سند آموزشی ۲۰۳۰ یونسکو؛ دروازه نفوذ فرهنگی

 

نفوذ و استحاله فرهنگی، به عنوان دو راهبرد نظام سلطه در مقابله با نظام اسلامی است.

آموزش و پرورش نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت افراد و هدایت جریان فکری، علمی و فرهنگی کشور به سوی قله های پیشرفت و تمدن سازی برعهده دارد.

هر زمانی که از تربیت سخن به میان می آید، نگاه ها به دستگاه آموزش و پرورش بدون در نظر گر فتن مأموریت ها و وظایف دیگر نهادها و سازمان ها معطوف می شود و تنها ویژگی آموزشی آن اهمیت می یابد و این نقیصه موجب می شود تا بعد پرورشی که نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت نسل آینده جامعه دارد نادیده گرفته شود.

نظام اسلامی ما که مبتنی بر آموزه های قرآنی و معارف الهی اهل بیت(ع) شکل گرفته است، از دو موضوع آموزش و پرورش به عنوان دو بال رونده در تربیت نسل آینده و حرکت به سوی قله های پیشرفت و تعالی یاد می کند.

ناگفته پیداست که در تدوین سیاست های آموزش و پرورش کشور ما، نگاه دقیق و اصولی به این دو بعد باید مورد نظر سیاست گذاران و برنامه ریزان قرار گیرد تا این جریان تربیتی با سرعت مناسب و دقت زیاد به حرکت شتابان خود ادامه دهد.

تلاش و اهتمام همه صاحب نظران و کارشناسان این عرصه باید بر اساس آموزه های دینی و محقق ساختن آموزش و پرورشی مبتنی بر تفکر باشد یعنی مخاطبین تحت پوشش باید بتوانند صحیح و پیوسته در مورد پدیده های هستی بیندیشند تا با گشودن دریچه تفکر درهای حکمت و راه یابی به حقیقت هستی بر آنها گشوده شود.

تعلیم و تربیتی که تحقق بخش حیات طیبه، جامعه عدل جهانی و تمدن اسلامی ایرانی باشد در پرتو چنین سرمایه انسانی متعالی است که آمادگی تحقق حکومت جهانی انسان کامل را یافته و در سایه چنین حکومتی ظرفیت و استعدادهای بشر به شکوفایی و کمال خواهد رسید.

توجه به این موضوع مهم است که می تواند در پاسخگویی به نیازهای جامعه نقش مهمی ایفا کند چرا که  کیفیت فعالیت سایر نهادهای اجتماعی به چگونگی عملکرد آموزش و پرورش بستگی دارد و آموزش و پرورش است که در پروراندن فرد و بالنده‌ کردن جمع نقش حیاتی دارد.

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش؛ پاسخی به نیازهای تمدنی نظام اسلامی

متأسفانه تغییرات سریع و گاه تصمیمات سیاسی همواره سایه سنگین خود را بر روی این نهاد انداخته و در حالی که تغییرات در این نهاد باید بسیار فکر شده و محاسبه شده باشند اما تصمیمات ناصواب و غیر اصولی که ماهیت اسلامی و تمدن سازی این نهاد مهم تربیتی و پرورشی را از بین می برد به یکی از آفات این روزهای سیستم آموزش و پرورش کشور مبدل شده است.

هرچند تلاش‌های بسیار خوبی از سوی مسؤولان و دست‌اندرکاران نظام تعلیم و تربیت برای بهبود و اصلاح نظام آموزشی کشور به عمل آمد که بعضاً نتایج مثبت و مفیدی نیز برجای گذاشته است؛ اما نظام آموزش و پرورش با چالش‌های جدی روبه‌رو است و حاصل آن پاسخگوی تحولات محیطی و نیازهای جامعه و در تراز نظام اسلامی و منطبق بر آرمان های تمدنی آن نمی‌باشد.

