جلوه های اخلاقی امام حسین در واقعه عاشورا

آیت الله مکارم تبیین کرد؛
جلوه های اخلاقی امام حسین در واقعه عاشورا
حضرت ‌آیت الله مکارم تأکید کرد: عاشورا کلاس درس تقوى و اخلاق است، این مجالس مهد پرورش انسان هاى حق طلب و عدالت گستر و شجاع و یکى از مؤثّرترین پایگاه هاى خودسازى ، تهذیب نفوس و تربیت اخلاق بوده است.

عاشورا کلاس درس تقوى و اخلاق است. این مجالس مهد پرورش انسان هاى حق طلب و عدالت گستر و شجاع و یکى از مؤثّرترین پایگاه هاى خودسازى ، تهذیب نفوس و تربیت اخلاق بوده است.[۱]

با این تفاسیر تبیین و ترسیم  اخلاق کریمه و سیرۀ اخلاقی امام حسین علیهما السلام به عنوان  فضیلت فوق العاده و جلالت عظیم آن حضرت بیش از پیش ضروری است[۲]، به ویژه آنکه بدانیم تقویت  اخلاق حسنه و ایثار و فداکارى و اصلاح اخلاقی جامعۀ اسلامی  از جمله مهمترین اهداف قیام ابى عبداللّه الحسین علیه السلام بوده است.[۳]

احیای ارزشهای اخلاقی؛ مهمترین فلسفۀ قیام امام حسین(علیه السلام)

پس از رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام، حضرت محمد صلى الله علیه و آله، و انحراف خلافت از مسیر اصلى اش، ارزش هاى اخلاقى که پیامبر صلى الله علیه و آله براى رواج آن خون دل خورده بود، به تدریج کمرنگ شد و جاى خود را به بعضى از مفاسد زمان جاهلیّت داد.[۴]

با مرگ معاویه در نیمه رجب سال شصتم هجرى قمرى، فرزندش یزید خلافت را، همچون پدر، به زور و بدون هیچ ضابطه اى در اختیار گرفت، فساد و فحشا و ظلم در عصر یزید به مراتب بدتر از عصر پدرش فراگیر شد، و تمام شهرهاى اسلامى حتى مدینه منوّره را فرا گرفت. و البتّه این طبیعى بود، چرا که مردم پیرو زمامداران و سردمداران خود هستند[۵]«النّاسُ عَلَى دِینِ مُلُوکِهِم»[۶] ،حال وقتى رییس حکومت شراب خوار، قمارباز، میمون باز، سگ باز و خلاصه آلوده به انواع گناهان باشد[۷]، جامعه نیز دچار فساد اعتقادى، اجتماعى، اخلاقى مى شود. [۸]

به عنوان نمونه  رییس گروه تحقیق اعزامى از مدینه به شام مى رود و پس از تحقیق به مدینه باز مى گردد، در گزارش خود به مردم مدینه [۹]مى گوید: «به خدا قسم ما در حالى از نزد یزید بیرون آمدیم که خوف آن داشتیم که (بر اثر گناهان فراوان وى) از آسمان سنگ بر سر ما ببارد. او مردى است که با مادران و دختران و خواهران نیز زنا مى کند، وى شراب مى نوشد و نماز نمى خواند!».[۱۰]،[۱۱]

حال امام حسین علیه السلام به قصد اصلاح مفاسدى که در طول این مدّت و پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله در جامعه رخ داده بود دست ردّ بر سینه یزید براى بیعت با او زد،[۱۲] و با هدف تشکیل حکومت اسلامی در پی آن بود تا همه انسانها  در زندگى، بیش از هر چیز به  اخلاق الهى متخلق شوند.[۱۳]

آرى؛ فلسفۀ اصلی قیام امام حسین(علیه السلام) و  تشکیل حکومت دینى ؛اجراى احکام الهى و ارتقای اخلاق و احکام شریعت در امت اسلامی بود.[۱۴]

جلوه هایی از عطوفت و مهربانی امام حسین علیه السلام در واقعۀ عاشورا

گفتنی است سیره پیامبران و ائمّه علیهم السلام و بزرگان ما محبّت و مهربانى بوده است [۱۵]،روش پیامبر(ص) و سیره ائمه هدى (علیه السلام) نشان مى دهد که آنها در مواجهه با دیگران با نهایت لطف و محبت برخورد می کردند، و به همین دلیل سرسخت ترین افراد به زودى در برابر آنها تسلیم مى شدند.[۱۶]لذا ائمّه علیهم السلام و پیامبر صلى الله علیه و آله چنین بودند و دشمن را با محبّت خود شرمنده مى کردند.[۱۷]

