امام حسین سمبل وحدت امت اسلامی

شهادت امام حسین علیه السلام همه امت اسلامی را بر مساله عدالت گرد می آورد و وحدتی در مقابل هر کس که ضد اسلام و مسلمانان است را ایجاد می نماید..

آیت الله شیخ حسین الراضی 
از یعلی بن مره نقل است که گفت: رسول خدا ص فرمود: حسین از من است و من از حسین ام. خداوند دوست دارد انکسی که حسین را دوست دارد. حسین یکی از نوه های من است. (کامل‏ الزیارات ص ۱۱۶ باب ۱۴ حدیث ۱۲۶) 
امام حسین امت را بعد از شهادتش وحدت بخشید 
این حدیث که امت اسلامی ان را پذیرفته و علمای اهل سنت و شیعه نیز انرا نقل کرده اند نشان می دهد که شایسته است بواسطه امام حسین علیه السلام مجتمع شده و ایشان را عامل وحدت خویش قرار دهند چنانچه ایشان در زمان حیاتش عامل عزت و حیات امت و پس از شهادتش عامل اتحاد آنان شد. 
اکثر روایاتی که فضائل اهل بیت علیهم السلام را نقل می کنند قبل از انکه توسط علمای شیعه نقل شوند توسط علمای اهل سنت نقل شده اند و کتاب فضائل خصوصا درباره امام حسین علیه السلام مفصل است که از زبان جد ایشان موارد متعددی ذکر شده است. اینها را علامه امینی در کتاب «سیرتنا و سنتنا سیره نبینا و سنته» جمع آوری کرده است. برخی از این احادیث عبارتند از: 
۱- بخاری متوفى ۲۵۶ هـ در الأدب المفرد ص ۱۳۳ شماره ۳۶۶ ، وتاریخ الکبیر ج ۸ ص ۲۸۸ شماره ۳۵۳۶ در ترجمه یعلى . با دو سند که یکی را صحیح می داند . 
۲- أحمد بن حنبل متوفى ۲۴۱ هـ در مسند خودش ج ۱۳ ص ۴۱۶ حدیث ۱۷۴۹۱ از عفان از وُهَیْب از عبد الله بن عثمان بن خُثَیم از سعید بن أبی راشد از یعلى العامری ….. و محقق در کنار ان حاشیه زده است که سندش حسن است. و در فضائل الصحابه ج ۲ ص ۷۷۲ ح ۱۳۶۱ عین سند قبل را آورده و محقق همان حاشیه را زده است. 
۳- أبو بکر ابن أبی شیبه الکوفی متوفى ۲۳۵ هـ در المصنف ج ۶ ص ۳۰۰ ح ۳۲۱۹۶ عین همان سندی که أحمد بن حنبل نقل کرده را آورده است. 
۴- الترمذی متوفى ۲۷۹ هـ در سنن خودش ج ۵ ص ۶۱۷ حدیث ۳۷۷۵ . ومی گوید این حدیث حسن است. 
۵- ابن ماجه متوفى ۲۷۵ هـ در سنن خودش ج ۱ ص ۵۱ حدیث ۱۴۴ . 
۶- ابن حِبان متوفى ۳۵۴ هـ در صحیح خودش ج ۱۵ ص ۴۲۸ . 
۷- الطبرانی متوفى ۳۶۰ در المعجم الکبیر ج ۳ ص ۳۲ ح ۲۵۸۶ و ۲۵۸۹ وج ۲۲ ص ۲۷۳ ح ۷۰۱ و ۷۰۲ . و در مسند الشامیین ج ۳ ص ۱۸۴ ح ۲۰۴۳ . 
۸- الحاکم در المستدرک ج ۳ ص ۱۹۴ ح ۴۸۲۰ . و این حدیث را صحیح می داند. 
۹- الذهبی در خلاصه المستدرک اعتراف می کند که صحیح است. 
۱۰- ابن عساکر در تاریخ شهر دمشق ج ۱۴ ص ۱۴۹ و۱۵۰ وج ۶۴ ص ۳۵ . 
۱۱- الهیثمی در مجمع الزوائد ج ۹ ص ۱۸۱ می گوید که حدیث حسن است. 