در این میان رهبر انقلاب بارها بر ضرورت تحول بنیادین در آموزش و پرورش با تکیه بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی ـ ایرانی و تدوین الگوی اسلامی ـ ایرانی برای تحول و پرهیز از الگوهای وارداتی، کهنه و تقلیدی محض، به عنوان چراغ راه برون‌رفت از چالش‌های نظام آموزشی کشور تأکید داشته اند تا آنجا که در دیدار ۱۳ اردیبهشت ماه سال جاری با معلمان و فرهنگیان فرمودند: «نظام آموزشی ما نظام فرسوده و قدیمی و کهنه‌ای است. نظام آموزشی کهنه است؛ این را ما از اروپایی‌ها گرفتیم، همین‌جور نگهش داشتیم، مثل یک چیز موزه‌ای مقدّس که دست به آن نخورَد! هرگاه‌یک‌باری گوشه‌کنارش را یک کمی کم و زیاد کردیم؛ نظام، نظام کهنه‌ای است؛ باید نوسازی بشود. خب، حالا البتّه همین طرح تحوّل که آقای وزیر اشاره کردند، این یک گامی است در این راه؛ خوب است لکن این را من میخواهم بگویم، برای نوسازی نظام آموزش‌وپرورش، ما باز نگاه نکنیم به دست دیگران، ببینیم حالا در فلان کشور اروپایی چه اتّفاقی افتاده، ما هم همان را رونویسی کنیم. نه آقا، صاحبان فکر بنشینند -البتّه از تجربه‌ها خوب است استفاده کنند- خودشان طرّاحی کنند، نظام نوین را طرّاحی کنند. حالا همین طرح تحوّل که علی‌الظّاهر خوب تهیّه شده، یک گامی است؛ همین را با دقّت و با نگاه انتقادی اجرا کنند؛ نگاه کنند و ببینند کجاهایش اشکال دارد. بالاخره در هر نوشته‌ی غیرالهی و هر کار بشری یک اشکالی هست؛ بگردیم آن اشکال را پیدا کنیم. اشکالات را شناسایی کنیم، عیوب را شناسایی کنیم، یک نظام پاکیزه‌ی منظّم خوبی طرّاحی کنیم.»

تأکید رهبر انقلاب بر اصلاح و تغییر نظام آموزش برپایه الگوی ایرانی اسلامی تا آنجا نمود دارد که ایشان در دیدار جمعی از فرهنگیان در ۱۸ اردیبهشت سال ۹۲ می فرمایند:« یک کشور اگر بخواهد به سرافرازی برسد، به رفاه و غنا برسد، به علم و تفوّق علمی منتهی شود، اگر بخواهد مردم شجاع، آزاده، فهمیده، عاقل، خردمند و متفکر تحویل جامعه‌ی بشری دهد، باید این زیرساخت اصلی را درست کند؛ زیرساخت تعلیم دوران کودکی و نوجوانی…. آموزش و پرورش ما آن روزی که در کشور به شکل جدید درآمد، بر اساس یک مبنای فکری و اعتقادیِ دیگر به وجود آمد؛ ما هم در طول ده‌ها سال ــ از اوّلی که آموزش و پرورش جدید در کشور آمد ــ بر همان مبنا حرکت کردیم، در واقع در همان ریل پیش رفتیم؛ که خب، ریل درستی نبود. این سند تحول باید ما را به سمت هدفهای اسلامی حرکت دهد؛ باید جامعه را به سبک زندگیِ حقیقتاً اسلامی پیش ببرد؛ باید بتواند در ما خصلتهای والای انسانی را به وجود بیاورد. ما امروز در خودمان، در خلقیات خودمان، در رفتار خودمان، نقائصی مشاهده میکنیم؛ این نقائص باید برطرف شود. استعداد بشری در جامعه‌ی ایرانی، یک استعداد انبوه و سرشار است؛ این استعداد باید امکان بروز پیدا کند، جهت صحیح پیدا کند. این سند تحول ناظر به یک چنین چیزی است»

با درک اهمیت این موضوع از سوی نهادهای تصمیم ساز کشور، طرح تدوین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به مثابه سند تحول راهبردی نظام آموزش و پرورش در افق چشم‌انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران، در دستورکار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت و سرانجام پس از شکل‌گیری حلقه‌های کارشناسی و پژوهشی با مشارکت صاحب‌نظران حوزوی، دانشگاهی، مدیران و کارشناسان مجرب آموزش و پرورش و سایر دستگاه‌های ذی ربط، ضمن پایبندی به دیدگاه‌های حضرت امام خمینی(ره) و نظرات مقام معظم رهبری درباره تحول بنیادین نظام آموزشی و همسو با اسناد فرادستی، از جمله سند چشم‌انداز بیست ساله کشور، سند مذکور تدوین و به تصویب این شورا رسید.

اما طی چند ماه گذشته موضوعی که در صدر اخبار فرهنگی و آموزشی کشور قرار گرفت و دلسوزان نظام را آزرده خاطر کرده و به تکاپوی روشنگری پیرامون این نفوذ خزنده فرهنگی کرد، بحث «سند ملی آموزش  ۲۰۳۰  جمهوری اسلامی ایران» با شعار « به سوی آموزش و یادگیری مادام العمر با کیفیت، برابر و فراگیر» است.

