راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی در تعالیم امام سجاد

آیت الله مکارم تبیین کرد؛
راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی در تعالیم امام سجاد
بی شک سعادت و پیروزى مادی و معنوى جوامع بشری بدون اقتصاد غنى و سالم ممکن نیست، همانگونه که ریشه مهم نابسامانی‌هاى یک جامعه را نیز باید در مسائل اقتصادیش جستجو کرد.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی یادداشتی از این مرجع تقلید با عنوان راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی در تعالیم امام سجاد(ع) منتشر کرد که به شرح زیر است:

بی شک سعادت و پیروزى مادی و  معنوى  جوامع بشری بدون اقتصاد غنى و سالم ممکن نیست،[۱] همانگونه که  ریشه مهم نابسامانیهاى یک جامعه را نیز باید در مسائل اقتصادیش جستجو کرد [۲].

حال بر خلاف  کسانى که از حدود و ثغور تعلیمات اسلام در زمینه مسائل اقتصادى آگاهى درستى ندارند و  به این بهانه که اقتصاد اسلامى براى محیطى مانند صدر اسلام و براى یک جامعه ساده کشاورزى و دامدارى تنظیم شده، کارآیى آن را براى اقتصاد عمدتاً صنعتى پیچیده دنیاى کنونى زیر سؤال مى برند و از مطالعه قوانین اقتصادى اسلام شانه خالى کرده، به مکاتب اقتصادى غرب روى مى آورند،[۳] و اینگونه ضربات سنگینى بر پایه هاى اقتصاد کشور خود وارد می کنند.[۴]لیکن حقیقت آن است که  اسلام به عنوان یک مذهب پیشرو و مترقّى این مسأله مهم را در متن برنامه هاى خود گنجانیده است.[۵]

آری اقتصاد در اسلام برخلاف تفسیرهاى ناآگاهانه و برداشت هاى نادرستِ افرادى که بدون داشتن صلاحیت علمى، احکام اسلام را به غلط تفسیر مى کنند و به امور مالى همچون شى ء پلید نظر دارند؛ از اهمیت فوق العاده اى برخوردار است به گونه اى که در نگاه دین، قوام سیاسى و اجتماعى جامعه اسلامى، در گرو قوام و ثبات اقتصادى آن است و زندگانى دنیا مقدمه و زمینه ساز حیات آخرت است.[۶]

نظام اقتصادى اسلامى مجموعه اى از رفتارها و روابط اقتصادى است که هم اصول راهبردى آن برگرفته شده از کتاب و سنّت است و هم مبانى فکرى و اخلاقى آن آسمانى و اسلامى است و هم از اهدافى الهى برخوردار است.[۷] که از جمله راهبردهای مهم در آن، مسألۀ اقتصاد مقاومتی است؛ لذا می بینیم راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی، در منابع اسلامی مورد بررسی قرار گرفته[۸] و خطوط کلى آن به خوبی ترسیم شده است.[۹]

البته منابع اسلامی موضوعات و مصادیق مختلف اقتصاد مقاومتی از قبیل  قناعت، زهد، پرهیز از اسراف و تبذیر… را مورد توجه قرار داده است؛گاهی نیز از این مرحله فراتر رفته و مصادیق اقتصاد مقاومتی  را معین می سازد؛ به عنوان مثال فعالیت های مرتبط با  قناعت، زهد ، خودکفایی، تولید.. به صورت مصداقی در آموزه های اسلامی  بیان شده است که نشان می دهد  برنامه های اسلام  در موضوع تحقق اقتصاد مقاومتی کاملا کاربردی و عینی است.[۱۰]

شکی نیست که دشمنان برای این‌که در مسائل اقتصادی ما را به زانو در بیاورند توطئه‌های مختلفی را چیده‌اند، برای نمونه تحریم، انحصار طلبی،[۱۱] که باید به جنگ با آنها رفت و در برابر آنها ایستاد.[۱۲] از این جهت  باید از همه امکانات برای تحقق اقتصاد مقاومتی بهره گرفت؛ در این زمینه بازشناسی راهکارهای تقویت اقتصاد مقاومتی اصل راهبردی است و به تلاش همگانی نیاز است.[۱۳]

