ماه رمضان و مسؤولیت مبلغان

ramadan2_50263ماه رمضان، یکی از بهترین فرصت ها برای هدایت انسان هاست. سفره پر نعمت و بی دریغ الهی در این ماه در برابر انسان گشوده شده است.

ماه رمضان، یکی از بهترین فرصت ها برای هدایت انسان هاست. سفره پر نعمت و بی دریغ الهی در این ماه در برابر انسان گشوده شده است. آخرین و کامل ترین اساسنامه زندگی بشری و بهترین متن تربیتی تاریخ پیامبران (قرآن کریم) در این ماه فرود آمده است. رمضان تنها ماهی است که خداوند نام آن را به صراحت در قرآن آورده و می فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن. هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان » (۱) ؛ «ماه رمضان ماهی است که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. »
برجسته ترین ویژگی این ماه از دیدگاه الهی نزول قرآن در آن و نقش هدایتگرانه آن برای جامعه بشری است.

نیاز انسان به هدایت الهی
هدایت جامعه بشری، جریانی است که همزمان با خلقت انسان و جهان به فرمان الهی آغاز شده است. همانگونه که خلقت کار خداست و دیگران همه مخلوق و آفریده اویند، هدایت هم کار خداست و همه نیازمند معارف آسمانی، اخلاق الهی، و نظام اجتماعی برخاسته از وحی و قوانین و احکام الهی هستند.
خداوند یگانه خالق عالم و آدم و تنها هادی انسان و جهان است.
خلقت و هدایت دو جویبار پرفیض الهی است که از سرچشمه رحمت و حکمت پروردگار می جوشد و هیچکدام بدون دیگری کامل نیست.
از یک سو در سوره واقعه می خوانیم: «نحن خلقناکم فلولا تصدقون » (۲) ؛ «ما شما را آفریدیم، پس چرا تصدیق نمی کنید؟» و از سوی دیگر خداوند متعال امکانات دستیابی به هدف عالی آفرینش را در اختیار انسان قرار داده و در سوره «انسان » فرموده است: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا» (۳) ؛ «ما به او راه نشان دادیم، حال یا شاکر است [و از نعمت ها درست بهره می گیرد] یا کفور [و ناسپاس] است. »
البته هدایت پذیری کاری کاملا اختیاری و آزادانه است و تا انسان شرائط مطلوب را در خود پدید نیاورد، امکان بهره گیری از جویبار هدایت وجود ندارد و حتی پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله هم نمی تواند فردی را که خود نمی خواهد هدایت کند. قرآن کریم می فرماید: «افانت تسمع الصم او تهدی العمی ومن کان فی ضلال مبین » (۴) ؛ «آیا تو ناشنوایان را می شنوانی و کوران را راه می نمایی و به کسی که در گمراهی آشکار است راه نشان می دهی؟»
در مقایسه بین دو جریان «خلقت » و «هدایت »، هدایت از ارزشی فراتر و عالیتر برخوردار است. خلقت پدیده ای غیر اختیاری است که انسان در پیدایش خود و دیگران هیچ قدرت انتخاب و اختیاری ندارد. خلقت زمین و زمان، انسان های کنونی و تاریخی، گذشتگان و آیندگان، افراد و گروه ها، آفرینش گیاهان و جانواران، آنچه می شناسیم و نمی شناسیم، همه و همه به دست خداست: «الم تر ان الله خلق السموات والارض بالحق ان یشا یذهبکم ویات بخلق جدید» (۵) ؛ «آیا ندیدی که خداوند آسمان و زمین را به حق آفرید، اگر بخواهد شما را می برد و خلقی نوین می آورد. »
ولی «هدایت » فرایندی است که در پیدایش و تداوم آن خود انسان نقش دارد. هدایتگری کار خداست، ولی هدایت شدن و گمراه شدن با اختیار و انتخاب انسان پیوند دارد.
در سوره یونس می خوانیم: «قد جاءکم الحق من ربکم فمن اهتدی فانما یهتدی لنفسه ومن ضل فانما یضل علیها وما انا علیکم بوکیل » (۶) «براستی حق از سوی پروردگارتان فرود آمد. هر کس هدایت شد بسود خویش و هر کس گمراه گردید به زیان خود اوست و من بر شما وکیل نیستم. »
هادیان الهی، وظیفه دارند با استقامت در دعوت و بلاغ مبین و نهایت کوشش و تدبیر و تحمل مشکلات، راه را از بیراهه مشخص کنند و زمینه و بستر هدایت را برای همه فراهم آورند، ولی ت پذیری شرائط دیگری دارد که در این موضوع هم باید به سراغ قرآن رفت و پرسید، ؟
ارزش و اهمیت هدایتگری در حدی است که «علم القرآن » قبل از «خلق الانسان » یادآوری می شود و «خلقت » انسان مولود «کرم » الهی و «آموزش » انسان نتیجه «اکرم بودن » خدا معرفی می گردد: «اقرا وربک الاکرم. الذی علم بالقلم » (۷)
اگر در اندیشه دینی ما، پدر فکری، فرهنگی از والدین نسبی و جسمانی مهمتر شناخته می شود و انبیاء و اولیاء الهی حقی فراتر از والدین بر انسان دارند، و اگر اضلال و گمراهگری مردم گناهی بزرگتر از قتل عام آنان محسوب می شود، همه و همه، شاهد جایگاه والای هدایت و قامت زیبای تربیت الهی است.
در فرهنگ اسلامی، احیای فرهنگی با احیای فیزیولوژیک و احیای اقتصادی، قابل مقایسه نیست و میدان دادن و حمایت کردن از رسانه ها و مطبوعات گمراهگر جنایتی بزرگتر از قتل عام و کشتارهای وحشیانه انسان ها است. امروزه اضلال و گمراهگری جامعه نسبت به معارف قرآن و حدیث و فرهنگ پیامبران و بایدها و نبایدهای تاریخ انبیاء کاری است که در مطبوعات غرب سالار و مردم شعار هنوز هم ادامه دارد و مبلغان گرامی و عالمان دین باید سال ها تلاش کنند، تا بیماران امواج مسموم رسانه ای و مجروحان بمباران شیمیایی فرهنگی سال های پس از جنگ را درمان کنند و انفاس قدسی مسیح علیه السلام لازم است که برخی مقتولان تهاجم فرهنگی را زنده کند.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه: «من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا ومن احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» (۸) فرموده است: «هر کس شخصی را از گمراهی به سوی هدایت برون آورد، گویی وی را حیات بخشیده و هر کس شخصی را از فکر و اندیشه درست و الهی به گمراهی بکشد، گویا وی را کشته است. » (۹)

