منبرهای منتخب محرم(۳)

همدلی با مومنین

امام حسین (ع) مصباح هدایت و نجات گمراهان

پیامبر اسلام(ص) فرمودند:

«ان الحسین مصباح الهدی و سفینۀ النجاۀ»[۱]

نمونه ای از افرادی که تحت تأثیر امام حسین(ع) عاقبت به خیر شده­اند.

۱-جوانی از فریب خوردگان شام به مدینه آمد تا چشمش به امام حسین(ع) افتاد لب به لعن امام حسین(ع) و حضرت علی(ع) گشود. حضرت با کمال آرامش همه دشنام­های او را تحمل کردند. بعد هم با کمال مهربانی فرمودند:

اگر نیاز مالی داری کمکت کنیم، اگر نیاز به راهنمایی داری راهنمائیت کنیم، اگر جا و مکانی نداری منزل ما در اختیار تو، مهمان ما باش… آنقدر ملاطفت و مهربانی نشان داد که همان لحظه، جوان دگرگون شد و اظهار پشیمانی کرد و در صف دوستان حضرت در آمد.[۲]

۲- امام بسیاری از مسایل روانی و اجتماعی مردم را به شیوه خاصی معالجه می­کرد یعنی ابتدا درد را ریشه­یابی می­نمودو بعد ریشه آن را خشک می کرد.

در روایت آمده است: جوانی آمد خدمت حضرت(ع)، عرض کرد من معصیت کاری هستم که نمی­توانم در برابر گناه خود را نگه دارم، چه کنم که از گناه مصون باشم؟ حضرت فرمود: به پنج نکته توجه کن:

– از روزی خدا نخور هر چه خواهی گناه کن.

– از ملک خدا خارج شو هر جا می­خواهی گناه کن.

– در منظر خدا نباش هر کجا میخواهی گناه کن.

– در مقابل فرمان ملک الموت مقاومت کن هر چه می­خواهی معصیت کن.

– اگر می توانی وقتی کهترا به دوزخ می­بردند مقاومت کنی، برو گناه کن.

جوان با این نصیحت پند گرفت و دست از گناه گشید.[۳]

۳- «وهب بن عبدالله بن عمیر کلبی» که مسیحی بود در بین راهبا امام برخورد کرد، مسلمان شد و در کربلا در رکاب امام شهید شد. در روز عاشورا به لشکر عمرسعد گفت:

مسیحیها از شما بهترند چون که حاضر شدید پسر پیغمبرتان را بکشید.

۴- (حربن یزید ریاحی) که روز عاشورا به سپاه امام ملحق شد، و در رکاب حضرت شهید شد

۵- (زهیر بن قین بجلی) که در جنگ صفین از جمله خون خواهان عثمان همراه معاویه بود  که بعدها هم دررابطه با همان جریان هرگز دوست نداشت با امام حسین(ع) ملاقات کند. اما در منزلی ناچار با امام حسین(ع) هم منزل شد و در ملاقاتبا امام حق را پیدا کرد، در حالی که حسینی شده بود. با امام حسین به کربلا آمد و در روز عاشورا در مقابل امام برای نماز به شهادت رسید.

۶- یک گروه ۴۰ نفره شب عاشورا وقتی، قرآن ومناجات یاران حسین را دیدند از سپاه عمرسعد جدا شده و به امام حسین(ع)  ملحق شدند.

۷- یک گروه ۳۵ نفره صبح عاشورا به امام حسین(ع)  ملحق شدند.[۴]

خلاصه: نور امام حسین(ع) بر هر دل شایسته تابید و او را نجات داد و عاقبت به خیر نمود.

 

 

 حسین بن علی(ع)الگوی جود و بخشش

 

جود و بخشش از صفات الهی است که بندگان مقرّب خدا با اتّصاف به آن به حلّ مشکلات اجتماعی پیرامون خود می­پردازند و بدین وسیله غم را از دل محرومین بر می دارند. امام­حسین(ع) تربیت شده دامان پر مهر رسول خدا(ص) و علیّ مرتضی(ع) و فاطمه زهرا(س) اسوه­های بذل و بخشش است و مشمول آیات سوره «هل اتی».

