نکته‌‏هایی برای ارائه منبر موفق‏

چهارده نکته برای منبر موفق‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ 

اهل منبر برای موفقیت در رساندن مطالب، نیاز به باور قلبی بر سخنان خود دارند؛ یعنی به قول استاد ما فقط نقّال [نقل کننده] سخن نباشند که مطلبی را حفظ کرده و طوطی‌وار برای دیگران بگویند. گوینده اگر خودش از روی دلیل و برهان معتقد به گفته‌هایش نباشد، مخاطبش بهره‌ای شایسته از وی نبرده و سخنانش به عمق جان شنونده نفوذ نخواهد کرد.

۱٫ ایمان به گفتار با تمام وجود

اهل منبر برای موفقیت در رساندن مطالب، نیاز به باور قلبی بر سخنان خوددارند؛ یعنی به قول استاد ما فقط نقّال [نقل کننده] سخن نباشند که مطلبی را حفظ کرده و طوطی‌وار برای دیگران بگویند. گوینده اگر خودش از رویدلیل و برهان معتقد به گفته‌هایش نباشد، مخاطبش بهره‌ای شایسته از وی نبرده و سخنانش به عمق جان شنونده نفوذ نخواهد کرد. مثل مؤذن حمصمی‌شود که در اذان می‌گفته: «اهل حمص یشهدون ان محمداً رسول‌الله».

منبری باید بداند که شنونده فقط گوش نمی‌کند، بلکه کلمات را با تمام قوا احساس می‌کند و متوجه می‌شود که این سخن را از شخصی معتقد می‌شنود یا غیرمعتقد. آری تا دلی آتش نگیرد حرف جان‌سوزی نگوید.

در واقع باید گفت اگر حقیقت گفتار از تمام وجود گوینده [ نه فقط از سخن وی] منتشر شود؛ مخاطب، کاملاً آن را احساس خواهد کرد. این حقیقت را مولوی چنین ترسیم می‌کند:

بوی کبر و بوی حرص و بوی آز
در سخن گفتن بیاید چون پیاز
یک سخن از دوزخ آید سوی لب
یک سخن از شهرِ جان در کوی لب

۲٫ آشنایی با منابع موثق دینی و اطلاعات عمومی روز

اهل منبر زمانی در کار خود موفق خواهند بود که با علم و آگاهی و بصیرت کامل در مورد موضوع بحث، بر منبر نشسته و سخنرانی کنند وگرنه به مقصود نخواهند رسید. دعوت به خدا باید با بینش کامل و اطلاع از منابع موثق صورت گیرد؛ همچنان که قران از زبان رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)می‌فرماید:

«أَدْعُواْ إِلیَ اللَّهِ عَلیَ بَصِیرَهٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی؛[۱]من و پیروانم، با بصیرت کامل، مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم

حافظ می‌گوید:

بر بساطِ نکته دانان خودفروشی[۲]شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش[۳]

امام صادق(علیه السلام)نیز در همین راستا می‌فرماید:«مَنْ دَانَ اللَّهَ به غیر سَمَاعٍ عَنْ صَادِقٍ أَلْزَمَهُ اللَّهُ الْبَتَّهَ إِلَی الْعَنَاءِ؛[۴]هر که بدونشنیدن و فراگرفتن از امامی صادق، خدا را پرستش کند قطعاً خدا او را ملازم با رنج و مشقت سازد.»

صائب تبریزی نیز در راستای همین نکته می‌گوید:

ای که از عالَم معنا خبری نیست تو را
بهتر از مُهر خموشی هنری نیست تو را[۵]

تسلط به آیات وحی و رجوع به تفاسیر معتبر، آشنایی اجمالی با روایات اهل بیت(علیهم السلام)که در مجامع و کتب معتبر دینی گردآمده است؛ همانند نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، اصول کافی یا سفینهٔ البحار، مفاتیح و آشنایی با عالمان تأثیرگذار و صاحب اندیشه، بر یک منبری ضرورت دارد.

مباحث اخلاق، احکام و مسائل شرعی، اطلاع از تاریخ معصومین(علیهم السلام)، مطالعات عمومی مورد نیاز، اطلاع از اخبار جهان اسلام، آمار، گزارش‌ها، تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، داستان، شعر، ضرب المثل، سخنان و حکایات لطیف جهت تحلیل و تشریح معارف الهی و مطالعه یک دوره کوتاه تاریخ عمومی جهان و ایران، شناخت ادیان و فرقه‌ها، توفیقات یک منبری را افزایشمی‌دهد.

درست است که ظاهر خوب یک منبر، اعم از فنون خطابه، ظاهر سخنران، چینش مطالب، بهره‌گیری از عبارات زیبا و… به درک مطلب کمک می‌کند ولی مهم‌ترین بخش منبر، همان محتوای آن است. 