شکوه محبت حسینی به قاسم بن الحسن(علیه السلام)

برش های تاریخی در قیام عاشورا، بیانگر اوج عطوفت و مهربانی حضرت سیدالهشدا است؛ به عنوان نمونه در آن هنگام که قاسم بن حسن به امام علیه السلام عرض کرد: «أَنَا فِی مَنْ یُقْتَلْ؟؛ آیا من هم فردا در شمار شهیدان خواهم بود؟».امام علیه السلام با مهربانى و عطوفت فرمود: «یا بُنَىَّ کَیْفَ الْمَوْتُ عِنْدَکَ؟؛ فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟». عرض کرد: «یا عَمِّ أَحْلى مِنَ الْعَسَلِ؛عموجان! از عسل شیرین تر!».[۱۸]

امام فرمود:«إی وَاللَّهِ فِداکَ عَمُّکَ إِنَّکَ لَأَحَدُ مَنْ یُقْتَلُ مِنَ الرِّجالِ.. ؛ آرى به خدا! عمویت به فداى تو باد! تو نیز از شهیدان خواهى بود…»[۱۹]

و یا در فراز دیگر امام علیه السلام در پاسخ به  قاسم بن الحسن از واژۀ«فِداکَ عَمُّکَ یُقْتَلُ عَبْدُاللَّهِ؛«عمویت به فداى تو باد!» استفاده کرد که مبین نهایت مهربانی آن حضرت در واقعۀ کربلاست.[۲۰]

هم چنین در فراز دیگر می خوانیم: مطابق برخى از روایات وقتی قاسم بن حسن آماده پیکار شد. هنگامى که نزد امام علیه السلام آمد و نگاه آن حضرت به او افتاد وى را در آغوش گرفت، با هم چنان گریستند که از حال رفتند.[۲۱]

گذشت حسینی؛ راز سعادتمندی حربن یزید ریاحی

یا بنا به نقل «ابن اثیر» در تاریخ خود، هنگامى که «حرّ» خدمت امام علیه السلام رسید، عرضه داشت: من فکر نمى کردم که این جماعت کار را به اینجا برسانند والّا هیچگاه با آنان همراهى نمى کردم. اینک براى توبه به نزدت آمده ام و تصمیم دارم تا پاى مرگ از شما[۲۲]حمایت کنم و در پیش رویت کشته شوم، آیا توبه من پذیرفته است؟![۲۳]

امام علیه السلام با مهربانى پاسخ داد: «نَعَمْ، یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْکَ وَیَغْفِرُ لَکَ ؛ آرى خداوند توبه ات را مى پذیرد و گناهانت را مى بخشد».[۲۴]،[۲۵]

گفت و گوی  محبت آمیز امام حسین (علیه السلام)و  علی اکبر (علیه السلام)

بی شک  سیرۀ محبت آمیز آن  حضرت بی بدیل است وقتی که  على اکبر علیه السلام عرض کرد: «إذاً لَانُبالی بِالْمَوتِ؛پس، از مردن باکى نداریم».لذا امام حسین علیه السلام فرمود: «جَزاکَ اللَّهُ یا بُنَىَّ خَیْرَ ما جَزى بِهِ وَلَداً عَنْ والِدٍ؛ خداوند به تو بهترین پاداشى که از ناحیه پدرى به فرزندش داده مى شود، عطا فرماید».[۲۶]،[۲۷]

اینگونه است که امام علیه السلام با شنیدن صداى على اکبر علیه السلام چون بازشکارى خود را کنار پیکر غرقه به خون فرزندش رساند.بنا به نقل سید بن طاووس: «فَجاءَ الْحُسَیْنُ علیه السلام حَتَّى وَقَفَ عَلَیْهِ، وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلى خَدِّهِ ؛ امام علیه السلام بر بالین على اکبر حاضر شد و صورت به صورت فرزندش نهاد».[۲۸]،[۲۹]