حسین بن علی بخشش را از پیامبری آموخته که تنها پیراهن خود را به فقیر داد به همین خاطر از نماز جماعت و خطابه و حضور در مسجد بازماند.

امام ­حسین(ع)در دامن با جود و بخشش پدری پرورش یافت که شب و روز به فکر فقرا و مساکین بود. صدها خانواده را رسیدگی می­کرد و مازاد درآمد را برای فقرا اختصاص می­داد و تاپاسی از شب نان و غذا در خانه فقرا توزیع می کرد. حتی فقرای غیرمسلمان را هم از قلم نمی­انداخت.

امام­حسین احسان و دگر دوستی را از مادری فراگرفت که در شب زفاف، لباس عروسی را به سائل عطا کرد.

امام­حسین(ع) در خانواده­ای بزرگ شد که در حق آنها خدا در قرآن فرمود:

(و یطعمون الطعام علی حبّه مسکیناً یتیماً و اسیراً).

موارد دستگیری حضرت از فقرا فراوان است تا جایی که حتی مخالفین را هم محروم نمی­گذارند.

چند نمونه:

  1. فرزدق از شعراء بنی امیه بود و اعتنایی به اهل بیت(ع) نداشت. روزی مورد قهر مروان فرماندار مدینه قرار گرفت و حقوقشقطع گردید و در معیشت به مذیقه افتاد. ناچار به خدمت امام­حسین(ع) رسید. حضرت با دادن ۴۰۰ درهم او را یاری کردند. عده­ای گفتند: فرزدق شاعر متدیّنی نیست و از دوستان شما نمی­باشد. حضرت فرمود: بهترین بخشش­ها آن است که انسان را از شرارت دیگران حفظ کند. [۵]

بعدها همین شاعر درباره امام سجاد(ع) اشعار بی نظیری سرود کهباعث رنجش هشام بن عبدالملک قرار گرفت:

هذا الذی تعرف البطی وطاتۀ          و البیت تعرفه و الحل و الحرم …

که می­توان گفت این ابیات از بهترین اشعار درباره اهل بیت(ع) است به خاطر همین اشعار مورد غضب قرار گرفت و به زندان افتاد. وقتی اشعار را برای امام خواندند، فرمود: روح القدس بر زبان اوجاری کرده است.

بعد از آزادی وی ، با فرستادن ۴۰۰۰۰ دینار از او تقدیر کرد و فرمود اگر می­دانستم بیشتر از چهل سال زنده میمانی, بیشتر می­دادم. معادل حقوق سالیانه او در دربار بنی امیه.

در تاریخ آمده که فرزدق دقیقاً بعد از چهل سال از آن تاریخ از دنیا رفت.[۶]

این خود یک پیشگویی از امام سجاد(ع) محسوب می­شود.

  1. دادن آب به سپاه حر توسط امام نمونه دیگری از بخشش امام به مخالفین است.

امام­حسین(ع)همواره به یاری مستمندان می­شتافت و به زندگی آنها سرکشی می­کرد.

در تاریخ آمده وقت دفن پیکر مطهر امام­حسین(ع) بنی اسد دیدند روی شانه حضرت زخم­های کهنه­ای وجود دارد شبیه اثر سایئدگی پرسیدند این زخم ها چیست؟ امام سجاد(ع) فرمود:

هذا مما کان ینقُلُ الجُراب علی ظهره الی منازل الأرامل و الیتامی و المساکین.[۷]

یعنی: اثر حمل انبان های غذا به در خانه بیچارگان و یتیمان و مساکین می باشد.

مجالست با فقرا:

پیامبر(ص)فرمود:«احبوا الفقراء و جالسوهم»[۸]

و تأکید امیرالمومنین(ع) که فرمود: «جالس الفقراء تزدد شکراً»[۹]

امام­حسین(ع) فرمود:«لیجد الغنی مسّ الجوع فیعود بالفضل علی المساکین.»