نفوذ و استحاله، راهبرد فرهنگی استکبار

نفوذ و استحاله فرهنگی، به عنوان دو راهبرد نظام سلطه در مقابله با نظام اسلامی است به گونه ای که سعی آنها بر تربیت نسل آینده بر مبنای انگاره های منحط غربی به عنوان راهبردی اساسی در سیاست های فرهنگی دشمن مطرح است.

حضرت امام خامنه ای، ماهیت جنگ نرم کنونی نظام سلطه علیه انقلاب و نظام اسلامی را این گونه تشریح می کنند: «یکی از مسئولان طراز اول رژیم صهیونیستی، توصیه ای به آمریکایی ها کرد. این توصیه کاملاً در مطبوعات خارجی و اینترنت منعکس شد و امر پنهانی و مخفیانه ای نیست. توصیه وی به آمریکایی ها این بود که بیهوده وقت خود را با عراق و کره شمالی و کشورهایی از این قبیل تلف نکنید. مسأله اصلی شما ایران است. اگر خاورمیانه را می خواهید، وقت تان را مصروف عراق نکنید، سراغ ایران بروید، کانون و سرچشمه آنجاست. اما ایران مثل عراق و کره شمالی و افغانستان نیست که بتوان با حمله نظامی آن را تسخیر کرد. نظام و حکومت اسلامی متکی به مردم است، مردم آن را حفظ کرده اند، باید کاری کنید که مردم آن را رها کنند. راهش این است که مردم را با ترویج فرهنگ و ادبیات غربی و فرهنگ و تربیت آمریکایی، به واگرایی نسبت به دین و سنت و تاریخشان سوق داد. وقتی مردم، این تعلقات را رها کردند، بعد از چند سال بدون اینکه سرمایه ای مصرف کنید، با یک حمله و تحرک احیاناً نظامی مختصر، می توانید این مانع بزرگ یعنی نظام اسلامی را از سر راه بردارید»

برنامه ریزی مستمر و فعالیت های پردامنه دشمن در جهت نفوذ در ساختارهای فرهنگی و آموزشی کشور، نشان از اهمیت این موضوع دارد و دشمن سعی دارد تا از روزنه های فرهنگی موجود نفوذ کرده و پروژه مسخ و استحاله فرهنگی را به نتیجه مطلوب خود رساند.

رهبر حکیم و فرزانه انقلاب با اشاره به برنامه ریزی دشمن برای نفوذ در انقلاب، می فرمایند:«حرف امروز و همیشه من به جناح ها و شخصیت های سیاسی در این کشور این است که مقابل دشمن به گونه ای نباشید که او احساس کند از این طریق می تواند در دل انقلاب رخنه کند و نفوذ خودش را گسترش دهد. این بسیار بد است که در نظام اسلامی عده ای دل به دشمن بدهند، اکتفا به همین هم نکنند، به تکرار حرف های دشمن بپردازند، به این هم اکتفا نکنند، مقدسات نظام را زیر سؤال ببرند، به این هم اکتفا نکنند، همان کاری را که دشمن می خواهد عیناً انجام دهند(بیانات در دیدار دانشجویان و دانش آموزان، ۱۱/۸/۷۹)

سند آموزشی ۲۰۳۰ یونسکو؛ دروازه نفوذ فرهنگی

بر آگاهان امر پوشیده نیست که سازمان ملل ابزاری برای پیشبرد اهداف نظام سلطه جهانی است و یونسکو طبق دکترین امنیت ملی آمریکا جزو بازوهای اجرای سیاست‌های آمریکا در سایر کشورها به شمار می‌رود و دستورالعمل‌های اصلی خود را از این مرکز دریافت می‌کندو این موضوع  تا آنجا نمود دارد که اوباما خرداد ۹۳ در دانشکده نظامی وست پوینت نیویورک تاکید کرده بود «نهادهای بین‌المللی از سازمان ملل گرفته تا صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی را آمریکا شکل داده و این نهادها تقویت‌کننده نیرو و توان آمریکا و بخشی از رهبری آمریکا هستند.»

در سال ۲۰۱۱ اوباما رییس جمهور ایالات متحده تازه ترین دستورالعمل یونسکو را ابلاغ کرد و همین موضوع زمینه ای برای شکل گیری کنفرانس بین المللی «نوآوری در آموزش» تحت عنوان «سرمایه‌گذاری برای توسعه» در سال ۲۰۱۵ در دوحه قطر شد که میشل اوباما همسر رییس جمهور آمریکا در این نشست پیرامون لزوم نوآوری در آموزش و نیاز به ترمیم ساختارهای آموزشی در کشورهای جهان سخنرانی کرد.

