قرآن و تبلیغ

در تبلیغ باید اول از خود شروع کرد، «و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر»؛ «و پروردگارت را بزرگ بشمار و لباست را پاک کن و از پلیدی دوری کن.‌»

اشاره

مقاله حاضر، گزیده کتاب «قرآن و تبلیغ‌» نوشته حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی است. این مقاله، خلاصه مهمترین مطالب کتاب را با اندکی تغییر و اختصار به خوانندگان گرامی تقدیم می‌کند. در این کتاب به مطالبی چون جایگاه تبلیغ، آداب تبلیغ، صفات مبلغ، شیوه‌های تبلیغ و وظایف مبلغ پرداخته شده است.

قلمرو تبلیغ
۱- در تبلیغ باید اول از خود شروع کرد، «و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر» ۱ ؛ «و پروردگارت را بزرگ بشمار و لباست را پاک کن و از پلیدی دوری کن.‌» سپس باید خانواده را اصلاح نمود، «قل لازواجک وبناتک و نساء المؤمنین…‌» ۲؛ «به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو….‌» در مرحله سوم نوبت به خویشاوندان می‌رسد، «وانذر عشیرتک الاقربین‌» ۳؛ «خویشان نزدیک خود را انذار کن.‌» و در آخر باید اهل منطقه و شهر را راهنمایی و ارشاد کرد. «لتنذر‌ام القری و من حولها» ۴ ؛ «تا اهل مکه و کسانی را که در اطراف آن هستند انذار کنی.‌»

ضرورت تبلیغ
۲- با سلاح تبلیغ نقشه‌های شوم جهانخواران نقش بر آب و توطئه‌های شیطانی آنان خنثی می‌شود.
۳- تبلیغ امر به معروف و نهی از منکر است و قرآن کریم می‌فرماید: «ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» ۵ ؛ «از میان شما باید گروهی باشند که مردم را به خیر دعوت کنند و از بدی بازدارند.‌» پس تبلیغ دین واجب است.
۴- بی توجهی به مساله تبلیغ موجب قهر الهی است. «لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داوود و عیسی بن مریم ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون. کانوا لایتناهون عن منکر فعلوه‌» ۶؛ «کافران بنی اسرائیل به وسیله داوود و عیسی بن مریم لعنت شدند، زیرا سرکشی کرده و [به حقوق دیگران] تجاوز می‌نمودند و یکدیگر را از اعمال زشت باز نمی‌داشتند.‌»

پاداش تبلیغ
۵- پاداش تبلیغ از دنیا و آنچه در آن است بیشتر است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «لئن یهدی الله بک رجلا خیر لک من الدنیا و ما فیها ۷ ؛ اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند، برای تو از دنیا و آنچه در آن است بهتر است.‌»
۶- استغفار همه موجودات:
امام صادق علیه السلام فرمودند: «معلم الخیر تستغفر له دواب الارض وحیتان البحر و کل صغیر و کبیر فی ارض الله و سمائه ۸ ؛ تمام موجودات زمین و ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگی در زمین و آسمان خدا، برای تعلیم دهنده خوبی طلب آمرزش می‌کنند.‌»
۸- ثواب آزاد کردن بنده:
رسول خدا فرمودند: «وادع الناس الی الاسلام واعلم ان لک بکل من اجابک عتق رقبه من ولد یعقوب ۹ ؛ مردم را به اسلام دعوت کن و بدان، در مقابل هر کسی که تو را اجابت کند، ثواب آزادی یک بنده از فرزندان یعقوب برایت نوشته خواهد شد.‌»
زمان و مکان تبلیغ
۹- مسجد بهترین مکان برای تبلیغ است. امام صادق علیه السلام به ابان بن تغلب فرمود: «اجلس فی المسجد وافت الناس ۱۰ ؛ در مسجد بنشین و برای مردم فتوا بده.‌»
۱۰- مبلغ باید سخنانش را در زمانی بگوید که شرایط فراهم باشد وگرنه به نتیجه نخواهد رسید. علی علیه السلام فرمودند: «مجتنی الثمره لغیر وقت انیاعها کالزارع بغیر ارضه؛ کسی که میوه را قبل از رسیدنش بچیند، مانند کسی است که در زمین شخص دیگری کشت کرده است.‌» که چون نمی‌تواند در آن محل بماند و به زراعت رسیدگی کند، از کشت خود بهره‌ای نخواهد برد.
ابزار تبلیغ
۱۱- برای رساندن پیام باید با مخاطب ارتباط برقرار کرد و مهمترین وسیله ارتباط با دیگران «قلم‌» و «سخن‌» است.
«ن والقلم وما یسطرون‌» ۱۱؛ «قسم به قلم و آنچه بدان می‌نگارند.‌» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اذا کان یوم القیامه وزن مداد العلماء بدماء الشهداء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشهداء ۱۲ ؛ در روز قیامت مرکب قلم دانشمندان با خون شهیدان سنجیده می‌شود، پس آن مرکب بر خون شهیدان برتری می‌یابد.‌»