اکسیر محبت حسینی  بر روح و جان  اسلم بن ترکی

هم چنین شکوه محبت ورزی  از سوی امام حسین (علیه السلام) به یارانشان مثال زدنی است، لذا وقتی  اسَلم بن عمرو، غلام ترکى [۳۰]که از نژاد ترک و خادم و کاتب امام حسین علیه السلام بود.[۳۱] و با زبان عربى آشنایى داشت.[۳۲] از امام اذن گرفت و به میدان رهسپار شد لیکن پس از آنکه به زمین افتاد امام علیه السلام بر بالینش حاضر شد و چون مشاهده کرد غلام نسبت به آن حضرت اظهار علاقه مى کند، امام گریان شد و در کنارش نشست و[۳۳]صورت بر جبینش نهاد. غلام که ازاین همه محبت به وجد آمده بود، شادمان شد و فریاد زد: «مَنْ مِثْلی وَابْنُ رَسُولِ اللَّهِ واضِعٌ خَدَّهُ عَلى خَدِّی ؛ کیست همانند من که پسر پیامبر صورتش را بر صورتم قرار داده است» این را گفت و به درجه رفیع شهادت نایل آمد.[۳۴]،[۳۵]

در اینجا مى بینیم امام علیه السلام در لحظه شهادت صورت بر صورت غلامش مى گذارد یعنى همان ابراز محبتى را که درباره فرزند شجاع و دلبندش على اکبر علیه السلام مى کند، درباره غلامش نیز روا داشت. یعنى اینها همه مجاهدان وشهیدان راه خدا هستند و همه آنها عزیز و گرامى اند، و همه در یک مسیر و براى یک هدف جهاد کردند و شربت شهادت نوشیدند.[۳۶]

اینچنین است که بنابر قول مرحوم سید بن طاووس در حوادث عصر تاسوعا ؛ حسین علیه السلام زنان را دلدارى مى دهد، آن حضرت  امّ کلثوم، زینب، رقیه، فاطمه و رباب را مورد خطاب قرار داد و آنها را به صبر و بردبارى دعوت کرد[۳۷].[۳۸]

امام حسین(علیه السلام) و نوازش دختر مسلم بن عقیل

در روایتى آمده است که امام به دختر مسلم بن عقیل رو کرد و فرمود:«یا ابْنَتِی، أَنَا أَبُوکِ وَ بَناتِی أَخَواتُکِ ؛ دخترم! من به جاى پدرت و دخترانم به جاى خواهران تو هستند!».[۳۹]،[۴۰]

صبر و استقامت؛ مهمترین جلوۀ اخلاقی سیدالشهدا(علیه السلام)

حضرت حسین بن على علیهما السلام سیدالشهدا اسوه صبر و استقامت بود، در یکى از زیارت نامه ها آمده است: «ولقد عجبت من صبرک ملائکه السماوات ».[۴۱]،[۴۲]

لذا در وصیّت آن حضرت به برادرش محمّد، معروف به ابن حنفیّه آمده است:و هر کس دعوت مرا نپذیرفت، صبر مى کنم تا خداوند میان من و این مردم به حق داورى کند که او بهترین داوران است.[۴۳]

و یا در فرازی دیگر آمده است: اى عموزادگانم! صبر پیشه سازید! اى اهل بیتم! صبر کنید! بعد از این روز هرگز خوارى نبینید!».[۴۴]،[۴۵]

در ماجراى نهضت عاشورا فرزندان و نوادگان عقیل در یارى امام حسین علیه السلام از خودگذشتگى فوق العاده اى به خرج دادند به گونه اى که مورد تمجید و تحسین امام حسین علیه السلام قرار گرفتند. حضرت در برابر ایستادگى و نثار آنها فرمود: «صَبْراً آلَ عَقیلٍ إِنَّ مَوْعِدَکُمُ الْجَنَّهُ، اللَّهُمَّ اقْتُلَ قاتِلَ آلِ عَقیل ؛ خاندان عقیل! شکیبایى پیشه کنید که جایگاه شما بهشت است، خدایا کشندگان آل عقیل را نابود کن».[۴۶]،[۴۷]

سخن آخر

در خاتمه باید گفت رفتار و کردار  ما باید متخلّق به اخلاق حضرت امام حسین علیه السلام و یارانش باشید تا ما نیز به  مصداق «کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم»[۴۸] همگان را در راستای الگوپذیری از آن حضرت  سوق دهیم.[۴۹]

پروردگارا! خلقت ما را در بهترین صورت قرار داده اى، توفیقى مرحمت کن تا عمل و اخلاق ما نیز در بهترین صورت باشد.ما را در این راه مشمول الطافت فرما.آمین یا رب العالمین .[۵۰]

[۱] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۷۵٫

[۲] پیام قرآن ؛ ج ۹ ؛ ص۳۱۳٫

[۳] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۸۶٫

[۴] اهداف قیام حسینى ؛ ص۲۹٫

[۵] همان ؛ ص۳۱٫

[۶]  این جمله همان طور که در تذکره الموضوعات ص ۱۸۳، و کشف الخفاء، ج ۲، ص ۳۱۱ آمده حدیث نیست.