۳٫ مطابقت گفتار با رفتار

ارائه منبر موفق ـ هرچند با قوی‌ترین و کاربردی‌ترین شیوه‌ها باشد ـ بدون عمل گوینده به آنچه خود می‌گوید، تأثیر چندانی نخواهد داشت. قوی‌ترین و مشهورترین گویندگان تاریخی وقتی عمل را با گفته‌هایشان مطابق نکرده‌اند، تمام بافته‌هایشان پنبه شده و سخنانشان بی تأثیر گردیده است.

خداوند به این‌گونه دعوت‌کنندگان بی‌عمل چنین هشدار می‌دهد که:[أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبرِِّ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَکُم[؛[۶]«آیا مردم را به نیکی امر نموده، اما خودتان را فراموش می‌کنید

ناصر خسرو، پند آموزان بی‌عملی را که فقط سخن می‌گویند و در مقام عمل حرکتی از خود ندارند نکوهش کرده و می‌گوید:

پندم چه دهی؟نخست خود را
محکم کمری ز پند بربند
چون خود نکنی چنانکه گویی
پند تو بود دروغ و ترفند[۷]

سعدی هم رمز ناموفق بودن این‌گونه افراد را چنین بازگو می‌کند:

ترک دنیا به مردم آموزند
خویشتن سیم و غله اندوزند
عالمی را که گفت باشد و بس
هر چه گوید نگیرد اندر کَس
عالِم آن‌کس بوَد که بد نکند
نه بگوید به خلق و خود نکند ‌

۴٫ به اندازه سخن گفتن

منبر باید به اندازه و مناسب با حوصله مخاطب بوده و تا حد امکان کوتاه باشد تا موفقیت را در پی داشته باشد. امام هفتم(علیهالسلام)فرمود: «مَنْ.. مَحَا طَرَائِفَ حِکْمَتِهِ به فضول کَلَامِهِ.. فَکَأَنَّمَا أَعَانَ هَوَاهُ عَلَی هَدْمِ عَقْلِه؛[۸]هرکس با سخنان اضافی زیبایی‌هایحکیمانه گفتارش را نابود کند، همانند این است که به یاری هوای نفس، عقلش را نابود کرده است.»

واعظی که در محضر استاد اهل منبر مرحوم جناب فلسفی منبر رفته بود، می‌گفت: دیدم در مقابل منبر در منزل آن مرحوم این عبارت را نوشته‌اند: حداکثر بیست دقیقه!

نظامی نیز در خصوص همین نکته چه زیبا می‌سراید:

با آنکه سخن به لطف آب است
کم گفتن هر سخن، صواب است
آب ارچه همه زلال خیزد
از خوردن پر، ملال خیزد
کم گوی و گزیده گوی چون در
تا ز اندک تو جهان شود پُر
لاف از سخن چو دُر توان زد
آن خشت بُوَد که پُر توان زد
یک دسته گُل دماغ پرور
از خرمن صد گیاه بهتر[۹]

۵٫ اجتناب از تکرار غیر مناسب

از عوامل توفیق در منبر می‌توان به نو سخن گفتن و عدم تکرار گفته‌های قبلی اشاره کرد. سخن هر چقدر هم زیبا باشد، اما تکراربی‌مورد، لذت آن را از بین برده و در مستمع تنفر ایجاد می‌کند. و باید گفت که احساس تکراری بودن سخنرانی یکی از خصوصیات منبر ناموفق است.

گر بساط سخن امروز کساد است «کلیم»
تازه کن طرز که در چشم خریدار آید[۱۰]

البته گاهی، مطالب تکراری برای مخاطب خوشایند و مفید است. آیات الهی، مواعظ حکیمانه و روضه‌ها با آنکه همیشه تکرار می‌شوند، ولی مطلوب بوده و گیرا می‌باشند. در قرآن هم تکرارهای مناسب به طور متعدد آمده است.

یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است[۱۱]

اگر یک منبری مواعظ و نکات مهم را هنرمندانه تکرار کند، مخاطب، احساس خوبی خواهد داشت. در این صورت، دوباره گفتن نه‌تنهانامطلوب نخواهد بود، بلکه بر کیفیت سخن هم می‌افزاید.

احساس تکراری بودن، زمانی در مخاطب ایجاد می‌شود که سخنران با همان جملات، الفاظ و مثالهای قبلی، یک موضوع را چندین بار تکرار کند.در این صورت، سخنان ما هر قدر هم شیرین و دل‌نشین باشند؛ اما با تکرار محتوا و الفاظ،زیبائی‌اش را از دست خواهد داد.

۶٫ مخاطب شناسی

مستـمع صاحـب سخـن را بـر سر کار آورد

غنچه خاموش بلبل را به گفتار آورد[۱۲]

یکی از نشانه‌های منبر موفق، شناختن مخاطب و اطلاع از حال و احوال و افکار مخاطب است. سطح سخن و همچنین زمان منبر را باید با توجه به فهم و حوصله مخاطب تنظیم نمود.