آداب قلم و سخن
۱۲- از آنجا که مؤثر واقعی در هر کاری خداست، پس باید سخن با نام او آغاز شود. «اقرا باسم ربک الذی خلق‌» ۱۳؛ «بخوان به نام پروردگارت که آفرید.‌»
۱۳- کلامی که با نام خدا آغاز نشود انجام نیکو نخواهد داشت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «کل امر ذی بال لم یبدا فیه باسم الله فهو ابتر ۱۴ ؛ هر کار مهمی که با نام خدا آغاز نشود به انجام نیکو نخواهد رسید.‌»
۱۴- کلام انسان، هیچگاه خالی از اشتباه نیست مگر اینکه متصل به وحی الهی باشد. «فاستمسک بالذی اوحی الیک انک علی صراط مستقیم‌» ۱۵؛ «به آنچه به تو وحی شده تمسک کن که تو بر راه راست هستی.‌»
و نیز کلام مبلغ باید:
۱۵- حق باشد، زیرا دین بر حق نازل شده است. از امام زین العابدین علیه السلام سؤال شد که شرایع دین چیست؟ حضرت فرمود: «قول الحق والحکم بالعدل والوفاء بالعهد ۱۶ ؛ سخن حق و حکم به عدالت و وفای به عهد و پیمان.‌»
۱۶- پاک و دلپسند باشد. «و هدوا الی الطیب من القول و هدوا الی صراط الحمید» ۱۷ ؛ «مؤمنان به سخنان پاک و به راه خدای ستایش شده هدایت شدند.‌»
۱۷- هدایتگر باشد و مردم را از تاریکی‌ها به سوی نور خارج سازد. «کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم‌» ۱۸؛ «این قرآن کتابی است که ما برای تو فرستادیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکی‌ها به سوی نور، خارج سازی.‌»
۱۸- مستدل و منطقی باشد.
«قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین‌» ۱۹؛ «ای پیامبر! بگو اگر راست می‌گوئید، برهانتان را بیاورید.‌»
۱۹- حساب شده و سنجیده باشد. «الحمد لله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا»؛ ۲۰ «ستایش مخصوص خدایی است که بر بنده خود کتاب را نازل کرد و در آن هیچ نقص و کجی قرار نداد.‌»
۲۰- در جهت رشد، کمال و تعالی مخاطب باشد. «یهدی الی الرشد فامنا به و لن نشرک بربنا احدا» ۲۱ ؛ «این قرآن، [خلق را] به راه خیر و صلاح هدایت می‌کند، بدین سبب ما به آن ایمان آورده و دیگر هرگز به خدای خود مشرک نخواهیم شد.‌»
۲۱- آمیخته با بشارت و تشویق باشد. نمونه این بشارت را در آیه زیر می‌توان یافت. «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات و اقاموا الصلوه و اتوا الزکوه لهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون‌» ۲۲؛ «کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند و نماز به پا داشتند و زکات دادند، پاداششان نزد پروردگارشان است، نه ترسی بر آنان است و نه غمگین می‌شوند.‌»
۲۲- آمیخته به موعظه و هشدار باشد. نمونه هشدارهای قرآن کریم چنین است: «ان الذین کفروا بایات الله لهم عذاب شدید والله عزیز ذوانتقام‌» ۲۳؛ «کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند، عذاب شدیدی دارند و خداوند توانا و انتقام گیرنده است.‌»
۲۳- متناسب با مقتضای حال مخاطب باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «انا معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم ۲۴ ؛ ما گروه پیامبران ماموریم که با انسان‌ها به اندازه عقلشان سخن بگوییم.‌»
۲۴- شیوا و رسا باشد: «قل لهم فی انفسهم قولا بلیغا» ۲۵ ؛ «با آن‌ها سخنی رسا که در دلشان [مؤثر] افتد، بگوی.‌»
۲۵- نرم و آرام باشد. «اذهبا الی فرعون انه طغی فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشی‌» ۲۶؛ «به سوی فرعون بروید که او طغیان کرده است و با او به نرمی سخن بگویید، امید است که به خود آید [و از خواب غفلت و غرور بیدار شود] ، یا از خدا بترسد.‌»
۲۶- مفید و مختصر باشد. «من محاطرائف حکمته بفضول کلامه فکانما اعان هواه علی هدم عقله ۲۷ ؛ هر کس با زواید سخن خود شیرینی و زیبایی حکمت خویش را محو کند، گویا بر نابودی عقل خود اقدام کرده است.‌»

