جایگاه علمی امام جواد علیه السلام

امام نهم که نامش «محمّد» و کنیه اش «ابوجعفر» و لقب او «تقی» و «جواد» است، در دهم ماه مبارک رجب ۱۹۵ هـ. ق در شهر مدینه دیده به جهان گشود…

 

 

 

 

 

 

 


ز سوز غم پر پروانه می سوخت // ز داغ لاله ای گلخانه می سوخت

ز آوای جواد آن جان زهرا // نهال گلشن جانانه می سوخت (۱)

امام نهم که نامش «محمّد» و کنیه اش «ابوجعفر» و لقب او «تقی» و «جواد» است، در دهم ماه مبارک رجب ۱۹۵ هـ. ق در شهر مدینه دیده به جهان گشود. (۲)

مادرش «سبیکه» یا «خیزران» نام داشت که از خاندان «ماریه قبطیه» همسر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به شمار می رود.
مدت امامت آن حضرت ۱۷ سال و مدت عمرش ۲۵ سال بود. در آخر ذی قعده سال ۲۲۰ هـ. ق توسط همسرش، ام الفضل (۳)به دستور معتصم (هشتمین خلیفه عباسی) با انگور زهرآلود به شهادت رسید. (۴) با مسموم کردن حضرت جواد علیه السلام گویا عقده ام الفضل خالی نشد و لذا در را از پشت به روی آن حضرت بست، در حالی که سم بر بدنش اثر گذاشته و طبعاً تشنگی به او دست داده بود.
مظلوم تر از جواد بغداد نداشت // آن مظهر داد تاب بیداد نداشت
می خواست که فریاد کند تشنه لبم // از سوز جگر طاقت فریاد نداشت (۵)
اما همسرش اجازه نداد که کسی برایش آب ببرد، حتی بعضیها نقل کرده اند که دستور داد کنیزها هیاهو کنند تا صدای امام جواد علیه السلام را کسی نشوند. (۶)
صدای آب آب از نای مرد خسته می آید // صدای العطش از حجره ای در بسته می آید
بگو ای ام فضلِ بی حیا یک لحظه ساکت باش // که زهرا از جنان با پهلوی بشکسته می آید
سرانجام بر اثر همان زهر، حضرت دار فانی را وداع گفت و او را در قبرستان قریش بغداد (کاظمین فعلی) در کنار قبر جدش، موسی بن جعفر علیهما السلام به خاک سپردند. شهادت آن حضرت درست دو سال و نیم بعد از مرگ مأمون بود؛ چنان که خود آن حضرت خبر داده بود: «اَلْفَرَجُ بَعْدَ الْمَأْمُونِ بَثَلَاثِینَ شَهْراً؛ (۷) گشایش [و راحتی من با مرگ] بعد از مأمون به سی ماه خواهد بود..»
آنچه پیش رو دارید، نگاهی است گذرا به جایگاه علمی و مکتب تعلیمی و بیان جلوه هایی از علم گسترده آن حضرت.
امام جواد علیه السلام در معرض آزمایش علمی

با اینکه مناصب الهی وابسته به سن خاص نیست و خداوند پیامبرانی را در کودکی به منصب نبوت انتخاب کرده، مانند حضرت یحیی علیه السلام که قرآن می فرماید: «ما فرمان نبوت را در کودکی به او دادیم..» (8)و از زبان حضرت عیسی علیه السلام در نوزادی نقل می کند که «بی شک من بنده خدایم. به من کتاب عطا فرموده و مرا در هر جا که باشم، وجودی پر برکت قرار داده است…..» (9) و علم نبوت را به آنها عنایت فرموده است. با این حال، امامت امام جواد علیه السلام و دارا بودن علم الهی وارث نبوی، نه تنها از طرف مخالفان مورد تردید جدّی واقع شده بود، بلکه افراد عادی از شیعیان و برخی از بزرگان و علماء شیعه نیز در این مسئله گفتگو داشتند و در واقع، این مسئله به صورت یک معزل اعتقادی در آمده بود.