خدا روزه ماه رمضان را واجب کرد تا توانگران رنج و زحمت گرسنگی را بچشند و به یاری مستمندان بشتابند.[۱۰]

مواردی از یاری رساندن امام(ع):

-امام­حسین(ع) به ملاقات اسامه بن زید که در حال احتضار بود، آمد. دیدند ناراحت است. فرمودند: برای چه ناراحتی؟ عرض کرد: قرض سنگینی به مبلغ شصت هزار درهم دارم. حضرت فرمود: نگران نباش. من می­پردازم و همانجا دستور پرداخت را صادر نمود. اسامه با خوشحالی عرض کرد: خیالم راحت شد.[۱۱]

-امام­حسین(ع) غلامی را دید کنار سایه درخت نشسته و نان خود را با سگی تقسیم میکرد. فرمود چرا غذای خودت را به این حیوان دادی؟ گفت: حیا کردم خودم را سیر کنم، در حالی که چشم گرسنه­ای به دنبال آن باشد حضرت فرمود: حیف است این غلام در بند باشد. غلام  و باغ را از صاحبش خرید و او را آزاد کرد و باغ را به او بخشید. صاحب یهودی پول را برگرداند. امام پول را هم به غلام بخشید. زن یهودی هم مهریه­اش را به شوهرش بخشید و گفت مسلمان می­شوم. مرد یهودی هم مسلمان شد و خانه را به همسرش بخشید.[۱۲]

بخشودگی خطاکاران:

روزی غلامی از غلامان حضرت جنایتی را مرتکب شد که مستوجب کیفر بود حضرت دستور داد تا او را تنبیه کنند غلام آشنا به قرآن بود این آیه را خواند: و الکاظمین الغیظ امام دستور داد آزادش کنید و خواند: و العافین عن الناس حضرت فرمود: از گناه او گذشتم. غلام ادامه داد: والله یحب المحسنین. فرمود: برو در راه خدا آزادی و فرمود: بدان از این به بعد حقوق تو را دو برابر کردم.[۱۳]

بخشش کریمانه:

شخصی از حضرت تقاضایی کرد با این لحن که آقا به دادم برس. دشمن به خانه من حمله کرده که به پیر و جوان رحم نمی­کند. حضرت سراسیمه بلند شد دشمنت کجاستتا از تو دفع کنم ؟ عرض کرد: منظورم فقر است که به خانه ما حمله کرده است. حضرت کمک زیادی کرد. وقتی او با خوشحالی می­رفت حضرت بازش گرداند فرمود: باز اگر این دشمن به خانه ات حمله کرد ما را بی خبرمگذار.

 

امام حسین (ع) الگوی مواسات و همدلی با مومنین

یکی از بهترین خصلتهای معاشرتی دین اسلام مواسات است یعنی غمخواری و همدردی و یاری دیگران که از ریشه (اُسوه) بدست می آید یعنی دیگری را در مال و جان خود شریک کردن و همه را مثل خود دیدن بلکه دیگران را بر خود مقدم داشتن، به دوستان و برادران کمک و یاری رساندن و غم دیگران را با مال و وجاهت خود برطرف کردن ، سرور در دلها ایجاد کردن است.

این خصلت در روایات اسلامی بسیار ستوده شده از نظر اهمیت در کنار نماز اول وقت قرار گرفته است .

پیامبر (ص) فرمود:

سه عمل از همه اعمال برتر است: …سوم:(( مواساه الاخ فی الله عزوجل))[۱۴]

امیرالمؤمنین (ع) فرمود:

« مواسات با برادر دینی موجب افزایش رزق و روزی می‌گردد». [۱۵]

امام صادق (ع)فرمود:

«تقربوا الی الله تعالی بمواساه اخوانکم»[۱۶]

وفرمود:«دعای اهل مواسات مستجاب است».[۱۷]

در روایت دیگر می‌فرماید: « مواسات با برادر دینی جان دادن را آسان می‌کند».[۱۸]

ایثارومواسات در حماسه‌سازان عاشورا به وفور دیده می‌شد. تا حدی که یاران حضرت از بذل هیچ چیز نسبت به یکدیگر دریغ نداشته و به آن افتخار می‌کردند.

-از مصادیق مواسات شهادت هانی بود نه تنها مسلم را تسلیم عبیدا… نکرد بلکه درجواب او گفت:

اگر تنها بمانم مسلم را به شما تحویل نمی‌دهم ولو کشته شوم.

