خدیجه (س) بانوی با فضیلت

درک اررشمندی و فضیلتهای الهی دارای حوزه جغرافیایی و جنسیتی نیست بلکه در هر جنسیتی و در ه رجوزه جغرافیایی می توان از آن برخوردار شد و این مطلب  مورد قبول و پذیرش عقل و دین است. از این رو در میان شخصیتهای با فضیلت از هر جنسیتی و از هر حوزه جغرافیایی و با هر رنگ &zwnj. چهره و نژادی قابل مشاهده است چرا که ان اکرمکم عندالله اتقاکم. برترین های شما با تقواترین شما و الهی ترین شما می باشد.

در این جزوه و نوشتار به دنبال تبیین برخی از ابعاد شخصیتی و ارزشی بانوی بزرگ اسلام حضرت خدیجه یار پاکدامن و فداکار و ایثارگر پیامبر اعظم هستیم که به نمونه هایی از عناوین آن خواهیم پرداخت.

بانوی پاکدامن دوران جاهلیت:

مهمترین ویژگی و ارزشمندی انسان پاکدامنی او است چرا که در قالب پاکدامنی می توان به سایر ارزش ها نیز دست یافت.

حضرت خدیجه با وجود اینکه بخش عمده ای از زندگی اش در دوران جاهلیت سپری گردیده که در آن عصر و زمان از پاکدامنی و عفت و توجه به ارزشهای معنوی الهی خبری نبوده ولی در همان دوران نیز او به پاکدامنی شهره بوده و اشتهار به سلامت نفس و طهارت روح داشته است این نکته تا جایی مشهور بوده که پاکدامنی وی عامل ایجاد لقبی مناسب رفتار وی برای او شد چرا که او را طاهره لقب دادند. «و کانت تُدعی فی الجاهلّیهبالطّاهره لشدّه عفافها و صیانتها.        سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۱

کرم، سخاوت، دوراندیشی، درایت، عفت و پاک دامنی، از وی بانویی پرهیزکار و مورد احترام ساخته بود. لقب «بانوی بانوان قریش» که در آن زمان به وی داده شد،نیز  نشان دهنده جایگاه او در میان مردم است.

خدیجه یکی از کامل ترین انسانها در میان بانوان:

حضرت خدیجه آنچنان بر بلندای معنویت پای نهاده که یکی از بانوان نمونه و کامل دنیا به شمار آمده و پیامبر خدا(ص) درمیان همه بانوان بشری به کمال وی گواهی  داده و فرموده است: «کمل من الرجال کثیر و لم یکمل من النساء الاّ أربع: آسیه بنت مزاحم امرأهفرعون، و مریم بنت عمران، و خدیجه بنت خویلد، و فاطمه بنت محمد(ص).

 مردان بسیاری قلّه کمال را فتح نموده&rlmاند، ولی از زنان، چهار نفر به این قلّه دست پیدا کرده&rlmاند:آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون، مریم دختر عمران . خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد (ص) . تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۳۴۶

البته بایستی  توضیح داده شودکه مقصود حدیث فوق الذکر این نیست که از میان بانوان تنها چهار زن و چهار تن به مقام ارزشمندی رسیده اند و دیگران حظ و بهره ای از کمال ندارند بلکه مقصود حدیث این است که افراد بسیاری از بانوان چامعه همانند مردان و آقایان به درجات کمال و رشد رسیده اند و لکن برترین آنها و سرآمد ترین آنها چهار تن هستند که به نام آنها اشاره گردید.

 یکى از برترین زنان بهشتی:

پیامبر اعظم برای اینکه مقام بانوی اسلامی و حضرت خدیجه را به نحو بهتری برای مردم بیان کند تا در ذهن آنان ماندگاری بیشتری پیدا کند به شیوه تمثیل و استفاده از روشهای مختلف بیان روی آورده است.

