نفسه نصیب; (۱) خداوند به کسی که از مال و جان خود سهمی برای خدا قرار ندهد، نیاز ندارد. »
این سخن بیانگر مسؤولیت و لزوم هزینه پذیری شهروند جامعه دینی در برابر حفظ جامعه سالم دینی است.
همچنین آنگاه که حضرت در بستر شهادت افتاده بود، خطاب به حاضران فرمود: «قال عز و جل لنبیه صلی الله علیه و آله وامر بالمعروف وانه عن المنکر واصبر علی ما اصابک، ان ذالک من عزم الامور; (۲) خداوند به رسولش فرمود: امر به معروف و نهی از منکر کن و بر آنچه به تو رسید صبر کن زیرا این از امور مهم است. »
به این ترتیب روشن می شود که اجرای امر به معروف و نهی از منکر هزینه هایی را در پی دارد و صرف هزینه و ضرر، مانع اجرای آن نمی شود. در این مقاله پیرامون هزینه های اجرای این فریضه سخن خواهیم گفت.
الف: هزینه های مربوط به آمر و ناهی
۱- ر
شخصی که اقدام به اجرای امر به معروف یا نهی از منکر می کند، باید به فکر بروز عواقب خطرناک آن هم باشد و خود را برای وقوع آن آماده سازد. این آمادگی باعث خواهد شد که آمر و ناهی در پی کم خطرترین راه ها باشد و براساس رعایت احتیاط به خواسته الهی خود برسد.
نمونه ای از نهی از منکر عملی پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام گویای این آمادگی و پذیرش خطرهای احتمالی است. علامه مجلسی می نویسد: یک شب که پیامبر علی را خواست، او نزد رسول خدا شتافت. پیامبر به علی فرمود: از پی من بیا. علی نیز پشت سر او به راه افتاد. وقتی به کعبه رسیدند، پیامبر به آرامی به علی فرمود: بر دوش من برو. او بالا رفت و به امر رسول خدا بت ها را پایین ریخت و آرام و بی صدا و در کمال احتیاط به خانه بازگشتند. در بازگشت، پیامبر به علی فرمود: «اولین کسی که بت ها را شکست جد تو ابراهیم و آخرین نفر تو هستی. » این عمل با چنان ظرافت، دقت و احتیاطی انجام شد که قریش با این که می دانستند تنها محمد و علی ممکن است این کار را بکنند، هیچ سندی برای آسیب رساندن به آن دو نیافتند. (۳)

۲- تحمل سختی
در کنار پیش بینی عواقب، چنان که مشکلی نیز پیش آمد، باید آمران و ناهیان، سختی ها را تحمل و پیش آمدها و هزینه ها را به جان بخرند.
ابن شهر آشوب می نویسد: امیرمؤمنان علی علیه السلام وارد خانه شد. لحظه ای بعد بانویی آمد و از شوهرش شکایت داشت. حضرت فرمود: اندکی صبر کن تا از گرمای هوا کاسته شود. آن زن گفت: در این صورت خشم شوهرم بیشتر می شود. حضرت سر خود را پایین انداخت و لحظه ای بعد فرمود: به خدا قسم! نباید رسیدگی به دادخواهی مظلوم را به تاخیر انداخت. حق مظلوم را باید از ظالم گرفت و رعب او را از دل مظلوم بیرون کرد تا با کمال شهامت در مقابل ستمگر بایستد و حق خود را بخواهد. آن گاه به آن زن گفت: برویم.
حضرت با زن همراه شد تا به در خانه زن رسید، آن گاه صدا زد: درود بر شما! جوانی از خانه بیرون آمد. حضرت بعد از احوال پرسی فرمود: «یا عبدالله اتق الله فانک قد اخفتها و اخرجتها; ای بنده خدا! از خدا پروا کن، چرا که همسرت را ترسانده و از خانه بیرون رانده ای.»
جوان از این سخن برآشفت و گفت: به تو چه ربطی دارد! به خدا سوگند! به خاطر همین حرف تو، او را آتش خواهم زد. امیر مومنان هم فرمود: من تو را امر به معروف و نهی از منکر می کنم، تو در برابر من منکر دیگری مرتکب می شوی و معروف را کنار می نهی!

