هدایت و تبلیغ در گفتار و رفتار امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام که خود به دلیل مقام امامت دارای شان هدایتگری است، همین شان را برای عالمان دینی نیز قائل است…

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه
آموزه های الهی گویای این است که یگانه رسالت انبیاء الهی و جانشینان آنها هدایت مردم به سوی پروردگار است. خداوند متعال به پیامبرش فرمود: «وما ارسلناک الا مبشرا ونذیرا»؛ (۱) «و ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان بشارت دهنده و انذار کننده..»
و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
«رحم الله خلفائی، فقیل یا رسول الله من خلفائک؟ قال: الذین یحیون سنتی ویعلمونها عباد الله؛ (۲) خدا جانشینان مرا رحمت کند. سؤال کردند: یا رسول الله! جانشینان شما کیستند؟ فرمود: کسانی که روش مرا احیا می کنند و به بندگان خدا یاد می دهند..»
امام صادق علیه السلام که خود به دلیل مقام امامت دارای شان هدایتگری است، همین شان را برای عالمان دینی نیز قائل است و می فرماید: «الراویه لحدیثنا یشد به قلوب شیعتنا افضل من الف عابد؛ (۳) کسی که احادیث ما را روایت و دلهای شیعیان ما را به وسیله آن محکم کند، از هزار عابد بهتر است..»
از این روی، اینک که در آستانه شهادت (۴) آن امام هدایت قرار گرفته ایم، شایسته است نگاهی گذرا به شیوه های هدایتگری آن حضرت بیندازیم؛ شیوه هایی که سایه به سایه قرآن کریم پیش رفته و به پیروی از قرآن کریم هدایت را در شکلها و شیوه های متناسب به مسلمانان عرضه نموده است.
ناگفته نماند که شیوه های امام در هدایت و تبلیغ و تبشیر و ارشاد و دعوت و… که در راستای وظائف و شان امامت انجام می شد، تاثیرات عمیقی در جامعه آن روز برجای گذاشت. به گونه ای که علی رغم فراهم نبودن امکان برای اقدامات نظامی و براندازی علنی، همین دست فعالیتهای تبلیغی و هدایتی حضرت، خلفای وقت را به شدت هراسان ساخته و ارکان حکومت آنان را لرزان کرده بود.
از این روست که در مقابل اقدامات این امام هدایت، خلیفه وقت (منصور) می گوید: «وکان امره وان کان ممن لا یخرج بسیف اغلظ عندی و اهم علی من امر عبدالله ابن الحسن فقد کنت اعلم هذا منه ومن آبائه علی عهد بنی امیه؛ (۵) کار جعفر بن محمد اگرچه با شمشیر قیام نمی کند، اما برایم سخت تر و مهم تر است از قیام عبدالله بن الحسن. من این را از او و پدرانش در زمان بنی امیه می دانم..»
شیوه های هدایتگری امام صادق علیه السلام
۱٫ استفاده از تشکیلات و انسجام و تربیت و تخصص
امام صادق علیه السلام مؤمنان را به انسجام و تبلیغ گروهی تشویق می کرد. آن حضرت می فرمودند: «رحم الله عبدا اجتمع مع آخر فتذکرا امرنا؛ (۶) خدا رحمت کند بنده ای را که با دیگری همراه شود تا امر ما را یادآوری (تبلیغ) کنند..»
آن حضرت با سازماندهی فکری مکتب، تربیت شاگردان و متخصص کردن آنها در رشته های خاص، معرفی خط مشی تشیع، ایجاد تشکلها با هویت شیعی و… این انسجام را عمق بخشید. نمونه ای از این انسجام و استفاده از متخصصین را به نقل از هشام بن حکم می خوانیم:
«مردی از اهالی شام وارد شد و به امام صادق علیه السلام گفت: می خواهم چند سؤال بکنم. پرسید: درباره چه می خواهی بپرسی؟ گفت: از قرآن، حروف مقطعه، سکون، رفع، نصب و جر. امام فرمود: ای حمران! تو جواب بده. مرد گفت: می خواهم با خودتان بحث کنم. امام فرمود: اگر بر او غلبه کردی، بر من پیروز شده ای. مرد شامی آن قدر سؤال کرد و پاسخ صحیح شنید که خسته شد و به امام گفت: حمران مرد توانایی است. هرچه پرسیدم، جواب داد. آن گاه حمران به اشاره امام سؤالی پرسید که او جوابی نداشت.