«ابن رستم طبری» از دانشمندان قرن چهارم، می نویسد: «زمانی که سنّ او (حضرت جواد علیه السلام) به شش سال و چند ماه رسید، مأمون پدرش را به قتل رساند و شیعیان در حیرت و سرگردانی فرو رفتند و در میان مردم اختلاف نظر پدید آمد و سن ابو جعفر را کم شمردند و شیعیان در سایر شهرها متحیر شدند..» (10)

به همین جهت، شیعیان اجتماعاتی تشکیل دادند و دیدارهایی با امام جواد علیه السلام به عمل آوردند و به منظور آزمایش و حصول اطمینان از اینکه او دارای علم امامت است، پرسشهایی را مطرح کردند و هنگامی که پاسخهای قاطع و روشن کننده دریافت کردند، مقام علمی آن حضرت را باور کردند و آرامش یافتند. به نمونه هایی در این زمینه توجّه فرمایید:
۱٫ بعد از شهادت امام رضا علیه السلام، ریان بن صلت، صفوان بن یحیی، محمد بن حکیم، عبد الرحمن بن حجاج و یونس بن عبد الرحمان با گروهی از بزرگان و معتمدین شیعه، در خانه «عبد الرحمن بن حجّاج» در یکی از محله های بغداد به نام «برکه زلزل» گرد آمدند و در سوگ امام به گریه و اندوه پرداختند…. یونس به آنان گفت: دست از گریه بردارید! [باید دید] امر امامت را چه کسی عهده دار می گردد؟ و تا این کودک (ابو جعفر) بزرگ شود، مسائل خود را از چه کسی باید بپرسیم؟

در این هنگام «ریان بن صلت» برخاست و گلوی او را گرفت و فشرد و در حالی که به سر و صورت او می زد، با خشم گفت: تو نزد ما تظاهر به ایمان می کنی و شک و شرک خود را پنهان می داری! اگر امامت او از جانب خدا باشد، حتی اگر طفل یک روزه باشد، مثل پیرمرد صد ساله خواهد بود و اگر از جانب خدا نباشد، حتی اگر صدساله باشد، چون دیگران یک فرد عادی خواهد بود….
در آن موقع، موسم حج نزدیک شده بود. هشتاد نفر از فقهاء و علماء بغداد و شهرهای دیگر رهسپار حج شدند و به قصد دیدار ابو جعفر عازم مدینه گردیدند و چون به مدینه رسیدند، به خانه امام صادق علیه السلام که خالی بود، رفتند. در این هنگام، عبد الله بن موسی، عموی حضرت جواد علیه السلام، وارد شد و در صدر مجلس نشست. یک نفر بپا خاست و گفت: این، پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله است. هر کس سؤالی دارد، از وی بکند. چند نفر از حاضران سؤالاتی کردند که وی پاسخهای نادرستی داد!… شیعیان متحیر و غمگین شدند و فقهاء مضطرب گشتند و برخاسته و قصد رفتن کرده، گفتند: اگر ابو جعفر می توانست جواب مسائل ما را بدهد، عبدالله نزد ما نمی آمد و جوابهای نادرست نمی داد!

در این هنگام، دری از صدر مجلس باز شد و غلامی به نام «موفق» وارد مجلس گردید و گفت: این ابو جعفر است که می آید. همه بپاخاستند و از وی استقبال کرده، سلام کردند. حضرت وارد شد و نشست. مردم و علماء همه ساکت شدند. آن گاه سؤالات خود را با امام در میان گذاشتند و وقتی که پاسخهای قانع کننده و کامل شنیدند، شاد شدند و او را دعا کردند و عرض کردند: عموی شما عبدالله چنین و چنان فتوا داد.
حضرت فرمود: «ای عمو! امر عظیمی است که فردا در پیشگاه او (خدا) بایستی و به تو بگوید: با آنکه در میان امت، دانا تر از تو وجود داشت، چرا ندانسته به بندگان من فتوا دادی!» (11)
۲٫ اسحاق بن اسماعیل در نامه ای ده مسئله نوشته بود تا از آن حضرت بپرسد، ولی قبل از آنکه سؤالاتش را مطرح کند، حضرت به اساسی ترین پرسش او جواب فرمود که به یقین علم و حتی علم غیب حضرت را باور کرد. (۱۲)
و مشابه این دیدارها که در منابع روایی و تاریخی بیان شده است، (۱۳)باعث شد شیعیان اعتقاد کامل به امامت و علم الهی حضرت پیدا کنند.
اعتراف مخالفان

