خانواده خوشبخت

در ایام میلاد پیامبر نور سیمای خوشبختی را در پرتو انواری از سیره آن بزرگوار به تماشا می نشینیم :

۱٫ کانَ رَسولُ اللّه (ص) فَخْما مُفَخَّما !
پیامبر اکرم (ص) با شکوه و بزرگوار بود! گرچه با مردم بسیار صمیمی بود ، و با آنان انس و الفت می گرفت ، اما این صمیمیت به شکوه ، هیبت ، اقتدار ، و صلابتش لطمه نمی زد ، و وقار او را مخدوش نمی کرد !

۲٫ یَتَکَلَّمُ بِجَوامِعِ الکَلِمِ !
سخنانى فراگیر مى گفت ؛ و مهارتهای کلامی او در اوج بود !

۳٫ فَصلٌ لا فُضولٌ و لا تَقصیرٌ !
بدون کم و زیاد سخن می گفت ؛ نه چنان کم می گفت که مقصودش فهمیده نشود ، و نه چندان پر می گفت که ملالت آور و خسته کننده باشد !

۴٫ دَمِثٌ
نرم خو و مهربان بودند!

۵٫ لَیْسَ بِالجافى !
خشن نبود !

۶٫ و لا بِالْمَهینِ !
خوار هم نبود !

۷٫ یُعَظِّمُ النِّعمَهَ (تَعظُمُ عِنْدَهُ النِّعْمَهُ) و إن دَقَّت !
نعمت را هر چند ناچیز بزرگ مى داشت !

۸٫ لا یَذُمُّ مِنها شَیئا !
چیزى از نعمت را نکوهش نمى کرد!

۹٫ کانَ لا یَذُمُّ ذَواقا و لا یَمدَحُهُ !
از مزه غذا بد نمى گفت و تعریف هم نمى کرد!

۱۰٫ لا یَقومُ لِغَضَبِهِ إذا تَعَرَّضَ الحَقَّ شَیءٌ حَتّى یَنتَصِرَ لَهُ !
چون چیزى مانع حق مى شد ، چیزى یاراى خشم او را نداشت تا آن که حق را یارى کند !

۱۱٫ و لَم یَقُمْ لِغَضَبِهِ شَى ءٌ حَتّى یَنتَصِرَ لَهُ !
چیزى رفع خشمش را نمى کرد ، تا آن که حق را حاکم سازد !

۱۲٫ لا یَغضَبُ لِنَفسِهِ و لا یَنتَصِرُ لَها !
براى خود خشمگین نمى شد ، و براى خود چیرگى نمى خواست !

۱۲٫ لا تُغضِبُهُ الدُّنْیا و ما کانَ لَها !
دنیا و آنچه در آن است او را خشمگین نمى کرد !

۱۳٫ فَاِذا تُعوطىَ الحَقّ لَم یَعْرِفهُ اَحَدٌ !
هرگاه حقى ضایع مى شد ، احدى را ملاحظه نمى کرد !

۱۵٫ کانَ مُتَواصِلَ الأَحزانِ !
پیوسته غمگین بود !

۱۶٫ دائِمَ الفِکرَهِ !
هماره در اندیشه بود !

۱۷٫ لَیسَت لَهُ راحَهٌ !
آسودگى نداشت ! (راحت طلب نبود !)

۱۸٫ لا یَتَکَلَّمُ فی غَیرِ حاجَهٍ !
بدون نیاز سخن نمى گفت !

۱۹٫ طَویلَ السَّکتَهِ !
سکوتش طولانى بود !

۲۰٫ یَفتَتِحُ الکَلامَ و یَختِمُهُ بِأَشداقِهِ !
از آغاز تا پایان سخن دهانش را کاملاً باز نمى کرد !

۲۱٫ إذا أشارَ أشارَ بِکَفِّه کُلِّها !
هرگاه اشاره مى کرد با تمام کَفَش اشاره مى کرد!

۲۲٫ إذا تَعَجَّبَ قَلَبَها !
هرگاه شگفت زده مى شد دست خود را مى گرداند!

۲۳٫ إذا تَحَدَّثَ اتَّصَلَ بِها ، یَضرِبُ بِراحَتِهِ الیُمنى باطِنَ إبهامِهِ الیُسرى !
هرگاه سخن مى گفت دست خود را به یکدیگر مى پیوست و شست دست چپش را به گودى کف دست راستش مى زد !

۲۴٫ إذا غَضِبَ أعرَضَ و أشاحَ !
هر گاه خشمگین مى شد رویش را بر مى گرداند و چهره بر مى تافت !

۲۵٫ إذا فَرِحَ غَضَّ طَرفَهُ !
هرگاه شاد مى شد دیدگانش را فرو می بست !

۲۶٫ جُلُّ ضِحکِهِ التَّبَسُّمُ !
بیشتر خنده او تبسم بود !

۲۷٫ یَفتَرُّ عَن مِثلِ حَبِّ الغَمام !
هرگاه لبخند مى زد دندانهایش چونان دانه هاى تگرگ خودنمایى مى کرد !






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


7 + = 13