بیندیش و آنگه بر آور نَفَس
و زان پیش بس کن که گویند بس
|به نطق، آدمی بهتر است از دوآب
دوآب از تُو بِه، گر نگویی صواب [۱۳]
از شیوه‌های سنجش مخاطب، خنداندن و گریاندن و به تعجب واداشتن و او را از حالی به حال دگر بردن است و منبری می‌تواند همراهی و عدم آن را از حال مخاطب احساس کند.

رضایتمندی و عدم آن را هم باید در نظر گرفت. مثلاً اگر مخاطب از منبری بهره برده و از او راضی باشد، در حین سخنرانی از خود عکس‌العمل نشان می‌دهد. پس منبری باید کیفیت و کمّیت سخنرانی خود را با عکس‌العمل مخاطب تنظیم کند.

منبری موفق حتماً مخاطبین خود را سنجیده و با توجه به آن به ادامه سخنرانی‌اش می‌پردازد.

۷٫ نقد و آسیب‌شناسی

چه زیباست که سخنران توسط خود و یا دیگری نقد شود و آسیب‌های جدی شخصیت خود و منبرهایش همواره مشخص و رفع گردد. این فراز از کلام امام سجاد(علیه السلام)در دعای مکارم الاخلاق بهترین رهنمود برای اهل منبر است که می‌فرماید:

«اللَّهُمَّ.. وَفِّقْنِی لِطَاعَهِ مَنْ سَدَّدَنِی، وَ مُتَابَعَهِ مَنْ أَرْشَدَنِی؛[۱۴] خداوندا مرا به پیروی از کسانی که به سوی صلاح ارشادم می‌کنند و راه صحیح را نشانم می‌دهند موفق بدار.»

مولوی نیز مضمون کلام حضرت را این‌گونه توضیح می‌دهد:

زان حدیثِ تلخ می‌گویم تو را
تا ز تلخی‌ها فرو شُویم تو را

یکی از دوستان منبری اهل خراسان بارها از حقیر و سایر دوستان خواسته که منبرهای وی، یا حداقل صدای ضبط شده‌اش را گوشداده و تذکرات اصلاحی لازم داده شود. این شیوه کاربردی در توفیقاتش مؤثر بوده است.

امام حسین(علیه السلام)در این زمینه می‌فرماید: «مِن دَلائِلِ العالِمِ انتِقادُهُ لِحَدیثِهِ…؛[۱۵]از نشانه‌های انسان دانشمند این است کهسخن خویش را نقادی کند.»

نقد یک منبر

آیت الله سید حسین فاطمی قمی ـ از شاگردان برجسته میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ـ می‌گوید: من در ایوان مدرسه فیضیه پس از نماز ظهر و عصر و خاتمه فرمایشات ایشان به عادت همه روز در ایوان مدرسه فیضیه، منبر می‌رفتم، روزی قبل از ذکر مصیبتخاطره‌ای را از تفریح اهل علم نقل کرده و گفتم چرا باید اهل علم در ماه رمضان که ماه عبادت است به تفریح بروند؟ و به سایرین از جلالت این ماه تذکر ندهند؟ آن روز گذشت.

صبح روز دیگر در مسجد بالاسر پس از نماز خواستم سؤالی از ایشان بکنم تا چشم شریفش به من افتاد، مرا در معرض عتاب درآورده فرمود: دیدی روز قبل چه کردی در حضور اشخاص مختلف از عوام و غیره؟! چرا باید به این صورت اسم اهل علم و علما را ببری؟ مگر تفریح غیر مشروع است؟ سر به زیر انداخته و عرض کردم: خطا رفتم اکنون بفرمایید چه باید کرد؟ فرمود: منبر برو و بگو من خطا کردم!

برای من مشکل بود خطای خود را اظهار کنم، ولی سخنش در ذهنم بود، تا اینکه یک روز آقا شیخ ابراهیم تُرک زیر بغل مرا گرفت وبه‌سختی مرا بلند کرد و گفت: تو باید امروز به جای من منبر بروی، من نیز منبر رفتم، هنگام سخنرانی، فرمایش آن مرحوم به یادم آمد و گفتم: در آن روز که گفتم چرا باید اهل علم در ماه رمضان به تفریح بروند من خطا کردم! چیزی از اهل علم ندیدم؛ ذکر مصیبت کرده فرود آمدم.