مرد این بار تقاضای پرسش درباره نحو کرد. امام او را به «ابان.» حواله داد و در فقه به «زراره بن اعین.» و در کلام به «مؤمن الطاق.» و در استطاعت به «حمزه بن محمد» و در توحید به «هشام بن سالم.» و در امامت به من معرفی کرد و او در همه مغلوب شد.
امام چنان خندید که دندانش ظاهر شد. مرد شامی گفت: گویا می خواستی به من بفهمانی که در میان شیعیان چنین مردمی داری؟ امام فرمود: همین طور است. آن مرد به جرگه شیعیان پیوست..» (7)
این رویداد ایجاد انسجام و اقدام گروهی توسط امام صادق علیه السلام را به تصویر می کشد.
۲٫ ذکر آثار و نتایج
روش دیگری که امام صادق علیه السلام در مسیر هدایت استفاده می کند، ذکر آثار و نتایج مثبت و منفی کارها و نعمتها و… است. در سیره و سخن امام صادق علیه السلام چنین روشی به روشنی دیده می شود. از جمله، در وصیتش به ابن جندب می فرماید: «یا ابن جندب لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکه ولاظلهم الغمام ولاشرقوا نهارا ولاکلوا من فوقهم ومن تحت ارجلهم وما سالوا الله شیئا الا اعطاهم؛ (۸) ای پسر جندب! اگر شیعیان ما استقامت کنند، ملائکه با آنان مصافحه می کنند و ابرها بر آنان سایه می اندازند و همانند روز روشن می درخشند و از بالا و پایین روزی می خورند و چیزی از خدا نمی خواهند، مگر اینکه به آنها عطا می کند..»
آن حضرت آثار «نیکی به مؤمن و ادای نماز» و اثر منفی ترک آنها را نیز چنین توضیح می دهد: «یا ابن جندب ان للشیطان مصائد یصطادبها فتحاموا شباکه ومصائده، قلت یابن رسول الله وماهی؟ قال اما مصائده فصد عن بر الاخوان واما شباکه فنوم عن قضاء الصلوات التی فرضها الله. اما انه ما یعبد الله بمثل نقل الاقدام الی بر الاخوان وزیارتهم. ویل للساهین عن الصلوات، النائمین فی الخلوات، المستهزئین بالله وآیاته فی الفترات. اولئک الذین «لا خلاق لهم فی الآخره ولا یکلمهم الله یوم القیامه ولا یزکیهم ولهم (۱۰) ای پسر جندب! شیطان مکانهایی برای شکار دارد؛ پس مواظب دامها و شکارگاههای او باشید. عبدالله می گوید: پرسیدم: ای پسر رسول خدا، آنها چیست؟ فرمود ابزار شکارش باز داشتن از نیکی به برادران و دام او خفتن از انجام نمازهای واجب است. آگاه باش! همانا خداوند به چیزی مانند گام برداشتن در راه نیکی به برادران و دیدار آنها بندگی نمی شود. وای بر کوتاهی کنندگان بر نمازها، خواب رفته گان در خلوتها و آنها که در زمان ضعف دین، خدا و آیاتش را مسخره می کنند. آنها هیچ بهره ای در آخرت ندارند. خداوند در روز قیامت با آنها سخن نمی گوید و آنها را نمی بخشد و برای آنها عذابی دردناک است..»
آن حضرت اثر ترک دنیا محوری را نیز چنین یادآور می شود: «ان احببت ان تجاور الجلیل فی داره وتسکن الفردوس فی جواره فلتهن علیک الدنیا واجعل الموت نصب عینک ولا تدخر شیئا لغد واعلم ان لک ما قدمت وعلیک ما اخرت؛ (۱۱) اگر دوست داری در درگاه الهی با خداوند همنشین شوی و در بهشت در جوار او مسکن گزینی، باید دنیا در نظرت بی مقدار باشد و مرگ را همواره جلوی چشمت داشته باشی و برای فردا چیزی نیندوزی و بدان، آنچه قبلا تقدیم داشته ای برای توست و به خاطر کارهای [نیکی] که به تاخیر انداخته ای ضرر خواهی کرد..»
۳٫ تحریک عواطف انسانی
داستانی زیبا از امام صادق علیه السلام را بشنویم که در آن حضرت از روش تحریک عواطف سود برده است: شقرانی فردی شراب خوار بود و نمی توانست به دلائلی از دربار منصور دوانیقی سهم و حقوق خود را بگیرد؛ اما امام که برای کاری نزد منصور رفت، سهم او را نیز گرفت و به وی داد و هنگام دادن حقوقش با لحنی ملاطفت آمیز به او فرمود: «کار خوب از هر کسی خوب است، ولی از تو بهتر و کار بد از هر کسی بد است، ولی از تو به خاطر انتساب به ما زشت تر..»