۱۲- الألبانی در سلسله الأحادیث الصحیحه ج ۳ ص ۲۲۹ حدیث ۱۲۲۷ از چندین محدث انرا نقل کرده و می گوید که صحیح است . 
علماء شیعه هم این حدیث را از قول علمای سنی نقل کرده اند در: 
أبو القاسم جعفر بن محمد بن قولویه القمی متوفى ۳۶۸ هـ در کامل الزیارات ص ۱۱۶ حدیث ۱۲۶ و۱۲۷ 
که انرا با دو سند نقل می کند یکی را به احمد بن حنبل از دو کتاب مسند و فضائل و دیگری را از قول ابن ماجه در سنن می آورد. 
شاید ابن قولویه اولین کسی باشد از علمای شیعه که این حدیث را نقل کرده است و بقیه از او نقل می کنند. 
معنی حدیث: 
این حدیث از احادیث سختی است که درباره آن مناقشات زیادی شده است خصوصا درباره قسمت دوم ان که می گوید: انا من حسین. که برای ان معانی متعدد امده است: 
اول: وجوب محبت امام حسین 
الطیبی که یکی از علمای اهل سنت است که این حدیث را شرح نموده، می گوید: حسین منی و انا من حسین. گویی پیامبر ص با علم نورانی خود انچه میان حسین و سایرین پیش می آید را می داند لذا او را مخصوص کرده بنحوی که گویی حکم او و حسین درباره وجوب محبت و حرمت تعرض و جنگ یکی است. و این معنا را با این قول که احب الله من احب حسینا تاکید کرده است. همانا محبت حسین محبت رسول خدا و محبت رسول خدا محبت خداوند است… (نفحات الأزهار ج ۱۶ ص ۴۶۲) 
این معنا گرچه صحیح است ولی مختص امام حسین نیست بلکه مادر و پدر و برادرش نیز با او مشترک می باشند. آمده است که: 
۱٫ از سلمه بن کهیل از عبدالعزیز از علی علیه السلام: رسول خدا ص می گفت: ای علی این دو فرزند – یعنی حسن و حسین- با من کاری کرده اند که نمی توانم بیش از ایشان کسی را دوست بدارم. خداوند به من امر کرده است که آنها را و هر کس که انها را دوست بدارد را دوست بدارم. (کامل‏ الزیارات ص ۱۱۲ باب ۱۴ حدیث ۱۱۶) 
۲٫ از ابی رافع از پدرش از جدش از ابوذرغفاری: پیامبر ص مرا به داشتن حب حسن و حسین امر کرد. من هم بخاطر حب پیامبر ص آن دو را و هر کس آن دو را دوست بدارد دوست دارم. (کامل‏الزیارات ص ۱۱۳ باب ۱۴ حدیث ۱۱۸ ) 
ما به علمای اهل سنت درباره مقتضی این حدیث و احادیث دیگری که صحت آنها مسلم است عرض می کنیم که از وظایف شما اعلام محبت امام حسین علیه السلام است. تناسب با این محبت هم ناراحت بودن در روز عاشوراست و اینکه از کسانی که این جنایت را مرتکب شده و قلب رسول خدا را آسیب زدند، اعلان برائت کنند و یا اقلا آنچه که برادران شیعه انها در این روزها انجام می دهند و اعلام برائت از مجرمان را درک کنند. 
مساله امام حسین فرصت خوبی است که همه مسلمانان را با دین شان آشنا کرده و عدم همراهی با ظالم را به انان متذکر گردد هر چه که ظالم قوی و مظلوم ضعیف باشد. فرصتی است که مسلمانان ببینند که رهبران انان چگونه خون شان را فدای دین خدا نمودند تا مقدسات و ارزشها پایمال نگردند و از مستضعفان و محرومان دفاع گردد. 
شهادت امام حسین علیه السلام همه امت اسلامی را بر مساله عدالت گرد می آورد و وحدتی در مقابل هر کس که ضد اسلام و مسلمانان است را ایجاد می نماید. 
دوم: شامل شدن همه کمالات نبوی در امام حسین جز مساله نبوت 
این معنا هم گرچه اعتبارا پذیرفته است ولی قسمت دوم حدیث با ان تناسب ندارد. 