-زمانی که حر به نزد امام آمد عرض کرد:(مواسیاً لک نفسی)یعنیآمدم که جانم را فدای شماکنم.

-هلال بن نافع در روز عاشورا بر آب مسلط شد ولی وقتی دید دشمن نمی‌گذارد آب برای امام بدارد خودنیز با لب تشنه برگشت و زیرلب می گفت: چگونه سیراب بشوم درحالی که مولایم تشنه است.[۱۹]

شب عاشورا ، شب مواسات:

-امام(ع) شب عاشورا فرمود:

«هرکس می‌خواهد برود، برود؛ ولی اگر کسی با ما بماند…

( من واسانا بنفسه کان معنا غداً فی‌الجنان نجیاً من غضب الرحمن)[۲۰]

شب عاشورا سپاه امام حسین(ع) دو گروه شده بودند و دو مجلس گرفته بودند اصحاب در خیمه حبیب و بنی هاشم در خیمه عباس.

حضرت زینب نقل می‌کند: به خیمه عباس نزدیک شدم شنیدم برادرم ابالفضل به بنی‌هاشم فرمود: فردا چه می‌کنید؟ گفتند: هرچه شما دستور دهید

فرمود:(بار سنگین را باید اهلش بردارد، اصحاب غریبه‌اند. فردا صبح شما نخستین گروهی باشید که به میدان می‌روید ما پیش از آنان به استقبال مرگ می‌رویم تا مردم نگویند اصحاب را جلو فرستادند وقتی آنها کشته شدند بعدآن دست به شمشیر بردند…)

بنی‌هاشم گفتند: ما با تو هم‌عقیده هستیم.

حضرت زینب(س) می‌گوید دلم قرص شدباچشمانی اشکبار به سمت خیمه امام (ع) براه افتادم که صدای

همهمه ای ازسوی خیمه حبیب بن مظاهرشنیدم. به خیمه نزدیک شدم شنیدم حبیب به اصحاب که درخیمه او جمع شده بودند می‌گوید: برای چه دراین صحرا جمع شده‌اید؟

گفتند: آمده‌ایم تا از غریب فاطمه حمایت کنیم.

گفت: چرا همسرانتان را طلاق داده‌اید؟

گفتند: به همین خاطر

آن مرد گریان نزد امام آمد و گفت همسرم اینجوری می‌خواهد امام دعایش کرد.[۲۱]

پس از شهادت بسیاری از یاران امام دو برادر از جوانان غفاری آمدند نزد امام اذن میدان بگیرند امام فرمود:

« خدا بهترین پاداش را به شما بدهد که اینگونه حاضر به یاری و مواسات من و آماده فدا کردن جانید. [۲۲]

عباس بن ابی‌شبیب شاکری به امام عرض کرد: اگر می‌تواسنتم به بهتر و عزیزتر از خون و جانم از تو دفاع کنم دفاع می‌کردم تا کشته نشوی.[۲۳]

در آخرین لحظات عبدا… بن حسن ده ساله از خیمه بیرون آمد وقتی دید نمی‌تواند از امام دفاع کند و دشمن با شمشیر به بدن امام حمله کرد خود را سپر قرار داد که دستش قطع شد و روی بدن امام افتد و حرمله با تیری او را روی سینه امام به شهادت رساند[۲۴]

حبیب: صبح چه می‌کنید؟

گفتند: مطابق دستور تو رفتار می‌کنیم.

حبیب گفت: صبح که شد شما اولین نفراتی باشید که به میدان می‌روید ما زودتر به مبارزه می‌پردازیم مبادا یکی از بنی هاشم خون‌آلود شود در حالی که هنوز جانی در بدن و خونی در رگ ماست تا مردم نگویند سروران خود را به جنگ فرستادند و از فداکاری مضایقه کردند همه با شمشیرهای کشیده گفتند: ما با تو هم‌عقیده هستیم.

زینب دوباره شاد شد ولی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود.

در همین روایت آمده که سر شب امام حسین به یاران بنی‌اسدی خود فرمود:

«چون خانواده من اسیر می‌شوند شما همسران خود را بردارید ببرید.»