بعد از آنکه امام از نزد شقرانی رفت، او شدیدا متاثر شد و خود را ملامت کرد. (۱۲)
در موضعی دیگر امام صادق علیه السلام سعی کرد با نشان دادن عمق نفرت خود از همکاری با بنی عباس، یکی از شیعیان را از همکاری با آنان باز دارد؛ لذا فرمود: «ما احب انی عقدت لهم عقده او وکیت لهم وکاء وان لی ما بین لا بتیها، لا ولا مده بقلم ان اعوان الظلمه یوم القیامه فی سرادق من نار حتی یحکم الله بین العباد؛ (۱۳) من دوست ندارم برای آنها (بنی عباس) گرهی بزنم، یا در مشکی را ببندم. هرچند در برابر آن ثروت زیادی به دستم برسد، نه، حتی دوست ندارم قلمی برای آنها بر صفحه ای بکشم. همانا کمک کنندگان به ستمگران د ر روز قیامت در سراپرده ای از آتش قرار داده می شوند تا خداوند بین بندگان حکم کند..»
۴٫ بیدار سازی وجدانها
آموزه های الهی نشان می دهد که انسان هرچند ممکن است در ظاهر حقایق را فراموش کند، اما از درون هرگز دچار فراموشی حقایق نمی شود و با مخاطب قرار دادن درون و فطرت او می توان او را نجات داد و به خود آورد.
خداوند می فرماید: اگر از آنها بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرد و خورشید و ماه را به تسخیر درآورد، به یقین می گویند خدا؛ «ولئن سالتهم من خلق السموات والارض وسخر الشمس والقمر لیقولن الله.» ؛ (۱۴) و نیز اگر بپرسی چه کسی از آسمان آب می فرستد که زمین را بعد از مرگش زنده کند، به یقین می گویند خدا؛ «ولئن سالتهم من نزل من السماء ماء فاحیا به الارض بعد موتها لیقولن الله.» (15)
این روش را در سیره امام صادق علیه السلام هم می بینیم؛ روشی که در آن، امام از مخاطبش می خواهد خود را در موقعیت فرض شده ببیند و ببیند فطرتش چه می جوید و چه می خواهد.
مردی به خدمت امام صادق علیه السلام آمد و گفت: ای زاده رسول خدا! مرا با خدا آشنا کن. خدا چیست؟ مجادله کنندگان بر من چیره شده اند و سرگردانم کرده اند. امام فرمود: «یا عبد الله هل رکبت سفینه قط؟ قال نعم. قال: فهل کسر بک حیث لا سفینه تنجیک ولا سباحه تغنیک؟ قال: نعم، قال: هل تعلق قلبک هنالک ان شیئا من الاشیاء قادر علی ان یخلصک من ورطتک؟ قال: نعم. قال: فذالک الشی ء هو الله القادر علی الانجاء حیث لا منجی وعلی الاغاثه حیث لا مغیث؛ (۱۶) ای بنده خدا! آیا تا به حال سوار کشتی شده ای؟ گفت: آری. فرمود: آیا شده که کشتی بشکند و کشتی دیگری برای نجات تو نباشد و امکان نجات با شنا را هم نداشته باشی؟ گفت: آری. فرمود: آیا در چنین حالتی به چیزی که بتواند از آن گرفتاری نجاتت دهد، دلبسته بودی؟ گفت: آری. فرمود: آن چیز همان خداست که قادر بر نجات است؛ آنجا که نجات دهنده ای نیست. او فریاد رس است؛ آنجا که فریادرسی نیست..»
۵٫ ارائه الگو و نمونه
قرآن کریم دوبار ابراهیم علیه السلام را به عنوان الگو معرفی می کند و همچنین درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه.» ؛ (۱۷) «رسول خدا برای شما الگوی نیکویی است..» و حتی زن فرعون را نمونه معرفی می کند: «ضرب الله مثلا للذین آمنوا امراه فرعون.» ؛ (۱۸) «خدا برای مؤمنین همسر فرعون را مثل می زند..» و… این همه برای آن است که مخاطبان کلام الهی بتوانند الگویی درک کردنی از انسان مطلوب الهی را بشناسند و بفهمند که آنچه خدا می خواهد، در عالم واقع و خارج چگونه باید باشد. امام صادق علیه السلام، قرآن کریم، رسول خدا صلی الله علیه و آله، امام علی علیه السلام و شیعیان واقعی را به عنوان الگو معرفی می کند.