از سوی دیگر برنامه های راهبردی  اسلام در اقتصاد نشان می دهد ؛ قرآن و سنت تنظیم حیات اقتصادى و حلّ معضلات عملى از قبیل مقابله با تحریم های ظالمانه را مورد توجه قرار داده است  [۱۴] و  اصول و قواعد تحقق اقتصاد مقاومتی به خوبی تفسیر و ارزشگذارى شده است .[۱۵]

اینچنین است که ضرورت بهره گیری از  مصادیق ملموس تعلیمات و روایات اسلامی و مسائل عینی و  مصداقی اقتصاد مقاومتی در سیرۀ امامان معصومین به ویژه سیرۀ امام سجاد(علیه السلام)باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد ؛ که در صورت تحقق این مهم، مردم  به خود اگاهی دست خواهند یافت و جامعه در شرایط سخت و بحرانی زندگی قابل قبولی خواهد داشت.[۱۶]

تحقق  اقتصاد مقاومتی در گرو ترویج فرهنگ کار و تلاش و همت مضاعف

اصولًا یک اقتصاد سالم باید بر اساس حکومت «کار» بنیان شود، نه بر اساس حکومت سرمایه!لذا در صنعت، کشاورزى، دامدارى و تجارت سالم همه جا کار باید حکومت کند[۱۷]

اسلام «کارِ» انسانِ تولید کننده را ملاک مالکیّت ثروت هاى طبیعى قرار داده و این کارگر است که مى تواند از راه کار مباشرى، مالک آنها شود. با دقت در این مسأله، امتیاز اقتصاد مقاومتی از اقتصاد سرمایه دارى و اشتراکى شناخته مى شود، زیرا در نظام سرمایه دارى، سرمایه و ابزار، اساسِ مالکیّت است و کارگر در ردیف ابزار تولید قرار می گیرد؛ ولى در نظام اقتصادى اسلام، کارِ کارگر، ملاک مالکیّت در ثروت هاى طبیعى است و براى ابزار و سرمایه در آن، سهمى نیست.[۱۸]

از این جهت است که  اسلام، براى کار و تلاش در راستاى سازندگى و درآمدزایى، محدودیتى از حیث زمان، مکان و اشخاص قائل نشده است، و حتى در سفر معنوى حج، تلاش جهت کسب منافع مادى و اقتصادى را بى مانع شمرده است، و روزهاى بحرانى جنگ را نیز مجوزى براى ترک تلاش [۱۹]و کوشش و تحصیل مال نمى داند.[۲۰]لذا روایات مربوط به اهمیت کار و تلاش، کسب و تجارت، طلب روزى حلال، توسعه و آبادانى، خودکفایى و استقلال [۲۱]اقتصادى و … که همه به نوعى حکایت از اهمیت فعالیت هاى اقتصادى و جایگاه بلند آن در خودکفایی و استقلال اقتصادی و سیاسی و فرهنگی مى کند، بسیار گسترده و متنوع است [۲۲]

در این زمینه امام سجاد(علیه السلام) در ضمن نیایش های خود میفرماید:«و خلق لهم النهار مبصرا لیبتغوا فیه من فضله، و لیتسببوا الی رزقه، و یسرحوا فی ارضه طلبا لما فیه نیل العاجل من دنیاهم، و درک الآجل فی اخریهم،بکل ذلک یصلح شانهم؛[۲۳] و خداوند، روز را بینایی بخش قرار داد تا در آن به جستجوی فضل حق خیزند و به اسباب رزق و روزی او دست یابند و در زمین او در پی سود ناپایدار دنیا و ادراک نفع همیشگی آن جهان به راه افتند، و بر اثر همه این امور(کار و تلاش و رفتن به دنبال رزق و روزی) کار ایشان را به سامان می آورد».[۲۴]

تأمل در کلام آن حضرت مبین اهمیت کار و تلاش در سامان بخشی به زندگی است. در پرتو این روحیه، بازار کار و تلاش و آبادانى وانفاق و خدمت رسانى از رونق شایسته اى برخوردار مى گردد.[۲۵]

با این تفاسیر راه هایى که به انحطاط و عقب ماندگى جامعه ختم شود و به رکود و تعطیلى منجر گردد در بینش اهل بیت(علیهم السلام)جایى ندارد. بلکه کار و تلاش همیشگى، مشارکت در برنامه ها و سیاست هاى اقتصادى، ایجاد روحیه دگردوستى و تعاون، برتر دانستن منافع اجتماعى بر منافع شخصى و بالاخره در یک کلام، تلاش جهت توسعه و آبادانى جوامع اسلامى و تحقق اقتصاد مقاومتی  در مقابل تحریم ها ی قدرت های استکباری از جمله ارزش هایى است که در سایه نهادینه سازی فرهنگ کار و و تلاش  به بار مى نشیند.[۲۶]