صفات مبلغ
مبلغ دینی در صورتی در کار خود موفق است که واجد ویژگی‌ها و صفات زیر باشد:
۲۷- نسبت به موضوع و مورد بحث آگاهی کامل داشته باشد. «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی‌» ۲۸؛ «بگو این راه من است. من و پیروانم با بصیرت و آگاهی کامل، مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم.‌»
۲۸- چنان به هدف خود ایمان داشته باشد که همچون حضرت خضر علیه السلام در گرسنگی و تشنگی نیز رسالت خویش را انجام دهد.
«استطعما اهلها فابوا ان یضیفوهما فوجدا فیها جدارا یرید ان ینقض فاقامه‌» ۲۹؛ « [موسی و خضر وارد قریه‌ای شدند. در حالی که گرسنه بودند] از مردم درخواست غذا کردند ولی آن‌ها از مهمان کردنشان خودداری نمودند [با این حال] چون در آنجا دیواری یافتند که در حال خراب شدن بود، خضر دیوار را تعمیر و برپا کرد [و بی وفایی مردم در اراده آنان اثر نگذاشت] .‌»
۲۹- قبل از تعلیم دیگران به تعلیم خود بپردازد. «و ما ارید ان اخالفکم الی ما انهاکم عنه ان ارید الا الاصلاح مااستطعت‌» ۳۰؛ «من هرگز نمی‌خواهم چیزی که شما را از آن باز می‌دارم مرتکب شوم، من جز اصلاح تا آنجا که توانایی دارم نمی‌خواهم.‌»
۳۰- در تبلیغ خود اخلاص داشته باشد. «و ما اسئلکم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العالمین‌» ۳۱؛ «من برای رسالت خویش از شما پاداشی نمی‌خواهم و پاداش من تنها نزد خداوند عالمیان است.‌»
۳۱- از روی عدالت و بدون حب و بغض سخن بگوید. «و اذا قلتم فاعدلوا» ۳۲ ؛ «هرگاه سخن گفتید، عدالت را رعایت کنید.‌»
۳۲- سعه صدر داشته باشد. «ولا یحزنک قولهم ان العزه لله جمیعا هو السمیع العلیم‌» ۳۳؛ «سخن آنان تو را غمگین نکند، زیرا عزت، همه از آن خداست. او شنوای داناست.‌»
۳۳- به وعده‌های الهی امیدوار باشد. «و لا تیاسوا من روح الله انه لاییاس من روح الله الا القوم الکافرون‌» ۳۴؛ «از رحمت خدا ناامید نشوید که تنها قوم کافران از رحمت خدا ناامید می‌شوند.‌»
۳۴- قاطع و با شهامت باشد. «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله‌» ۳۵؛ «کسانیکه رسالت‌های الهی را تبلیغ می‌کنند و از او می‌ترسند و از احدی جز خدا هراس ندارند…‌»
۳۵- انتقادپذیر باشد، چرا که گوش نکردن به حقایق از نظر قرآن، صفت کافران است. «لهم اذان لایسمعون بها» ۳۶ ؛ «آن‌ها (کافران) گوش‌هایی دارند که با آنان نمی‌شنوند.‌»
۳۶- حامی محرومان باشد. «و ما انا بطارد الذین امنوا» ۳۷ ؛ «من هرگز مردم با ایمان را [هر چند به نظر شما فقیر و بی چیز باشند] از خود دور نمی‌کنم.‌»
۳۷- بر خدا توکل کند. «انک لاتهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء» ۳۸ ؛ «تو نمی‌توانی هر کس را بخواهی هدایت کنی اما خدا هرکس را بخواهد هدایت می‌کند.‌»
۳۸- منظم و وقت شناس باشد. حضرت علی علیه السلام در این رابطه به امام حسن و امام حسین علیهما السلام سفارش می‌کنند: «اوصیکما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم ۳۹ ؛ شما دو تا (امام حسن و امام حسین) و همه فرزندان و اهل خود و هر که نوشته من به او برسد را به تقوای الهی و نظم در کارهایتان سفارش می‌کنم.‌»
۳۹- متواضع و با گذشت باشد. «واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین‌» ۴۰؛ «مؤمنانی را که از تو پیروی می‌کنند زیر بال محبت خود بگیر و نسبت به آن‌ها متواضع باش.‌»
۴۰- تمیز، خوشبو و آراسته ظاهر باشد. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «کان رسول الله صلی الله علیه و آله ینفق علی الطیب اکثر مما ینفق علی الطعام ۴۱ ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله برای بوی خوش بیشتر از غذا خرج می‌کردند.‌»
۴۱- نرمخو، مهربان و دلسوز باشد. «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک‌» ۴۲؛ «رحمت خدا تو را مهربان و خوش خلق گردانید و اگر تندخو و سخت دل می‌بودی، مردم از گرد تو پراکنده می‌شدند.‌»
۴۲- مردمی و درد آشنا باشد. «لقد جاءکم رسول من انفسکم‌» ۴۳؛ «به تحقیق رسولی از خودتان به سوی شما آمد.‌»
۴۳- حرف‌های دیگران را بشنود ولی به همه حرف‌ها ترتیب اثر ندهد. «قل اذن خیر لکم یؤمن بالله و یومن للمؤمنین‌» ۴۴؛ «پیامبر به سخنان شما (منافقان) خوب گوش می‌دهد، اما به خدا ایمان دارد و فقط سخنان مؤمنان را تصدیق می‌کند.‌»
۴۴- خوش سابقه باشد. «یا صالح قد کنت فینا مرجوا قبل هذا» ۴۵ ؛ «ای صالح تو پیش از آنکه دعوی نبوت کنی در میان ما مورد اعتماد و مایه امیدواری بودی.‌»
۴۵- ساده زیست و بی تکلف باشد. «کان رسول الله یحب الرکوب علی الحمار مؤکفا والاکل علی الحضیض مع العبید و مناوله السائل بیدیه ۴۶ ؛ رسول خدا سوار شدن بر الاغ در حالی که پارچه‌ای به جای زین بر آن می‌انداخت و غذا خوردن با غلامان در مکان‌های پائین و بخشش به فقیران با دست خویش را دوست می‌داشت.‌»