البته انتقاد هم باید منصفانه بوده و بعد از بیان نقاط مثبت یاد شود. همچنان که حافظ می‌گوید:

عیب می‌جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهرِ دلِ عامی چند

۸٫ بهره‌گیری از شعر

برای موفقیت در منبر، استفاده از شعر امری شایسته است. مقام معظم رهبری(حفظه الله)، می‌فرماید: «گاهی یک بیت شعر، گویاتر از چند ساعت سخن گفتنِ یک سخنور تواناست و ارزش شاعری که قصیده او، از محتوای خوب، الفاظی زیبا و مضمونی مناسب برخوردار باشد، از یک دانشمند کم‌تر نیست. لازم است خطبا اشعار پر محتوای فارسی را که در تفهیم عقاید و اخلاق اسلامی، مسائل سیاسی و یا هر آنچه در ارتباط با نیاز امروزِ جامعه اسلامی سروده شده، از کتب گوناگون استخراج نموده و به احیای آن اهتمام ورزند.»[۱۶]

شاعر اندر سینه ملت چو دل
ملت بی‌شاعری انبار گِل
شعر را مقصود اگر آدم‌گری است
شاعری هم وارث پیغمبری است[۱۷]

از شیوه‌های مؤثری که می‌توان در تبلیغ معارف الهی از آن بهره جست، استفاده از شعرهای پرمحتواست. شعر اصیل گاهی آن‌چنانجذاب و تأثیرگذار است که روح و جان مخاطب را تسخیر کرده، در اعماق جان وی نفوذ می‌کند. به همین جهت، بزرگان ما برخی از مطالب دینی و علمی را در قالب شعر و با عبارات ادبی بیان کرده‌اند تا ضمن تأثیرگذاری بیش‌تر در مخاطب، به ذهن سپاری آن سریع‌ترو آسان‌تر گردد.

اگر در یک سخنرانی تبلیغی و یا مناظره و گفتگوهای دینی و علمی و حتی ذکر مصیبت از یک بیت شعر استفاده شود، تأثیر آن بر مخاطب چندین برابر می‌شود.

بنده خود در دوران کودکی به همراه پدرم، به یک جلسه مذهبی رفته بودم و سخنران جلسه در موضوع رعایت حقوق دیگران و پایمال نکردن آن صحبت می‌کرد. در ضمن آن، شعری قرائت کرد که روح و روان مرا تسخیر نمود و الآن بعد از چهل سال، هرگاه موضوع مراعات حقوق دیگران مطرح شود، آن شعر را در ذهنم آمده و مرا در این زمینه یاری می‌کند؛ ولی مطالب دیگر آن شخص در ذهنم باقی نمانده است و آن شعر این بود:

بخوری مال مسلمان، چون مالت بخورند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست

و همچنین عزیز دیگری در تأثیر موعظه همراه با شعر می‌گوید: من به مجالس متعلّق به امام زمان(عج) خیلی علاقه‌مند بودم و هر جا موضوع مهدویت مطرح بود، خود را سریعاً می‌رساندم و از موضوعات مختلف مطرح شده بهره می‌بردم؛ اما روزی واعظی در موضوع شرایط انتظار و صفات منتظران و یاران حضرت مهدی(عج) سخنانی ایراد می‌نمود که در ضمن آن بیت ذیل را قرائت کرد:

آیینه شو جمال پری طلعتان طلب
جارو بزن به خانه و پس میهمان طلب
و این بیت سال‌هاست که دل و جان مرا نوازش می‌دهد. هرگاه به آن می‌اندیشم، ارتباط موضوع مورد علاقه‌ام را با خودسازی و تصفیه روح که شاخص‌ترین خصلت منتظران ظهور است، درمی‌یابم و با علاقه و نیروی افزون‌تری در این زمینه تلاش می‌کنم.

۶٫ مخاطب شناسی

مستـمع صاحـب سخـن را بـر سر کار آورد

غنچه خاموش بلبل را به گفتار آورد[۱۸]

یکی از نشانه‌های منبر موفق، شناختن مخاطب و اطلاع از حال و احوال و افکار مخاطب است. سطح سخن و همچنین زمان منبر را باید با توجه به فهم و حوصله مخاطب تنظیم نمود.

بیندیش و آنگه بر آور نَفَس
و زان پیش بس کن که گویند بس
|به نطق، آدمی بهتر است از دوآب
دوآب از تُو بِه، گر نگویی صواب [۱۹]
از شیوه‌های سنجش مخاطب، خنداندن و گریاندن و به تعجب واداشتن و او را از حالی به حال دگر بردن است و منبری می‌تواند همراهی و عدم آن را از حال مخاطب احساس کند.

رضایتمندی و عدم آن را هم باید در نظر گرفت. مثلاً اگر مخاطب از منبری بهره برده و از او راضی باشد، در حین سخنرانی از خود عکس‌العمل نشان می‌دهد. پس منبری باید کیفیت و کمّیت سخنرانی خود را با عکس‌العمل مخاطب تنظیم کند.

منبری موفق حتماً مخاطبین خود را سنجیده و با توجه به آن به ادامه سخنرانی‌اش می‌پردازد.