حال اهتمام به افزایش  کار و تلاش در مولفه های اقتصادی، عاملى براى از میان بردن بیکارى در جامعه است، سبب افزایش تولیدات کشاورزى و رسیدن جامعه به حدّ خودکفائى و بالاتر از آن مى گردد. و سرمایه هاى راکد را تبدیل به سرمایه هاى فعال مى سازد.[۲۷]

اینگونه است که در اموزه های امام سجاد(علیه السلام)، سامان بخشی به زندگی فردی و اجتماعی تنها در گرو کار و تلاش تعریف شده است.[۲۸]در این میان نگاه ابزارى به دنیا و سرپل دانستن به آن و سبب کمالات و معنویت شمردنش، نه تنها از کار و تلاش فعّال اقتصادى نمى کاهد، بلکه سبب تولید بیشتر و ایجاد رفاه عمومى افزون تر مى شود، زیرا انسانى که از این نگاه برخوردار باشد هرگز انگیزه و تلاش و درآمد خود را به رفع نیازهاى شخصى خویش و برطرف ساختن حاجات مادى طول زندگى خود در دنیا، محدود نمى کند، بلکه رفع نیاز همسایگان و نزدیکان و سایر برادران دینى و حتى نیازهاى جامعه بزرگ خویش و جوامع فقیر را نیز انگیزه تلاش اقتصادى خود قرار مى دهد، زیرا او به دنبال ساختن و استحکام پل و گسترش ابزار تحصیل آخرت است و مى داند که هر چه پل و ابزار بیشتر و مستحکم ترى بسازد درجات عالى ترى از آخرت و کمالات را طى خواهد کرد.[۲۹]

با این اوصاف شایسته است زندگى و تلاش اولیاى الهى را سرمشق خود قرار داده ، تن به کار و تلاش دهیم و  به کار مفید و سودمند روى آوریم در عین حال کار و فعالیت اقتصادی  را به درستى و اتقان انجام دهیم و همه این موارد، به تحقق اقتصاد مقاومتی ، رشد ناخالص ملى، قوت و قدرت کشور و وجود پشتوانه هاى مطمئن مالى، منتهى خواهد شد.[۳۰]

اهتمام به اقتصاد درون زا و مردم گرا؛ زمینه ساز اقتصاد مقاومتی

گفتنی است  اقتصاد لیبرال راه خود را از منافع عمومى انسانها جدا کرده و بسوى منافع گروه کوچک و به به زیان توده هاى عظیم مردم جهان، پیش مى رود آنچنان که فاصله ها را روز بروز بیشتر مى کند؛[۳۱] سرمایه دارى غربى تحت عنوان «اقتصاد آزاد» آخرین رمق اکثریت مردم زحمت جهان را مى گیرد.[۳۲]

بنابراین محصول فردگرائى چیزى جز تأمین منافع فرد و استثمار دیگران نمى تواند باشد[۳۳] و  نتیجه اى جز فقر بیشتر توده هاى وسیع مردم جهان و ثروت هر چه بیشتر اقلیتى خودخواه و خودکامه ندارد.[۳۴] به راستی آیا چنین رقابت آزاد و چنین سیستم اقتصادى  مى تواند حافظ منافع اکثریت مردم جهان شود.[۳۵]حال آنکه  انباشتن ثروت افسانه ای در دست گروه کوچکى در برابر فقر گروه هاى عظیم[۳۶] چیزى جزیک کانون بزرگ براى غارت و چپاول و ظلم وفساد و توطئه نخواهد بود.[۳۷]

از سوی دیگر اقتصاد سوسیالیستی با طرح اقتصاد دولتی و با الغاى مالکیّت خصوصى، نوعى ستیز با فطرت انسانى را رقم زد و سبب خاموش شدن انگیزه هاى اقتصادى شد، لذا این نظریه پس از مدتى ریشه هاى نبوغ و ابتکار را در درون جان ها خشکاند و اقتصاد شرق را به بن بست کشاند.[۳۸]روشن ترین دلیل بر ابطال این نظریه، ناکامى حکومت شوروى سابق و تجربه شکست مرگبار آن است.[۳۹]