عن ابن عباس قال : خط رسول الله أربع خطط فی الارض وقال: أتدرون ما هذا: قلنا الله ورسوله أعلم فقال رسول اللّه: أفضل نساء أهل الجنه أربع : خدیجه بنت خویلد، وفاطمه بنت محمد ، ومریم بنت عمران ، وآسیه بنت مزاحم امرأه فرعون. – الخصال- الشیخ الصدوق  ص ۲۰۵ :

ابن عباس میگوید: روزی رسول خدا چهار خط برروی زمین ترسیم کرد. آنگاه پرسید: آیا میدانید این خطها چیست و نشانه چه چیزی می باشد؟ ابن عباس می گوید : من و دیگر یاران و اصحاب گفتیم: خدا و رسولش داناتر است.

 فرمود:  خیر نساء الجنه مریم بنت عمران، و خدیجه بنتخویلد و فاطمه بنت محمد، و آسیه بنت مزاحم امراه فرعون.

بهترین زنان بهشت، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد (ص) و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون است»

 جایگاه خدیجه در بهشت:

از جمله ی فضیلت های حضرت خدیجه علیهاالسلام ، مقامی است که برای ایشان در بهشت از سوی خداوند وعده داده شده است.

عن أبی جعفر محمد بن علی علیه السلام ، أنه قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله لفاطمه علیها السلام : إن جبرائیل علیه السلام عهد الی إن بیت امک خدیجه فی الجنه بین بیت مریم ابنه عمران وبین بیت آسیه امرأه فرعون ، من لؤلؤ جوفاء ، لا صخب فیه ولا نصب . –  شرح الأخبار – القاضی النعمان المغربی ج ۳   ص ۱۷ .

امام باقر (ع) روایت می کند که  پیامبراعظم  صلی الله علیه و آله به دخترش فاطمه زهرا (س) فرمود: جبراییل برای من عهدی و پیامی آورد و گفت: مادرت خدیجه در بهشت، خانه ای دارد که میان خانه مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم قرار دارد و این خانه ای است که در آن رنج و سختی وجود ندارد.

  سلام خداوند به خدیجه:

مقام معنوی حضرت خدیجه علیهاالسلام آنقدر والاست که  خداوند به نشانه ارزش گذاری به مقام وی به وسیله امین وحی خویش، جبرئیل بر او سلام می فرستد و او را گرامی می دارد. هنگامی که پیامبر اعظم  از معراج بازگشت، از جبرئیل پرسید: آیا کار دیگری هست؟ جبرئیل فرمود: «از طرف خداوند و از سوی من به خدیجه علیهاالسلام سلام برسان.

وکیع ، باسناده ، أن رسول الله صلى الله علیه وآله قال لخدیجه : یا خدیجه ، هذا جبرائیل یخبرنی أن الله عزوجل أرسله الیک بالسلام . فقالت خدیجه : الله السلام ولله السلام وعلى جبرائیل السلام .  –  شرح الأخبار – القاضی النعمان المغربی ج ۳   ص ۲۱ .

وکیع از پیامبر اعظک روایت می کند : هنگامی که آنحضرت پس از بارگشت از معراج خدیجه را ملاقات کرد، به وی فرمود: «ای خدیجه! خداوند و فرشتگان بر تو سلام می رسانند و گرامی ات می دارند.» خدیجه فرمود: خداوند، خود، سلام است و سلام از اوست و سلام به سوی اوست و نیز سلام بر جبرئیل فرشته حق باد.

 محبّت خداوند به خدیجه:

محبت الهی در همه حالات شامل حال انسانهای خدا محور شده و می شود و خدیجه نیز از ین نمونه انسانها است که در حالات گوناگون حتی به هنگام تنهایی و غربت ظاهری نیز مشمول محبت و عنایت خداوند شده که یکی از آن موارد زمان ولادت دخترش فاطمه زهرا(س) است..

عن المفضل بن عمر قال قلت لابى عبدالله الصادق (ع):  کیف کان ولاده فاطمه&zwnj؟

 فقال:  نعم ان خدیجه لما تزوج  بها رسول الله  (ص)  هجرتها نسوه مکه فکن لما یدخلن علیها و لایسلمن علیها و لا یترکن امراه تدخل علیها.