۷٫ نقد و آسیب‌شناسی

چه زیباست که سخنران توسط خود و یا دیگری نقد شود و آسیب‌های جدی شخصیت خود و منبرهایش همواره مشخص و رفع گردد. این فراز از کلام امام سجاد(علیه السلام)در دعای مکارم الاخلاق بهترین رهنمود برای اهل منبر است که می‌فرماید:

«اللَّهُمَّ.. وَفِّقْنِی لِطَاعَهِ مَنْ سَدَّدَنِی، وَ مُتَابَعَهِ مَنْ أَرْشَدَنِی؛[۲۰] خداوندا مرا به پیروی از کسانی که به‌سوی صلاح ارشادم می‌کنند و راه صحیح را نشانم می‌دهند موفق بدار.»

مولوی نیز مضمون کلام حضرت را این‌گونه توضیح می‌دهد:

زان حدیثِ تلخ می‌گویم تو را
تا ز تلخی‌ها فرو شُویم تو را

یکی از دوستان منبری اهل خراسان بارها از حقیر و سایر دوستان خواسته که منبرهای وی، یا حداقل صدای ضبط شده‌اش را گوشداده و تذکرات اصلاحی لازم داده شود. این شیوه کاربردی در توفیقاتش مؤثر بوده است.

امام حسین(علیه السلام)در این زمینه می‌فرماید: «مِن دَلائِلِ العالِمِ انتِقادُهُ لِحَدیثِهِ…؛[۲۱]از نشانه‌های انسان دانشمند این است کهسخن خویش را نقادی کند.»

نقد یک منبر

آیت الله سید حسین فاطمی قمی ـ از شاگردان برجسته میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ـ می‌گوید: من در ایوان مدرسه فیضیه پس از نماز ظهر و عصر و خاتمه فرمایشات ایشان به عادت همه روز در ایوان مدرسه فیضیه، منبر می‌رفتم، روزی قبل از ذکر مصیبتخاطره‌ای را از تفریح اهل علم نقل کرده و گفتم چرا باید اهل علم در ماه رمضان که ماه عبادت است به تفریح بروند؟ و به سایرین از جلالت این ماه تذکر ندهند؟ آن روز گذشت.

صبح روز دیگر در مسجد بالاسر پس از نماز خواستم سؤالی از ایشان بکنم تا چشم شریفش به من افتاد، مرا در معرض عتاب درآورده فرمود: دیدی روز قبل چه کردی در حضور اشخاص مختلف از عوام و غیره؟! چرا باید به این صورت اسم اهل علم و علما را ببری؟ مگر تفریح غیر مشروع است؟ سر به زیر انداخته و عرض کردم: خطا رفتم اکنون بفرمایید چه باید کرد؟ فرمود: منبر برو و بگو من خطا کردم!

برای من مشکل بود خطای خود را اظهار کنم، ولی سخنش در ذهنم بود، تا اینکه یک روز آقا شیخ ابراهیم تُرک زیر بغل مرا گرفت و بهسختی مرا بلند کرد و گفت: تو باید امروز به جای من منبر بروی، من نیز منبر رفتم، هنگام سخنرانی، فرمایش آن مرحوم به یادم آمد و گفتم: در آن روز که گفتم چرا باید اهل علم در ماه رمضان به تفریح بروند من خطا کردم! چیزی از اهل علم ندیدم؛ ذکر مصیبت کرده فرود آمدم.

البته انتقاد هم باید منصفانه بوده و بعد از بیان نقاط مثبت یاد شود. همچنان که حافظ می‌گوید:

عیب می‌جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهرِ دلِ عامی چند

۸٫ بهره‌گیری از شعر

برای موفقیت در منبر، استفاده از شعر امری شایسته است. مقام معظم رهبری(حفظه الله)، می‌فرماید: «گاهی یک بیت شعر، گویاتر از چند ساعت سخن گفتنِ یک سخنور تواناست و ارزش شاعری که قصیده او، از محتوای خوب، الفاظی زیبا و مضمونی مناسب برخوردار باشد، از یک دانشمند کم‌تر نیست. لازم است خطبا اشعار پر محتوای فارسی را که در تفهیم عقاید و اخلاق اسلامی، مسائل سیاسی و یا هر آنچه در ارتباط با نیاز امروزِ جامعه اسلامی سروده شده، از کتب گوناگون استخراج نموده و به احیای آن اهتمام ورزند.»[۲۲]

شاعر اندر سینه ملت چو دل
ملت بی‌شاعری انبار گِل
شعر را مقصود اگر آدم‌گری است
شاعری هم وارث پیغمبری است[۲۳]

از شیوه‌های مؤثری که می‌توان در تبلیغ معارف الهی از آن بهره جست، استفاده از شعرهای پرمحتواست. شعر اصیل گاهی آن‌چنانجذاب و تأثیرگذار است که روح و جان مخاطب را تسخیر کرده، در اعماق جان وی نفوذ می‌کند. به همین جهت، بزرگان ما برخی از مطالب دینی و علمی را در قالب شعر و با عبارات ادبی بیان کرده‌اند تا ضمن تأثیرگذاری بیش‌تر در مخاطب، به ذهن سپاری آن سریع‌ترو آسان‌تر گردد.