سوم: ممکن است این معنا مراد باشد که اگر شهادت حسین علیه السلام نبود از اسلام جز اسم چیزی باقی نمی ماند… 
اگر اسلام به دست یزید می افتاد اسلام را محو می کرد و جاهلیت را باز می گرداند لکن خداوند امام حسین را به این مفتخر کرد که با ایثار خون خویش و خانواده و یارانش، شریعت نبوی را از انحراف حفظ کنند. 
این معنا از دو معنای اول مناسب تر می نماید. معنای چهارمی را هم شیخ محمد حسین کاشف الغطاء در کتاب اش جنه المأوی ذکر می کند که مفصل است و مجال ذکر ان نیست. 
دو مساله ضروری: 
۱٫ شایسته است که امام حسین علیه السلام را از منابع اصلی که بدون شائبه تحریف هستند بشناسیم و آنرا در محل مناسب خود قرار دهیم نه اینکه انطور که خودمان می خواهیم تصویر نماییم. برخی جاهلانه دارند با مشی و راه امام حسین مخالفت می کنند که قطعا مورد رضایت خداوند نیست. 
امام حسین مشابه رسول خداست 
حسین نوه پیامبر ص و از گوشت و پوست و خون و رسالت و روحانیت اوست چنانچه در حدیث مذکور است. برای او کاری نداشت که از مرگ رهایی یابد ولی مسوولیتی که در قبال اسلام حس می کرد به او چنین اجازه ای را نداد که فقط به فکر نجات خودش باشد. ولی آن افراد پست اقدام به ریختن خون او نمودند حال انکه جایگاه او را می دانستند و مادر و پدر و جد او را خوب می شناختند. 
ام لقمان دختر عقیل بن ابیطالب اینطور سروده است که: 
چه می گویید اگر پیامبر به شما بگوید چه کردید و حال انکه شما امت آخرالزمان هستید 
با عترت و اهل بیت من بعد از رفتنم از انها اسیر گرفتید و خون شان را ریختید! 
این پاداش من نبود وقتی به شما نصیحت کردم که پس از من با ارحام من نیکو باشید 
۲٫ شناخت اهداف قیام ایشان: 
این مساله در سخنرانی ها و خطبه های ایشان از مدینه تا مکه و از انجا تا کربلا موجود است. ایشان در شرح علل قیام شان چنین می فرمایند: 
الف – انحراف امت و علاقه انها به دنیا: ایشان فرمود: «مردم بنده دنیایند و دین لقله زبان شان است. تا زمانی که معیشت شان را بگرداند گرد دین هستند ولی وقتی آزمایش الهی برسد دین داران اندک می شوند» 
ب- گسترش فساد اخلاقی در امت خصوصا در مدینه منوره که خداوند در سوره جمعه به ان اشاره می کند که زمان پیامبر ص بود ولی بعد از وفات ایشان امری رایج شد! 
ج- ترک امر به معروف و نهی از منکر 
د- تحول معروف به منکر و منکر به معروف! 
امام حسین علیه السلام از زبان پیامبر ص نقل فرمود که: هر کس حاکم ظالمی را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و پیمان الهی را شکسته است و مخالف سنت نبوی عمل می کند و در میان بندگان به ظلم و ستم رفتار می نماید و علیه او هیچ اقدام عملی یا زبانی نکند خداوند این حق را دارد که هر اقدامی با او بکند. 
آگاه باشید که اینها رفیقان شیطان شدند و عبادت خداوند رحمان را ترک کردند و فساد را علنی کرده و حدود الهی را تعطیل نمودند و اموال حرام ستانده و حرام الهی را حلال و حلال او را حرام کردند و من محق ترم از بقیه بر قیام (تاریخ الطبری ج۴ ص۳۰۴ طبع الأعلمی بیروت ، تحف العقول ص۵۰۵ ، وبحار الأنوار ج۴۴ ص۳۸۲ والعوالم ( الإمام الحسین ص۲۳۲ و اللفظ للأول.) 
ه – بی توجهی اصحاب حق به آن 
باید تلاش کنیم که این اهداف را حفظ کرده و انها را احیاء کنیم. 
حسین سیدالشهداست 

از محمد بن اسماعیل از حنان: امام صادق علیه السلام فرمود: حسین را زیارت کنید و او را تنها نگذارید که او آقای جوانان اهل بهشت و سرور شهدای عالم است.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 1 = 10