در همین لحظات مرد جوان متوجه شد افرادی که از کوچه عبور می کنند به آن مرد با عنوان امیر مومنان سلام می دهند. به همین خاطر امام را شناخت و هراسان گفت: ای امیر مومنان! اشتباه مرا ببخشید. به خدا سوگند در مقابل همسرم مانند زمینی آرام خواهم بود تا پا بر روی من بگذارد. حضرت نیز رو به آن زن کرد و فرمود: به منزل برو و همسرت را به این کارها مجبور نساز! (۴)

۳- تحمل شکنجه و سختی های شدید
آنچه از رفتار علوی خواندیم، مربوط به تحمل اموری است که در مسیر اجرای امر به معروف و نهی از منکر، معمولا پیش می آید و به عبارت دیگر لازمه طبیعی آن است. اما گاه هزینه های بسیار سنگین در انتظار اصلاحگران و آمران است که امیر مؤمنان می کوشید شهروندان جامعه دینی را متوجه آن سازد و در این زمینه خصوصا به مشقاتی که پیشگامان اصلاحات و امر به معروف ; یعنی پیامبران الهی متحمل شده اند اشاره می کرد و می فرمود: «ان نبی الله زکریا قد نشر بالمنشار و یحیی زبح و قتله قومه و هو یدعوهم الی الله عز و جل و ذالک لهوان الدنیا علی الله. ان اولیاء الشیطان قد حاربوا اولیاء الرحمان. قال الله: «ان الذین تکفرون بایات الله و یقتلون النبیین بغیر حق و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم » (۵) ; پیامبر خدا، زکریا با اره قطعه قطعه شد و یحیی را قومش کشتند، با این که او آن ها را به خدا دعوت می کرد. این به خاطر خواری دنیا بر خداوند است. اولیای شیطان با اولیای رحمان همواره در نبردند و خداوند در کتابش فرموده است: کسانی که به آیات خدا کافر شدند و پیامبران را به ناحق کشتند و از مردم (نیز) کسانی را که امر به قسط می کردند کشتند، پس به عذاب دردناک بشارتشان ده. »

۴- اعتراض قدرتمندان و آزار آن ها
هرچند امیر مؤمنان در دوران خلفا نیز از جایگاه والایی برخوردار بود و موقعیت اجتماعی و سیاسی ویژه ای داشت، اما در عین حال در برابر دستگاه حاکمه یک شهروند بود. با این همه در چنین موقعیتی نسبت به بروز ضد ارزش ها ساکت نمی ماند و علیه آن اعتراض می نمود. امام خود می فرمود: روزی خلیفه سوم هنگام ظهر مرا به خانه اش احضار کرد. وقتی وارد شدم دیدم بر مسند نشسته است و اموال زیادی از طلا و نقره در برابرش چیده اند. خلیفه به من گفت: «خذ من هذا حتی تملا بطنک فقد احرقتنی; هر چه از این می خواهی بردار که دل مرا به آتش کشیده ای!»
گفتم: اگر این اموال از راه ارث، صدقه، بخشش یا کسب و تجارت به دست تو رسیده است، من اختیار دارم احسان تو را بپذیرم یا رد کنم، اما اگر از بیت المال است نه تو حق بخشش داری، نه من حق پذیرش. خلیفه با شنیدن این پاسخ بر آشفت «ثم قام الی بالقضیب فضربنی. والله ما ارد یده حتی قضی حاجته. فتقنعت بثوبی و رجعت الی منزلی و قلت: الله بینی و بینک ان کنت امرتک بمعروف او نهیت عن منکر; با تازیانه به سوی من برخاست و مرا مضروب کرد. به خدا! دست برنداشت تا آن که به خاسته اش رسید. آن گاه خود را با لباسم پوشاندم و به خانه برگشتم و گفتم: خدا بین من و تو حکم کند که من تو را امر به معروف و نهی از منکر کردم. » (۶)