از این رو وقتی چشم باز می کنیم خود را در برابر یک غول سرمایه دارى عظیم مى بینیم؛ در برابر چشم خود افرادى را تماشا مى کنیم که در اقتصاد لیبرال، به مالکان بزرگ افسانه اى و ثروتمندان عظیم تاریخ تبدیل شده اند و  همه منابع تولید را در اختیار دارند و عملًا مالک همه چیزند![۴۰]از آن جهت که  تفکّر مادّى اجازه توزیع عادلانه ثروت را نمى دهد.[۴۱]

اینگونه است که   تردیدى در پیوند اساسى مسائل سیاسى با مسائل اقتصادى و رابطه متقابل بین آن دو وجود ندارد؛ بر این اساس کشورى که بخواهد به حاکمیّت مستقل سیاسى برسد باید از رشد و توسعه مناسبى در اقتصاد برخوردار شود و به خودکفایى و اقتدار اقتصادى برسد.[۴۲]

آری باید اقتصاد ناسالم که بدون استعمار و استثمار دگران متوقّف یا مواجه با بحران مى گردد جاى خود را به اقتصاد سالمى که بر اساس تولید و مصرف نیازمندیهاى واقعى زندگى بشر آن هم در داخل هر کشور و به نحو اقتصاد درون زا ، استوار باشد و به این وضع که همیشه اکثریت مردم دنیا برده صنعتى اقلیتى باشند خاتمه داده شود.[۴۳] زیرا اقتصاد بیمار و وابسته، در هر جامعه اى، زمینه ساز تزلزل ارزش هاى اخلاقى، حاکمیت فساد و فحشا، ازدیاد بزهکارى و آلودگى هاى اجتماعى است. عقب ماندگى اقتصادى در هر جامعه، موجب عقب ماندگى در حوزه هاى سیاسى، فرهنگى و نظامى است و وابستگى به بیگانگان را بر جامعه تحمیل مى کند.[۴۴]لذا تقویت پایه هاى اقتصاد جامعه اسلامى و مجد و عظمت و سربلندى آن و نفى هر گونه وابستگى به دیگران و دریوزگى از آنان است.[۴۵]

در این زمینه امام سجاد علیه السلام در فرازی  فرمود:«طَلَبُ الْحَوائِج إِلى النَّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَیاهِ وَمَذَهَبَهٌ لِلْحَیاءِ وَ إِسْتِخفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرُ[۴۶]؛تقاضا نزد مردم بردن، خوارى در زندگى است و نابود کننده حیا و سبک کننده شخصیت انسان؛ و فقرى است که آدمى آن را براى خود فراهم مى سازد.»[۴۷]

تأمل در کلام نورانی ما را به این نکته راهبردی رهنمون می سازد که مسلمانان تا آن جا که توانایى دارند، باید روى پاى خود بایستند و از «زندگى اتکالى» بپرهیزند که، بى نیازى بوسیله دیگران، عین نیازمندى است.[۴۸] لذا بعد از آمادگى یک اجتماع براى پیاده کردن «طرح آزادى و عدالت» نباید دست نیاز به مکتب هاى اقتصادى دنیاى امروز دراز کرد، بلکه باید از طریق «خودکفائى» به نحو کامل اقتصاد مقاومتی را پدید آورد.[۴۹] زیرا با دقّت در عوامل وابستگى بسیارى از کشورهایى که از جهت سیاسى، وابسته به حساب مى آیند به این نتیجه مى رسیم که عامل اساسى در این وابستگى، نیازمندى هاى مالى و عدم خودکفایى اقتصادى است.[۵۰]

حال آنکه تخقق اقتصاد درون زا، زمینه ساز بعضى دیگر از اهداف اقتصادى اسلام مثل رفاه عمومى، عدالت و امنیت اجتماعى و امنیّت اقتصادى نیز هست و بر همین اساس در صورت تزاحم و دوران امر بین حاکمیت سیاسى و آن اهداف، بر امّت اسلامى لازم است که براى بقاى این هدف و یا براى دستیابى به آن، مشکلات و مرارت هاى فقدان اهدافى چون رفاه و امنیّت را متحمّل شود همان چیزى که در صدر اسلام در داستان شعب ابى طالب و در عصر حاضر در قصّه محاصره اقتصادى و نظامى بعضى از کشورهاى اسلامى سراغ داریم.[۵۱]