با مناظرات و پرسشها از امام جواد علیه السلام نه تنها عظمت علمی آن حضرت در نزد شیعیان به اثبات رسید، بلکه علماء مذاهب دیگر نیز این عظمت علمی را دریافتند و در مواردی بدان اعتراف کردند، از جمله:
۱٫ ابن حجر هیثمی می نویسد: «مأمون او را به دامادی انتخاب کرد؛ زیرا با وجود کمی سن، از نظر علم و آگاهی و حلم، بر همه دانشمندان برتری داشت..» (14)
۲٫ شبلنجی می گوید: «مأمون پیوسته شیفته او بود؛ زیرا با وجود کمی سن، فضل و علم و کمال خود را نشان داد و برهان [عظمت] خویش را آشکار ساخت..» (15)
۳٫ جاحظ عثمانی معتزلی، که از مخالفان خاندان علی علیه السلام بوده، امام جواد علیه السلام را در زمره ده تن از «طالبیان» آورده و درباره آنان چنین گفته است: «هر یک از آنان عالم، زاهد، عابد، شجاع، بخشنده و پاک بودند..» (16)
۴٫ سبط بن الجوزی الحنفی (م۶۵۴ق) می گوید: «وَ مُحَمَّدٌ اَلْاِمَامُ اَبُو جَعْفَرِ الثَّانِی کَانَ عَلَی مِنْهَاجِ اَبِیهِ فِی الْعِلْمِ وَ التُّقی…؛ (۱۷) محمد، امام ابو جعفر دوم (حضرت جواد علیه السلام) در علم و تقوا بر روش پدرش (علی بن موسی علیهما السلام) بود..»
۵٫ محمود بن وهیب البغدادی می گوید: «هُوَ الْوَارِثُ لِاَبِیهِ عِلْماً وَ فَضْلاً وَ اَجَلُّ اِخْوَتِهِ قَدْراً وَ کَمَالاً؛ (۱۸) او (ابو جعفر) وارث علم و فضل پدرش بود و برترین برادران از نظر منزلت و کمال بود..»
۶٫ فتال نیشابوری جامع ترین کلام را که به منزله جمع بندی اعترافات علماء اهل سنت است، درباره علم او می گوید: «مأمون شیفته او شد؛ زیرا می دید که او با وجود کمی سن، از نظر علم و حکمت و ادب و کمال عقلی، به چنان رتبه والایی رسیده که هیچ یک از بزرگان علمی آن روزگار بدان پایه نرسیده بودند..» (19)
منبع علم امام