۵- فروش جان
زمانی که یک شهروند در جامعه دینی با وقوع منکر یا ترک واجب روبرو می شود، دو موضوع ذهن او را به خود مشغول می سازد:
۱٫ حفظ خود از ضررهای جانی، مالی، آبرویی و… واجب است. چون به ضرر انداختن خود حرام است.
۲٫ اجرای امر به معروف و نهی از منکر به دلیل اهمیت آن واجب است و اگر به بهانه ضرر، ترک شود، به خاطر طبیعت امر و نهی (مخالف با منافع مخاطب و ایجاد تنش و احتمال عکس العمل و ضربه زدن) هرگز امر و نهی صورت نخواهد گرفت. پس لازم ست حتی به قیمت تحمل ضرر، این فریضه احیا شود.
آمر و ناهی در برابر این تزاحم باید ببیند ضرر ترک کدامیک بیشتر است و به آن عمل کند.
به این ترتیب هرگاه اصل دین در معرض نابودی قرار گیرد، یا عقاید مسلمانان در آستانه تزلزل واقع شود، او وظیفه خواهد اشت حتی به قیمت از دست دادن جان، امر و نهی کند. بر همین اساس امیر مؤمنان می فرمود: منظور از آیه «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله »، مردی است که در راه امر به معروف و نهی از منکر کشته شود.» (۷)
ب: ههزینه های مربوط به جامع
اجرای امر به معروف و نهی از منکر علاوه بر هزینه هایی که برای آمر و ناهی دارد گاه هزینه هایی را بر جامعه نیز تحمیل می کند. زیرا افرادی هستند که ویژگی های خاصی دارند، مثلا کارآفرین، کارشناس، سرمایه دار، مدیر، متخصص و… هستند که از حیث اجتماعی مورد نیاز جامعه اند و فقدان آن ها ضرباتی بر پیکر جامعه وارد می سازد. این گروه ها با احساس کوچک ترین ناملایمت و یا تنگی فضا بار خود را بسته و به جاهایی می روند که به اصطلاح به آزادی عمل آنان لطمه نخورد. حذف این افراد از تعاملات اجتماعی، موجب محرومیت جامعه در زمینه های فنی، علمی، اقتصادی، مدیریتی و… می شود. گاهی نیز چنین اشخاصی بعد از خروج از دایره حکومت ارزش گرا، به مخالفت و مقابله با آن می پردازند و می کوشند چنین نظامی را ساقط، تعدیل یا استحاله کنند. بنابراین امر و نهی از این جهت هم می تواند نارضایتی در برخی توده ها و ضرر و زیان جامعه را در پی داشته باشد.
با این همه، امیر مؤمنان علیه السلام ارزش اجرای امر به معروف و نهی از منکر را بنیادین می داند و معتقد است که آثار سازنده آن به مراتب از پی آمدهای منفی اش بیشتر است و رضایت مردم یا کسب منافع بدون حفظ ارزش های بنیادی امری باطل است و هدف از تشکیل جامعه دینی را تامین نمی کند. از این رو خود حضرت بارها این هزینه ها را بر جامعه روا می داشت اما امر و نهی در برابر منکرگرایان و اباحه گران را روا نمی داشت. نمونه هایی از این رفتار علوی را می خوانیم:
۱- فرار کارگزاران
امام علی علیه السلام نعمان بن عجلان زرقی را به فرمانداری بحرین منصوب کرد ولی مدتی بعد مطلع شد که نعمان اموال عمومی مردم بحرین را به یغما برده و به بیت المال مسلمانان تجاوز کرده است. حضرت در اولین گام در ضمن نامه ای به وی نوشت: «من استهان بالامانه و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها فقد احل بنفسه الذل و الخزی فی الدنیا و هو فی الاخره اذل و اخزی و ان اعظم الخیانه خیانه الامه و افظع الغش غش الائمه; (۸) آن که در امانت کوتاهی کند و در خیانت با ناز و نعمت زندگی کند و خود و دینش را از آن پاک نسازد، ذلت و زبونی را در دنیا به خود ارجاع داده است و او در آخرت ذلیل تر و زبون تر است. و بزرگ ترین خیانت، خیانت به امت و رسواترین فریبکاری، فریبکاری پیشوایان است. »
در پی این نامه، امام از وی خواست خراج هایی را که گرفته بازبینی و برای نظارت و حسابرسی نزد امام گزارش کند. اما تا نامه به دست او رسید، اسباب و اثاث خود را جمع کرد و به معاویه ملحق شد.
قاطعیت امام علی علیه السلام در نهی از منکر چنان بود که تمام کارگزارانش می دانستند اگر خیانتی کنند و امام آگاه شود، بی درنگ بازخواست خواهند شد و امام کسی نیست که برای مدیرانش حاشیه امنیتی در نظر بگیرد.
ذهل بن حارث در مورد یکی از این کارگزاران که به دلیل خیانت می دانست مورد بازخواست قرار خواهد گرفت می گوید: مصقله بن هبیره مرا به خانه اش برد و با هم غذا خوردیم. آن گاه به من گفت: «والله ان امیرالمؤمنین یسالنی هذا المال و والله ما اقدر علیه; به خدا قسم امیر مؤمنان این اموال را [که به هدر داده ام] از من خواهد خواست و به خدا قسم من توان بازگرداندن آن را ندارم. » به او گفتم: اگر بخواهی می توانی سر یک هفته این مال را جمع کنی. او گفت: به خدا قسم اگر از فرزند هند (معاویه) یا فرزند عفان (عثمان) این اموال را می خواستم برای من واگذار می کردند. آیا به عثمان نمی نگری که چگونه سالانه صد هزار درهم از خراج آذربایجان را به اشعث می بخشید.» سخن ما به درازا کشید و یک شب بعد او به معاویه پیوست. (۹)