بی شک انقلاب سیاسى هنگامى کامل مى شود که علاوه بر اتکاء به یک انقلاب عمیق فرهنگى از پشتوانه اقتصاد غنى و خود کفا و پرمایه اى برخوردار گردد[۵۲]و همه اینها در صورتى امکان پذیر است که ما همه مردم را به ایجاد مؤسسات تولیدى تشویق کنیم، و از مصرف بکاهیم تا از این طریق در  تحقق اقتصاد مقاومتی سهیم باشیم .[۵۳]

اصلاح الگوی مصرف؛ عامل راهبردی در تحقق اقتصاد مقاومتی

این که مجموعه نظام « مصرف » باید چگونه باشد در علم اقتصاد و مکتبها و سیستمهاى اقتصادى غرب سخنى از آن نیست.[۵۴] لیکن اسلام مى گوید: مالکیت نه براى فرد است و نه براى اجتماع، بلکه در واقع براى خداست، و انسانها و کیل و نماینده اویند و به همین دلیل اسلام، در  چگونگى مصرف ، قیود و شروطى ذکر شده است که اقتصاد اسلامی  را به عنوان یک مکتب مشخص در برابر مکاتب دیگر قرار مى دهد.[۵۵]

گفتنی است  «ضرورت»، «میل» و «هوس» گونه شناسی مصارف مردم را تشکیل می دهد؛مصارف ضرورى مصارفى است که نیازمندیهاى اصلى زندگى را تشیکل مى دهد از قبیل خوراک و پوشاک و مانند اینها.«امیال» در مورد مصارفى گفته مى شود که جنبه نیازمندیهاى اصلى ندارد ولى یک نوع «توسعه در زندگى» و تحصیل رفاه بیشتر محسوب مى گردد.بالاخره «هوس» را درباره مصرفى مى گویند که از متن و حاشیه زندگى بیرون است، و تنها وسیله ارضاى پاره اى از خواسته هاى غیر منطقى و غیرعقلایى مى باشد.[۵۶]

حال آگر  اخلاق در لایه هاى مختلف اقتصاد  مصرف حکام گردد. در این صورت  روز به روز فاصله زیاد بین فقیر و غنى کم مى شود، و به طور طبیعى ثروت به طور عادلانه در میان همه مردم توزیع مى گردد[۵۷].

گفتنی است یکى از اهداف و مقاصد نظام اقتصادى اسلامى  در مقام مصرف ، عدالت است.[۵۸] حال آنکه اقتصاد سرمایه دارى، برابرِ اصل سودطلبى بیشتر، به کمک رسانه هاى تبلیغاتى گسترده و شیوه هاى رنگارنگ، مردم را حتى در نیازهاى زندگى و ضروریات، به مصرف بیشتر فرا مى خواند.[۵۹]

لذا در محیطى که بر طبل حرص، لذت جویى، منفعت طلبى، سودپرستى و مصرفِ بیشتر کوبیده مى شود، به یقین فضیلت، تقوا، اخلاق و دگردوستى جایى ندارد، چرا که از درختى که ریشه هایش لذت جویى و ساقه هایش سودپرستى است و با آب مفاخره و مصرف گرایى آبیارى مى گردد، میوه اى جز تبعیض، شکاف طبقاتى و آسیب هاى اجتماعى نخواهد رویید و هرگز نمى توان چیدن میوه عدالت و نوع دوستى و اخلاق و معنویت و تحقق اقتصاد مطلوب را انتظار داشت.[۶۰]

از این جهت  باید به اندازه نیاز و با رعایت اقتصاد و اعتدال مصرف کرد و باقیمانده را براى رفع نیازمندى هاى جامعه و مستمندان هزینه نمود.[۶۱] بدین ترتیب در جامعه اى که اقتصاد بر اساس ایمان و کرامت انسانى است افراد آن در مصرف و انفاق نیز کریمانه عمل مى کنند، به گونه اى که اقشار کم درآمد احساس ذلت و خوارى نکنند،[۶۲]آری  میانه روى در مصرف ، از بایسته هاى مصرف و مورد تأکید اسلام است. که نشان مى دهد پایه اقتصاد مقاومتی، بر اعتدال در مصرف نهاده شده است.[۶۳]

