سلسله جلسات تفسیر استاد قرائتی (مدرسه نواب مشهد)-۱

بسمه تعالی

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ

آیه در صدد معرفی الگو برای مؤمنین می‌باشد.

(ضرب) فعل ماضی، در ۸ جا فعل ماضی معنی مضارع می‌دهد، یکی: آنجا که فعل ماضی در اول کلام قرار بگیرد، معنای آیه این است که  همسر فرعون تنها الگو برای مؤمنین زمان پیامبرˆ نیست بلکه الگو برای همه مؤمنین تا روز قیامت می‌باشد.( ضرب الله)

خداوند هر گاه راه و چاه را معرفی می‌کند از ایمان و کفر سخن می‌گوید الگو هم معرفی می‌کند در آیات قبل دو زن از همسران پیامبران (نوح . لوط) را به عنوان الگوی کفر و نمونه کافرین معرفی می‌کند و در این آیه و آیه بعد همسر فرعون و مریم عذرا را به عنوان الگوی مؤمنان معرفی می کند. (ضرب الله مثلا)

آوردن نمونه و ضرب‌المثل در قرآن جایگاه دارد بارها خداوند مثال می‌زند. (ضرب الله مثلا)

ضرب الله مثلا یعنی خدا مثال می‌آورد. در فنّ خطابه و تاثیر بر مخاطب آمده که انسان کلام خود را از قول فرد برتر و بالاتر بیان کند دراینجا از طرف خدا مثال می زند نه فرد دیگر.(ضرب الله مثلا)

در الگوی بودن جنسیت نقشی ندارد آسیه در آیه فوق الگو ی مؤمنین معرفی می شود یعنی: زنان و مردان بالسویه شایستگی الگو شدن را دارند.

چنان که در ارزشمندی و غیر ارزشی بودن افراد، خانواده نقشی ندارد. آسیه همسر فرعون است ولی نمونه و الگوی جامعه مؤمنین قرارمی گیرد چنان‌که زن نوح ولوط همسران پیامبران خدایند ولی نمونه برای کافران.

امام رضا† به برادرش زید النار فرمود: روز قیامت حسب ونسب بدرد نمی خورد بلکه مردم در گرو اعمال خیش اند اگر غیر این باشد چه فرق است بین تو و پدرت موسی بن جعفر†.

قبول ایمان و کفر امر اختیاری است به دست خود افراد است جبری نمی باشد آسیه رفاه زده در زندگی فرعونی ایمان را اختیار می کند همسران نوح ولوط نبی کفر را اختیار می کنند.

چنان‌که در قبول ایمان و کفر محیط هم ممکن است بی تاثیر باشد آسیه در محیط فرعونی ایمان می آورد وبرای ایمانش پایداری می کند ولی همسران نوح و لوط در محیط ایمان کفر را اختیار می کنند.

۱۰٫ مومن اگر در محیط مخالف بود باید ایمانش را مخفی کند (تقیه کند) ولی وقتی ایمانش آشکار شد باید از دینش دفاع کند و در برابر مشکلات آن پایداری و مقاومت نماید.

۱۱٫ آسیه نشان داد انسان در محیط فاسد هم می توان ایمان را حفط کرد. قابل توجه اقلیتهای اسلامی که در بلاد غیر اسلامی یا ضد اسلامی زندگی می کند و قابل توجه آنان که می گویند محیط بد بود و دانشگاه ،محل کار مناسب نبود.

– شهید چمران چهار سال در بد ترین محیط ها (آمریکا) تحصیل کرد حتی یک بار نماز اول وقتش ترک نشد حتی روز امتحان نهایی تا نماز نخواند پای جلسه امتحان حاضر نشد گفتند اگر امتحان نگیریم چه می کنی؟گفت هیچ می دانم برای نماز بوده.

 مبارزه باظلم عمومی است حتی زنها هم باید مبارزه کنند حتی اگر یک نفر باشند.

ایمان اگر با عمق جان باشد باعث می شود خیلی راحت از لذات دنیوی صرف نظر و چشم پوشی کنیم، آسیه غرق در لذت و رفاه بود وقتی ایمان آورد چون ایمانش واقعی بودخیلی راحت روی لذت ها چشم پوشید بلکه حاضر شد جانش را هم در طبق اخلاص بگذارد .

ایمان واقعی هم شامل ایمان به خداست هم ایمان به قیامت .