اگر در یک سخنرانی تبلیغی و یا مناظره و گفتگوهای دینی و علمی و حتی ذکر مصیبت از یک بیت شعر استفاده شود، تأثیر آن بر مخاطب چندین برابر می‌شود.

بنده خود در دوران کودکی به همراه پدرم، به یک جلسه مذهبی رفته بودم و سخنران جلسه در موضوع رعایت حقوق دیگران و پایمال نکردن آن صحبت می‌کرد. در ضمن آن، شعری قرائت کرد که روح و روان مرا تسخیر نمود و الآن بعد از چهل سال، هرگاه موضوع مراعات حقوق دیگران مطرح شود، آن شعر را در ذهنم آمده و مرا در این زمینه یاری می‌کند؛ ولی مطالب دیگر آن شخص در ذهنم باقی نمانده است و آن شعر این بود:

بخوری مال مسلمان، چون مالت بخورند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست

و همچنین عزیز دیگری در تأثیر موعظه همراه با شعر می‌گوید: من به مجالس متعلّق به امام زمان(عج) خیلی علاقه‌مند بودم و هر جا موضوع مهدویت مطرح بود، خود را سریعاً می‌رساندم و از موضوعات مختلف مطرح شده بهره می‌بردم؛ اما روزی واعظی در موضوع شرایط انتظار و صفات منتظران و یاران حضرت مهدی(عج) سخنانی ایراد می‌نمود که در ضمن آن بیت ذیل را قرائت کرد:

آیینه شو جمال پری طلعتان طلب
جارو بزن به خانه و پس میهمان طلب
و این بیت سال‌هاست که دل و جان مرا نوازش می‌دهد. هرگاه به آن می‌اندیشم، ارتباط موضوع مورد علاقه‌ام را با خودسازی و تصفیه روح که شاخص‌ترین خصلت منتظران ظهور است، درمی‌یابم و با علاقه و نیروی افزون‌تری در این زمینه تلاش می‌کنم.

۹٫ اندیشیدن و آمادگی

یک سخنران ورزیده قبل از سخنرانی فکر می‌کند؛ مطالعه می‌کند؛ جدیدترین نکات را استخراج کرده؛ سپس به منبر می‌رود. هرگز بدون تفکر و آمادگی قبلی سخن آغاز نمی‌کند. باید قبل از منبر آن را تمرین کرده و به نکات دیگر هم توجه کرد تا یک منبر کاملاً موفق ارائه شود. حضرت آیت الله سبحانی دراین‌باره می‌گوید: منبر رفتن بی‌مطالعه خلاف شرع است، مگر آن‌که آمادگی قبلی وجود داشته باشد.[۲۴]

سخن دان پرورده، پیر کهن
بیندیشد، آن گه بگوید سخن
مزن بی تأمل به گفتار دم
نکو گو گر دیر گویی چه غم؟[۲۵]

۱۰٫ همدلی با شنونده و سوز داشتن در روضه

در طول منبر باید از عمق جان و از صفای دل سخن گفت تا در جان مخاطب نفوذ کرد. همچنین از مهم‌ترین بخش‌های منبر و سخنوری، ذکر مصیبت است که شرایط ویژه‌ای دارد. برای تکمیل منبر و تأثیر سخن ـ و لو چند دقیقه ـ باید گریزی به مصائب اهل بیت(علیهمالسلام)به‌ویژه ماجرای عاشورا داشت که می‌تواند رمز موفقیت یک منبر هم باشد. در همه موارد توفیق منبر بستگی به ارتباط قلبی با مخاطب دارد.

بیان شوق، چه حاجت، که سوز آتش دل
توان شناخت زسوزی که در سخن باشد[۲۶]

۱۱٫ استفاده از تمثیل

از شیوه‌هایی که بر جاذبه سخن می‌افزاید و در ارائه یک منبر موفق سخنران را یاری می‌کند، بهره‌گیری از تمثیلات و تشبیهات مرتبط با موضوع است. قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید]وَ تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ[؛[۲۷] «و این مثل‌ها را برای مردممی‌زنیم، باشد که آنان بیندیشند.»

آرایش سخن به مثل‌های کوتاه، دل‌نشین و مفید می‌تواند کلام را تا عمق جان مخاطب نفوذپذیر سازد. گاهی اوقات یک عبارت بجا ازضرب‌المثل‌ها و یا تشبیهات، موضوع را آن‌چنان در ذهن مخاطب جا افتاده می‌کند که هرگز تا آخر عمرش آن را فراموش نخواهد کرد. استفاده از مثل در حقیقت به عنوان کوتاه‌ترین راه و راهبردی ترین راه برای یک سخنران محسوب می‌شود. نزدیک کردن هدف گوینده به ذهن شنونده، همگانی کردن مسائل، حسی و عینی کردن موضوعات عقلی و ساکت کردن مخالفانِ معاند، از دیگر امتیازات تمثیل است.