دموکراسی و پیامبران
آن ها که دموکراسی را به جای دین سالاری و خدا سالاری تبلیغ و ترویج می کنند، دانسته و یا ندانسته اکثریت جامعه را فهیم تر و بر حق تر از خدا و پیامبر و معصومین علیهم السلام می دانند و بزرگترین خیانت را به فرهنگ و اندیشه روا می دارند، و در برابر آیات صریح قرآن موضع گرفته اند. حق و باطل و درست و نادرست را هرگز با ترازوی اقلیت و اکثریت و آمار و کمیت نمی توان سنجید و پیامبران خدا روزی که مبعوث می شدند، با اکثریت های فریب خورده و غافل و ناآگاه مواجه بودند.
اگر تشخیص اکثریت و انتخاب و آراء و رفتار اکثریت در هر شرایطی حق است و منطقی و قابل قبول و اجراء و اقدام، نیازی به پیامبران و تلاش های فراوان آنان نبود، زیرا همیشه در جوامع بشری اکثریت و اقلیت وجود داشته و همیشه هم بشر عقل داشته است.
اکتفا به عقل فردی و جمعی در برابر وحی و نبوت، شعاری شرک آمیز و خطرناک است. تکیه بر خواست و تشخیص اکثریت و دموکراسی در برابر وحی و قرآن و سنت چیزی نیست که در جوامع مسلمان و دنیای اندیشمندان قابل طرح و دفاع باشد. بهتر است منادیان «مردم سالاری » قید دینی را بیفزایند و گرنه دموکراسی مطلق نه تنها شعاری ضد وحی و نبوت، بلکه ایده ای مخالف عقل و آزادی و عدالت است. از د هدایت شده و مردم سالاری دینی می توان دفاع کرد، ولی دموکراسی مطلق سر از انکار حق و باطل در تکوین و تشریع برمی آورد و مردم سالاری مطلق شعاری دقیقا ضد مردمی و در جهت انکار عقل و آزادی و عدالت راستین است که نه در دنیای خرد و اندیشه قابل دفاع است و نه در عینیت جامعه امکان وقوع دارد و شعاری است که برای فریب ساده لوحان مفید است.
عالمان دین و مبلغان گرامی که مسؤول هدایت جامعه بشری و امت اسلام اند، باید با تمام توان در فهم سخن خدا و معصومین علیهم السلام بکوشند و در ابلاغ آن از هیچ اقلیتی و اکثریتی نهراسند، و برای اجرای آن برنامه ریزی کنند. «الذین یبلغون رسالات الله ویخشونه ولا یخشون احدا الا الله وکفی بالله حسیبا» (۱۰) ؛ «[پیامبران پیشین ] کسانی بودند که تبلیغ رسالت های الهی می کردند و [تنها ] از او می ترسیدند و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر است. »
مخالفت با نظارت استصوابی شورای نگهبان و محدود کردن ولایت فقیه تحت هر شعار و عنوانی که مطرح شود، تلاشی بسوی دین زدایی و مخالفت آشکار با جمهوری اسلامی است. نمی توان بر کرسی ریاست «جمهوری اسلامی » تکیه زد و بر پایه اسلامیت این نظام در عمل و گفتار تیشه و تبر فرود آورد. می است. رسالت عالمان دین و مبلغان، پاسداری از نظام اعتقادی مسلمانان، پاسداری از نظام اجتماعی مسلمین و پاسداری از دستآوردهای پیامبران و سلامت رفتار و اخلاق و اندیشه مسلمانان و هدایت جامعه بشری بسوی فرهنگ قرآن و سنت رهبری اهل بیت نبوی است.