از نظر شیعه امام معصوم علیه السلام داناترین فرد زمانش می باشد و به تمام احکام شریعت احاطه کامل دارد، بدون اینکه مکتب و کلاس و معلّم معمولی دیده باشد. امام جواد علیه السلام نیز از چنین علمی برخوردار بود. حال باید دید یک چنین علمی را چگونه به دست آورده بود و منبع علم آن حضرت چه بود؟ و از کجا سرچشمه می گرفت؟
۱٫ خداوند متعال
سر منشأ اصلی علوم انبیاء و ائمه علیهم السلام از علم لا یزال و بی منتهای الهی می باشد. این حقیقت را امام جواد علیه السلام این گونه بیان فرمود: «اَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِِی الرِّضَا، اَنَا الْجَوَادُ، اَنَا الْعَالِمُ بِاَنْسَابِ النَّاسِ فِی الْاَصْلَابِ، اَنَا اَعْلَمُ بِسَرائِرِکُمْ وَ ظَوَاهِرِکُمْ وَ مَا اَنْتُمْ صَائِروُنَ اِلَیهِ عِلْمٌ مُنِحْنَا بِهِ مِنْ قِبَلِ خَالِقِ الْخَلْقِ اَجْمَعِینَ، وَ بَعْدَ فَنَاءِ السَّمَواتِ وَ الْاَرَضِینَ؛ من محمد بن علی الرضا هستم، من جوادم، من عالم به نسبهای مردم در صلبها [ی پدران] می باشم. من داناترین [مردم] به باطن و ظاهر شما و آنچه شما به سوی آن برمی گردید، هستم؛ علمی که از طرف خالق همه مخلوقات بعد از فناء آسمانها و زمینها به ما عطا شده است..»
سپس دست شریفش را بر دهان خویش قرار داد و فرمود: «یا مُحَمَّدُ اصْمُتْ کَمَا صَمَتَ آبَاؤُکَ مِنْ قَبْلُ؛ (۲۰) ای محمد! ساکت باش؛ چنان که پدرانت قبلاً سکوت اختیار کردند..»
۲٫ امام قبلی
هر چند علوم ائمه علیهم السلام به خدا منتهی می شود، ولی در روایات گاه مستقیماً این علم به خداوند نسبت داده شده است (که در روایت قبلی بیان شد) و گاه به امامان قبلی نسبت داده شده است.
درباره علم امام جواد علیه السلام از مسعودی نقل شده است که کلثم بن عمر می گوید: خدمت امام رضا علیه السلام عرض کردم: شما فرزند را دوست داری، دعا کن خداوند فرزندی روزی شما گرداند! حضرت فرمود: «اُرْزَقُ وَلَداً وَاحِداً وَ هُوَ یرِثُنِی؛ به من یک فرزند روزی می شود که او از من ارث می برد..» سپس هنگامی که ابو جعفر (جواد الائمه علیه السلام) به دنیا آمد، حضرت از اول شب تا صبح با او سخن گفت و این قضیه چندین شب ادامه داشت. عرض کردم: فدایت بشوم! مردم قبل از این فرزند (شما) دارای فرزندها شده اند، آیا همه را تعویذ [و دعا] کرده ای؟ فقال: «وَیحَکَ! لَیسَ هَذَا عَوْذَهٌ اِنَّمَا اَغَرُّ بِالْعِلْمِ غَرّاً؛ (۲۱) وای بر تو این تعویذ نیست، بلکه فقط علم فراوان را به او انتقال دادم [بسان مرغی که به جوجه خود دانه می دهد] ..»
۳٫ روح القدس
منبع سوم برای علم امامان از جمله امام جواد علیه السلام (که در واقع به همان منبع اول بر می گردد) روح القدس است که به امر الهی با آنها سخن می گوید. امام باقر علیه السلام فرمود: «اِنَّ الْاَوْصِیاءَ مُحَدَّثُونَ یحَدِّثُهُمْ رُوحُ الْقُدُسِ وَلَا یرَونَهُ؛ (۲۲) به راستی اوصیاء [و امامان] محدّث هستند و روح القدس با آنان سخن می گوید، در حالی که او را نمی بینند..»
جلوه هایی از علم گسترده
امامان و پیشوایان بزرگ هر کدام در عصر خود فعالیت علمی به وسعت اقتضاء زمان و شرائط حاکم بر جامعه داشته اند که گاه از طریق شاگردان و تعلیم و تربیت، زمانی از طریق تدوین کتب و دستور به جمع آوری حدیث و نشر آن و گاه از راه مناظره و احتجاجات علمی، علوم و دانشهای خود را به جامعه نشر می دادند. به هر حال، شرائط اجتماعی و سیاسی زمان آنان یکسان نبوده است.
الف. تربیت شاگردان
در دوران امام صادق و امام باقر علیهما السلام شرائط اجتماعی مساعد بود و به همین جهت، بالغ بر چهار هزار نفر از محضر این دو امام استفاده بردند؛ ولی در دوره امام جواد علیه السلام تا زمان امام حسن عسکری علیه السلام به دلیل فشارهای سیاسی و کنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعالیت علمی آنان بسیار محدود بود (هر چند از علم وسیعی برخوردار بودند) و از این نظر، تعداد راویان و شاگردان آنها کاهش چشمگیری نشان می دهد.