مهم‌ترین شاخصه‌های یک مَثَل: مختصر بودن، استحکام معنی و زیبایی و لطافت مفهوم آن است که در بلاغت و فصاحت یک خطابه تأثیر می‌گذارد؛ به‌گونه‌ای که حتی علی(علیه السلام)در میان اشعار، مثل را بهترین شعر می‌داند و می‌فرماید: «خَیْرُ الشِّعْرِ مَا کَانَ مَثَلاً؛[۲۸] بهترین شعر آن است که مَثَل باشد.»

به عنوان نمونه، امیرمؤمنان علی(علیه السلام)برای فهماندن تأثیر داروها بر تن انسان این‌گونه مَثل می‌زند: «شُرْبُ الدَّوَاءِ لِلْجَسَدِکَالصَّابوُنِ لِلثَّوْبِ یُنَقِّیهِ وَلَکِنْ یُخْلِقُهُ؛[۲۹]خوردن دارو برای بدن انسان، همانند استفاده از صابون برای شستن چرک‌های لباس است که لباس را تمیز و پاک می‌کند، اما آن را فرسوده و ضعیف می‌گرداند

بسیاری از اشعار پرمعنای ادیبان و شاعران نیز در اثر جاذبه و گویایی به صورت ضرب‌المثل در آمده است. مثلاً صائب تبریزی القای روح شجاعت و تسلیم نشدن در مقابل ستمگر را این‌گونه بیان می‌کند:

اظهار عجز پیش ستمگر روا مدار
اشک کباب موجب طغیان آتش است

همچنین می‌سراید:

خمیرمایه دکان شیشه‌گر سنگ است
عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد
بنابراین، استفاده از مَثل یکی از ضروریات تبلیغ و روشی کاربردی و موفق برای مبلّغان است؛ به‌ویژه آنکه یک مبلغ بتواند مثال‌هایی را مطابق با زندگی روزمره به مخاطبان خود عرضه کند و آن را با مفاهیم کلی اخلاقی و تربیتی تطبیق نماید و شنوندگان را با موضوعمورد نظر خود بهتر و بیش‌تر آشنا گرداند. مولوی برای تفهیم و روشن شدن معنای دنیادوستی مذموم و استفاده صحیح از مظاهر دنیوی با یک مَثل ساده و جذاب، مخاطب را به‌سوی هدف خود سوق داده و معنای آن دو را با عبارتی کوتاه بیان کرده و می‌گوید:

چیست دنیا از خدا غافل بُدن
نی قماش و نقره و فرزند و زن
مال را کز بهر دین باشی حمول
نِعمَ مَالٌ صاَلِحٌ گفتش رسول
آب در کشتی هلاک کشتی است
آب اندر زیر کشتی پشتی است

در این باره، شیوه تبلیغی رسول خدا(صلی الله علیه و آله)در بهره‌گیری از تمثیل و تشبیهات ملموس بهترین الگوی ماست.

آن حضرت در مورد آثار مخرّب حرام خواری در روحیات و اعمال یک انسان مسلمان می‌فرماید: «اَلْعِبَادَهُ مَعَ اَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ عَلَیالرَّمْلِ؛[۳۰]عبادت به همراه حرام‌خوری، مثل این است که فردی در شنزار [و در زمین سست ]ساختمانی بنیان نهد.»

یعنی همچنان که آن بنا ماندگار نبوده و به زودی فرو ریخته و صاحبش نمی‌تواند از آن بهره ببرد؛ همان‌طور عبادت‌های فرد حرام‌خوارنیز بی‌اثر و سریع الزوال خواهد بود و برای عبادت کننده سودی نخواهد داشت.[۳۱]

۱۲٫ معرفی کردن الگو

حتماً برای موضوعات مطرح شده در منبر باید الگویی از نمونه‌های ملموس [و دست‌یافتنی و قابل دسترس] در زندگی ارائه نمود. مثلاً برای سوق دادنِ عامهٔ مردم به‌سوی پرهیزکاری و رعایت تقوا، می‌توان شخصیتی مانند «حمال تبریزی» را مثال زد که در متن مردم و ازپایین‌ترین قشر جامعه بوده اما به بالاترین مقام تقوی که یک انسان معمولی به راحتی نمی‌تواند برسد، رسیده بود. خداوند هم به او مقامی عنایت کرده که پانصد سال است مزارش در تبریز مطاف [محل طواف و زیارت] اهل تقوی است. زمانی که مردم تبریز در قرن نهم کرامت[۳۲]وی را دیده و به مقام معنوی‌اش اطلاع یافتند، برای تبرک به سویش هجوم آوردند.

