دلیل بدعت ‌بودن «قمه‌زنی»/ در عزاداری گرفتار اخباری‌گری هستیم

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 مشاور مذهبی حوزه هنری گفت: وقتی گفتیم برای سیدالشهدا(ع) گریه کن و بگریان یا حتی تباکی کن تا اهل بهشت شوی، آن وقت بعضی افراد به این توهم گرفتار می‌شوند که به هر قیمتی شده باید این کار را انجام داد.

عده‌ای به خاطر تخریب مکتب اهل بیت(ع) خواسته یا ناخواسته وارد بدعت در دین می‌شوند.
 


با توجه به اینکه به ایام عزاداری سید و سالار شهیدان، امام حسین علیه‌السلام وارد شدیم، در خصوص شیوه‌های عزاداری و به خصوص قمه‌زنی اگر مطلب مقدماتی دارید، بفرمایید.
آنچه به عنوان مقدمه به ذهنم می‌رسد را در چند بند عرض می‌کنم:
اول اینکه آیا عزاداری برای حضرت سیدالشهدا(ع) فی‌نفسه مهم است یا نه؟
طبق آنچه از روایات برداشت کرده‌ام، عزاداری برای حضرت سیدالشهدا(ع) و گریه کردن در مصائب ایشان و حتی ذکر اتفاقات پیرامون فاجعه محرم سال ۶۱ هجری فی نفسه اهمیتی ندارد، آنچه اهمیت دارد، زنده نگه‌داشتن آرمان‌های حضرت سیدالشهدا(ع) و سایر حضرات معصومین(ع) است و با توجه به اینکه ذکر این مصیبت‌ها می‌تواند یادآور این اهداف و آرمان‌ها باشد، اهمیت پیدا می‌کند، طبیعتاً بسیاری از افراد هم وقتی ماجرای این مصائب را می‌شوند، منقلب شده و در رثای آن به گریه می‌افتند. اما متأسفانه بعضی از ما مطلب را کامل متوجه نشدیم و تصور کردیم که ذکر این مصیبت‌ها و به گریه انداختن مردم اصالت دارد.
حالا اگر گوینده و شنونده متوجه آن آرمان‌ها نشده و در زندگی خود الگو قرار نداند، همین مقدار که به یاد آن مصیبت‌ها گریه کردیم و گریاندیم، باز هم خوب است، برای اینکه مطلب روشن شود، ترجیح می‌دهم از کلام الله تعالی یعنی قرآن مثال بزنم. به نظر حقیر بر خلاف آنچه بعضی تصور می‌کنند، هر چند کلام الله تعالی نور است، اما به صرف خواندن آن اگر متوجه معنا و مفهوم آن نباشیم و از آن برای هدایت خود، بهره نبریم، نباید انتظار داشته باشیم که از ثواب آن بهره‌مند شویم.
خوارج را به یاد بیاورید، آن‌ چنان در خواندن قرآن تکرار و استمرار داشتند که هم‌عصران خود را به تعجب وا می‌داشتند و هم ما را که بعد از قرن‌ها با رفتار آن‌ها مواجه می‌شویم، به تأسف وا می‌دارد، اما در نهایت چه شد؟ در مقابل امام عصر خود قرار گرفتند و شمشیر کشیدند و امیرالمؤمنین(ع) هم بعد از آنکه دید به راه هدایت نمی‌شوند و به قتل و غارت خود و کشتن مسلمانان ادامه می‌دهند، به ناچار برخورد تند و سنگینی با آن‌ها داشت. خلاصه آنکه ظاهر دین و دین‌داری کاری برای ما نمی‌کند و هر باید متوجه و مقید به این ظاهرها بود، اما وقتی تقید به این ظاهرها ارزشمند می‌شود که باطن آن را نیز متوجه باشیم.
حالا برگردیم سر اصل مطلبمان. وقتی از باطن غافل شدیم و اصالت را بر ظاهر قرار دادیم و نگاهمان به روایات، جنبه اخباری‌گری پیدا کرد، گرفتاری‌های بعدی هم پیش می‌آید. یعنی وقتی گفتیم در روایات ما آمده است که برای سیدالشهدا(ع) گریه کن و بگریان و حتی خود را به تباکی بزن تا اهل بهشت شوی، آن وقت بعضی از افراد به این توهم گرفتار می‌شوند که به هر قیمتی شده باید این کار را انجام داد و معتقد می‌شوند اگر لازم شد عیبی ندارد که کمی هم چاشنی آن را زیاد کنیم و از خودمان مطلبی به آن بیافزاییم و این کم کم‌ها می‌شود زیاد و زیادها می‌شود خیلی زیاد. حالا بماند که عده‌ای هم از این احساسات پاک عوامانه جهت منافع خودشان و حزبشان استفاده می‌کنند، عده‌ای به خاطر کسب درآمد، عده‌ای هم به خاطر تخریب مکتب اهل بیت(ع) تا جایی که بدون آنکه متوجه شویم، خواسته یا ناخواسته بدعت در دین وارد می‌شوند و بدعت هم تکلیفش روشن است.
قمه‌زنی قطعاً از مصادیق بدعت در دین است
به نظر شما قمه‌زنی هم از همین موارد است؟