شیوه‌های تبلیغ
در تبلیغ دین از شیوه‌های مختلفی می‌توان استفاده کردم قرآن کریم بسیاری از این شیوه‌ها را بکار برده است. از جمله:
۴۶- یادآوری نعمت‌ها و رحمت‌های الهی: «یا ایها الناس اذکروا نعمه الله علیکم هل من خالق غیرالله یرزقکم من السماء والارض‌» ۴۷؛
«ای مردم، نعمت خدا را بیاد آرید. آیا جز خداوند، آفریننده‌ای هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟»
۴۷- تحریک عواطف: قرآن کریم برای تحریک عواطف در جهت ترک غیبت می‌فرماید: «ا یحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا» ۴۸ ؛ «آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر دینی‌اش را در حالی که مرده است بخورد؟»
۴۸- سؤال کردن از مخاطب: قرآن کریم از این شیوه به خوبی استفاده کرده است مثل: «فاین تذهبون‌» ۴۹؛ «کجا می‌روید؟» و در جای دیگر می‌فرماید: «امن خلق السموات والارض‌» ۵۰؛ «چه کسی آسمان‌ها و زمین را خلق کرده است؟» و…
۴۹- بیان تاریخ و سرنوشت پیشینیان: قرآن کریم از این شیوه فراوان استفاده کرده است مثلا می‌گوید: «قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین‌» ۵۱؛ «پیش از شما ملت‌هایی بودند و رفتند. بنابراین در زمین گردش کنید تا ببینید که تکذیب کنندگان وعده‌های خدا چگونه نابود شدند.‌»
۵۰- تهدید و تشویق: علی علیه السلام در این رابطه می‌فرمایند: «ولا یکونن المحسن و المسیئ عندک بمنزله سواء فان فی ذلک تزهیدا لاهل الاحسان فی الاحسان و تدریبا لاهل الاساءه علی الاساءه ۵۲ ؛‌ای مالک، نیکوکار و بدکار نزد تو یکسان نباشد که سبب بی رغبت شدن نیکوکار بر انجام کارهای نیک و وادار نمودن بدکار به بدی است.‌»
۵۱- تلقین کردن: قرآن کریم به مردم تلقین می‌کند که اگر ایمان بیاورند، برترند. «انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین‌» ۵۳؛ «اگر مؤمن باشید برترید.‌»
۵۲- تشبیه و تمثیل: «و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون‌» ۵۴؛ «و این مثال‌ها را برای مردم می‌زنیم، امید است که تفکر کنند.‌»
۵۳- استفاده از قصه و داستان: «نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحینا الیک هذا القران‌» ۵۵؛ «ما بهترین حکایت‌ها را به وسیله وحی این قرآن به تو می‌گوئیم.‌»
۵۴- برهان، جدل و مناظره: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه‌» ۵۶؛ «با حکمت (استدلال) و پند نیکو به سوی پروردگارت بخوان.‌»
۵۵- جنگ سرد (ایجاد شک و تردید) : کافران برای خنثی کردن تبلیغات پیامبر خدا می‌گفتند: «بل قالوا اضغاث احلام بل افتراه بل هو شاعر فلیاتنا بایه کما ارسل الاولون‌» ۵۷؛ «بلکه گفتند: خواب‌های شوریده است، [نه] بلکه آن را بر بافته، بلکه او شاعری است. پس همان گونه که برای پیشینیان هم عرضه شد، باید برای ما نشانه‌ای بیاورد.‌» و قرآن کریم حمله را متوجه آن‌ها کرده و می‌گوید: «انه فکر و قدر فقتل کیف قدر ثم قتل کیف قدر ثم نظر ثم عبس و بسر ثم ادبر….‌» ۵۸؛ «آن کافر فکر کرد و اندیشه بدی کرد. مرگ بر او، اندیشه بدی کرد. باز هم مرگ بر او، چه فکر خطایی کرد….‌»