[۷] ابن کثیر مورّخ و دانشمند متعصّب و معروف اهل سنّت مى گوید:« یزید به نوازندگى، شرابخوارى، خوانندگى، شکار( تفریحى)، به خدمت گرفتن غلامان و کنیزان خنیاگر، سگ بازى، و به جان هم انداختن قوچ ها، چهارپایان و بوزینه ها شهرت داشت. هر روز صبحگاهان مست و مى زده بر مى خواست. او بوزینه اى را بر پشت اسب زین شده اى سوار مى کرد و مى گرداند و بر بوزینه و غلامان کلاه هاى زرین مى پوشاند، و هنگامى که بوزینه اش مُرد بر او اندوهگین شد.( عاشورا، ص ۲۱۹).

[۸] اهداف قیام حسینى ؛ ص۳۱٫

[۹] همان.

[۱۰]  المنتظم، ج ۴، ص ۱۷۹( حوادث سال ۶۳ ه. ق) به نقل از عاشورا، ص ۲۱۷٫

[۱۱] اهداف قیام حسینى، ص ۳۲٫

[۱۲] همان.

[۱۳] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۳۰٫

[۱۴] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۲۴۸٫

[۱۵] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى ؛ ص۳۶۳٫

[۱۶] تفسیر نمونه ؛ ج ۳ ؛ ص۴۲٫

[۱۷] مشکات هدایت ؛ ص۱۸۷٫

[۱۸] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۳۹۹٫

[۱۹] همان.

[۲۰] همان.

[۲۱] همان ؛ ص۴۸۲٫

[۲۲] همان ؛ ص۴۳۹٫

[۲۳] همان؛ ص ۴۴۰٫

[۲۴]  کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۶۴٫

[۲۵] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص ۴۴۰٫

[۲۶]  مقتل الحسین خوارزمى، ج ۱، ص ۲۲۶٫

[۲۷] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۳۵۹٫

[۲۸]  ملهوف( لهوف)، ص ۱۶۷٫

[۲۹] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۴۸۰٫

[۳۰] برخى از اهل مقاتل غلام ترکى دیگرى را به نام« واضح ترکى» ثبت کردند که برخى از مطالب به صورت مشترک یا مختلط نقل شده است.

[۳۱]  منتهى الآمال، ج ۱، ص ۶۵۴ ، تنقیح المقال، ج ۱، ص ۱۲۵٫

[۳۲] مقتل الحسین خوارزمى، ج ۲، ص ۲۴٫

[۳۳] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۴۵۸٫

[۳۴] ر.ک: ابصار العین، ص ۵۴ ، مقتل الحسین مقرّم، ص ۲۴۹٫ در برخى از مقاتل آمده است که پس از آنکه امام به بالینش آمد و صورت به صورتش نهاد، اسلم چشمش را باز نمود و همین که امام را دید تبسمى کرد و به فیض شهادت نایل آمد. بحارالانوار؛ ج ۴۵؛ ص ۳۰ ، مقتل الحسین خوارزمى؛ ج ۲؛ ص ۲۴٫

[۳۵] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص: ۴۵۹٫

[۳۶] همان.

[۳۷] ملهوف( لهوف)؛ص ۱۴۱٫

[۳۸] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۶۱۵٫

[۳۹] مثیرالاحزان؛ص ۴۵٫

[۴۰] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۳۶۳٫

[۴۱]  بحارالانوار؛ ج ۹۸؛ ص ۲۴۰٫

[۴۲] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۸۱٫

[۴۳] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۳۲۹

[۴۴]  مقتل الحسین خوارزمى؛ ج ۲؛ ص ۲۷- ۲۸ ، بحارالانوار؛ ج ۴۵؛ ص ۳۴- ۳۶٫

[۴۵] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۴۸۴٫

[۴۶] ر.ک: عقیل بن ابى طالب؛ ص ۷۱ ، ینابیع المودّه؛ ج ۳؛ ص ۷۳٫

[۴۷] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص۴۸۴٫

[۴۸]  اصول کافى؛ باب الورع؛ ح ۱۴٫

[۴۹] احکام عزادارى ؛ ص۱۴۲٫

[۵۰] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۱۴۷٫






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 3 = 7