یک نفر از یاران حضرتبه نزد همسرش آمد و تقاضای امام(ع) را برای او بازگو کرد.اما همسرش راضی نشد و به شوهرش گفت: درباره ما انصاف نکردند آیا اهل بیت پیامبر اسیر شوند و من آسوده باشم. شما مردان اگر نسبت به امام(ع)و خاندان او مواسات دارید ما هم نسبت به زنان ایشان مواسات داریم.

-عبدا… بن جعفر گرچه خود به علت بیماری در کربلا حاضر نبود ولی وقتی یقین کرد امام از تصمیش برنمی‌گردد،همسر و دو فرزندش را با امام همراه کرد تا فدای امام(ع) شوند. وی بعدهادر این باره گفت:

هر چند خودم نتوانستم حق مواسات را درباره حسین انجام دهم ولی دو فرزندم را همراه امام کردم و آنها در رکاب پسرعمویم کشته شدند.[۲۵]

-در زیارتنامه حضرت ابالفضل(ع) می‌خواینم:

فلنعم الاخ المواسی …

السلام علیک ایها العبد الصالح و الصدیق المواسی اشهد انک انت بالله و نصرت بن‌رسول ا… ودعوت الی سبیل ا… و واسیت بنفسک[۲۶]

-حضرت زینب وقتی فهمید عبیدا… زیاد قصد شهادت امام سجاد(ع) را دارد جان خود را سپر کرد و به عبیدا.. گفت:

قسمت می‌دهم اگر می‌خواهی او را بکشی اول مرا به قتل برسان.[۲۷]

 

 

امام حسین(ع) الگوی کرامت و بزرگواری

نمونه ها:

۱- وقتی سپاه حر به نزدیکی امام(ع) رسیدند به اصحابش فرمود:

اینها تشنه هستند چون را زیادی طی کرده­اند به آنها آب بدهید و اسبانشان را هم سیراب کنید.

گفتند:ما آب را برای خودمان ذخیره کرده بودیم. پس ما چه؟ فرمود: فعلاً جنگی نداریم پس تشنه­ها را دریابید.

حر تا به امام رسید گفت: من مأموریت دارم که نگذارم جلوتر بروید. امام فرمود: ببینم شما تشنه نیستید؟  گفت: چرا. یک شبانه روز است، بی­وقفه حرکت می­کنیم. فرمود: پس بیایید آب بخورید.

علی بن طعان محاربی گفت: چون من آخرین نفر بودم و نمی توانستم آب بخورم چون دست و دهنم می­لرزید و آب به زمین می­ریخت؛ خود امام به کمکم آمد و فرمود: آرام بنوش و عجله نکن. به اسبم هم آب داد.

امام می­توانست در این زمان با دشمن درگیر شود. این امراز طرف یاران به امام پیشنهاد شد که: اینها کم­اند. بجنگیم.امام(ع) فرمود: «ماکنتُ ایدئهم بالقتال»

یعنی: نه من اول اقدام به جنگ نمی­کنم[۲۸]

۲- جون غلام ابوذر:

تکریم امام از این غلام سیاه به خاطر خدمات صادقانه اش.

امام دو جا دارد (وضع خده علی خده) یکی با فرزندش علی اکبر، یکی هم با همین غلام سیاه، که وقتی صورت گذاشت به صورت غلام،  غلام به گریه افتاد. فرمود: چرا گریه می­کنی! گفت: از اینکه مرا قابل دانستی صورت مبارکت را بر صورت من نهادی.

بعد هم با لبخند و نگاه به صورت امام، جان داد.

این چهره را که صورت امام حسین(ع) به او رسید به جهنم نمی­رود و او اهل بهشت است.[۲۹]

گویند روزی وی در حضور ابوذر از اسب بر زمین افتاد ابوذر سریع خود را به او رساند صورتش را بوسید و برایش دعا کرد: خدایا عطر این غلام را خوش گردان و او را با نیکان محشور و او را به پیامبر(ص) و آلش معرفی کن و چهره اش را سفید کن.[۳۰]

عجیب است بنی اسد گویند: وقتی آمدیم جنازه را دفن کنیم دیدیم جنازه نورانی و معطر است امام سجاد(ع) فرمود: تعجب نکنید این جون غلام ابوذر است. گفتند: او سیاه بود! این مثل خورشید نورانی است! فرمود: به دعای پدرم اینطور شد.[۳۱]

۳- از دیگر مصادیق تکریم امام حسین(ع)، آمدن به بالین تک تک یارانش بود.