 

 

 

 

 

 

راویان و شاگردان مکتب امام جواد علیه السلام قریب به صد و ده نفر بوده اند. (۲۳) ۲۶ نفر از آنان مجموعاً ۷۸ اثر نوشته اند که یکی از آنها علی بن مهزیار است با تألیف ۳۵ اثر، دیگری محمد بن عبدالله بن مهران است که دارای هفت اثر می باشد و سومی معاویه بن حکیم است با هفت اثر. (۲۴) و در حال حاضر، کلمات حضرت جواد علیه السلام با عنوان «مسند الامام الجواد علیه السلام» توسط شیخ عزیر الله عطاردی گردآوری شده است. (۲۵)
و از دیگر چهره های برجسته و درخشان از بین شاگردان و راویان آن حضرت، می توان از احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، زکریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازی، و احمد بن محمد بن خالد برقی که هر کدام در صحنه علمی و فقهی وزنه خاصی به شمار می رفتند، نام برد. (۲۶)
قابل ذکر است که روایت کنندگان از امام جواد علیه السلام منحصر به راویان و محدّثان شیعه نمی باشند، بلکه محدّثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقی از اسلام را از آن حضرت نقل کرده اند. از جمله «خطیب بغدادی» احادیثی با سند خود از آن حضرت نقل کرده است. (۲۷)همچنین حافظ «عبد العزیزبن اخضر جنابذی» در کتاب «معالم العتره الطاهره» (28) و ابوبکر احمد بن ثابت، ابو اسحاق ثعلبی و محمد بن منده بن مهربذ در کتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتی از آن حضرت نقل کرده اند. (۲۹)
نکته قابل دقت در روایات رسیده از امام جواد علیه السلام، تنوع روایات در موضوعات مختلف و مورد نیاز آن زمان بوده است. به عنوان نمونه، به این موضوعات می توان اشاره کرد:
۱٫ توحید و بسیاری از شبهاتی که در این زمینه، در آن زمان مطرح بوده است؛ (۳۰)
۲٫ تفسیر قرآن و تأویل آن و بیان بطون آیات؛(۳۱)
۳٫ روایات فقهی در باب نماز، زکات، حج، عبادات مستحبه و نوافل؛ (۳۲)
۴٫ بیان فلسفه و علل احکام، از جمله روایت طولانی درباره فلسفه عدّه مطلّقه، عدّه وفات… و ایلاء و احکام آن…؛ (۳۳)
۵٫ دعاها، مانند: دعای قنوت، دعای بعد از نماز (رضیت بالله ربّاً…) ، دعای صبح و شام، و…. (۳۴)
ب. مناظرات
راه دیگر برای توسعه و نشر علم حضرت در جامعه و اثبات عظمت آن امام، مناظراتی است که با علماء و دانشمندان مختلف داشته است.
مناظره آن حضرت با یحیی بن اکثم و علماء درباری نمونه هایی از این مناظرات است. شرح مبسوطی از برخی مناظرات آن حضرت پیش تر در مجله مبلغان چاپ شده است. (۳۵)