اینگونه است که امام سجاد در فرازی می فرماید:»وَامْنَعْنى مِنَ السَّرَفِ ، وَحَصِّنْ رِزْقى مِنَ التَّلَفِ؛[۶۴]و مرا از اسراف باز دار، و روزیم را از تلف شدن حفظ کن».[۶۵]

فرهنگ‌سازی ؛ اصل بنیادین در تحقق اقتصاد مقاومتی

به یقین تحقق اقتصاد مقاومتی در گرو ارتقای مولفه های فرهنگی است ، لذا با فرهنگ مادّى غرب، نمی توان اقتصاد اسلامى را زنده کرد؛ بلکه باید از  طریق تبلیغ وارد شد تا به نتیجه مطلوب نائل شد؛به تعبیر دیگر، نمى توان هم فرهنگ بیگانگان را پذیرفت و هم توقّع اجراى کامل برنامه هاى اقتصاد مقاومتی داشت. [۶۶]

لذا باید براى اجراى آن فضاسازى مورد نظر انجام گیرد، و این در گرو  تحقّق اخلاق اسلامى، سیاست و دولت اسلامى، خانواده مورد نظر اسلام و مانند آن است.[۶۷]

با این تفاسیر باید گفت  در بسیارى از موارد، بروز اسراف و عدم رعایت الگوی صحیح مصرف، جنبه فرهنگى دارد و فرهنگ کسانى که بر اساس آموزه هاى غلط بنا شده است باعث بروز اسراف در زندگى است و مسئله تشخص طلبى، خودنمایى، چشم و هم چشمى یکى از آنها است. معمولًا چنین کسانى مى پندارند، اسراف و اداى مرفّهان را درآوردن، نوعى منزلت اجتماعى محسوب مى شود، ازاین رو در رفتارهاى مصرفى خود، بدون توجه به درآمدهاى واقعى و وضعیت اقتصادى خویش بر اساس عادات و رسوم طبقات مرفّه تصمیم گیرى مى کنند و به انواع مخارج تجملاتى و لوکس و خرید کالاهایى غیرضرورى دست مى زنند که به آن نیازى ندارند.[۶۸]

در این زمینه در حدیثى از امام سجاد علیه السلام مى خوانیم: «… وذلک أنّ أکثر ما یطلب ابن آدم ما لا حاجه إلیه ؛ و این به آن دلیل است که بسیارى از نیازهاى مصرفى پندارى است و آدمى به آن نیاز ندارد».[۶۹]،[۷۰]

مهم‌ترین شاخه‌ اقتصاد مقاومتی جلوگیری از اسراف و تبذیر است

در خاتمه باید گفت اقتصاد مقاومتی شاخه‌های متعددی دارد که یکی از مهم‌ترین شاخه‌های آن  جلوگیری از اسراف و تبذیر است، باید کاری کنیم که در حد نیاز از مواهب طبیعی استفاده کنیم.[۷۱]

بی شک اسراف بلای دنیای امروز است لذا در هر جامعه‌ای اسراف زیاد باشد  سرانجام آن خفت و خواری و گاهی جنگ‌ها و قیام افراد محروم در مقابل افراد مستکبر خواهد شد.[۷۲]حال آنکه امروزه ثابت شده است که هیچ چیز، دور ریختنى نیست؛ یعنى از[۷۳]همه ضایعات و فضولات صنایع و غیر صنایع مى توان بهره گیرى کرد، تا آن جا که فاضلاب هاى گندیده را تصفیه کرده و به پاى زراعت ها مى فرستند و از آن محصول فراوان مى گیرند و زباله ها را جمع آورى کرده و ازآن فراوده هاى مختلف مى سازند.[۷۴]

این سخن را با جمله پرمعنایى از دعاى صحیفه سجادیّه امام على بن الحسین علیه السلام پایان مى دهیم، امام در پیشگاه خداوند عرض مى کند:«اللّهُمَّ صَلَّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَاحْجُبْنى عَنِ السَّرَف وَالازدِیادِ، وَ قوَّمْنى بِالبَذْلِ وَالاقْتِصِادِ، وَ عَلِّمْنى حُسْنَ التَّقْدیرِ، وَاقْبِضْنى بِلُطْفِکَ عَنِ التَّبْذیْرِ؛خداوندا! درود بر محمّد و آلش بفرست، و مرا از اسراف و زیاده روى بازدار، و با بذل و بخشش و میانه روى برپا دار، و راه و رسم حسن تقدیر (اندازه گیرى دقیق در زندگى) را به من بیاموز، و مرا به لطفت از تبذیر (و ریخت و پاش بى دلیل) نگهدار».[۷۵]،[۷۶]

[۱] اسلام در یک نگاه ؛ ص۸۵٫

[۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۰ ؛ ص۵٫

[۳] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۹٫

[۴] همان ؛ ص۱۸٫

[۵] اسلام در یک نگاه ؛ ص۸۵٫

[۶] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۱٫

[۷] همان؛ص ۳۱٫

[۸] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۰۴٫

[۹] همان.