سر آنها را به دامن می­گرفت. بین آنها تفاوتی قایل نبود. از فرزندان و برادران باشند یا از اصحاب حتی غلام سیاه؛ حتی حرّ بن یزید ریاحی.

۴- پذیرفتن حرّ مصداقی از تکریم است.

زمانی که حر توبه کرده و عرض کرد «هل لی من توبه؟»امام(ع) فرمود: «نعم، یتوب الله علیک»[۳۲]

پیام کرامت حسینی به دوستانش این است:

درب دربار حسینی بر روی همه باز است کسی حق ندارد افراد را برای پیشینه بدشان دور کند. هر کسی با هر پیشینه ای میتواند سهمی در این جلسات داشته باشد. چه انسانها که برخورد کریمانه عاشورائیان باعث توبه آنها شده­است.

 

 

 ایثار و جانبازی امام حسین(ع)

ایثار صفت انسانی است که انسان را از خوی خود خواهی و خود پرستی جدا می کند.

خدا در قرآن می­فرماید:

و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه.[۳۳]

اینکه انسان از خواسته­ها و نیازهای خود چشم بپوشد برای دیگری یعنی دیگری را برخود مقدم بدارد.

اوج ایثار، ایثار خون و جان است.

حسین بن علیu برای اقامه دین خدا و بیداری مردم، از جان و هستی خود گذشت و بزرگترین نمونه ایثار را از خود به نمایش گذاشت.

چند نمونه از ایثارگری امام حسین u:

-هانی ابن عروه: که قبل از عاشورا به شهادت رسید. نه تنها مسلم را تسلیم عبید…ابن زیاد  نکرد بلکه برای حفاظت از مسلم، جان خود را هم فدا کرد. و چنین جواب دادند: بخدا قسم اگر تنها بی یاورم هم بمانم هرگز او را تسلیم تو نخواهم کرد تا آنکه در راه حماقت او بمیرم.[۳۴]

-اظهارات یاران امام حسینu در شب عاشورا شاهدی بر اوج ایثار و جانبازی در سپاه امام حسینu است زمانی که امام همه را مرخص نمود

مسلم بن عوسجه عرض کرد: بخدا هرگز از تو جدا نمی­شوم حتی اگر سلاحی هم نداشته باشم با سنگ به جنگ آنها می­روم تا همراه تو به شهادت برسم.[۳۵]

دیگری گفت: به خدا قسم از تو جدا نخواهیم شد تا جان­هایمان را فدای تو کنیم و با ایثار خون و چهره و اعضاء از تو حمایت ­کنیم.[۳۶]

-حضرت زینب(س) وقتی عصر عاشورا دید دشمن با شمشیر به قصد کشتن امام سجادu راه افتاده خود را در مقابل او قرار داد و فریاد زد: لایقتل حتی اُقتَلَ دونه..[۳۷]

-در دربار عبیدالله زیاد هم همین فداکاری و ایثارکاری را نمود که عبیدالله از این فداکاری به تعجب آمد و کار زینب را ستود.

-از مصادیق ایثار، ایثار ابالفضل العباس و براداران او بود در عصر تاسوعا وقتی که امان نامه از طرف عبید الله زیاد توسط شمر با عصبانیت فریاد زد: تف بر امان نامه شما و لعنت بر امان دهنده، من در امان باشم و مو لایم حسین نباشد.

-جانبازی سعیدبن عبد .. و زهیر بن قین در ظهر عاشورا بود. که جان خود را برای نماز امام و یاران فدا کردند سعیدبن عبدالله ۱۳ تیر بر بدنش نشست تا نماز امام تمام شد  و سر در دامن امام جان داد.