ج. پاسخ به شبهات و پرسشها
همیشه در ذهن جوّال بشری پرسشهایی پیرامون معارف دینی، اعم از اصول و فلسفه احکام و تفسیر و… وجود داشته و دارد. و باید همواره در جامعه، علماء متخصص و ورزیده برای پاسخگویی حضور داشته باشند و همان کاری را انجام دهند که تمام امامان ما بدون استثناء انجام داده اند؛ چنان که امام جواد علیه السلام به شبهات زمان خویش که از طریق ملحدان، واقفیه، معتزله و… القاء می شد، جوابهای روشنگرانه داده است.
مانند پاسخ به شبهه تصور کردن خداوند، که حضرت جواب می دهد: خداوند به وهم نیاید و قابل تحدید ذهنی و تصوری و عقلی نیست. و یا سؤال از اینکه آیا خدا شیء است؟ که می فرماید: بله، ولی او را از حدّ تعطیل که اصلاً قابل درک کلی نباشد و تشبیه که مانند چیزی باشد، خارج بدانید. (۳۶)
همچنین است پاسخ به شبهات قرآنی که پیرامون برخی آیات مطرح بوده (۳۷)و پاسخ به پرسشهایی که پیرامون فلسفه احکام مطرح شده است؛ مثل اینکه چرا باید زن عدّه نگه دارد؟ و چرا عدّه زن در طلاق سه ماه و ده روز است، ولی در وفات چهار ماه و ده روز است؟ که اجمال پاسخ حضرت این است که سه ماه و ده روز برای استبراء رحم زن است که اگر از شوهر قبلی دارای فرزند باشد، مشخص شود و عدّه وفات از یک جهت در مقابل آن مدّتی است که مرد باید در ایلاء صبر کند و از طرف دوم، نهایت تحمل زنان در مسائل جنسی مدت چهار ماه است. به همین جهت، در ایام زنده بودن شوهر، بعد از چهار ماه مباشرت واجب می شود. (۳۸)
سخن را با اشعاری در سوگ آن امام مظلوم و مسموم به پایان می بریم:
جواد ابن الرضا امشب به یاد مادر افتاده // چو مادر بی نفس از تشنگی پشت در افتاده
ز فرط درد می غلتد از این پهلو به آن پهلو // گمانم یاد آن پهلو شکسته مادر افتاده
چنان بگسسته از هم زهر کینه تار و پودش را // که گویی در کنار نهر علقم پیکر افتاده
ز سوز تشنگی می سوزد و گویی که در گودال // حسین بن علی لب تشنه زیر خنجر افتاده
گلی از گلبن باغ ولایت باز پرپر شد // که زهرا از نفس در دامن پیغمبر افتاده
سرت بادا سلامت ای رضا ای ضامن آهو // میان حجره نور دیدگانت پرپر افتاده
***
گذر کن از مدینه جانب بغداد یا زهرا // جوادت را نظر کن تشنه لب جان داد یا زهرا
بیا بنگر غریب و بی کس اندر گوشه غربت // برآور در عزایش از جگر فریاد یا زهرا (۳۹)

