آسیب‌شناسی عرصه هنر از دیدگاه رهبر انقلاب

رهبر معظم انقلاب در رهنمودهای خویش ناآشنایی با تفکر اسلامی، استفاده از جاذبه های جنسی و انحطاط و مهار گسیختگی در هنر را از مهم ترین آسیب‌های هنری کشور بیان کرده‌اند.

رهبر معظم انقلاب در رهنمودهای خویش ناآشنایی با تفکر اسلامی، استفاده از جاذبه های جنسی و انحطاط و مهار گسیتخگی در هنر را از مهمترین آسیب‌های هنری کشور بیان کرده‌اند.

۱­ـ ناآشنایی با تفکر اسلامی

من نمی‌دانم این دستگاه هنری ما، کی می‌خواهد با اعماق تفکر اسلامی آشنا بشود، می‌نویسد، غلط! اجرا می‌کنند، غلط! در قالب‌های هنری حرف می‌زنند، غلط! چرا؟ (بیانات در جمع کثیری از کارگران و معلمان ۱۱/۲/۱۳۷۰)

۲ـ استفاده از جاذبه‌های جنسی

در خیلی از آثار، انسان مشاهده می‌کند برای جاذبه دادن به مثلا هنر، یک جنبه جاذبه بشری بهش می‌دهند. حالا در فیلم و هنرهای نمایشی و اینها فرض کنید مسأله جاذبه جنسی. در موسیقی یک جور دیگر، در بعضی چیزها دیگر هنری یک جور دیگر.

یعنی باید کاری بشود که هنرمند آزادانه بتواند هنر خودش را بدون ابن اجباری که گفتم ـ اجبار سمت مشتری‌طلبی ـ بتواند این جور آزادانه کار خودش را بکند تا این که هنر؛ صحیح و کامل از آب دربیایید.(بیانات در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر، ۱/۵/۱۳۸۰)

بعضی خیال می‌کنند هنر مساوی است با لاابالگیری و بی‌دینی و بی‌بند و باری؛ این غلط است.(بیانات در دیدار مسؤولان اجرایی استان فارس، ۱۸/۲/۱۳۸۷)

۳-انحطاط و مهار گیستخگی و گم کردن هدف

اشکالاتی که درباه هنر من اینجا یادداشت کرده‌ام یک انحطاط است؛ هنر انحطاط پیدا کرده، پایین رفته. یکی مهار گسیختگی است؛ یعنی از حدود خارج شده. یکی گم کردن جهت است، نایافتن جهت است. هنر ولو سالم هم باشد، باید جهتش مشخص باشد؛ ما با این هنر چه کار می‌خواهیم بکنیم.

این تز هنر برای هنر؛ از آن دروغ‌های معروفی بود که آن کسانی هم که به ما این را یاد دادند؛ خودشان هیچ معتقد نبودند؛ هیچ. ما با بعضی‌ آنها ـ همین‌هایی که شعار هنر بار هنر را می‌دادند قبل از انقلاب ـ تا صحبت می‌شد، فلان، می‌گفت آقا هنر برای هنر؛ این چیزها را داخل نکنید، بعد فهمیدیم که هیچ اعتقادی ندارند.

اینها چون می‌دیدند که هنر؛ آن روز ـ که حالا عمدتا شعر آنی که تو دستگاه دوستان ما بود، شعر بود ـ در خدمت یک اهداف و آرمانهایی دارد به کار می‌رود؛ می‌خواستند این را مانع بشوند. والا وقتی نوبت خودشان رسید، همه هنرهایی که داشتنمد و نداشتند در خدمت آرمانها دستگاه‌های استکباری قرار دادند؛ از زندان‌ها آزاد شدند و رفتند شغل هنری توی دفتر نمی‌داننم فرح و مرح و فلان گرفتند.

«هنربرای هنر» را برای دیگران می خواستند. مثل اروپایی‌ها که امروز خیلی از چیرها را برای کشورها جهان سوم می‌خواهند؛ نوبت به خودشان که می‌رسد لازم نیست. به کاربردن سلاح اتمی، به کار بردن سلاح شمیایی، ساختن سلاح‌های کشتار جمعی، بداخلاقی کردن با ملت‌ها، غارت اموال ملت‌ها، تعرض به حیثیت و هویت ملت‌ها. این در صورتی که خودشان بکنند، ایرادی ندارد، اما نسبت به آنها اگر انجام بگیرد ایراد دارد.

آنها همین‌جوری بودند. بنابراین هیچ عقیده‌ای به این ندارم من. هنر باید جهت داشته باشد، باید غایت داشته باشد، بداند برای چه است؛ برای چه می‌خواهد این بروز پیدا کند، ظهور کندف شکوفا بشود، و بعد اجرا بشود؛ تحقق پیدا کند در خارج. (چه موسیقی‌اش) حالا آن هنرهایی که فعلا توی حوزه این کار بوده؛ بیشتر موسیقی بوده و فیلم؛ که هردوش هم بسیار مهم است، هرکدام از جهتی هم واقعا جهانگیر است. خب، اینها دنبال نشده دیگر، اینها پیداست که دنبال نشده.

بنابراین من اعتقادم این است که با اجرای این مصوبات؛ با مطرح شدن آن وظایفی که مورد بی‌مهری یا بیاعتنایی قرار گرفته، و مطرح کردن آنها و تصمیم‌گیری درباره آنها، با حضور در عرصه­های فرهنگی نو به نو؛ یعنی واقعا در همه عرصه‌های فرهنگی به صورت نو به نو حضور داشته باشد این شورا، (باید) در همین قضایا یک نظر داشته باشد و لو این نظر را ابراز نکند. (بیانات در دیدار اعضاء شورای عالی انقلاب فرهنگی ۲۶/۹/۱۳۸۱)

چیزی که خیلی مهم می‌باشد، این است که به کار بردن هنر باید مثل همه ابزارهای دیگر که حامل یک فکر هستند؛ جهت گیری‌یش خیلی دقیق و روشن و درست بوده باشد و دچار اشتباه در جهت‌گیری نباشد.

پیامبر اسلام(ص) از همه ابزارها حتی ابزار هنر؛ برای حمل همین فکر ـ که حالا شما دنبالش هستید ـ استفاده کرده است؛ آن هم در راقیترین و فاخرترین حله و پوشش خودش، یعنی قرآن.

واقعا قرآن مایه هنری خیلی عجیبی دارد که اصلا برای ما قابل تصور نیست. اگر از اول تا آخر قرآن و همین طور بیانات رسول اکرم(ص) را ملاحظه کنید؛ خواهید دید توحید و دشمنی با شرک و بت و شیطان ـ که مظهر شر و بدی و پلیدی است ـ وجود دارد و موج می‌زند. همچنین تصمیم بر تلاش کار و خسته نشدن و محبت به مردم و تکریم انسان و انسانیت موج میزند.

به عبارت دیگر، اصول اسلامی و چیزهایی که پایه‌های انقلاب هستند، در تمام قرآن و از اول تا آخر ادبیات صدر اسلام و ادبیات اسلامی ـ یعنی همین روایاتی که از ائمه(ع) رسیده و نیز نهج البلاغه ـ موج می‌زند.(دردیدار با اعضای هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ۲۱/۸/۱۳۶۸).






دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 8 = 17