۲- جنگ
گاهی دامنه هزینه ها به جنگ با نیروهای منحرف می انجامد و امکانات و نیروهای زیادی را در کام خود فرو می برد و امام این همه را تحمل می کند برای آن که ارزش ها زنده بمانند. امام خود در مورد شکل گیری جنگ با خوارج نهروان می فرمود: «[پس از جنگ صفین و قبول حکمیت] زبان مردم گشوده شد و هر کس دیگری را به باد ملامت گرفت که چرا کار را به حکمین واگذار کردند! اما دیگر دیر شده بود و کاری از آنان ساخته نبود. در میان خود گفتند: پیشوای ما نباید از کار خطای ما پیروی می کرد. او وظیفه داشت طبق نظر خود عمل کند (حکمیت را نپذیرد)، هر چند به قیمت کشته شدن او و یارانش تمام شود. اما او چنین نکرد و تابع نظر ما شد; نظری که خود از روز نخست آن را خطا می پنداشت. پس هم اینک او کافر شده و کشتن کافر و ریختن خون او بر ما رواست. با ظهور این فکر، آن ها به سرعت از میان لشکر بیرون رفتند و با صدای بلند فریاد سر دادند که داوری مخصوص خداست. سپس دسته دسته به هر سو پراکنده شدند. گروهی به نخیله، عده ای به حرورا و برخی هم به سوی مشرق رفتند و از دجله گذشتند. در بین راه با هر مسلمانی که برخورد کردند، از فکر و عقیده اش پرس و جو کردند و اگر عقیده آن ها را نداشت، کشتند.
من از ابتدا نزد دو دسته اول رفتم و چون به غیر جنگ راضی نشدند با آنان جنگیدم و هر دو گروه را بعد از دعوت به صلح که نپذیرفتند، کشتم…. برای دسته سوم هم نامه ای نوشتم… آنان نیز راه دوستانشان را پیمودند. به هر مسلمانی که رسیدند، به جرم این که با عقیده آن ها مخالف بود، او را کشتند و گزارش این وقایع پی در پی به من رسید. من هم از دجله عبور کردم و نزد آنان رفتم و پیش از هر اقدامی نمایندگان خود را نزدشان فرستادم و تا آن جا که در توان داشتم تلاش کردم، اما نپذیرفتند و بر ادامه پستی و شرارت خود تاکید کردند. این شد که با آن ها جنگیدم و تمامی چهار هزار نفر، بلکه بیشتر کشته شدند و حتی یک نفر هم به عنوان خبرنگار جان به سلامت نبرد. (۱۰)
احیای امر به معروف و نهی از منکر ضرورت امروز
پذیرش هزینه ها (تا این حجم) توسط امیر مؤمنان مبین این حقیقت است که جامعه دینی بر محوریت ارزش ها (معروف ها) شکل گرفته است و هر گونه آسیب رساندن به ارزش ها، مبارزه با اساس نظام اسلامی و غیر قابل چشم پوشی است و امر به معروف و نهی از منکر نیز در واقع مکانیزمی است که دین برای دفاع از خود و ارزش های خود طراحی کرده است. با درک این حقیقت، می توانیم به عمق توطئه هایی که امروز، برای مبارزه با ارزش ها (معروف ها) از یک سو و مبارزه با مدافع ارزش ها (امر به معروف و نهی از منکر) صورت می گیرد پی ببریم. از جمله این حملات می توان شبهات زیر را مطرح کرد که از سوی برخی مطبوعات در نظام اسلامی ما طی چند سال گذشته مطرح شده است.
۱- «آزادی مطلق است و کسی حق ندارد مثلا زنی را وادار به رعایت حجاب کند.»
روزنامه خرداد، ۷۸/۳/۲۰، مجید محمدی
پاسخ کوتاه: آزادی محدود به حدود و ارزش های الهی و نیز حقوق مردم است.

۲- «انسان ارزش دارد و نمی شود ارزش انسان را به خاطر دین پایمال کرد… این سیره علی بن ابی طالب است. »
روزنامه ابرار اقتصادی، ۷۸/۱۰/۱۲، هاشم آقاجری
پاسخ کوتاه: ارزش انسان به دین مداری است و انسان به عنوان خلیفه الهی، بدون رعایت ارزش های دینی مانند حیوانات بلکه پست تر است.