-چشم پوشی حضرت عباسu از آب فرات وقتی که بر آن مسلط شد بدون آنکه قطره ای آب بنوشد تشنه از شریعه بیرون آمد و به خود گفت: چگونه سیراب شوم در حالی که مولایم امام حسینu تشنه است.

 

 امام حسینu و احساس مسئولیت و تعهد

 

احساس مسئولیت چیزی فراتر از وفای به عهدی است که در سایر ادیان هم بوده. بلکه بمعنی تلاش برای رساندن جامعه انسانی به دو هدف است۱- تربیت انسان آرمانی ۲- تشکیل جامعه آرمانی.

(مدینه فاضله نبوی) آرمان شیعه است، پس ما باید به کمک امامان علیهم السلام خود را به آن مدینه فاضله برسانیم حتی اگر با نثار جان و مال  هستی خودمان باشد.

انسان آرمانی در قرآن:

(و من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا.)[۳۸]

در روایت آمده:

انّ اصحاب الحسین بکربلا کانوا کُلّ من اراد الخروج ودّع الحسینuو قال السلام علیک یابن رسول الله. فیجبه: و علیک السلام و نحن خلفک و یقرأ ( فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر)[۳۹]

در تفسیر صافی ذیل آیه آمده است:

انسان آرمانی زندگی خود را میدان مسابقه برای اجرای فرامین الهی قرار می­دهد.

جامعه آرمانی در قرآن:

(یا ایها النبی حسبک الله و من اتبعک من المؤمنین)

یعنی پیامبر ما، خدا و جامعه دینی تو را در بیشرفت اهداف اسلام کافی است.

جالب است که در این آیه برای تسلای دل پیامبر، جامعه دینی در کنار خدا قرار گرفته است.

در جامعه آرمانی مؤمنین زمانی که می­بینند نماز و جهاد و زکات در خطر است قیام می­کنند زمانی هم که

می­بینند مقام امامت و جامعه دینی تهدید شده به پا می خیزند.

مشکل اساسی امروز جوامع اسلامی این است  که فقط نماز می­خوانند و به حج می­روند ولی در برابر تهدیدها و معاصی و مفاسد اقدامی نمی­کنند در مقابل شرک و ریا و نفاق، عکس العملی ندارند.[۴۰]

 

عواملی که جامعه دینی را تهدید می­کند

۱-دنیا طلبی:

دنیا طلبی آدمی را به جایی می­رساند که انسان نسبت به حرام بی باک می­شود. و برای رسیدن به خواسته­های نفسانی نقشه­های شیطانی می­کشد.

در این راستا آیت الله جوادی آملیاز روایتی نقل می­فرمودند: در آخر الزمان در زندگی مردم حلال پیدا نمی­شود. حتی در زندگی علما، بعد می­فرمود: مواظب باشید.

امام حسینu در روز عاشورا به سپاه عمر سعد فرمود:

قد مُلئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم، ویلکم الا تنصتون و الا تسمعون[۴۱]

در زیارت اربعین می­گوییم: (قد توازر علیه من غرِّتۀ الدنیا).

افرادی امام حسینu را کشتند که دنیا فریبشان داده بود. آنها مواهب اخروی را با مواهب نا چیز دنیا معامله کردند: یکی برای رسیدن به مقام: (عمرسعد)، یکی برای پول: ( شمر و شریح قاصی) تا به جای که بعضی به طمع یک من خرما به جنگ امام حسینu آمدند.

لذا امام حسینu در توصیف اهل کوفه فرمود:

اما اشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملأت غرائزهم… [۴۲]

یعنی: اشراف شما را با شیوه های بزرگ خریدند و با پرکردن کیسه­هایشان ، آنها را به سمت خود کشیدند.  با اینکه شریح قاصی ابتداً پیشنهاد ۱۰۰هزار دیناری عبید الله زیاد را قبول نکرد اما وقتی عبید الله  خود به خانه شریح آمد و کیسه ۵۰ هزار دیناری را جلو چشم او خالی کرد. پایش سست شد و قلم به دست گرفت و حکم جواز قتل امام حسینu را صادر کرد.