مثلا می فرماید:
«علیکم بالقرآن، فما وجدتم آیه نجابها من کان قبلکم فاعملوا به وما وجدتموه هلک من کان قبلکم فاجتنبوه؛ (۱۹) بر شما باد قرآن! هر آیه ای را یافتید که گذشتگان با [عمل به] آن آیه نجات یافتند، شما هم به آن عمل کنید و هر آیه را دیدید که بیانگر هلاکت پیشینیان است، شما هم از آن بپرهیزید..» ، «الحافظ للقرآن العامل به مع السفره الکرام البرره؛ (۲۰) کسی که حافظ قرآن و عمل کننده به آن باشد، همراه با سفیران والا مقام و نیکوکار [الهی] خواهد بود..»
آن حضرت در کلامی دیگر پیرامون راز ماندگاری و جاودانگی و میثاق عمل بودن قرآن تا قیامت چنین می فرماید: «لان الله تبارک وتعالی لم یجعله لزمان دون زمان ولا لناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید وعند کل قوم غض الی یوم القیامه؛ (۲۱) برای اینکه خدای تبارک و تعالی آن را برای زمان یا مردم خاصی قرار نداده است، پس در هر زمان تازه است و نزد هر قومی شاداب است تا روز قیامت..»
درباره الگو معرفی کردن پیامبر صلی الله علیه و آله از زبان امام صادق علیه السلام هم به روایت ابا هارون توجه می کنیم. وی می گوید: «به حضور امام شرفیاب شدم. فرمود: ای اباهارون! چند روزی است تو را ندیده ام. گفتم: خداوند پسری به من عطا کرد. حضرت فرمود: خدا او را برای تو مبارک گرداند. چه نام نهادی؟ گفتم: محمد. امام صورت مبارکش را (به نشانه احترام) به زمین خم کرد تاجایی که نزدیک بود به زمین بخورد و زیر لب فرمود: محمد، محمد، محمد، جان خودم، فرزندانم، پدرم و جمیع اهل زمین فدای رسول خدا باد! او را دشنام مده، کتک مزن، بدی به او نرسان! بدان در روی زمین خانه ای نیست که در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اینکه آن خانه در تمام ایام مبارک خواهد بود..» (22)