مفضل بن عمرازامام صادق (ع )سوال نموددرچگونگى تولدیافتن فاطمه زهرا امام فرمودزمانى که خدیجه با رسول الله ازدواج نمودزنان مکه ازاودورى مى&rlmکردندوکسى با اومعاشرت نمى&rlmکردوکسى هم به او سلام نمى&rlmکرد.

فاستوحشت خدیجه لذالک وکان جزعاوغمها حذراعلیه.

.پس دراین حال وحشت وغم وغصه برخدیجه عارض گشت .

فلماحملت بفاطمه کانت تحدثامن بطنهاوتصبرهاوکانت تکتم ذالک من رسول الله .

پس زمانى که خدیجه فاطمه را با ردار شد فاطمه در شکم مادر با اوسخن مى&rlmگفت واو را دلدارى مى&rlmداد. این قضیه راخدیجه&rlmازرسول الله کتمان کرد.

فدخل رسول الله یوما فسمع خدیجه تحدث فاطمه ع فقال لهایاخدیجه من تحدثین؟.

پس روزى رسول الله داخل خانه شدپس شنیدکه خدیجه با کسى حرف مى&rlmزند.پیامبرسوال کرداى خدیجه با چه کسى حرف مى&rlmزنى؟

قالت: الجنین الذى فى بطنى یحدثنى ویونسنى .

خدیجه جواب دا دکودکى که در رحم من است با من سخن مى&rlmگوید وانیس تنهایى من است.

قال: یاخدیجه هذا جبرئیل یخبرنى انها انثى وانها النسله الطاهره المیمونه .

پیامبرفرمود: اى خدیجه&zwnj! جبرئیل خبر داد که این کودک دختراست واین دختر نسلى طاهر و پاک و مبارک است .

وان الله تبارک وتعالى سیجعل نسلى منهاوسیجعل من نسلهاائمه ویجعلهم خلفافى ارضه بعدانقضاءوحیه.

بدرستى خداوند به زودى نسل من را  از این فرزند به وجود مى آورد و به زودى از نسل وی امامان معصوم و خانشینان در زمین را  قرارمى دهد. البته این امر پس از انقطاع خواهد بود.

این امر همچنان ادامه داشت و فرزندش انیس وی بود تا زمان ولادت فرزند وی یعنی حضرت فاطمه زهرا(س) فرا رسید که به طور طبیعی هر بانویی در این وضعیت نیازمند همیاری برخی ا ززنان دیگر است و او نیز به رسم همگان به سراغ زنان قریش فرستاد تا بیایند و او را یاری کنند.

فأرسلن إلیها : أنت عصیتنا ، ولم تقبلی قولنا ، وتزوجت محمدا یتیم أبی طالب فقیرا لا مال له ، فلسنا نجئ ولا نلی من أمرک شیئا . فاغتمت خدیجه ) علیها السلام ( لذلک ، فبینا هی کذلک ، إذ دخل علیها أربع نسوه سمر طوال ، کأنهن من نساء بنی هاشم ، ففزعت منهن لما رأتهن ، فقالت إحداهن : لا تحزنی یا خدیجه فإنا رسل ربک إلیک ، ونحن أخواتک ، أنا ساره ، وهذه آسیه بنت مزاحم ، وهی رفیقتک فی الجنه ، وهذه مریم بنت عمران ، وهذه کلثوم اخت موسى بن عمران ، بعثنا الله إلیک لنلی منک ما تلی النساء من النساء….

اما آنها پیغام خدیجه را رد کردند و گفتند: تو مخالفت ما را کردی و سخن ما را نشیدی و با محمد یتیم ابوطالب که فقیر است و چیزی ندارد  ازدواج کردی پس حالا نیز ما نمی آییم و برای تو کار ی انجام نمی دهیم.