ببینید قمه‌زنی با دو مشکل مواجه است، اول اینکه به شکلی که حداقل الآن دارد انجام می‌شود، قطعاً از مصادیق بدعت در دین است و هر نوع بدعتی حرام است، می‌خواهد پای حضرت سیدالشهدا(ع) را وسط بکشیم یا نه، سیدالشهدا(ع) در اینجا هم مظلوم واقع شده‌اند، یعنی عده‌ای برای بدعت خود از نام سیدالشهدا(ع) استفاده می‌کنند، حالا ممکن است کسی بگوید که من حرف این شیخ را قبول ندارم و بدعت نیست. اینجا مشکل دوم پیش می‌آید، یعنی وهن مکتب اهل بیت(ع) و هرآنچه موجب وهن اسلام و مکتب اهل بیت(ع) شود حرام است، خصوصاً چیزی که در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن مستحب است و حتی اثبات استحباب آن هم عجیب است، حالا اگر کسی قبول نداشته باشد که قمه‌زنی در دنیای امروز وهن مکتب اهل بیت(ع) است، برای من خیلی عجیب و غیر قابل باور است. اما حقیر همچنان بر سر حرف خودم هستم و قمه‌زنی و مانند آن را به از مصادیق بدعت می‌دانم.
به نظر شما روضه‌خوانی‌های غیرمعتبر هم از همین دسته‌اند؟
آن‌ها هم دست کمی از این‌ها ندارند و ریشه آن‌ها هم مثل همین‌ها است. متأسفانه کم نیستند روضه‌ها و ذکر مصیبت‌هایی که در زمان ما از کتب کاملاً غیر معتبر خوانده می‌شود، حالا بماند که بعضی‌ها هم همین حالا فی المجلس مطلب می‌سازند و می‌گویند و دیگران هم باور می‌کنند و آن‌هایی هم که منبر دارند، بدون تحقیق و پی‌جویی همان‌ها را نقل می‌کنند و ذره ذره همان مطالب غیر معتبر مشهور می‌شوند و عده‌ای تصور می‌کنند که این شهرت نشان از درستی آن‌ها است.
مقاتل معتبر و نامعتبر چیست
به نظر شما کدام مقتل‌ها معتبر هستند و کدام‌ها غیر معتبر؟
مطالب مختلف بسیار است، اما اگر بخواهیم از کتابی نام ببریم، الارشاد شیخ مفید، لهوف و مثیر الاحزان از معتبرترین کتب تاریخی ما هستند. البته این به آن معنا نیست که همه مطالب آن‌ها درست است، خیر تاریخ هم مثل حدیث قاعده خاص خود را دارد که بر اساس آن مطالب تاریخی را محک زده و بررسی می‌کنیم.
مبنا شما در این محک‌زدنی که گفتید چیست؟
با توجه به اینکه حقیر هم مانند سایر مسلمان‌ها قرآن را وحی می‌دانم، اگر مطلبی بر خلاف آن بود، نمی‌توانم بپذیرم. پس قرآن در رتبه اول قرار دارد. بعد از آن نوبت به مطالب تاریخی می‌رسد که در روایات معتبر ما وجود دارد. بعد از آن نوبت به روایت غیر معتبر و مرسلی می‌رسد که فرد جاعل حدیث، کذاب یا ضعیف در آن نیست که این موارد در کنار تاریخی که افراد مذکور هم در آن نیستند، می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.
اما روایات و مطالب تاریخی که این افراد در آن قرار دارند، اصلاً نمی‌توانند مبنا قرار گیرند، البته عرض من این نیست که این موارد قطعاً نادرست هستند و قبول دارم که بعضی از آن‌ها می‌توانند درست باشند، اما چون از نظر علمی بسیار متهم هستند، نمی‌توانند مبنا قرار بگیرند.
س: حالا به نظر شما کدام مقتل‌ها معتبر نیستند؟
ج: بعضی از مقتل‌ها مانند روضهالشهدا و مقتل ابومخنفی که فعلاً در اختیار ما است از جمله مقتل‌های کاملاً غیر معتبر هستند، البته ممکن است خیلی مطالب آن‌ها که در منابع معتبر هم ذکر شده است، درست باشد اما مطالبی که در مقتل‌های معتبر نیست، اصلاً نمی‌تواند مورد اعتماد قرار بگیرد.
شما مقتل ابومخنف را قید زدید، چرا؟
ببینید ابومخنف، بزرگ اصحاب حدیث در کوفه و سرشناس بوده و از نظر حقیر ثقه است و در زمانی می‌زیسته که به ماجرای عاشورا نزدیک بوده است. اتفاقاً کتابی هم به نام مقتل الحسین داشته اما این مقتل الحسین به دست ما نرسیده و انتساب این مقتل ابومخنفی که الآن موجود است، به این عالم ثقه غیرمعتبر است.
از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید، متشکرم. اگر مطلب پایانی هم دارید بفرمایید.
من هم از شما سپاسگزارم. امیدوارم تلاش کنیم و خدا هم به خاطر این تلاشمان توفیق دهد که بتوانیم مطالب غیر معتبر را از روایات و تاریخ خودمان بزداییم و مهم‌تر آنکه آموزه‌های قرآن و روایات معتبر عمل کنیم.






اخبار مرتبط

  • اقدامات روزآمد حوزه بیشتر اطلاع رسانی شود
  • محورهای پژوهشی و تبلیغى ماه صفر
  • از ایجاد فرقه و تفرقه تا ترور مردم و مسؤولان در دهه نخست انقلاب
  • آیت الله نوری همدانی خواستار توجه به مشکلات معیشتی طلاب شد
  • تأکید آیت الله علوی گرگانی بر ضرورت اجرای طرح هدفمندی مرکز خدمات
  • سعی شیاطین برای واگرایی هنر و هنرمندان از مفاهیم انقلاب را باطل کنید
  • بر همت رزمندگان دلیر فلسطینی درود می‌فرستم
  • مسلمانان به یاری مردم فلسطین بشتابند
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    2 + = 9