وی در مقابل احساسات مردم که با القاب و عناوین فوق‌العاده او را خطاب می‌کردند به آرامی و خونسردی می‌گوید: «خیر، من نه امام زمانم، نه حضرت خضر و نه ولی خدا و نه از اوتاد و ابدال، من همان حمالی هستم که پنجاه سال است در این بازار بارهای شما را جابجامی‌کنم. من کار خارق‌العاده‌ای نکردم، بلکه یک عمر هر چه خدا فرموده بود، من اطاعت کردم، یک‌بار هم من از خدا خواستم، او اجابت کرد. همین. و بعد هم از خداوند متعال سفر به آخرت را خواست تا همچنان گمنام بماند.»

امام صادق(علیه السلام)فرمود: «طُوبَی لِعَبْدٍ نُوَمَهٍ عَرَفَ النَّاسَ فَصَاحَبَهُمْ به بدنه وَ لَمْ یُصَاحِبْهُمْ فِی أَعْمَالِهِمْ بِقَلْبِهِ فَعَرَفُوهُ فِی الظَّاهِرِ وَعَرَفَهُمْ فِی الْبَاطِنِ؛[۳۳]خوشا به حال بنده گمنامی که [مردم به او چندان توجهی ندارند]، مردم را به خوبی شناخته، ظاهراً با آنها مصاحبت می‌کند؛ اما قلباً با رفتار و کردار آنان همراهی ندارد، دیگران با ظاهر او آشنایی دارند و او، باطن آن‌ها را می‌شناسد

کس نمی‌داند در این بحر عمیق
سنگ ریزه قرب دارد یا عقیق

۱۳٫ استفاده از عبارات دل‌نشین

برای ارائه یک منبر موفق بهتر است از عبارات و جملاتی زیبا، بجا و مناسب بهره برد. این کلمات را یا خود شخص می‌تواند تولید کند و یا از دیگران یاد بگیرد و بر گنجینهٔ دفتر یادداشت‌هایش بیفزاید. به طور مثال:

¢چنانچه موضوع سخنرانی شما درباره امام زمان(عج) است، می‌توانید این جمله زیبا را بگویید: «خوشا آنان که از درس انتظار یک جمعه هم غیبت نکردند.»

¢و در صورتی که موضوع سخنرانی درباره «تمسک به قرآن و عترت» است، می‌توان این جمله زیبا را گفت: «سعی میان صفای قرآن و مروه عترت، ما را به کعبه مقصود می‌رساند

¢یا این جمله را در موضوع «درس گرفتن از روزگار» مطرح کرد که: «فرق روزگار با آموزگار در این است که آموزگار اول درس می‌دهد و بعد امتحان می‌گیرد، اما روزگار، اول امتحان می‌گیرد و بعد درس می‌دهد

¢و در موضوع «قضا و قدر» این جمله زیبا: «هرگز نتوان گره تقدیر را با انگشت تدبیر باز کرد.»

۱۴٫ استفاده از قصه

از شیوه‌های تربیتی قرآن کریم بهره‌گیری از سرگذشتهای دیگران است. قرآن با نقل این قصه‌های حقیقی پیروان خود را بهشایسته‌ترین روش راهنمایی می‌کند.

استفاده از قصه و حکایت نه‌تنها از خستگی و یکنواخت بودن منبر می‌کاهد، بلکه پیام‌های حیاتبخش قرآن و اهل بیت(علیهمالسلام)اگر در قالب قصه‌های خواندنی عرضه شود، انتقال آموزه‌های الهی با زیباترین و بهترین سبک ارائه خواهد شد.

خداوند متعال با نقل قصه‌های پیامبران، صالحان و سرگذشت اقوام مختلف و انسان‌های نیک و بد، آموزش ویژه‌ای را به تمام انسان‌هاارائه کرده که همگان می‌توانند با دقت در این داستان‌ها، زندگی بهتری را برای خود رقم زده و آینده روشنی را برای خود ترسیم کنند. خداوند در این زمینه می‌فرماید:

]لقَدْ کانَ فی قِصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِأُولِی الْأَلْبابِ[؛[۳۴] «در نقل قصه‌های آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه می‌باشد

ویژگی‌های قصه

¢قصه‌های مطرح شده در سخنرانی باید از نظر محتوا و مدرک معتبر باشد؛

¢در منبر و سخنرانی نباید قصه طولانی شده و قسمت عمده وقت را بگیرد؛ بلکه داستان نقل شده به صورت مختصر و مفید و به دور ازمطالب اضافی نقل شود؛

¢ قصه‌های منبر باید جالب، پیام‌دار و انگیزه برانگیز باشد؛ تا شنونده را با خود همراه سازد؛

¢بهتر است قصه دارای سه مرحله «مقدمه»، «اوج» و «فرود» باشد.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


5 + 1 =