۵۶- استفاده از هنر: «فاخرج لهم عجلا جسدا له خوار فقالوا هذا الهکم و اله موسی فنسی‌» ۵۹؛ «پس برای آنان پیکر گوساله‌ای که صدایی داشت بیرون آورد، [او و پیروانش گفتند:] این خدای شما و خدای موسی است. [پیمان خدا را] فراموش کرد.‌»
۵۷- مقایسه کردن: «و ما یستوی الاعمی والبصیر و لا الظلمات و لا النور و لا الظل و لا الحرور» ۶۰ ؛ «و هرگز [کافر تاریک دل] کور و [مؤمن روشن روان] بینا یکسان نیستند و هیچ ظلمتی با نور مساوی نخواهد بود و هرگز آفتاب و سایه هم رتبه نباشند.‌»
۵۸- آماده سازی و ایجاد زمینه: قرآن کریم آنجا که می‌خواهد آدم و حوا علیهما السلام را از نزدیک شدن به درختی در هشت بازدارد، ابتدا اجازه می‌دهد، از هرچه می‌خواهند بخورند و سپس آن‌ها را از خوردن گیاهی خاص منع می‌کند. «و یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه فکلا من حیث شئتما و لا تقربا هذه الشجره‌» ۶۱؛ «ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و هرچه می‌خواهید بخورید ولی نزدیک این درخت نشوید.‌»
۵۹- معرفی کردن الگوهای خوب و بد: «ضرب الله مثلا للذین امنوا امرات فرعون‌» ۶۲؛ «خداوند برای کسانی که ایمان آورده اند، همسر فرعون را مثل آورده است.‌»
«ضرب الله مثلا للذین کفروا امرات نوح وامرات لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما» ۶۳ ؛ «خداوند برای کسانی که کفر ورزیدند، زن لوط و زن نوح را مثال آورده که تحت فرمان دو بنده صالح ما بودند ولی به آن‌ها خیانت کردند.‌»
۶۰- تداوم و تکرار: «و لقد وصلنا لهم القول لعلهم یتذکرون‌» ۶۴؛ «و ما [برای هدایت مردم] سخن الهی را پیوسته آوردیم تا شاید یادآور [حقایق آن] شوند.‌»
۶۱- برقرار کردن تعادل بین دنیا و آخرت: «کلوا من الطیبات واعملوا صالحا» ۶۵ ؛ «از چیزهای پاکیزه بخورید و کار شایسته کنید.‌»
۶۲- استفاده از القاء غیر مستقیم: «و اذ قال الله یا عیسی ابن مریم ءانت قلت للناس اتخذونی و امی الهین من دون الله‌» ۶۶؛ «و [یاد کن هنگامی را که خدا فرمود:‌ای عیسی؛ پسر مریم، آیا تو به مردم گفتی: من و مادرم را همچون دو خدا به جای خداوند بپرستید.‌» خداوند با این خطاب به طور غیرمستقیم می‌خواهد به پیروان حضرت عیسی بفهماند که اعتقادشان بر خدا بودن عیسی علیه السلام و مادرش شرک است.
۶۳- استفاده از القاء تدریجی: «و قال الذین کفروا لولا نزل علیه القرآن جمله واحده کذلک لنثبت به فؤادک و رتلناه ترتیلا» ۶۷ ؛ «و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: چرا این قرآن یکجا بر او نازل نشد؟ این گونه [ما آن را به تدریج نازل کردیم] تا قلبت را به وسیله آن استوار گردانیم و آن را به آرامی [بر تو خواندیم.‌»
۶۴- دعوت به مشترکات: «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الانعبد الاالله‌» ۶۸؛ «بگو‌ای اهل کتاب بیایید به سوی کلمه‌ای که بین ما و شما یکسان است، که جز خدای یکتا را نپرستیم.‌»
۶۵- پرسش و پاسخ: «افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا یستوون‌» ۶۹؛ «آیا کسی که مؤمن است، چون کسی است که نافرمان است؟ یکسان نیستند.‌»