در این جا بود که غم تمام وجود خدیجه را باری دیگر فرا گرفت اما خداوند به جهت اینکه خدیجه بنده محض اوست و غیر از رضای او چیزی را نمی خواهد اراده م یکند که عم و اندوه خدیجه را بلافاصله بر طرف کند و او انده گین نماند از این رو خدیجه حادثه ناگهانی را مشاهده کرد که چهار زن زیبا روی در کنار وی حاضر شدند و همه چهره هایی همانند بانوان بنی هاشم داشتند.

خدیجه تا با این ماجرا مواجه شد ابتدا ترس وجود وی را فرا گرفت اما یکی از آنان به امر خداوند زبان گشود و به خدیجه فرمود: ناراحت نباش ما فرستادگان خداوند به سوی تو هستیم و ما خواهران توییم. من ساره و این آسیه است که رفیق و همنشین تو د ربهشت خواهد بود و دیگری مریم دختر عمران است و آن دیگر کلثوم خواهر موسی است. ما همگی فرستاده شده ایم تا کارهای تو را به هنگام زایمان انجام دهیم.    امالى شیخ صدوق ص ۶۹۰٫

محبت پیامبر اعظم به حضرت خدیجه:

در علاقه مندی پیامبر اسلام به همسرش خدیجه شک و تردیدی وجود ندارد و این شدت علاقه مندی علاوه بر جهت باطنی که برخوردار بود در ظاهر و رفتارهای ظاهری پیامبر نیز به نمایش گذاشته می شد که نمونه هایی از آن در تاریخ به ثبت رسیده است.

به طور نمونه پیامبر اعظم در چهل شبانه روزی که برای فراهم شدن زمینه انعقاد نطفه فاطمه زهرا (س) به امر الهی از خدیجه (ع) دوری گزیده بود و خدیجه سر این مساله را نمی دانست این امر مایه غم و اندوه وی را فراهم آورده بود پیامبر برای اینکه نمی توانست ناراحتی وی را تحمل کند از این رو توسط عمار یاسر به خدیجه چنین پیام داد: یا خدیجه لا تظنی أن انقطاعی عنک ولا قلى ولکن ربی عز وجل أمرنی بذلک لتنفذ أمره فلا تظنی یا خدیجه إلا خیرا ، فإن الله عز وجل لیباهی بک کرام ملائکته کل یوم مرارا.

ای خدیجه! از این جدایی من گمان بد مبر و آن را نشانه بی علاقه گی من به خود مپندار بلکه این به امر الهی است و خداوند خواسته تا امرش تحقق بیابد پس جز گمان نیک چیزی به قلبت راه مده چرا که  خداوند متعال به افتخار وجود تو هر روز به طور مکرر به فرشتگان بزرگش افتخار میکند. کشف الغمه، ج ۲، ص ۷۲ . الأنوار الساطعه ص ۱۲۵ .

محبت و علاقه مندی خدیجه به پیامبر اعظم(ص):

از آن جهت که خدیجه دارای شخصیتی معنوی است و معنویت را عامل اصلی رشد انسان در همه ابعاد حتی خانواده می داند در اندیشه وی همه سعادت و خوشبختی در ارتباط با فرستاده خدا است، و لذا در جمله ای محبت و علاقه مندی خود را نسبت به آن فرستاده الهی چنین بیان می دارد: «سَعِدَتْ مَنْتُکونُ لِمحمّدٍ قرینهً، فانّه یُزیِّنُ صاحِبَه. خوشبختی نصیب زنی است که همسر محمد(ص) گردد، زیرا محمد برای وی مایه افتخار است.       بحار، ج۱۶، ص۲۳

حضرت خدیجه پس از ازدواج نیز در فرصتهاى مناسب به همسر گرامى خویش ابراز علاقه و محبت مىکرد او در قالب اشعارى زیبا درباره آنحضرت آنچه در دلش می گذشت را چنین ابراز مىدارد:

فلواننى امشیت فى کل نعمه
ودامت لى الدنیا وملک الاکاسره
فما سویتعندى جناح بعوضه
اذا لم یکن عینى لعینک ناظره .
اگر تمام نعمتهاى دنیا و سلطنتهاى پادشاهان را داشته باشم و ملک آن&rlmها همیشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشه&rlmاى ارزش ندارد زمانى که چشم من به چشم تو نیفتد.  بحار الانوار: ج ۱۶ ص ۵۲٫

 دلواپسى خدیجه نسبت به پیامبر:

یکی از نکات مهم و تاثیر گذار در تداوم و شیرینی زندگی زناشویی دلواپسی هر کدام نسبت به یکدیگر  که نشانه محبت و عشق دو طرفه است  و گرمابخش کانون خانواده نیز به شمار می آید.