بهشت و مقام قرب الهی چنان در دل آسیه قوت پیدا کرده بود که براحتی چشم از زندگی مرفه خود کشید . حتی کشته شدن همراه با شکنجه هم تزلزلی در ایمان او ایجاد نکرد .

ایمان واقعی به انسان استقامت میدهد . به اندازه ای که براحتی مشکلات را هم تحمل می کند .

   آسیه با پذیرش شهادت ،زندگی فرعونی و لذتهای آنی دنیوی را به سخریه گرفت و هیچ شمرد .

آسیه از ظلم ظالم بیزار  است . ظالم خودی باشد یا بیگانه « وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ  »

آسیه تسلیم تقدیر الهیست . خدایا اگر نجات در مرگ من است مرگ مرا برسان . « وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ»

آسیه عاشق شهادت است . لذا در برابر بدترین شکنجه ها دست از ایمانش بر نمیدارد .

آسیه به وعده های خدا ایمان دارد ؛ لذا اینگونه دعا می کند  : خدایا مرا نزد خودت در بهشتی که خود ساخته ای جایم ده .

خدایا بهشتی که نصیبم می کنی معماریش بدست خودت باشد و در مقام قرب خودت باشد . یعنی بالاترین درجه بهشتیها را نصیبم کن . دعایش مستجاب شد . پیامبر اکرم ˆفرمود : از مردان افراد زیادی به کمال رسیدند اما از زنان فقط چهار نفر برترینند . مریم . خدیجه . آسیه . فاطمه زهرا سلام الله علیهن.

آسیه در آخرین دعای خود میگوید : خدایا من ،هم از فرعون ظالم بدم میآید . هم از عمل او هم از همراهان او.

– در بیزاری از منکر اول باید از عمل منکر اعلام بیزاری کنیم . چنانچه در جای دیگری از قران آمده : « انی لعملکم من الغاوین» ولی اگر عامل منکر خودش شد جرثومه فساد و مفسد فی الأرض ، از او هم باید بیزاری جست .

از آیه معلوم می شود که در زمان شهادت حضرت آسیه دستگاه حکومت هم مثل خود فرعون فاسد بودند « وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ  »

آرزوی مؤمن باید این باشد که حکومت باید به دست مومنین باشد (حکومت معصوم و حکومت نماینده معصوم ) و در عصر ما باید از حکومت ولی فقیه دفاع کرد و برای تشکیل حکومت امام زمان †دعا کرد .

خدا برای نمونه و الگوی مؤمنین از دو زن یاد می کند . اول از آسیه یاد می کند بعد از مریم، شاید بخاطر این باشد که حفظ دین آسیه در شرا یط بود که خفقان فرعونی حاکم بوده است که در نهایت هم جانش را پای دینش گذاشت .

مؤمن باید هماره از ظالم متنفر باشد و آرزوی نابودی ظالم و حکومت ظلم را داشته باشد .

طلب مزد بهشت نمودن با اخلاص و توکل و شهادت منافاتی ندارد . در روایت داریم خدا دوست دارد بنده اش خواسته اش را در غالب دعا به زبان بیاورد .

آسیه با دعای « رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ » می خواهد بگوید : خدایا من از ناز و نعمت دنیا کاخ نشینی و لذتهای دنیوی دست کشیدم تو هم بهترین مقام بهشتی ات را ارزانی ام کن .

علت اینکه آسیه الگوی مؤمنین می شود این است که همه نعمت های دنیا برایش فراهم بود با این حال به عشق بهشت خدا ،چشم بر همه آنها بست .معلوم میشود ایمانش واقعی بوده این فرق میکند با آدمی که زندگی معمولی داشته حتی یک درصد رفاه دنیایی را هم ندیده است این فرد چشم بپوشد هنر نکرده مثل آدم کور و بینا ، کور نامحرم را نبیند هنر نکرده چشم داشتی و نگاه نکردی هنر است .

 چرا  اسم آسیه در قرآن نیامده است؟ جواب: اسم مهم نیست عمل مهم است انچه ملاک در الگو بودن آسیه بود اسمش نبود عمل مومنانه او بود .

آسیه نشان داد مومن نباید تاثیر پذیر و بی تفاوت باشد بلکه باید تاثیر گذار باشد چون آدمها سه جورند: بعضی تاثیر گذارند و بعضی تاثیر پذیر و بعضی بی تفاوت .