 

 

 

 

 

 


۶٫ تشبیه و تمثیل و محسوس کردن معقول
از کاراترین روشهای هدایت، سود بردن از تشبیه و تمثیل است؛ زیرا مردم امور محسوس را با حواس ظاهری خود به راحتی درک می کنند، به خلاف مسائل عقلی که نیاز به زحمت فکری و درک عقلی دارند. از این روی، خداوند متعال در آیات متعددی از مثل استفاده می کند و می فرماید: «ویضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون.» ؛ (۲۳) «و خدا برای مردم مثالها می زند. امید است که متذکر شوند..» و «ولقد ضربنا للناس فی هذا القرآن من کل مثل.» ؛ (۲۴) «در این قرآن برای مردم از هر مثلی استفاده کردیم..»
از مثالهای قرآنی هم می توان به تشبیه «وجود خدا» به «نور» (25) ، «بطلان بخشش با منت.» به «از بین رفتن بذری که روی سنگ کاشته اند»، (۲۶) و «بخشش و انفاق.» به «رویش هفتصد دانه گندم از یک دانه.» (27) اشاره کرد. امام صادق علیه السلام به طور متعدد از این روش استفاده کرده است. ذکر نمونه هایی از آن ما را با کاربرد بیشتر این روش آشنا می سازد:
الف. تشبیه برای اثبات مصنوع بودن بشر
امام صادق علیه السلام به ابن ابی العوجاء فرمود: «تو مصنوعی (ساخته شده به دست یک علت) یا غیرمصنوع؟ گفت: من غیرمصنوع هستم. (کسی مرا به وجود نیاورده و خود به خود به وجود آمده ام) . امام پرسید: به من بگو اگر مصنوع بودی؛ چگونه می شدی؟ او مدتی سر به زیر انداخت، ولی پاسخی نیافت برای همین با چوبی که فرا رویش بود، ور می رفت و می گفت: دراز، پهن، عمیق، کوتاه، متحرک، ساکن (همه اینها صفات مصنوع بودن اوست) !
امام فرمود: پس اگر تو ویژگی مصنوع و مخلوق بودن را اینها می دانی، خود را مصنوع قرار بده، همانگونه که اکنون خود را پدید آمده از آنها می یابی… بگو بدانم اگر کیسه ای از جواهر باشد و کسی بگوید: آیا در کیسه دیناری هست؟ و تو بگویی: نه. آنگاه او بپرسد که دینار را تعریف کن، و تو دینار را نشناسی، آیا رواست که تو نادانسته، بودن دینار در کیسه را نفی کنی؟ گفت: نه. امام فرمود: جهان هستی که بزرگ تر و درازتر و پهن تر از کیسه است. شاید در این جهان هستی صنعتی باشد؛ زیرا که تو تعریف صنعت و غیرصنعت را نمی دانی.
عبدالکریم درمانده شد و عده ای از یارانش همان جا به اسلام روی آوردند..» (28)
ب. تمثیل برای جواز دو نام برای خدا
هشام بن حکم می گوید: ابوشاکر دیصانی گفت: در قرآن آیه ای هست که دیدگاه مارا تقویت می کند؛ آیه ای که می گوید: «هو الذی فی السماء اله وفی الارض اله.» (29) ؛ «اوست که در آسمان خداست و در زمین خداست..» ، من پاسخش را ندانستم تا آنکه به حج رفتم و امام صادق علیه السلام را از آن آگاه ساختم. فرمود: «این سخن زندیقی خبیث است. هرگاه به سوی او برگشتی، بگو: نام تو در کوفه چیست؟ می گوید: فلان، بگو: نامت در بصره چیست؟ می گوید: فلان. تو بگو: پروردگار ما نیز به این گونه هم در آسمان «اله.» نامیده می شود و هم در زمین و هم در دریا. او در همه مکانها «اله.» نامیده می شود..»
وقتی نزد ابوشاکر آمدم و جواب را دادم، گفت: این پاسخ از حجاز به اینجا رسیده است. (۳۰)
ج. تمثیل برای تجدید عذاب انسان
ابن ابی العوجاء به امام صادق علیه السلام گفت: درباره این آیه چه می گویی: «کلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غیرها»؛ «هربار پوستهایشان بریان گردد، پوستهای دیگری جایگزین می کنیم..» فرض کنیم که این پوستها گناه کرده و عذاب هم بشوند، گناه پوستهای دیگر چیست؟! امام فرمود: وای برتو! او هم خود آن است و هم غیر آن. ابن ابی العوجاء گفت: این سخن را برای من عقلی (قابل فهم) کن! امام فرمود: بگو بدانم، اگر کسی خشتی را بشکند و بعد به آب آغشته و به گل تبدیل کند و دوباره به شکل اول (خشت) برگرداند، آیا او خود آن و غیر آن نیست؟ گفت: چرا، خدا عمرت دهد. (۳۱)
۷٫ برهان، جدل، مناظره
قرآن کریم آکنده از برهان و استدلال و… است و چنین می فرماید: «قل هاتوا برهانکم.» ؛ (۳۲) «بگو برهانتان را بیاورید..» ، «ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه.» ؛ (۳۳) «با حکمت و پند نیکو به سوی پروردگارت دعوت کن..» ، «وجادلهم بالتی هی احسن.» ؛ (۳۴) «با چیزی که بهتر است با آنان مجادله کن..»
امام صادق علیه السلام علاوه بر آنچه از مناظرات و… گذشت، در مورد جدال احسن نیز می فرمود: «مجادله احسن، مانند مطلبی است که در آخر سوره یس در مورد منکران معاد آمده است. هنگامی که استخوان پوسیده را در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دادند و گفتند: چه کسی قدرت دارد آن را زنده کند؟ فرمود: «یحییها الذی انشاها اول مره.» ؛ (۳۵) «کسی که اولین بار زنده اش کرد، زنده اش می کند..»
امام صادق علیه السلام مناظرات علمی فراوانی انجام می داد، در عین حال از مناظرات غیراصولی پرهیز داشت؛ لذا طیار، یکی از دوستان امام صادق علیه السلام به حضرت گفت: خبردار شده ام که از مناظره با مخالفان ناخشنودید! فرمود: اما کسی که مثل تو باشد، اشکالی ندارد؛ کسانی که وقتی پرواز می کنند و اوج می گیرند، به خوبی می توانند بنشینند و هنگامی که می نشینند، به خوبی می توانند پرواز کنند و اوج گیرند. کسی که چنین باشد ما از مناظره کردن با او ناخشنود نیستیم..» (36)