وظایف مبلغ
۶۶- خودسازی و تبلیغ عملی: «اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم‌» ۷۰؛ «آیا مردم را به نیکی دستور می‌دهید و خودتان را فراموش کرده اید.‌»
۶۷- تعلیم و تربیت مردم: «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتات والحکمه‌» ۷۱؛ «او خدایی است که در بین مردم درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت تا آیات خداوند را بر آنان تلاوت کند و آن‌ها را پاک سازد و کتاب و حکمت را به ایشان بیاموزد.‌»
۶۸- تبلیغ ولایت و رهبری: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته‌» ۷۲؛ «ای رسول! آنچه از سوی خدا بر تو نازل شده است به مردم برسان که اگر نرسانی رسالت خویش را تبلیغ نکرده ای.‌»
۶۹- مبارزه با طاغوت: «اذهب الی فرعون انه طغی‌» ۷۳؛ « [ای موسی] به سوی فرعون برو، که طغیان کرده است.‌»
۷۰- مبارزه با خرافات: پیامبر اکرم در این رابطه به معاذ دستور می‌دهد: «و امت امر الجاهلیه الا ما سنه الاسلام ۷۴ ؛ [ای معاذ] سنت‌های جاهلیت را بمیران، مگر آنچه را که اسلام سنت کرده است.‌»
۷۱- احترام به دیگران: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اذل الناس من اهان الناس ۷۵ ؛ ذلیل‌ترین مردم کسی است که به مردم اهانت کند.‌»
۷۲- توجه به نسل نو: امام صادق علیه السلام فرمودند: «علیک بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر ۷۶ ؛ به نوجوانان توجه کن زیرا آنان سریعتر به هر خوبی روی می‌آورند.‌»
۷۳- برخورد مناسب با مخالفان: قرآن کریم در برخورد با مخالفان بی آزار می‌فرماید: «لکم دینکم ولی دین‌» ۷۷؛ «دین شما برای خودتان و دین من برای خودم.‌» و در برخورد با بستگان منحرف که زیر بار حق نمی‌روند می‌فرماید: «یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح‌» (۷۸) ؛ «ای نوح! او (پسرت) اهل تو نیست، زیرا او را عملی ناشایسته است.‌» و در برخورد با هوادارانی که مخالف شده اند می‌فرماید: «و من یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر فاولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا والاخره‌» ؛ «و کسی از شما که از دینش برگردد و بمیرد در حالی که کافر است، پس ایشان اعمالشان در دنیا و آخرت نابود می‌شود.‌»
و همچنین قرآن کریم با هر یک از گروه‌های دیگر برخوردی مناسب خودشان دارد.






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


3 + = 10