[۱۰] همان.

[۱۱] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ اجلاسیه جامعه مدرسین و علمای بلاد ؛۲۵/۱۰/۱۳۹۳٫

[۱۲] همان.

[۱۳] همان.

[۱۴]  محاضره عن الاقتصاد الاسلامى؛ ص ۱۸٫

[۱۵] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۰٫

[۱۶]  بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار اعضای مرکز راهبردی مطالعات اسلامی اقتصاد مقاومتی؛۲۵/۱۲/۱۳۹۳٫

[۱۷] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۱۳۰٫

[۱۸] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۱۸٫

[۱۹] همان ؛ ص۴۳٫

[۲۰] همان؛ص ۴۴٫

[۲۱] همان ؛ ص۴۲٫

[۲۲] همان؛ ص ۴۳٫

[۲۳] صحیفه سجادیه؛ دعای ۶٫

[۲۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۶ ؛ ص۳۳۱٫

[۲۵] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۷۶٫

[۲۶] همان ؛ ص۴۶۴٫

[۲۷] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۹۱٫

[۲۸] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۲٫

[۲۹] همان ؛ ص۱۲۱٫

[۳۰] همان؛ ص۴۹۳٫

[۳۱] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۳۹٫

[۳۲] همان.

[۳۳] همان.

[۳۴] همان ؛ ص۴۲٫

[۳۵] همان.

[۳۶] همان.

[۳۷] همان.

[۳۸] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۲۷۸٫

[۳۹] همان.

[۴۰] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۴۴٫

[۴۱] از تو سوال مى کنند(مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله) ؛ ص۱۷۰٫

[۴۲] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۴۳٫

[۴۳] اسرار عقب ماندگى شرق ؛ ص۱۰۱٫

[۴۴] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۵٫

[۴۵] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۵ ؛ ص۱۲۱٫

[۴۶] تحف العقول؛ ص ۲۰۱٫

[۴۷] یکصد و پنجاه درس زندگى (فارسى) ؛ ص۱۰۰٫

[۴۸] همان .

[۴۹] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۹٫

[۵۰] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۴۳٫

[۵۱] همان.

[۵۲] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۲۴٫

[۵۳] همان ؛ ص۸۵٫

[۵۴] همان ؛ ص۱۶٫

[۵۵] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۶۷۲٫

[۵۶] اسرار عقب ماندگى شرق ؛ ص۲۱۴٫

[۵۷] از تو سوال مى کنند(مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله) ؛ ص۱۷۴٫

[۵۸] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۳۱٫

[۵۹] همان ؛ ص۳۴۹٫

[۶۰] همان ؛ ص۵۷٫

[۶۱] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۱۵٫

[۶۲]تحف العقول؛ ص ۳۳۰، مسند الإمام الرضا؛ ج ۲؛ ص ۳۱۵٫

[۶۳] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۸۰٫

[۶۴] صحیفه سجّادیّه؛ دعاى ۲۰، کلیات مفاتیح نوین ؛ ۱۸۱٫

[۶۵] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۱۸۷٫

[۶۶] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۵۰۶٫

[۶۷] همان.

[۶۸] همان ؛ ص۴۱۸٫

[۶۹]  کافى؛ ج ۲؛ ص ۱۳۱؛ ح ۱۱٫

[۷۰] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۱۸٫

[۷۱] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در رسانۀ ملی؛ ۱۳/۴/۱۳۹۵٫

[۷۲] همان.

[۷۳] پیام قرآن ؛ ج ۱۰ ؛ ص۱۳۱٫

[۷۴] همان؛ ص ۱۳۲٫

[۷۵] صحیفه سجّادیه؛ دعاى ۳۰،( دعائُهُ فى المَعونَه على قضاء الدّین) .

[۷۶] پیام قرآن، ج ۱۰، ص: ۱۳۲






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


5 + 1 =