مبلغان گرامی باید مشکلات فرهنگی و امراض روحی و روانی عصر خویش را بشناسد و همچون طبیبی دوار و درمانگاهی سیار به درمان بیماران فکری، فرهنگی و قربانیان نظام تبلیغاتی شیطان و رسانه های استکبار برخیزند و با تفسیرهای آمریکایی از اسلام و اندیشه دینی و مروجان فرهنگ غربی و منادیان ارتباط و آشتی و دلالان شناخته و ناشناس صهیونیسم جهانی و آمریکای جنایتکار مبارزه کنند و فریب شعارهای دروغین آزادی، دموکراسی، پیشرفت و صلح تمدن، و استانداردهای جهانی را نخورند. زیرا در تفسیر نظام رسانه سالار صهیونیسم جهانی و یاران بوش، هرگونه دفاع از اسلام و مسلمانی تروریسم است و هر گونه تهاجم به اسلام و مسلمانان، تلاش برای دموکراسی و صلح و امنیت جهانی.
تبیین حقایق اسلام ناب محمدی و افشای ماهیت آمریکا و نظام استکباری حاکم بر سیاست و اقتصاد و صنعت و فرهنگ دنیای امروز، رسالت عظیم و دشوار عالمان دین و مبلغان راستین اسلام است و بی جهت نیست که امام عسکری علیه السلام به نقل از پدر بزرگوارش از امام موسی بن جعفر علیه السلام چنین نقل فرموده است:
«فقیه واحد ینقذ یتیما من ایتامنا المنقطعین عنا ومشاهدتنا بتعلیم ما هو محتاج الیه اشد علی ابلیس من الف عابد، لان العابد همه ذات نفسه فقط و هذا همه مع ذات نفسه ذات عباد الله وامائه لینقذهم من ید ابلیس ومردته فذالک هو افضل عند الله من الف الف عابد والف الف عابده (۱۱) ؛
[وجود] یک دین شناس راستین که بی پناهی از ایتام ما را که از [فرهنگ ] ما دور افتاده و از مشاهده ما محروم شده است، با آموزش آنچه به آن نیاز دارد نجات دهد [و او را رهایی بخشد ] بر شیطان از هزار عابد دشوارتر است. زیرا عابد فقط به فکر [نجات ] خویش است و این گونه عالم به [رهایی] خود و دیگر مردان و زنان از بندگان خدا می اندشید. تا آنان را از دست شیطان و نوکرانش رهایی بخشد. بنابراین این نوع عالم دینی از یک میلیون مرد و زنی که اهل عبادت باشند، برتر است. »
صاحبدلی به مدرسه آمد زخانقاه بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود تا اختیار کردی از آن این فریق را
گفت آن گلیم خویش به درمی برد زموج وین سعی می کند که بگیرد غریق را

پی نوشت:

۱) بقره/۱۸۵٫
۲) واقعه/۵۷٫
۳) انسان/۳٫
۴) زخرف/۴۰٫
۵) ابراهیم/۱۹٫
۶) یونس/۱۰۸٫
۷) علق/۳ و ۴٫
۸) مائده/۳۲٫ «هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان ها را کشته، و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. »
۹) بحار الانوار، ج ۲، ص ۲۰٫
۱۰) احزاب/۳۹٫
۱۱) بحار الانوار، ج ۲، ص ۵٫






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 9 = 12