۳- «دین صرفا بشارت دهنده و انذار است و هیچ ضمانت اجرایی برای پیاده کردن اوامر و نواهی خود ندارد. »
روزنامه سلام، آبان ۷۷، واعظ زاده اصفهانی
پاسخ کوتاه: بالاترین ضمانت اجرایی آن فریضه امر به معروف و نهی از منکر است و نمونه عینی آن حکومت رسول الله صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام است.

۴- «حکومت دینی هرگز به معنای اجرای احکام فقهی نیست، در هیچ جا حضرت علی علیه السلام امر به اجرای احکام فقهی مانند حجاب یا نوع عبادت مردم نکرده است.»
ماهنامه چشم انداز ایران، مهر و آبان ۷۸، ش ۲، مجید محمدی
پاسخ کوتاه: سیره امام علی علیه السلام مخالف این برداشت است و حضرت همواره به این امور توجه داشت.

۵- «بی اعتنایی نسبت به همه ارزش ها، چاره رفع تعارضات یک جامعه تکثرگرای فرهنگی است، همچنان که امروزه در خارج از کشور روابط بیرون از محدوده زناشویی و همجنس بازی، امری روا شمرده می شود و کسی متعرض آن نمی گردد. »
ماهنامه کیان، بهمن ۷۷، ترجمه عزت الله فولادوند
پاسخ کوتاه: جامعه بدون ارزش ها، جامعه دینی نیست و مولفه اساسی جامعه دینی ارزش ها هستند.

۶- «برخورد با توهین کنندگان به مقدسات چون منجر به اشاعه توهین می شود، خود اشاعه فحشاست. »
روزنامه ابرار اقتصادی، مهر ۷۸، عطاءالله مهاجرانی
پاسخ کوتاه: در این صورت هرگز نباید با انحرافات مبارزه شود و حتی فریضه امر به معروف و نهی از منکر نیز ترک و راه فساد باز گذاشته می شود.

به این ترتیب روزگاری فرا رسیده که در سایه شوم تسامح و تساهل های غیر معقول، میزان حملات به ارزش ها (مؤلفه اصلی جامعه دینی) و مکانیزم دفاع از ارزش ها (امر به معروف و نهی از منکر) فزونی یافته و می رود که به تدریج نقش دین در زندگی اجتماعی را کم رنگ تر سازد. و اباحه گران عصر ما به تبع پیشینیان خود حملات به سمت فریضه امر به معروف و نهی از منکر را سامان داده اند و روزی نیست که مقاله، سخن و یا تحلیلی در مسیر تضعیف این فریضه اصلاح گر ارایه نکنند.
بگذریم از حوزه های رفتاری بعضی از متولیان فرهنگی که صاحبان وجدان های بیدار از عمق خیانت های آنان آگاهند.
چنین خیزش نامیمونی هر مسلمان بیدار و هر مبلغ هوشیاری را
به احیای سیره امیر مومنان پیرامون این فریضه با تحمل تمام هزینه های آن فرا می خواند.
فریضه ای که زنده کننده ارزش ها و نابود کننده ضد ارزش ها و در یک کلام تنها سلاح مبارزه با اباحه گری، رواداری و تسامح غیر معقول است.


پی نوشت :

۱)– نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۴۹۱، خصائص الائمه، ص ۱۰۱٫
۲)– فقه القرآن، قطب راوندی، ج ۱، ص ۳۶۱; مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۹٫
۳)– بحارالانوار، ج ۳۸، ص ۸۴ و الفضائل، ص ۹۷٫
۴)– بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۵۷; مناقب، ج ۲، ص ۱۰۶ و مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۳۳۷٫
۵)– کتاب سلیم، ص ۷۷۳ و بحارالانوار، ج ۳۳، ص ۱۵۷٫
۶)– شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۹، ص ۱۶; بحارالانوار، ج ۳۱، ص ۴۵۲٫
۷)– فقه القرآن، ج ۱، ص ۳۶۱; مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۹ و جامع احادیث الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۰۳٫
۸)– نهج البلاغه، ص ۳۸۲; غررالحکم، ش ۵۲۴۳; نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، ج ۵، ص ۱۷٫
۹)– الغارات، ج ۱، ص ۲۴۸; بحار الانوار، ج ۳۳، ص ۴۰۵; شرح نهج البلاغه، ج ۳، ص ۱۴۵ تا ۱۴۸٫
۱۰)– بحارالانوار، ج ۳۸، ص ۱۸۳، نقل از اختصاص، ص ۱۷۹٫






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 + 7 =