پی نوشت :

۱)– اسرا/۱۰۵٫
۲)– الحیاه، ج ۲، ص ۲۸۱٫
۳)– اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳٫
۴)– یادآوری می شود تا کنون ۴ مقاله درباره امام صادق علیه السلام در شماره های ۵ (پاسدار حریم ولایت) ؛ ۱۲ (غروب آفتاب دانش، حضرت صادق علیه السلام) ؛ ۲۴ (منشور نسل جوان در سیره امام صادق علیه السلام) و ۳۶ (برخی از ویژگیهای مورد انتظار از مؤمنان در کلام امام صادق علیه السلام) ماهنامه مبلغان منتشر شده است.
۵)– بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۱۹۹٫
۶)– همان، ج ۱، ص ۲۰۰٫
۷)– تهذیب الکمال، ج ۵، ص ۷۹؛ سیراعلام النبلاء، ج ۶، ص ۲۵۸؛ بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۲۱۷٫
۸)– تحف العقول، ص ۳۰۲، وصیت ابی عبدالله علیه السلام به ابن جندب.
۹)– آل عمران/۷۷٫
۱۰)– تحف العقول، همان.
۱۱)– تحف العقول، ص ۳۰۴٫
۱۲)– بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۳۴۹٫
۱۳)– وسایل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۲۹٫
۱۴)– عنکبوت/۶۱٫
۱۵)– همان/۶۳؛ ر. ک: نساء/۲۱٫
۱۶)– بحارالانوار، ج ۳، ص ۴۱؛ نمونه دیگر: همان، ص ۵۰٫
۱۷)– احزاب/۲۱٫
۱۸)– تحریم/۱۱؛ درباره الگوهای بد، ر. ک: تحریم/۱۰؛ قلم/۴۸٫
۱۹)– الحیاه، ج ۲، ص ۱۱۶٫
۲۰)– همان، ص ۱۵۲٫
۲۱)– بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۱۵٫
۲۲)– بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۳۰٫
۲۳)– ابراهیم/۲۵٫
۲۴)– روم/۵۸٫
۲۵)– نور/۳۵٫
۲۶)– بقره/۲۶۴٫
۲۷)– همان/۲۶۱٫
۲۸)– اصول کافی، ج ۱، کتاب توحید، باب ۱، ص ۷۶، ذیل حدیث ۲٫
۲۹)– زخرف/۸۴٫
۳۰)– المیزان، ج ۱۸، ص ۱۲۸؛ سفینه البحار، ج ۱، ص ۴۷۴ و بحارالانوار، ج ۳، ص ۳۲۳٫
۳۱)– بحارالانوار، ج ۷، ص ۳۹، ح ۷٫
۳۲)– بقره/۱۱۱٫
۳۳)– نحل/۱۲۵؛ و ر. ک: بقره/۲۵۸؛ نساء/۳۴؛ مائده/۹۱؛ توبه/۱۰۳؛ طه/۱۴ و….
۳۴)– نحل/۱۲۵٫
۳۵)– تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۳۰۰٫
۳۶)– همان، ج ۱۲، ص ۱۶ تا ۲۰٫






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


1 + = 8