 انسان در راه هدف مقدس خود باید قیام  کند و لو یک نفر باشد اینکه می گویند با یک گل بهار نمی آید آسیه نشان داد با یک گل بهار می آید .ومی گویند: یک دست صدا ندارد، معلوم شد صدا دارد صدایی که تا قیامت ماندگار است وتا قرآن باشد سخن از آسیه مطرح است مطرح است .

چرا  امرءه فرعون آمده ،زوجه فرعون نیامده:چون هر جا در قرآن توافق کامل باشد هم از جهت روحی هم از جهت جسمی و هم از جهت فکری و ایمانی از واژه زوج استفاده می شود . در باره آدم و حوا می فرماید: «یا آدم اسکن انت وزوجک الجنه».درباره زکریا† و همسرش تا وقتی اولاد دار نشدند از همسر زکریا† تعبیر به امرءه می شود ولی وقتی صاحب یحیی† شدند تعبیر به زوجه شد . و همچنین هر گاه از نظر ایمانی بینشان تفاوت باشد یا هر دو کافر باشند تعبیر به امرءه می شود . در آیه فوق آسیه مومن ولی فرعون کافر، لذا امرءه آمده درباره ابولهب و همسرش که هر دو کافر بودند نیز آمده «وامرءته حمالت الحطب.»

چرا وقت دعا آسیه خدا را با نام رب یاد می کند ؟  « رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ »

ج۱ : این در واقع ناظر بر ادعای فرعون بود که می گفت «انا ربکم الاعلی»آسیه می خواهد بگوید ممکن است فرعون شوهر من رب خیلی ها باشد ولی خدایا رب من فقط تویی.

 ج۲: ضمن اینکه دعاهای قرآنی و مومنان عمدتا با رب و ربناشروع می شود .

   در لحظه شهادت آنقدر احساس قرب به خدا می کند که نمی گوید یا رب ومی گوید رب یعنی یاء ندا را هم می اندازد .

ارزش هرکس به اندازه آرزوهای اوست  آرزوی آسیه این است که: خدایا در قیامت مرا در خانه بهشتی در مقام قرب خودت ارزانی کن . خدایا من از همه ظالمان متنفرم حتی تحمل دیدن یک نفرشان را ندارم آرزوی روزی را دارم که هیچ ظلمی نباشد و احدی به دیگری ظلم نکند .

در دعا باید انسان بالاترین درجه را از خدا بخواهد و اگر حقیقی باشد خدا بالاترین درجه را می دهد .بگو می خواهم سلمان زمان خودم باشم .

در روایت آمده چون آسیه چشمش را بروی زندگی و لذتهای مادی فرو بست و از فرعون، شوهر ظالمش با آنکه قدرتمنترین فرد زمان بود اعلام بیزاری کرد خدا در روز قیامت او را به همسری پیامبر اکرمˆ در می آورد . خدا جبار است جبران می کند .

چه شد که آسیه در دربار  فرعون ایمان آورد ولی سایرمردم ایمان نیاوردند؟ چون آسیه فطرتش را پاک نگه داشته بود لذا وقتی موسی† و معجزه موسی† را دید ایمان آورد . و مدتها ایمانش را کتمان کرد زمانی هم که ایمانش معلوم شود از ایمان تا پای جان دفاع کرد.

ایمان واقعی در نهایت انسان را نجات می دهد.

– در نزد پیامبرˆ از جوانی گفتند که معاصی مرتکب می شد، پیامبر ˆ پرسید نماز می خواند ؟گفتند: آری . فرمود : نمازش آخر او را نجات می دهد

مومن نسبت به دنیا و آخرت باید آخربین باشد نه آخوربین . (ماندگاری)

دنبال الگوهای عملی برویم نه اسم و اعتبار ،گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل زن فرعونه باشد چون مومن است باید از او پیروی کرد ولی پسر نوح چون کافر است باید رهایش کرد پیامبرˆان الله لاینظر الی صورکم ولا اقوالکم ولکن ینظر الی اعمالکم وقلوبکم .(رفیعی)

تو ایمانت وعملت را برای خدا خالص کن نمی خواهد برای اسم و رسم انجام دهی  خدا اسم و رسمت را بلند می کند   .



« (خبری قبلی)



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 7 = 14