امام حسین <ع> و نهضت ایشان ، محوری برای وحدت تمام طالبان فضایل اخلاقی و تعالی انسان.

download

امام خسین <ع> تنها متعلق به شیعان و پیروان اهل بیت <ع> نیست ،بلکه متعلق به تمام مسلمانان و حتی غیر مسلمانان است چرا که حسین <ع>،امام عزت،شرافت،شجاعت،شهادت و جانبازی و دفاع در راه حق ،است همانطور که در حدیث لوح حضرت زهرا <س>نیز به آن اشاره شده است .ومی دانیم که عزت و شرافت و …از کمالاتی است که تمام انسانها در جستجوی آن هستند و لذا میبینیم که در هر امت و گروه و تفکری با طرح شعار و اندیشه های حسینی ،شاهد ابراز ارادت و احترام آنها به ساحت حضرتش هستیم .

گفتارهای رهبران نهضتهای آزادی طلب مسلمان در مصر <حسن البنا>،مغرب ،گاندی رهبر قیام هند ،و بسیاری از اندیشمندان غربی پیرامون آن حضرت ،همگی دلیلی بر این مدعاست.

امروز شاهد عزاداری و احترام فوق العاده هندوها و زرتشتیان در ایران به ساحت مقدس سید الشهدا <ع>هستیم.

بزرگان اهل تسنن نیز اظهارات فراوانی در عظمت وجودی آن حضرت و قیام ایشان نقل کرده اند که از آن جمله می توان به شافعی – پیشوای یکی از مذاهب اربعه اهل سنت که علاقه و ارادت بسیاری به اهل بیت علیهم السلام دارد اشاره نمود. او در باره واقعه عاشورا، اشعار زیبایی سروده است که ترجمه برخی ابیات آن را می آوریم:

«این حادثه از حوادثی است که خواب مرا ربوده و موی مرا سپید کرده است .

دل و دیده مرا به خود مشغول ساخته و مرا اندوهگین کرده است و اشک چشم، جاری و خواب از آن پریده است .

دنیا از این حادثه خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم متزلزل شده و قامت کوه ها از آن خواب ذوب شده است .

آیا کسی هست که از من به حسین پیامی برساند، اگرچه دل ها آن را ناخوش دارند؟ !

حسین کشته ای است بدون جرم و گناه که پیراهن او به خونش رنگین شده،

عجب از ما مردم آن است که از یک طرف، به آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم درود می فرستیم و از سوی دیگر، فرزندان او را به قتل می رسانیم و اذیت می کنیم!

اگر گناه من دوستی اهل بیت پیامبر است، از این گناه هرگز توبه نخواهم کرد .

اهل بیت پیامبر در روز محشر، شفیعان من هستند و اگر نسبت به آنان بغضی داشته باشم، گناه نابخشودنی کرده ام .

و نیزدکتر طه حسین (متوفای ۱۹۷۳ م)، ادیب، نویسنده و ناقد معاصر اهل سنت، میگوید:

«از آنجا که حسین از یک سو، مسئول حفظ دین و از سوی دیگر، آزاده و قهرمان است، هرگز در قبال بیعت خواهی یزید، سرتسلیم فرود نخواهد آورد . پس برای رسیدن به هدف خود، باید به هرکار مشروعی دست می زد . بنابراین، برای احتراز و دوری از امر بیعت، به کوفه روی آورد و شهادت را بر بیعت با یزید که به نوعی تایید ستم های او بود، ترجیح داد .

تفتازانی در کتاب «شرح العقاید» می نویسد:حقیقت این است که رضایت یزید به قتل حسین(ع)و شاد شدن اوبدان خبر و اهانت کردنش به اهل بیت پیامبر(ص)از اخباری است که در معنی متواتر است; هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره مقام یزید بلکه درباره ایمان او که لعنت خدا بر او و یارانش باد. توافقی نداریم.

جاحظ می گوید: منکراتی که یزید انجام داد، یعنی قتل حسین(ع)وبه اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدم ساختن کعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج ازایمان او دلالت می کند.

بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و کسی که از لعن او جلوگیری کند، نیز ملعون است.

ابن حجر هیثمی مکی در کتاب «الصواعق المحرقه » می نویسد: پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وی پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود کسی که خداوند او را در قرآن لعن کرده است.

آنجا که می فرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله » و چه مفاسدی و قطع رحمی از آنچه یزیدانجام داد، بالاتر است؟!

عبدالرزاق مقرم در کتاب «مقتل الحسین » می گوید: به تحقیق گروهی از علما از جمله قاضی ابویعلی و حافظ ابن الجوزی وتفتازانی و سیوطی در مورد کفر یزید نظر قطعی داده اند و باصداقت تمام لعن او را جایز شمرده اند.

و از عایشه نقل شده است که گفت:

حسین در حالی که به پیامبر وحی نازل می شد، به محضر وی در آمده و خود را روی او انداخت و از پشت او بالا رفت . جبرئیل گفت: یا رسول الله! او را دوست می داری؟ فرمود: چرا پسرم را دوست نداشته باشم . جبرئیل گفت: امت تو بعد از تو، او را خواهند کشت . جبرئیل دست خود را دراز کرد و مقداری خاک سفید به او داده و گفت: در این سرزمین، این پسر تو کشته می شود و اسم این سرزمین، «طف » است . و چون جبرئیل از نزد پیامبر رفت، پیامبر از خانه خارج شد و در حالی که آن خاک را در دست گرفته بود و می گریست، فرمود: عایشه! جبرئیل به من خبر داد امتم پس از من، فریب خورده و پسرم حسین را در سرزمین طف خواهند کشت . سپس در حالی که گریه می کرد، به طرف اصحاب خود – که در میان آنان علی، ابوبکر، عمر، حذیفه، عمار و ابوذر بودند – رفت . آنان عرض کردند: یا رسول الله! چرا گریه می کنید؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد پسرم حسین بعد از من در سرزمین طف به شهادت می رسد و این خاک را به من داده و گفت: در همان جا به خاک سپرده خواهد شد .

همچنین ابن کثیر  می نویسد:

بخاری از ابونعیم نقل می کند که از عبدالله بن عمر شنیدم که در جواب کسی که از او در باره کشتن مگس در ماه محرم پرسیده بود، گفته است:

مردم در باره کشتن مگس سؤال می کنند در حالی که پسر دختر رسول الله را کشته اند! (و از او نمی پرسند) و حال آن که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در باره حسن و حسین فرموده است: «آنها گل های خوشبوی من در دنیا هستند .»

 در واقع میتوان گفت امام حسین <ع> و نهضت ایشان ،امروز می تواند محوری باشد برای وحدت تمام کسانیکه طالب فضایل اخلاقی و تعالی انسان هستند و لذا مبلغان و وعاظ باید بیش از همه بدنبال مطرح نمودن این هدف و نهضت متعالی در عالم باشند تا طالبان حق و فضیلت با گرد آمدن دور این محور ،به سمت تعالی و رشد حرکت کنند.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 9 = 16