۲- غفلت:

غفلت باعث فرو رفتن انسانها  در لااُبالی گری و فساد می­شود.

مردم عصر امام حسینu چنان غرق در زندگی خود شده بودند که فکر این نبودند که با بدعتهای معاویه و بنی امیه چه به سرش می­آید .و با متدینین جامعه امثال حجربن عدی ها، و قنبر و کمیل چه رفتاری می شود و اگر مثل میثم تمار توسط عبید الله به دار زده می­شود برایشان اهمیتی نداشت.

امام حسینu قیام کرد تا مردم را از این خواب غفلت بیدار کند.

 

۳- بی تفاوتی:

مردم بعد از پیامبر آنقدر در بی­تفاوتی پیش رفتند که امیرالمؤمنینu فرمود:

(خذلوا الحق و لم ینصرو الباطل. )[۴۳]

یعنی: حق را خوار کردند، و باطل را هم یاری نکردند یعنی بی تفاوت شدند.

امام حسینu هم به مردم کوفه فرمودند:

فان لم تنصرونا و تنصفونا (منصفانه با ما رفتار نکنید) سلطوا الظمه علیکم و عملوا فی اطفاء نور بینکم و حسبناالله و علیهم توکلنا و الیه انبیاء و الیه المصیر. [۴۴]

[۱]– سفینه النجاه (ماده حسن).

[۲]– منتهی الامال

[۳]– بحار ۷۸، ص ۱۲۶٫

[۴]– انساب الاشراف ۳، ص ۱۷۸٫

[۵]– جلاء العیون۲، ص ۲۴٫

[۶]– کتاب تجلیات معصوم ششم

[۷]– جلاء العیون۲، ص۲۶٫

[۸]– کنزالعمال،۶ ص ۴۶۹٫

[۹]– غرر الحکم، ص ۳۶۸٫

[۱۰]– بحار ۹۶، ص ۳۷۵٫

[۱۱]– جلاء العیون۲، ص۲۴٫

[۱۲]– بحار۴۴، ص۱۹۴٫

[۱۳]– جلاء العیون،۲ ، ص۲۷

[۱۴]. سفینه البحار، ج۱، ص۲۳

[۱۵]. بحار، ج۷۱، ص۳۹۵

[۱۶]. همان

[۱۷]. همان، ص۳۹۶

[۱۸]. همان، ص۳۹۸

[۱۹]. وقعه الطف، ص۱۹۱

[۲۰]. موسوعه کلمات امام حسین، ص ۳۹۹

[۲۱]. موسوعه کلمات الامام الحسین،  ص۴۰۹(به نقل از معالی السبطین)

[۲۲]. بحارالانوار، ج۴۵، ص۲۹

[۲۳]. وقعه الطف، ص۲۳۷

[۲۴]. بحارالانوار، ج۴۵، ص۵۳

[۲۵]. وقعه الطف، ص۲۷۴

[۲۶]. زیارت در عید قربان

[۲۷]. وقعه الطف، ص۲۶۳

[۲۸]– معالی السبطین ج۱، ص ۲۸۲٫

[۲۹]– بحار النوار ۴۵، ص ۳۰٫

[۳۰]– حماسه عاشورا، مهدی احری، ص ۱۱۸٫

[۳۱]– اعیان الشیعه ۱، ص ۶۰۵٫

[۳۲]– مقتل مقرم ص ۲۹۰٫

[۳۳]– سوره حشر / آیه ۹٫

[۳۴]– وقعۀ الطف، ص ۱۱۹٫

[۳۵]– همان

[۳۶]– همان ص ۱۹۹٫

[۳۷]– مقتل مقرم ص ۳۸٫

[۳۸]– احزاب / آیه ۲۳٫

[۳۹]– نور الثقلین، ۴ ص ۲۵۹٫

[۴۰]– سفینه النجاۀ ماده عهد ۲، ص ۲۹۴٫

[۴۱]– بحار، ۴۵ ص ۸٫

[۴۲]– وقعه الطف، ص ۱۷۴٫

[۴۳]– نهح البلاغه حکمت ۱۸

[۴۴]– تحف العقومل ص ۲۳۹٫






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 2 = 11