معاذ بن جبل روایت می کند:

لما فشى أمر رسول الله صلى الله علیه وآله بمکه،.. افتقد علیا ” علیه السلام – ذات یوم – فلم یعلم مکانه حتى أمسى ، فاشتد غمه به ، فرأت أثر الغم علیه خدیجه رضوان الله علیها ، فقالت : یارسول الله ماهذا الغم الذی أراه علیک ؟

 قال : غاب علی منذ الیوم فما أدری ما صنع به،… فخرجت خدیجه فی اللیل تلتمس خبر علی علیه السلام ، فوافقته ، فأعلمته باغتمام رسول الله صلى الله علیه وآله بغیبته ، وألفته مقبلا إلیه ، فسبقته تبشره ، فقام قائما، فحمد الله تعالى رافعا یدیه.  شرح الأخبار – القاضی النعمان المغربی ج ۲   ص ۲۰۵ .

 چون امر رسالت رسول گرامی اسلام افشا گردید و به صورت علنی و آشکار مطابق فرمان الهی مردم را به اسلام دعوت کرد و علی نیز در این امر او را یائری می نمود در یکی از روزها پیامبر خبر از علی نداشت که در کجا است و چه می کند و این بی خبری  ا زعلی (ع) که تا شب نیز به طول انجامید موجبات غم و اندوه پیامبر را فراهم نموده بود که خدیجه ناگاه متوجه نشانه های غم و ناراحتی در چهره پیامبر شد به نزد وی آمده و ا زاو پرسید: یا رسول الله! این چه نشانه غم و اندوهی که که بر چهره شما می بینم؟

فرمود: علی (ع) ا زمن جدا شده و در تمام امروز ا زوی خبری ندارم و نمی دانم چه کنم.

خدیجه تا به علت نگرانی همسرش پی برد بلافاصله ا زخانه خارج گردید و در همان شب به دنبال یافتن خبری از علی (ع) حرکت کرد تا بتواند غم و اندوه را از چهره شوهرش بزداید.

خوشبختانه پس ا زمقداری فحص و جستجو  ا ز علی(ع) خبری به دست آورده و به نزد پیامبر آمد و آنحضرت را از مساله آگاه ساخت و علت غیبت علی را برایش توضیح داد و بشارت سلامت علی (ع) را به پیامبر اعظم رساند.

پیامبر اعظم نیز با شیدن &rsaquoآن خبر برخاست و خداوند را سپاس گفته و با دستان به سوی اسمان افراشته از رب جلی تشکر نمود.

خدیجه افتخاری براى امام حسن و امام حسین (ع):

عن زید ابن ثابت قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم : معاشر الناس ألا أدلکم على خیر الناس جدا وجده ؟ قلنا : بلى یا رسول الله . قال : الحسن والحسین أنا جدهما ( ۲ ) وجدتهما خدیجه سیده نساء أهل الجنه .  کفایه الأثر: ص ۹۸ .