اما حلقه پایانی این زنجیره تصمیم گیری، در ۱۳ آبان سال ۹۴  رقم خورد که سند ۲۰۳۰ آموزش در مقر یونسکو برپایه دستاوردهای همایش دوحه به تصویب رسید که وزرای کشورهای عضو از جمله ایران در این نشست حضور داشتند.

در بررسی ابتدایی این سند نکات جالب توجهی به چشم می خورد و در ظاهر عبارت خوبی مانند آموزش و توسعه پایدار به کار برده شده، اما آنچه که از نتیجه عملی آن به دست می‌آید تغییر باورهای مردم و هماهنگ کردن نسل آینده با سیاست‌های نظام سلطه سرمایه‌داری تحت عنوان نظم جهانی است.

موضوع نگران کننده تر ارائه گزارشات و داده های اطلاعاتی سیستم آموزش و پرورش کشور در اختیار یونسکو است و همین موضوع نگرانی ها را پیرامون قرار گرفتن این اطلاعات در اختیار نهادهای جاسوسی دنیا تقویت می کند.

محور قرار گرفتن تساوی جنسیتی از موضوعات دیگری است که در این سند بر آن تأکید شده است و آنچه از این موضوع بر می آید، غلبه سبک زندگی غربی و پرورش نسل آینده برمبنای این سبک است و از سوی دیگر تأکید بر موضوع حقوق بشر در این سند، نگرانی های بیشتری پیرامون تصویب قطعنامه های سازمان ملل علیه کشورمان به بهانه عدم پایبندی به حقوق بشر را به وجود آورده است.

تأکید بر خصوصی سازی مدارس با هدف نفوذ جریان‌ها و منابع روشنفکری و سکولار در فضای آموزشی و تربیتی کشور بر مبنای آموزه‌های غربی از دیگر موضوعات نگران کننده این سند است.

به هر حال، تکیه دولت بر روی تصویب این سند و دادن تعهدات بین المللی برای اجرای آن بدون اطلاع نهادهای تصمیم‌گیر، سیاست‌گذار و قانون‌گذار از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و چهره‌های علمی کشور، نگرانی ها را دوچندان کرده است و این درحالی است که این سند دارای ابهامات و محل سؤالات فراوانی است که هیچگونه تبیین و تفسیر صحیحی از جانب متولیان این موضوع، پیرامون این سند بیان نشده است.

تأکید بر اجرای سند اشاعه ای و وارداتی که پر از تضاد و تزاحم با اصول اسلامی است در حالی صورت می گیرد که رهبر انقلاب بارها بر استفاده از سند بومی تحول آموزش و پرورش تأکید کرده اند تا جایی که در ۱۲ اردیبهشت سال جاری فرمودند:« ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطه بین‌المللی» مواجه هستیم که برای نسل جوان ملت‌ها به ویژه ملت ایران برنامه دارد. نوسازی نظام آموزشی به شیوه تقلیدی و رونویسی از دست غربی‌ها کاری غلط است. آموزش و پرورش در قانون اساسی، مسأله‌ای «حاکمیتی» است و دولت باید نقش‌آفرینی کند»

در پایان باید گفت تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش باید مبتنی بر آرمان‌های بلند نظام اسلامی و معطوف به نیازهای جامعه ایرانی اسلامی باشد و انتظار می رود نقشه راهی ترسیم شود که در آن نحوه طی مسیر، منابع و امکانات لازم، تقسیم کار در سطح ملی و الزامات در این مسیر به صورت شفاف و دقیق مشخص شده باشد تا بتوانیم نسل جدید را برپایه فرهنگ ایرانی اسلامی و برای سربازی در رکاب امام عصر(عج) تربیت کنیم و همانگونه که امام راحل(ره) فرمودند:« با پاکسازی آموزش و پرورش از آثار فرهنگ غربی، محیطی به وجود آورید که اطفال ما را شیر بچگانی که همیشه پشت جبهه مقاومت علیه آمریکا و صهیونیست و سایر چپاولگرهای شرق و غرب نشسته اند، تربیت کنید(صحیفه نور،ج۵، ص ۱۰۰) لازم است برای شکل گیری تمدن اسلامی، نسل آینده را منطبق بر آرمانهای انقلاب تربیت کنیم.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


9 + = 13