 پی نوشت :

۱) اصول مداحی، ناصری نژاد، انتشارات نصایح، ۱۳۸۳، ص ۲۳۴٫
۲) برخی ولادت حضرت را در نیمه ماه رجب نوشته اند (اعلام الوری، طبرسی، سوم، دار الکتب الاسلامیه، ص ۳۴۴) و برخی نیز در ماه رمضان دانسته اند (اصول کافی، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱، ج ۲، ص ۴۹۲) .
۳) برخی قاتل حضرت را غلام معتصم می دانند.
۴) اصول کافی، ج ۲، ص ۴۹۲؛ ارشاد، شیخ مفید، مکتبه بصیرتی، ص ۳۱۶؛ اعلام الوری، ص ۳۴۴٫
۵) اصول مدّاحی، ص ۲۳۴٫
۶) منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، کتابفروشی اسلامیه، ج ۲، صص ۲۳۳ ـ ۲۳۴؛ ر. ک: ره توشه راهیان نور، شماره ۳۳، رمضان ۱۳۷۹ ش، صص ۳۱۲ ـ ۳۱۳، از زبان مرحوم احمدی میانجی.
۷) منتهی الآمال، ص ۲۳۵٫
۸) مریم / ۱۲٫
۹) همان، ۳۰ ـ ۳۲٫
۱۰) دلائل الامامه، طبری، قم، منشورات، ۱۳۶۳ ش سوم، ص ۲۰۴؛ سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص۵۳۹٫
۱۱) بحارالانوار، مجلسی، تهران، المکتبه الاسلامیه، دوم، ۱۳۹۵ ق، ج ۵۰، صص ۹۸ـ ۱۰۰؛ اثبات الوصیه، نجف، المطبعه الحیدریه، چهارم، ۱۳۷۴ ش، صص ۲۱۳ ـ ۲۵۱؛ سیره پیشوایان، صص ۵۳۹ ـ ۵۴۱٫
۱۲) اثبات الوصیه، ص ۲۱۵؛ سیره پیشوایان، ص ۵۴۲٫
۱۳) بحارالانوار، ج ۵، ص ۹۰؛ اثبات الوصیه، ص ۲۱۰؛ اختصاص، شیخ مفید، ص ۱۰۲٫
۱۴) الصواعق المحرقه، ابن حجر، قاهره، مکتبه القاهره، دوم، ۱۳۸۵ ق، ص ۲۰۵٫
۱۵) نور الابصار، شبلنجی، قاهره، مکتبه المشهد الحسینی، ص ۱۶۱٫
۱۶) نگاهی به زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام، مرتضی عاملی، جامعه مدرسین، ۱۳۶۵ ش، ص ۱۰۶٫
۱۷) تذکره الخواص، صص ۳۵۸ ـ ۳۵۹، به نقل از اعلام الهدایه، المجمع العالمی لِاَهْلِ الْبَیتِ علیهم السلام، اول، ۱۴۲۲ ق، ج ۱۱، ص ۲۱٫
۱۸) جوهره الکلام، ص ۱۴۷، به نقل از اعلام الهدایه، ص ۲۵٫
۱۹) الارشاد، شیخ مفید، قم، مکتبه بصیرتی، ص ۳۱۹٫
۲۰) مستدرک العوالم، ج ۲۳، ص ۱۵۹، به نقل از اعلام الهدایه، ج ۱۱، ص ۳۱٫
۲۱) اثبات الوصیه، ص ۲۱۰، به نقل از اعلام الهدایه، ج۱۱، ص ۳۱٫
۲۲) بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۵۷، ح ۲۴٫
۲۳) رجال شیخ طوسی، نجف، مکتبه الحیدریه، اول، ۱۳۸۱ ش، صص ۳۹۷ ـ ۴۰۹٫
۲۴) سیر حدیث در اسلام، سید احمد میر خانی، تهران، دوم، ۱۳۶۱ ش، صص ۲۶۶ ـ ۲۷۸٫
۲۵) رجال شیخ طوسی، صص ۳۶۶ ـ ۳۹۷٫
۲۶) سیره پیشوایان، ص ۵۶۲٫
۲۷) تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، بیروت، دار الکتاب العربی، ج ۳، صص ۵۴ ـ ۵۵٫
۲۸) اعیان الشیعه، سید محسن امین، بیروت، ۱۴۰۳ ق، ج ۲، ص ۳۵٫
۲۹) ابن شهر آشوب، قم، المطبعه العلمیه، ج ۴، ص ۳۸۴٫
۳۰) ر. ک: اصول کافی، ج ۴؛ توحید صدوق، ص ۸۲؛ اعلام الهدایه، ص ۳۲٫
۳۱) مستدرک عوالم العلوم، ج ۲۳، ص ۱۶۴؛ اعلام الهدایه، ج ۱۱، ص ۳۳٫
۳۲) اعلام الهدایه، صص ۳۶ ـ ۳۷٫
۳۳) همان، ص ۳۸؛ حیاه الامام محمد الجواد، ص۱۰۱٫
۳۴) همان، صص ۴۰ ـ ۴۱؛ مستدرک عوالم العلوم، ج۲۳، صص ۲۱۲ ـ ۲۱۸٫
۳۵) ر. ک: مجله مبلغان، شماره های ۲، ۱۳ و ۳۳٫
۳۶) اعلام الهدایه، ص ۳۲؛ احتجاج، ج ۲، صص ۴۶۵ ـ ۴۶۶٫
۳۷) اعلام الهدایه، صص ۳۲ ـ ۳۳٫
۳۸) همان، ص ۳۸٫
۳۹) مهدی رضایی.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


4 + 6 =