زید بن ثابت روایت می کند:  روزی رسول خدا در مسجد در حضور مردم در شأن حسن و حسین (ع)  فرمود: ای مردم! آیا شما را خبر دهم به بهترین انسانها ازجهت جد و جده؟

حاضران عرض کردند: «آری، خبر بده!» فرمود: آنها حسن و حسین (ع) هستند که جدشان رسول خدا محمد (ص) است و جده آنها خدیجه (ع) دختر خویلد میباشد

اشکهای فاطمه(س)  به هنگام  ارتحال مادرش خدیجه:

امام صادق علیه السلام می فرماید: هنگامی که خدیجه وفات یافت، فاطمه خردسال بی تابی می کرد و گرد پدرش می گشت و سراغ مادر را از او می گرفت. پیامبر از این حالت دختر کوچکش بیشتر محزون می شد و دنبال راهی بود تا او را آرام کند. فاطمه همچنان بی تابی می کرد تا اینکه جبرئیل بر پیامبر نازل شد و فرمود: «به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت در بهشت در خانه ای از یاقوت و زمرد که اطاق&zwnjهایش از طلا و ستون&zwnjهایش از یاقوت قرمز ساخته شده درکنار آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران نشسته است.» هنگامی که فاطمه این سخن را شنید، آرام گرفت و دیگر بی تابی نکرد.  حیوه القلوب، علامه محمدباقر مجلسی، ج ۳، ص ۲۱۸٫

یادآوری همیشگی پیامبر(ص) ازخاطرات شیرین با خدیجه:

پیامبر اسلام از این جهت که زحمت حضرت خدیجه در سالیان تنهایی خود را قدر بداند و این نکته را به جامعه نیز آموزش و تعلیم دهد که همیشه از زحمات کسانی که برایتان زحمت کشیده اند قدردانی کنید بعد از وفات خدیجه کبری (ع) همواره خاطرات شیرین و ایثارگری های  آن بانوی بزرگ اسلام را به نیکی یاد آوری می نمود و هرگاه به یاد او می افتاد، اشک فراق بر دیدگانش جاری می شد.

به طور نمونه یکی از روزها پیامبر (ص) که در نزد چند تن از همسران خود بود، ناگاه سخنی از حضرت خدیجه (ع) به میان آمد، پیامبر (ص) آن چنان آشفته و پراحساس شد که قطره های اشک  در چشمان وی قابل مشاهده بود.

 عایشه به آن حضرت گفت:  یا رسول الله! چرا گریه میکنی؟ آیا برای یک پیرزن گندمگون باید این چنین اشک ریخت ؟
پیامبر در پاسخ به او فرمود: «صدقتنی اذ کذبتم، و آمنت بی اذکفرتم، و ولدت لی اذ عقمتم؛
هنگامی که شما مرا تکذیب میکردید، خدیجه مرا تصدیق کرد و هنگامیکه شما کافر بودید، او به من ایمان آورد؛ و برای من فرزندانی آورد در حالی که شما نازا هستید. بحار: ج ۱۶ ص ۸٫

احترام پیامبر به دوستان خدیجه به نشانه ی یادآوری خاطرات وی:

نقل شده است که روزی پیرزنی نزد رسول اکرم (ص) آمد، و آن حضرت نیز او را مورد احترام ویژه  قرارش داد، چون ماجرا به پایان رسید و آن پیرزن رفت، عایشه علت آن همه احترام و محبت را  از پیامبر (ص)جویا شد که  آنحضرت در جواب فرمود: انهاکانت تاتینا فی زمنخدیجه، و ان حسن العهد من الایمان.
این پیرزن در عصر زندگی خدیجه(ع) به  خانه ما می آمد و از کمکها و الطاف سرشار خدیجه(ع) برخوردار بود، همانا نگهداری عهد و سابقه دوستی دیرینه  نشانه ایمان است.  خدیجه اسطوره ایثار و مقاومت، ص ۲۰۷٫

روایت شده که عایشه در مقام نقل سیره و رفتار پیامبر اعظم در زندگی پس ا ز وفات خدیجه چنین می گوید: هرگاه پیامبر (ص) گوسفندی ذبح میکرد، میفرمود: از گوشتش برای دوستان خدیجه (ع) بفرستید، یک روز در این باره با آن حضرت سخن گفتم، فرمود:  انیلاحب حبیبها: من دوست خدیجه (ع) را دوست دارم. ریاحین الشریعه، ج ۲ ص ۲۰۶



(خبری بعدی) »



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 1 = 10